نتایح جستجو

  1. M

    شعر نو

    قصه ای میشنوم قصه ای از یاد جنگ قصه ای از خون سرخ. خوب به یاد می آرم مردمانی خونسرد چکمه هایی پـرِ آب بازوانی خسته از کلاشینکف سرد ..................... ......... ................:confused: صدام با این همه ابهت رفت تو خودت را بالا نگیر دوستان من هیچی از شاعری بلد نیستم همینجوری مینویسم چطور...
بالا