نتایح جستجو

  1. هدیه م

    چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  2. هدیه م

    یه چیزی ازت بپرسم مسخرم نمیکنی

    یه چیزی ازت بپرسم مسخرم نمیکنی
  3. هدیه م

    من معماری داخلی میخونم کتاب رنگ ایتن را خوندم در زمینه رنگ چیزی میشناسی که خوب باشه

    من معماری داخلی میخونم کتاب رنگ ایتن را خوندم در زمینه رنگ چیزی میشناسی که خوب باشه
  4. هدیه م

    خب جواب اونو که نگرفتم

    خب جواب اونو که نگرفتم
  5. هدیه م

    سلام مهندس خوبی؟

    سلام مهندس خوبی؟
  6. هدیه م

    خوشحالم که حالت خوب شده حالا من سوالامو بپرسم؟؟؟؟

    خوشحالم که حالت خوب شده حالا من سوالامو بپرسم؟؟؟؟
  7. هدیه م

    مرسی مهندس

    مرسی مهندس
  8. هدیه م

    سلام حال شما مثل اینکه خوب شدی

    سلام حال شما مثل اینکه خوب شدی
  9. هدیه م

    سلام مرسی شما خوبی؟

    سلام مرسی شما خوبی؟
  10. هدیه م

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم...

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما..... بر سر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا میکشت باز زندان بان خود بودم آن من دیوانه عاصی در درونم های هوی میکرد مشت بر دیوارها میکوفت روزی را جستجو میکرد میشنیدم نیمه شب در خواب های های گریه...
  11. هدیه م

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم...

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما..... بر سر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا میکشت باز زندان بان خود بودم آن من دیوانه عاصی در درونم های هوی میکرد مشت بر دیوارها میکوفت روزی را جستجو میکرد میشنیدم نیمه شب در خواب های های گریه...
  12. هدیه م

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم...

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما..... بر سر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا میکشت باز زندان بان خود بودم آن من دیوانه عاصی در درونم های هوی میکرد مشت بر دیوارها میکوفت روزی را جستجو میکرد میشنیدم نیمه شب در خواب های های گریه...
  13. هدیه م

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم...

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما..... بر سر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا میکشت باز زندان بان خود بودم آن من دیوانه عاصی در درونم های هوی میکرد مشت بر دیوارها میکوفت روزی را جستجو میکرد میشنیدم نیمه شب در خواب های های گریه...
  14. هدیه م

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم...

    روز اول با خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما..... بر سر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا میکشت باز زندان بان خود بودم آن من دیوانه عاصی در درونم های هوی میکرد مشت بر دیوارها میکوفت روزی را جستجو میکرد میشنیدم نیمه شب در خواب های های گریه...
  15. هدیه م

    سلام خوبید؟ من در سایت رمز کاربریو ذخیره کردم حالا خواهرم میخواد عضو سایت بشه ولی تا سایت بالا...

    سلام خوبید؟ من در سایت رمز کاربریو ذخیره کردم حالا خواهرم میخواد عضو سایت بشه ولی تا سایت بالا میاد مستقیم میره صفحه من چه طوری میتونه عضو بشه با تشکر
  16. هدیه م

    سلام مهندس حسابی سرت شلوغ خوشحالم که بهتر شدی

    سلام مهندس حسابی سرت شلوغ خوشحالم که بهتر شدی
  17. هدیه م

    سلام خوبی؟ راستی نمیخواد جزوه هاتونو نگاه کنین جواب سوالمو گرفتم

    سلام خوبی؟ راستی نمیخواد جزوه هاتونو نگاه کنین جواب سوالمو گرفتم
  18. هدیه م

    سلام خوبی؟

    سلام خوبی؟
  19. هدیه م

    سلام خوبید؟ مرسی از پیامتون

    سلام خوبید؟ مرسی از پیامتون
  20. هدیه م

    سلام باشه مرسی مهندس

    سلام باشه مرسی مهندس
بالا