صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم
دو چشمان قشنگت ، آتشی افکنده بر جانم
تو ای مه روی زیبایم ، بکش دست نوازش را
که همچون بره آهویی ، دوچشمت کرده حیرانم
از کدوم خاطره برگشتی به من
که دوباره از تو رویایی شدم
همه ی دنیا نمیدیدن منو
من کنار تو تماشائی شدم
از کدوم پنجره میتابی به شهر
که شبونه با تو خلوت میکنم
من خدا رو هر شب این ثانیه ها
به تماشای تو دعوت میکنم
انسان زود پشیمان میشود
گاه از گفته ها و گاه از نگفته هایش.
اما سراغ ندارم کسی را
که از مهربانی پشیمان باشد
خوش به حال آنکه خوب میداند
مهربانی منطقیترین گفتگوی زندگیست
تو به تصویری چه کودکانه دل باخته ای
منو اونجوری که در باور خود ساخته ای
تو به نقشی که چه دوره از من
عکس ماهه توی آب روشن
توی رویایی مث بیداری
تو میخوای که ماهو از برکه بیای برداری...
روحـــم مـی خواهد بــرود یک گوشــه بنشــیند
پشتـــش را بکنـــد به دنیــــا ؛
پاهایش را بغــــل کنـــد و بلنـــد بلنـــد بگوید :
من دیگر بـــــازی نمـــی کنـــم…
احتمال داره هفته اینده بیام سمتت
امادگی داشته باش

واکنش ها: ALIREZA.F.1988