گلسا2 Apr 11, 2013 میدونم مامان زنگ زده میگه وزد بیا میگه فردا استراحت کنی خوب میشی دیروز استراحت کردم خوب نشدم نمیدونم چرا میدونی چیه من اون روز خودم کشیدم وزنم شده بود73 کیلو بعد گفتم خدا کنه مریض شم وزنم کم شه خداهم مریضم کرد تا قدر سلامتیم بدونیم داداش
میدونم مامان زنگ زده میگه وزد بیا میگه فردا استراحت کنی خوب میشی دیروز استراحت کردم خوب نشدم نمیدونم چرا میدونی چیه من اون روز خودم کشیدم وزنم شده بود73 کیلو بعد گفتم خدا کنه مریض شم وزنم کم شه خداهم مریضم کرد تا قدر سلامتیم بدونیم داداش
گلسا2 Apr 11, 2013 گاهی یک نگاه آن قدر مهربان است که چشم هرگز رهایش نمی کند گاهی یک عشق آن قدر ماندگار است که زمان حریفش نمی شود و گــــــــــــاهی یک دوست آنقدر عزیز است که قلب رهایش نمی کند
گاهی یک نگاه آن قدر مهربان است که چشم هرگز رهایش نمی کند گاهی یک عشق آن قدر ماندگار است که زمان حریفش نمی شود و گــــــــــــاهی یک دوست آنقدر عزیز است که قلب رهایش نمی کند