ALIREZA.F.1988
پسندها
20,393

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • عضی آدم ها را نمی شود داشت

    فقط می شود یک جور خاص

    دوستشان داشت ...

    بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که

    برای تو باشند یا تو برای آن ها !

    اصلا به آخرش فکر نمی کنی

    آن ها برای اینند که دوستشان بداری

    آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !

    یک جور خاص دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ... !

    این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم

    در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد ...
    گاهی یک نگاه آن قدر مهربان است که

    چشم هرگز رهایش نمی کند

    گاهی یک عشق آن قدر ماندگار است که

    زمان حریفش نمی شود

    و گــــــــــــاهی یک دوست

    آنقدر عزیز است که قلب رهایش نمی کند


    Click here to view the original image of 800x531px.
    سهنام به روی ماهت
    خوفی؟
    وایس سلمندم کلدیا حسافی منسیییییییییییی
    حمام رفتم...لباسامم شستم
    بعدشم که میرم پیش استاد
    بعدمیام وسایلاموجمع میکنم تا5کلی مونده
    منتظرم دوستمم قراره باهم بریم پیش اوستاد
    اومدمیرم
    نه باباچه کاری؟
    اینوکه حتمامیگم مگه میشه دعای به مهمیوفراموش کنم؟؟؟
    خدایاخودت شاهدباش که من چیزی براخودم نمیخام....
    آره که دوستت دارم عزیزم
    چون همش یه نیرویی به من میگه که تویه دخترنازی .......
    باشه بروی چشم عسیسم
    بوس بووووووس
    نه واسه چی ناخارت بشم!!؟
    آیکونام غیرفعالن والا دارم میخندم....هه هه هه هه .....دیدی؟
    باشه دیگه من برم
    بابای
    من توروبزنم؟نه عمرا تو ستاره کوچولوی خودمی....نازی....عسیسم....
    باشه برات دعامیکنم حتما
    الانم دارم میرم ازاستاد آزمایشگام اجازه بگیرم...
    بابای....
    هه هه فکرمیکنی که اذیتم میکنی......
    نترس من گرگارونخورم اونانمیتونن منوبخورن.....
    باشه قبول....
    ینی ازسرنگرانی نبوده؟؟؟بس چرا اینطوری شده؟علتش چیه؟
    راستی امروز ساعت5قراره برم مشهد
    حتمابراسربه راه شدنت دعامیکنم.......
    واقنی؟
    ینی نگرانمم میشی؟
    درضمن اون علیک من جواب سامممت بود نه سلاممممت!!!
    تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد
    و من تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم
    شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر کرده
    و شاید یک مه کمرنگ از شعری که می خوانم
    تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
    که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می دانم
    غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
    و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
    به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
    قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
    بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
    دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا