19 دقیقه مانده است
به صورتش نگاه می کنم و می خندم.... به چشم هایش تف می کنم
18دقیقه وقت دارم
رییس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرف هایم گوش دهد
17 دقیقه باقی مانده
می گوید " یک هفته ، نه سه هفته ی دیگر خبرم کن
حالا فقط 16 دقیقه وقت داری ."
وکیلم می گوید متاسفانه نتوانستم کاری برایت انجام دهم
م م م ...15 دقیقه مانده است
اشکالی ندارد اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن
14 دقیقه وقت دارم
پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد
در این 13 دقیقه ی باقی مانده
از آتش و سوختن می گوید و من احساس می کنم که سخت سردم است
12 دقیقه ی دیگر وقت دارم
چوبه ی دار را آزمایش می کنند ، پشتم می لرزد
11 دقیقه وقت دارم
چوبه ی دار عالیست و کارش حرف ندارد
10 دقیقه ی دیگر وقت دارم
منتظرم که عفوم کنند ... آزادم کنند
به صورتش نگاه می کنم و می خندم.... به چشم هایش تف می کنم
18دقیقه وقت دارم
رییس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرف هایم گوش دهد
17 دقیقه باقی مانده
می گوید " یک هفته ، نه سه هفته ی دیگر خبرم کن
حالا فقط 16 دقیقه وقت داری ."
وکیلم می گوید متاسفانه نتوانستم کاری برایت انجام دهم
م م م ...15 دقیقه مانده است
اشکالی ندارد اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن
14 دقیقه وقت دارم
پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد
در این 13 دقیقه ی باقی مانده
از آتش و سوختن می گوید و من احساس می کنم که سخت سردم است
12 دقیقه ی دیگر وقت دارم
چوبه ی دار را آزمایش می کنند ، پشتم می لرزد
11 دقیقه وقت دارم
چوبه ی دار عالیست و کارش حرف ندارد
10 دقیقه ی دیگر وقت دارم
منتظرم که عفوم کنند ... آزادم کنند

