خرافات و شبه علم

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
در این تاپیک که اگر عمری باقی بود ادامه دار خواهد بود، به این میپردازیم که خرافات و شبه علم چرا و چطوری وارد زندگی بشر شدن و نمونه هایی از این دست رو مورد بررسی قرار میدیم و با نشانه گذاری شون و مطرح کردن علائم شبه علم و خرافات، به خواننده و مخاطب در شناسایی این آفت ها کمک میکنیم
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
اما چرا به خرافات و شبه علم به چشم آفت جامعه ی بشری نگاه میکنیم؟

دلیل مشخصی داره و منطقی! خرافات و شبه علم که در ادامه باهاشون آشنا میشیم، از یک طرف هیچ ارزش افزوده ای برای جامعه ی بشری نداشته و ندارن، از طرف دیگه باعث هدر رفت زمان، انرژی، سرمایه و ... میشن!

از سوی دیگه! با هدر دادن موارد مطرح شده، از صرف اونها در راستای پیشرفت جامعه ی بشری و ایجاد فرصت های بیشتر برای شکوفایی جامعه هم جلوگیری می‌کنه!

خب حالا سوالی پیش میاد، آیا اعضای جوامع بشری آگاهانه انرژی، زمان و .... شون کاملا تلف شده؟ یا از سر ندادم کاری و جهالت ؟
به نظرم پاسخ این سوال رو باید به هر فرد سپرد که اگر در راستای تکثیر خرافات و شبه علم قدم بر میداره آیا به این موارد آگاه هست یا خیر؟ و اگر کسی در راستای مقابله با خرافات و شبه علم قدم بر میداره در این راستا چه دستاوردی داشته؟ آیا به دلیل گرایش افراد به خرافات و شبه علم اشراف پیدا کرده یا خیر و اگر بله دلیلش چی هست به نظر اون فرد؟
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
خرافات یا به قول خارجی ها Superstitions!
به چه چیزی گفته میشه؟
به مواردی که هیچ پایه و اساس منطقی و قابل استناد و قابل استدلال و استنتاجی ندارند!
برای مثال بعضی افراد اعتقاد دارند عدد سیزده نحس هست! اما دلیل و منطق پشتش چیست؟
اگر میدونید در تاپیک مشارکت کنید
بعضی عقیده دارن اگر قرار دادی در زمان قمر در عقرب ( مدت زمانی که ماه در دایرةالبروج مقابل صورت فلکی عقرب قرار میگیره) بسته بشه نتیجه ی خوبی نخواهد داشت! این زمان تقریبا معادل آبان ماه هست
یا جماعتی معتقد هستند اگر نطفه ی نوزادی در این زمان تشکیل بشه اون نوزاد بد شگون خواهد بود یا ازین دست خزعبلات
یا بعنوان مثالی دیگه اگر از زیر نردبان رد بشید اتفاق بدی براتون میوفته!
یا قدیما میگفتن اگر روی سطل برنج بنشینید تبدیل به میمون میشید!
یا حتی یه موردی که در دهه ها قبل با داستان سرایی در روزنامه ها هم چاپ شده بود! داستان دختری بود که گفته می‌شد قرآن رو پاره کرده و مادرش رو کشته و تبدیل به میمون شده!!
و از اون سمت هم مثلا گفته میشه دعای فلان اگر بخوانید روزی و برکت به زندگی تون سرازیر میشه!
یا اگر دعای فلان رو بخونید از مریضی رها میشید! ( فقط نمی‌دونم چرا معتقدین به دعا برای درمان مریضی ها خودشون اولین افرادی هستن که با یدونه عطسه به سراغ دکتر های مختلف میرن!)
اگر تمام موارد مطرح شده رو به آزمایش بگذارید، بدین صورت که جامعه ی آماری به اندازه ی کافی بزرگ ( بسته به هر مورد تعداد جامعه ی آماری می‌تونه متفاوت باشه) در نظر بگیرید و تحت شرایط یکسان، همه ی افراد جامعه ی آماری یکی از این موارد رو انجام بدن، خواهید دید که درصد بسیار زیادی ( حداقل ۵۱ درصد) از جامعه ی آماری نتایج پیش بینی شده توسط خرافات رو بدست نخواهند آورد و یا اگر جامعه ی آماری رو به دو دسته تقسیم کنید و در شرایطی یکسان و فقط با اعمال شرایط به یکی از گروه ها ( مثلا یک گروه دعا بخونه که براش شانس بیاره) به هر دو گروه یک کار رو با شانس مشخص بسپارید، خواهید دید نتایج یکسان خواهد بود
برای مثال اگر عقیده ای به شانس آور بودن آویزان کردن نعل اسب دارید، پنجاه نفر رو در اتاقی که در اون نعل اسب آویزان شده قرار بدید و ازشون بخواید تا در مجموع ۱۰۰۰ بار تاس بریزند و اعداد نشون داده شده بر روی وجه بالایی رو ثبت کنن
در سمت دیگر هم از گروهی مشابه که در خانه ای با پلاک ۱۳ قرار داده شدن بخواهید که همین کار رو انجام بدن
در نهایت خواهید دید که درصد رخداد هر کدوم از اعداد روی تاس برای هر دو گروه حدود ۱۶ درصد هست
فارغ از پلاک ۱۳ یا وجود نعل اسب یا حتی خواندن دعای جوشن کبیر یا هر چیزی که فکر میکنید می‌تونه در خوش شانسی افراد موثر باشه
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
حالا بریم به سراغ دوست عزیزمون شبه علم که خارجی ها بهش sodo science هم میگن
این دسته از آفات جامعه ی بشری هم مشابه خرافات هستن، امااااا
دسته ای که سردمداران تکثیر این آفات هستن ( امثال مزدافر ها) با استفاده از اصطلاحات علمی، سعی در توضیح علمی و بزک کردن خزعبلاتی دارند که به خورد جامعه ی نا آگاه میدن
از امثال این دست آفات میشه به انواع عرفان، از باشگاه پنج صبحی ها بگیرید تا عرفان حلقه و .....اشاره کرد
این دست خزعبلات معمولا با عناوینی مثل انرژی مثبت یا منفی!! ارتعاش!! فرکانس!! و ‌.... قابل شناسایی هستند
هر کسی که کمی از قضیه ی کار و انرژی اطلاع داشته باشه می‌دونه که مثبت و منفی بودن میزان انرژی در محاسبات تنها به این معنی هست که سیستمی انرژی از دست میده یا انرژی بدست میاره! وگرنه انرژی همان انرژی هست و دسته بندی ای به شکل مثبت و منفی ندارد! و البته انرژی ها قابل اندازه گیری هستن و برای اندازه گیری هر نوع از اون دستگاهی وجود داره یا به صورت مستقیم اندازه گیری میشه یا با اندازه گیری پارامتر های مورد نیاز برای محاسبات به صورت غیر مستقیم! اگر از فردی شنیدید انرژی مثبت و منفی، ابتدا ازش بپرسید چند ژول؟
اگر پاسخی نداد و درنگ کرد بدونید خود فرد ناآگاهی که باهاش روبرو شدید هم نمیدونه در مورد چه چیزی صحبت می‌کنه! و فقط مثل طوطی سانان سخنان یک شیاد رو تکرار می‌کنه!
یا در مورد ارتعاشات! ارتعاش به ایجاد شدن یک موج مکانیکی در محیط مادی گفته میشه
مثل چی؟
مثل تولید صدا با کوبیدن بر روی هر سطحی (به مثال ساز های کوبه ای) یا نواختن سازهای زهی با زخمه یا آرشه برای تولید نواهای مختلف
حالا این ارتعاشات یا امواجی که ایجاد میشن خواص مشخصی دارن، مثل طول موج، شدت موج، فرکانس، انرژی ( در فیزیک موسیقی برای امواج صوتی مود های هارمونیک هم اندازه گیری میشن و طبق اونها ساز های مختلف طراحی و باز طراحی میشن)
و اگر از کسی که خزعبلاتی در مورد ارتعاش و فرکانس و اثرش در ثروت مند شدن شما میگه، اولین سوالی که ازش باید بپرسید این هست که تعریف فرکانس چی هست ؟
ارتعاش مورد نظرش چه خواصی داره؟ با چه طول موجی منتشر میشه و .....
اگر پاسخ مشخصی و بهتون نداد بدونید باز هم فرد مورد نظر هیچ دانشی در زمینه ی حرفی که میزنه نداره و باز هم طوطی وار حرف مشتی شیاد رو تکرار می‌کنه

اما اگر همین سوالات رو از یک معلم فیزیک، یا دانشجوی فیزیک بپرسید در حد دانشش پاسختون رو خواهد داد و یا نهایتا شما رو به کتب مرجع فیزیک در موردی که براتون سوال هست ارجاع میده
مثلا برای امواج، فرکانس، ارتعاش و انرژی ، کتاب معروف فیزیک هالیدی در سه جلد موجود هست و یا تو نسخه های انگلیسی شد که معمولا یک یا دو جلد هستن به زبانی ساده پاسخ سوالات تون رو پیدا خواهید کرد

اما دسته ی جدیدی از این شبه علم ها هم وجود دارن که به خیال خودشون از قبلی ها باهوش ترند
اما نمیدونن که ما فیزیک خوان ها در کمین نشستیم تا تک تک شون رو شکار کنیم
برای اینکه مخاطب شون نه درک درستی از قضیه داشته باشه و نه حتی فکرشم بکنه که به سمت مطالعه ی علمی مبحث بره و خزعبلاتی که شنیده رو زیر سوال ببره! از اصلاح کوانتوم استفاده میکنند! که بله در فیزیک کوانتوم اگر شما به ذره ای نگاه کنید اون نگاه شما ماهیت ذره رو عوض خواهد کرد! ( این گذاره از لحاظ علمی کاملا غلط هست!) چون اهالی فیزیک که با مکانیک کوانتمی آشنایی دارن تو بخشی از کتاب مکانیک کوانتومی گریفیث و یا همون جناب گاسیورویچ میخونن که چیزی که بعنوان ماهیت دوگانه ی موج-ذره ای نور مطرح شده، در حقیقت از تغییر ماهیت نور ناشی نمیشه، بلکه رفتار ذره یک فوتون به موج شباهت پیدا می‌کنه!
و چون اکثر افرادی که به مکانیک کوانتوم تسلط ندارن اون رو بخشی غیر قابل درک از فیزیک میدونن ( حتی فیزیک خوانان) باقی افراد که اهل فیزیک نیستن هم معمولا به سمت کند و کاو موضوع نمیرن و گاها در دام بچه زرنگ های کوانتومی میوفتن
در مورد این افراد پیشنهاد میکنم با یک دانشجوی حداقل ترم ۵ کارشناسی فیزیک مشورت کنید تا سوال مناسب برای پرسیدن از این جماعت رو بهتون معرفی کنه
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
اما خرافات از کجا اومدن و ریشه شون کجاست ؟ و چه وجه مشترکی با شبه علم دارن؟
اگر نگاهی به عقب تر بندازیم میبینیم که خیلی از این خرافات بخشی از فرهنگ مردم در جوامع شدن و دلیلش هم از یک خطای شناختی و تمایل آدمیزاد برای ترسیم یک نقشه ی راه و تظاهر اون به شناخت پدیده های ناشناخته نشات میگیره
اما چطور؟
به یکی از خرافات بپردازیم
اینکه آویزان کردن اون جسم آبی دایره ای شکل که شبیه به چشم هست و عقیده به اینکه آویزان کردن این جسم از دیوار خانه یا آینه ی خودرو باعث جلوگیری از رخداد اتفاقات بد برای افراد میشه! که از قضا این افراد اعتقاد به یک خرافه ی دیگه هم دارن که به چشم زخم معروف هست! که میگن اگر فلانی در مورد ما یا اموال منقول و غیر منقول مون تعریف کنه حتما برای خودمون یا اون اموال اتفاق بدی میوفته!!!!
حالا اگر همون فردی که مثلاً چشم شوری داره اگر با تمام توانش داد بزنه هم انرژی موج صوتی ای که تولید می‌کنه نمیتونه یدونه دستمال کاغذی رو تکون بده! اما بعضی از جماعت بی خرد تصور میکنن کلماتی که از دهان بعضی افراد خارج میشه باعث بدبختی و یا خوشبختی این جماعت می‌تونه بشه!
حالا اگر این فرد در بین یک جمع صد نفری بشینه و در مورد همشون حرفهای خوب و بد بزنه تمام این صد نفر ده روز هم تو یک اتاق بمونن و مورد مسمومیت قرار نگیرن و کسی از همون صد نفر کتکشون نزنه مطمئنا اتفاقی براشون خواهد افتاد!

اما اینکه جماعتی عقیده دارن مثلا تعریف فلان فرد از ایشون باعث اتفاقات بد براشون میشه از اینجا میاد که این افراد همه چیز رو در دنیا مقصر اتفاقاتی که براشون میوفته میدونن، بغیر از اشتباه خودشون در انتخاب هاشون
مثلاً فردی خودرویی تازه خریده، اما موتور خودرو یا سیستم ترمز اون ایراد داره و در زمان خریدن همه ی موارد مربوط به سلامت خودرو چک نشده! ولی وقتی در حال حرکت ناگهان خودرو خراب میشه یا ترمز جواب نمی‌ده و تصادف میکنه، ترجیح میده بپذیره که فلانی که چشمش شور بود ( حالا اینکه چند کیلو نمک تو چشمش بود رو هم نمیتونن اندازه بگیرن) و باعث تصادف شد، تا اینکه بپذیرد اشتباه خودش در چک نکردن خودرو و عدم توجه به سلامت سیستم موتور و یا ترمز خودرو باعث خرابی و یا تصادف شده!

و در مواردی هم الگو سازی های اشتباه صورت میگیره

در مورد خطای شناختی که مربوط به الگو سازی میشه، نمونه ای از جنگ جهانی دوم میشه مثال زد
زمانی که آلمانی ها در حال بمب باران انگلستان بودن، جماعتی در ارتش انگلستان بعد از بررسی حملات صورت گرفته توسط آلمان ها، به این نتیجه رسیدن که آلمان ها طبق الگوی مشخصی شهر های مختلف انگلستان رو مورد هدف قرار میدن، و بر مبنای این الگو سازی و تئوری، در بازه های زمانی پیش بینی شده برای حمله ی آلمان ها، شهر هایی که تصور میکردن طبق الگو مورد حمله قرار میگیره رو تخلیه میکردن
این الگو در حدود ۵۰ درصد اوقات جواب میداد و باعث حفظ جان ۵۰ درصد شهروندانی شد که شهر هاشون مورد هدف بمب های آلمان ها قرار گرفت
اما انگلیسی ها این رو در نظر نگرفتن که تئوری ای که در نظر داشتن در ۵۰ درصد مواقع هم جوابگو نبود و باعث کشته شدن شهروندان بسیاری هم شد!
بعد ها بعد از تسلیم آلمان ها، مشخص شد که آلمان ها هیچ الگوی مشخصی برای بمب باران نداشتن و بصورت کاملا رندوم شهر های انگلستان رو مورد حمله قرار میدادن
خرافات هم دقیقا به همین صورت هست! پیش بینی هایی انجام میدن که حتی ممکنه در پنجاه درصد اوقات هم جوابگو نباشه
مثل این خواهد بود که شما برای بررسی رخداد اتفاقات مختلف سکه بندازید و با شیر یا خط اومدن براشون تصمیم بگیرید!

در واقع میشه گفت خرافات به همون اندازه معتبر هستن که تاثیر شیر یا خط اومدن روی یک سکه ی سالم در پیش بینی اتفاقات معتبر هست
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
در برخورد با خرافات راه حلی وجود داره که هم می‌تونه بهتون کمک کنه که به خرافه بودن یک چیز پی ببرید و یا اینکه اگر زمانی به عقیده ای پافشاری کردید چک کنید و ببینید که آیا عقیده تون خرافه به حساب میاد و یا اینکه پایه و اساس داره
برای بررسی موارد، به روشمندی علمی مراجعه کنید
روشمندی علمی سوالاتی رو مطرح می‌کنه که عقیده تون رو باید از فیلترش بگذرونید
فایل ضمیمه توضیحی ساده از روشمندی علمی هست که البته به انگلیسی هست و در پیام بعدی این روشمندی رو به زبان فارسی ساده توضیح میدم
و در نهایت اگر عقیده تون ( چه به نظر علمی میاد و چه غیر علمی) از فیلتر ها به سلامت عبور کرد میتونید به درستی ش رای بدید
 

پیوست ها

  • 1161-Scientific-Method.pptx.zip
    1.5 مگایابت · بازدیدها: 0

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
اما روشمندی علمی یا Scientific method به چی میگن ؟

در تعریف، روشمندی علمی به مراحلی میگن که برای بررسی رابطه ی علت و معلولی طی میشن
و البته این بررسی به این صورت هست که ما باید روش تجربی ای طراحی کنیم برای بررسی اینکه وقتی که تنها یک متغیر تغییر میکنه، در نتیجه ی اون چه چیزی پیش‌بینی میشه
یعنی چی؟ به این معنی هست که آزمایشی طراحی کنیم و بتونیم بگیم که با اضافه کردن پارامتر مورد نظرمون، چه تغییری در دنیای اطرافش پیش بینی میشه
برای مثال، اگر یک تیکه گوشت داخل ماهی تابه بذاریم، پیش بینی میکنیم که اگر زیر ماهی تابه شعله ی آتش قرار بدیم، گوشت بعد از نیم ساعت پخته خواهد شد
حالا اگر کسی این رابطه ی علت و معلولی رو بخواد بررسی کنه، می‌تونه تیکه ای گوشت داخل ماهی تابه قرار بدیم و زیرش آتش قرار بدیم و بررسی کنیم ببینیم آیا آتش علت پختن گوشت خواهد شد یا خیر

و به این پروسه Hypothesis گفته میشه یا فرضیه سازی
این پروسه معمولا با این سوال شکل میگیره که بپرسیم « اگر X پس Y» یا بقول انگلیسی ها
"IF X then?"

مثلاً گفته میشه «اگر به یخ حرارت بدیم، پس ذوب خواهد شد»
این میشه فرضیه ی ما که اگر به جسمی حالا میخواد یخ باشه یا فولاد باشه اگر بهشون به اندازه کافی حرارت بدیم ذوب خواهند شد
و این فرضیه سازی بر مبنای شواهد شکل میگیره به این معنی که از مشاهدات مون فرضیه می‌سازیم

در مرحله ی بعد میرسیم به نظریه پردازی یا ساختن یک Theory
برای ساختن یک تئوری یا نظریه، باید تا حد ممکن آزمایش انجام داد و شواهد مختلف رو بررسی کرد، مثلا اگر گفتیم حرارت دادن به اجسام جامد باعث ذوب شدنشون میشه، این آزمایش رو در مورد تمام عناصر یا موادی که میشناسیم، از بلور ها گرفته تا آلیاژ های مصنوعی مختلف انجام داد، و حتی به قصد اینکه نظریه رو نقض کنیم، یعنی تا جایی تعداد آزمایش ها و موارد مورد آزمایش رو تغییر بدیم تا در صورت امکان مثال نقضی برای اون موضوع پیدا کنیم، مثلا اونقدر مواد رو تست کنیم تا شاید جسم جامدی باشه که با حرارت دادن ذوب نشه!
و بعد از اون نظریه رو با داده های غیر مرتبط و ایده های جدیدی ممکن هست است میکنیم تا ببینیم آیا موارد مختلف رو توضیح میده یا خیر
و از طرف دیگه نظریه مون باید انعطاف پذیر باشه و تحت شرایط مرزی و یا خاص، هم جوابگو باشه
برای مثال بذارید در مورد انعطاف پذیری نظریه ی نسبیت خاص صحبت کنیم
مثلاً برای محاسبه ی زمان ویژه، یا انرژی جنبشی در سرعت های بالا و نزدیک به سرعت نور
با ترمی مواجه میشیم که در نسبیت خاص معمولا برای سادگی کار و در هم نپیچیدن فرمول ها اون ترم رو با حرف لاتین β نشون میدیم و میدونیم که این پارامتر به صورت زیر تعریف میشه:
β=(v^2/C^2) هست
معمولا هم پارامتری ها با تقسیم یا ضرب در عبارت زیر تاثیر نسبیتی شون بدست میاد
Sqrt(1-β)

حالا ما میدونیم که نظریه نسبیت تو سرعت های بالا اثرات نسبیتی رو توجیح می‌کنه اما آیا در سرعت های پایین هم کار می‌کنه ؟
البته که کار می‌کنه!
وقتی سرعت پایین میاد تغییرات در پارامتر β خودش رو نشون میده عملا این پارامتر به سمت ۰ میل می‌کنه و وقتی پارامتر β برابر صفر میشه معادلات حرکت نسبیت خاص تبدیل به معادلات حرکت فیزیک کلاسیک میشه
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
در ادامه، وقتی نظریه تون بار ها و بارها مورد آزمایش قرار گرفت و هر دفعه تو تمام آزمایشها سربلند موند، و تحت هر شرایطی تونست پیش بینی درستی ارائه بده حتی نظریه تون می‌تونه تبدیل به قانون هم بشه! مثل قانون سوم نیوتن

حالا نگاهی به خرافات اطرافتون بندازید
آیا از این مراحل جون سالم به در میبرند؟
اگر به آزمایش گذاشتید و جون سالم به در بردند بدونید که عقیده، فرضیه و نهایتا نظریه ای که دارید درست هست
اما اگر نشد، بهش تکیه نکنید و به کنار بذاریدش
 

vergilangleos

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
فقط حیف که کسانی که بیش از همه نیاز به خوندن و دونستن این چیزا دارن نه هرگز میخونن و نه میشنون، بخصوص خرافه پرستان وطنی
کتاب جهان شیطان زده کارل سیگن خیلی خوب به این موضوع پرداخته
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
فقط حیف که کسانی که بیش از همه نیاز به خوندن و دونستن این چیزا دارن نه هرگز میخونن و نه میشنون، بخصوص خرافه پرستان وطنی
کتاب جهان شیطان زده کارل سیگن خیلی خوب به این موضوع پرداخته
مسئله اینجاست که اهل اندیشه درگیر خرافات نمیشن
و اهل خرافات اهل اندیشه نیستن
چون خرافات همیشه ساده ترین پاسخ رو به پیچیده ترین سوالات داده و اگر در مورد اون سوالات اندیشه کنید به تحمل رنج محکوم خواهید بود
همیشه دانستن رنج آور هست
برای مثال
اگر از شما بپرسند جهان چطور به وجود اومده ، چه پاسخی خواهید داد؟
خدا جهان رو به وجود آورده؟ و یا اینکه به تئوری های خلق دنیا روی میارید؟
حالا جالب اینجاست که مثلاً اگرم کسی پاسخ اول رو بده، میشه ازش پرسید، خب این خدا که می‌فرمایید، چطور جهان رو خلق کرده؟ و برای این سوال دومی پاسخی ندارند و ترجیح میدن در جهل مرکب بمانند بجای اندیشیدن و تلاش برای شناخت دنیا
 

Similar threads

بالا