kimia63' آخرین فعالیت

  • kimia63
    kimia63 reacted to *mahdieh*'s comment on شبگرد23's profile post with Like Like.
    رز آبی به احمد هم کادو بده، دوست داره😉
  • kimia63
    kimia63 reacted to Ahmad Engineer's post in the thread کاش...‌ with Like Like.
    کاش بیشتر بغلت کرده بودم...
  • kimia63
    kimia63 reacted to شبگرد23's post in the thread رد پای احساس ... with Like Like.
    من هم یکبار زندگی کرده ام با چشمهایی که می دیدن با پاهایی که می‌رفتند و با دستهایی که گاه دستهای تو را....
  • kimia63
    kimia63 reacted to Ahmad Engineer's post in the thread رد پای احساس ... with Like Like.
    شاید دلت خواستو باهات نیومد . یا شایدم دلت باهات نیومد...
  • kimia63
    kimia63 reacted to naghmeirani's post in the thread رد پای احساس ... with Like Like.
    قدرت عشق بنازم کـه به یک تیر نگاه جانِ شیرین بسپارند دو بیگانه به هم... - سعدی
  • kimia63
    kimia63 reacted to *mahdieh*'s post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    در فراق دوستان، آخر ز ما چیزی نماند هر که رفت از هستی ما، پاره‌ای با خویش برد
  • kimia63
    kimia63 reacted to *M.A*'s post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    آتش بگير تا كه بدانى چه ميكشم‏ احساس سوختن به تماشا نمي شود گويند روزگار فراموشى آورد هرگز غم تو از سر ما وا نمي شود
  • kimia63
    kimia63 reacted to حميدرن's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشت باز مشتاقِ کمان‌خانهٔ...
  • kimia63
    kimia63 reacted to naghmeirani's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز سرم آمد به برِ سینه؛ سلام ای شیراز وامداریم و سر افکنده ز خجلت در پیش که پس‌انداخته‌ایم این‌همه وام ای...
  • kimia63
    kimia63 reacted to حميدرن's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    زان یارِ دل‌نوازم، شُکری است با شکایت گر نکته‌دانِ عشقی، بشنو تو این حکایت بی‌مزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را،...
  • kimia63
    kimia63 reacted to naghmeirani's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی «سعدی»
  • kimia63
    kimia63 reacted to حميدرن's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاک بر زبان بود مرا آن‌چه تو...
  • kimia63
    چشم در‌ چشم که باشی کار دستم‌ می دهی مثل قندی،دوست دارم در دلم آبت کنم
  • kimia63
    بهت گفتم نرو گفتی دلیلی داره هر رفتن بهت گفتم بمون گفتی بهونه ای میخواد موندن مسیره عشقمون آخر به سمت یه دو راهی رفت نمیدونم که...
  • kimia63
    .. یکی بود آن یکی هم قسمت دیگری بود...!
بالا