kimia63' آخرین فعالیت

  • kimia63
    kimia63 reacted to vinca's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    در گلشن حسن تو خلل راه ندارد در خواب بهارست خزانی که تو داری
  • kimia63
    kimia63 reacted to *mahdieh*'s post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
  • kimia63
    kimia63 reacted to vinca's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    دو روزی نیست افزون عمر ایام برومندی مشو غافل ز حال تلخکامان تا ثمر داری
  • kimia63
    kimia63 reacted to naghmeirani's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    این ماهی افتاده در تنگ تماشا را پس کی به آن دریای آبی‌رنگ می‌خوانند؟ فاضل نظری
  • kimia63
    kimia63 reacted to vinca's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    مکش ز دست من آن ساعد نگارین را که خون ز دست تو بسیار در دل است مرا
  • kimia63
    kimia63 reacted to ALIREZA.F.1988's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    دل بستم و دل دادم و دلشوره گرفتم از بهر رسیدن به خدا روزه گرفتم خودم
  • kimia63
    kimia63 reacted to plant_biology's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    تا به غایت ره میخانه نمی دانستم ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد.
  • kimia63
    kimia63 reacted to **آگاهدخت**'s post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    یاد ایامی که در دریای بی پایان عشق کشتی ما بادبان از پرده های راز داشت
  • kimia63
    kimia63 reacted to vinca's post in the thread 🔺️هوای تو... ♡ with Like Like.
    ای گل شوخ که مغرور بهاران شده‌ای خبرت نیست که در پی چه خزانی داری
  • kimia63
    kimia63 reacted to naghmeirani's post in the thread 🔺️هوای تو... ♡ with Like Like.
    تا وقتى که صدای خنده‌هاتو نشنیده بودم هیچوقت نمیدونستم عشق‌هم صدا داره ...🕊 ❄️
  • kimia63
    kimia63 reacted to vinca's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    مرا از زندگانی سیر کرد از لقمه اول طعام این خسیسان آب شمشیرست پنداری
  • kimia63
    kimia63 reacted to naghmeirani's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد گویی بجای خورشید من زخم خورده...
  • kimia63
    kimia63 reacted to vinca's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    مشو از ناله افسوس غافل چون جرس باری اگر از کاروان همچون خبر بیرون نمی‌آیی
  • kimia63
    kimia63 reacted to naghmeirani's post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم...
  • kimia63
    kimia63 reacted to *mahdieh*'s post in the thread مشاعرۀ سنّتی with Like Like.
    از پریدن‌های رنگ و از تپیدن‌های دل عاشق بیچاره هرجا هست، رسوا می‌شود
بالا