برای تو می نویسم

وضعیت
موضوع بسته شده است.

narges224

عضو جدید
کاربر ممتاز
مــن می نویسم و
تـــــــــو
نـــــمی خوانی !
امـــــــــــا
مخــــــاطب که تــــــو باشی …
مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم....
 

narges224

عضو جدید
کاربر ممتاز
سهم من
خانه ای اجاره ای در قلب توست !
و هر روز ...
ترس از ریختن وسایلم در کوچه ها !
 

narges224

عضو جدید
کاربر ممتاز
تو که میدانستی با چه اشتیاقی…خودم را قسمت میکنم
پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی…برای
خداحافظی …خیلی دیر بود…خیلی دیر !!



 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
باران که می بارد
دلم برایت تنگ تر میشود
راه می افتم ...
بدون چتر...
من بـغض می کنـم ...
 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif][/FONT] [FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif]یک قلب
کوچک دارم که درونش یک دنیا عشق است....
[/FONT][FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif]همین قلب
کوچک یک عالمه دوستت دارد
[/FONT][FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif]می تپد برای تو ، شکسته است بدون تو ، دلتنگ است از دوری تو ،[/FONT][FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif]خوشبخت است در کنار تو ، تنهای تنهاست به عشق تو[/FONT]
 

narges224

عضو جدید
کاربر ممتاز
نه چتر داشتی
نه روزنامه
نه چمدان که عاشقت شدم......
از کجا باید می دانستم مسافری؟؟؟!!


 

mona f

اخراجی موقت
لمس تن تو

لمسِ

تن تو
شهوت

است و گناه

...
حتی

اگر خدا عقدمان را ببندد....
داغیِ

لبت ، جهنم من است
...حتی اگر

فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم

آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی

اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد.....
فرزندمان،

حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی

اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من!
حتی

اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک

بوسه
ـ
یک نگاه حتی ـ حرامم باد !
اگر


تو عاشق من نباشی ......
 

narges224

عضو جدید
کاربر ممتاز
چقدر باید بگذرد تا من در مرور خاطراتم وقتی از کنار تو رد میشوم تنم نلرزد؟ بغضم نگیرد؟ کسی میداند که امروز چند بار فرو ریختم از دیدن کسی که تنها لباسش شبیه تو بود؟


 

mona f

اخراجی موقت
عشق در لحظه پدید می آید

و دوست داشتن در امتداد زمان

و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است
 

mona f

اخراجی موقت
افسانه ها را رها كن


دوری و دوستی كدام است؟؟


فاصله هایند كه عشق را می بلعند ...

تو اگر نباشی........

دیگری جایت را پر میكند!!

به همین سادگی.!!!

 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
آری تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است
من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن ای سهراب
قایقت جا دارد?
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم
به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو به هر جور دلت خواست بیا
مثل سهراب دگرجنس تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد
مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من...
 

mona f

اخراجی موقت
من نه عاشق بودم


نه دلداده به گیسوی بلند

و

نه آلوده به افکار پلید....!

من به دنبال نگاهی بودم...!

که مرا از پس دیوانگیم می فهمید....!!!!!!!!!
 

...SPARTACUS

عضو جدید
کاربر ممتاز
مـرد است دیگر ....

گاهی تند میشود،گاهی عاشقانه میگوید....!!!

مـرد است دیگر....

غرورش آسمان ،دلش دریاست.....!!

تو چه میدانی از بغض گلو گرفته یک مرد...؟؟!
تو چه میدانی از چشمانت که شده دنیای او.....؟

تو چه میدانی از هق هقِ شبانه ای که خودش خبر دارد و بالشتش....!؟!!

تو برو پیِ درد و دل های مردی بگرد که پاییز شده کابوس شومش....!!!

مرد را فقط مرد میفهمد و مرد.....!!!
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اشک هایم بخنـــــد !

چــرا که تنهــا چیزیست که از عشق

به یادگار خــواهد ماند !
...
تــو می روی و نمی دانی که من ،

با همین اشک هـــا

تــو را بازخواهم گـــرداند !!!
 

K.K.J

عضو جدید
برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است

تویی که تصور حضورت سینه ب...ی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند

در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم

ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم
تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم
آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم

و بر صورت مه آلودت می لغزیدم
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم

تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت

را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باش

که مرهمی شود برای دلتنگی هایم
 

apadana13

عضو جدید
کاربر ممتاز
ای به داد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو منو از شب گرفتی
تو منو دادی به خورشید

اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
ناجی عاطفه ی من
شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من
از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم


وقتی شب ، شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقت هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه ی شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی
به تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده ی شبو دریدی


یاور همیشه مؤمن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست
ای رفیق آخر من
به سلامت ، سفرت خوش
ای یگانه یاور من
مقصدت هر جا که باشه
هر جای دنیا که باشی
اونور مرز شقایق
پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق
دست بی ریای من بود

 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من
نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو مینویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزلهای من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دلخوشی خوابها کم است
.
.
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
با تما م خاطرات میجنگم.....
تمامِ من بسیج شده برای کشتن خاطرات تو....
خاطرات تو...نه...خاطرات خودم....
احساس من.....دنیای من....با چاشنیِ تو...... .
هنوز چشمانم در گذشته تو را میبیند....
هنوز احساسم برای با تو بودن التماس میکند.....
و هنوز قلبم با مرور خاطراتت،درد میکشد...
چشمانم را میبندم....
فراموش کرده ام....
خاطراتم،احساسم و چشمانم برای تو.....
بگذار قلبم برای خودم باشد.
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
تو عشق را نجوا کن!
...
گوش هایم خود
خواب عاشقانه دیدن را
یاد میگیرنـــــد!
 

Aspiration

اخراجی موقت
برای تو می نویسم

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند

در کویر قلبم از تو و برای تو می نویسم

ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم

تا مثل باران برایت هر صبح شعری می سرودم

آنگاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم

و بر صورت مه آلودت می لغزیدم

ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم

تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را

وقتی از آن می گذشتی داشته باشد

که مرهمی شود برای دلتنگی هایم....
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
همین که هستی

همین که لابه لای کلماتم نفس می کشی

راه می روی

در آغوشم میگیری...

همین که پناه واژه هایم شده ای

همین که سایه ات هست...

همین که کلماتم از بی " تو " یی یتیم نشده اند؛

کافیست برای یک عمر آرامش

باش!

حتی همین قدر دور

حتی همین قدر دست نیافتنی!
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

هرگاه میگریمـــــــــ ،

تو را

در اشکــــــــ هایمـــــــ ـ ـ می بینمــــــــ ...

آنگاه

اشکـــــــ هایمــــــ ـ ـ را

پاکـــــــ می کنمــــــ

تا کسی تــــــــــــو را نبیند...
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
برای تو می نویسم...

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...

برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای

برای تويی كه قلبت پـا ك است ...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است.
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عشــــق یعنـــــــی:

وقتـــی نیستش به یادشـــی و می خوای باهــــاش باشـــی

وقتـــی باهاشـــی همــش می خوای نگـــاش کنـــــی

وقتـــی نگـــاش میکنی دوستــــ داری از تـــــه قلب شاد باشــــه

و وقتـــی داری نگاش میکنــــــی

و میفهمـــــی از تـــه قلبــــــ خوشحالـــه عاشــق تـــــر میشـــــی...
 

k.mohammadi

کاربر بیش فعال
دیروزبااول شخص بودی
امروزباسوم شخص
چه راحت با اشخاص رابطه داری...
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
میدانم !!!

چشمانت سر جنگ دارند ؟ !! یا صلح ... ؟

اینطور که نگاه میکنند.

اما انارستان آغوشت مرا به صلح دعوت میکنند . . .

من همیشه تسلیمم

من مرد صلحم

کافیست کمی دستانت را تنگ تر کنی

کمی طعم انار با عطر بهار نارنج بر جانم ریزی . . .
 

raha122

عضو جدید
می بوسم و میگذارم کنار



تمام چیزهایی را که ندارم...


دست هایت را


عاشقی ات را


همه را.....

عادت احمقانه ای ست



چسبیدن به چیز هایی که


ندارمشان...
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا