اطلاعيه

Collapse
No announcement yet.

سخنان و پند بزرگان تاریخ جهان

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts

    #16
    از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟

    گفت : چهار اصل
    1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
    2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
    3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم
    4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم

    دانلود نرم افزار مقاله کتاب مجله

    فروشگاه اینترنتی خرید ایرانی

    آموزش نرم افزار پیشرفته PTC Creo 2.0
    http://design-wildfire.blogfa.com/post-5462.aspx

    نظر


      #17
      گفته های ناب اوشو (دو زبانه )

      برگرفته از کتاب پیوند اوشو(دو زبانه)



      اگر پیوند واقعی وجود داشته باشد،

      دستخوش تغییر خواهد شد.
      هر زنده ای محکوم به تغییر است،
      تنها مردگانند که بلا تغییر می مانند،
      پس از تغییر هراسان مشو؛
      تغییر شاهد است بر نده بودن تو و او
      If a real relationship is there, it will
      change. Everything alive changes; only
      dead things don't ever
      be afraid of change; change simply shows
      that you both are alive
      اولین مجموعه ی شعر منتشر شده از من ؛
      آزادی،چون رقصی در باد | انتشارات آثار برتر



      =

      نظر


        #18
        دوست داشتن ...

        شادی کوچکی می خواهم
        آن قدر کوچک
        که کسی نخواهد از من بگیرد.
        rty.jpg
        ناظم حکمت
        ویرایش شده توسط naghmeirani; 2015/11/12, 06:49 PM. دليل: حذف لینک
        درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

        نظر


          #19
          عشق را به خانه‌ی خود بیاورید

          انسان‌ها را از دور دوست داشتن، کار دشواری نیست.
          دوست داشتن آنهایی که به ما نزدیک هستند، کار دشواری است.
          بخشیدن یک کاسه برنج برای سیر کردن یک گرسنه،
          بسی آسان‌تر از کاهش تنهایی و درد و رنج انسانی رانده شده در خانه‌ی خودمان است.
          عشق را به خانه‌ی خود بیاورید؛ چرا که عشق ورزیدن به یکدیگر را باید از خانه آغاز کنیم.

          مادر ترزاcarresdenous.jpg
          ویرایش شده توسط naghmeirani; 2015/11/12, 06:48 PM. دليل: حذف لینک
          درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

          نظر


            #20
            زیباترین جملات ...

            نه از جلاد می هراسم
            نه از واپسین فرود تنم نه از لوله های تفنگ های مرگ
            نه از سایه ها بر دیوار
            نه از شبی که بر زمین ، واپسین ستاره ی کم سوی درد پرتاب می شود .

            اما .، وای از بی تفاوتی چشم فروبسته ی دنیایی بی رحم و بی احساس ...
            .
            راجر واترز*10393934_432596530221085_7604019187857439454_n.jpg
            درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

            نظر


              #21
              کمال پروردگار

              همه‏ ی قطرات این چشمه‏ ی بزرگ الهی، برابر و هم‏سنگند و اندکی از آن مستی، ما را کفایت می‏کند و کمال پروردگار را بر ما آشکار می‏سازد.

              آندره ژید
              درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

              نظر


                #22
                صلح ...

                صلح یعنی عطر غذا در شامگاهان
                صلح یعنی این که ماشینی دم در خانه‌ات توقف کند
                و تو وحشت نکنی
                صلح یعنی آن که در خانه‌ات را می‌کوبد
                کسی نباشد جز یک دوست ..


                یانیتس ریتسوس



                درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                نظر


                  #23
                  فقط تو ...

                  در کوچه راه که می‌روی
                  فقط تو راه می‌روی
                  وقتی بر صندلی می‌نشینی
                  زلال‌ترین آب
                  فقط در لیوان توست
                  دستانت پر از النگو
                  فقط دهان تو
                  لب دارد و گرم است
                  فقط تو سینه داری
                  و کمر باریکی
                  بقیه رفته‌اند وقتی می‌روی
                  تنها تو نزدیکی
                  وقتی دور می‌مانی ..


                  اکتای رفعت




                  درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                  نظر


                    #24
                    شهر فردا...




                    و تو شهر فردا هستی
                    با هزاران پنجره باز
                    با هزار دودکش خوشبخت
                    و آزادی در زیر مجسمه ها در میادین مرکزی می ایستد
                    و یکی یکی نام های قهرمانانش را می خواند.

                    "یانیس ریتسوس"

                    درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                    نظر


                      #25
                      از شاعران خارجی ...

                      می خواهم به گذشته برگردم.
                      نه به خاطر این که اشتباهاتم را جبران کنم ،
                      به خاطر در آغوش کشیدن کسی که
                      دیگر نیست...

                      روماگ
                      درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                      نظر


                        #26
                        فرناندو پسوا

                        ما هرگز به کسی عشق نمی‌ورزیم.
                        فقط به تصوری که از کسی داریم عشق می‌ورزیم.
                        درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                        نظر


                          #27
                          هر انسانی معلم توست...

                          نه هیچ انسانی دوست توست و نه هیچ انسانی دشمن توست؛
                          بلکه هر انسانی معلم توست.
                          پس غرور و تعصب را کنار بگذار
                          و آنچه را که هر انسانی باید به تو آموزش دهد یاد بگیر
                          تا تمام درسهایت را بیاموزی و آزاد و رها شوی.
                          رنج برای پیشرفت انسان ضروری نیست ؛
                          رنج حاصل تخلف از قانون معنویت است,
                          اما تنها عده ی اندکی از انسانها می توانند روح خفته ی خود را بدون رنج برخیزانند.
                          .
                          (چهار اثر اسکاول شین)
                          درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                          نظر


                            #28
                            فراموشی..

                            گفته بودم؛
                            فراموشی زمان میخواهد!
                            اشتباه بود!
                            فراموشی زمان نمی خواهد؛

                            فراموشی دل میخواست،
                            که آن هم پیش تو بود...



                            "ازدمیر آصف"


                            درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                            نظر


                              #29
                              عاشقانه دوست داشته باش!


                              هیچوقت نمیتوانی چیزی را که قرار است از دست بدهی...نگه داری!
                              تو فقط قادر هستی،چیزی را که داری...قبل از آنکه از دستت برود...

                              عاشقانه دوست داشته باشی...



                              "کیت دی کامیلو/به خاطر وین دیکسی"

                              درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                              نظر


                                #30
                                هیچ چیز به اندازه ی روابط انسانی عجیب نیست ...(ویرجینیا وولف)

                                در بینِ همه چیز، هیچ چیز به اندازه ی روابط انسانی عجیب نیست؛
                                به علت دگرگونی هایش
                                به علتِ غیرِ عقلانی بودنش

                                ((ویرجینیا وولف))
                                درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                                نظر

                                Working...
                                X