نظریه معماری

hadi1525

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot][/FONT][FONT=&quot][/FONT]

[FONT=&quot] [/FONT]
[FONT=&quot]تئوری نظامی از فرضیه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها، اصول پذیرفته شده و نظریه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های هنجاری می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]باشد که در حوزه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های مختلف دانش برای تجزیه و تحلیل، پیش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]بینی و توصیف ماهیت یا رفتار مجموعه مشخصی از پدیده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها تدوین می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شود.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]همان[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]گونه که از این تعریف بر می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]آید، نظریه علاوه بر توصیف پدیده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها به تحلیل آنها نیز می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]پردازد. هدف از تدوین نظریه، ایجاد ساختارهایی مفهومی برای نظم دادن به مشاهدات و تحلیل آنهاست تا بتوان از قابلیت این ساختارها برای تحلیل اتفاقات روزمره و پیش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]بینی اتفاقات آینده استفاده نمود.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]پایه معرفتی و مبانی نظری هر حرفه و دانشی نیازمند یک ساختار قوی و مستحکم است. بر این اساس، در تمامی دانش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها برای ایجاد این ساختار بنیادین، اهمیت زیادی به تدوین نظریه داده شده است. نظریات علمی توسط افراد مختلف ابداع می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شوند و در یک پروسه تحقیقی مستمر بوسیله سایر دانشمندان مورد ارزیابی قرار می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]گیرند و پذیرفته یا رد می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شوند. بدین ترتیب دانش علمی همیشه تازگی خود را حفظ می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کند و همواره مطالب جدیدی را به بدنه خویش اضافه می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]نماید. بر خلاف این جریان، معماران حرفه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ای اطلاعات زیادی را در ذهن خود محفوظ نگهداشته[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند و جهان بینی معماران کمتر بیان شده است. در نتیجه دیدگاه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های شخصی یک معمار در دسترس دیگران نیست و امکان آزمون و کاربرد آن وجود ندارد. برای جبران خلاء یاد شده، نگرشی دوباره به جایگاه مباحث نظری در معماری لازم است.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]در کتاب[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های فرهنگ واژگان و بر مبنای تاریخ معماری، نظریه معماری به عنوان تلاشی برای شناخت قوانین شاخص و رایج معماری از جنبه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های مختلف فرمی و مفهومی و کوشش برای تدوین این اصول در قالب الگوهای آرمانی تعریف می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شود. آرمان[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شهرهایی که توسط معماران مختلف در سده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های گذشته طراحی شده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند، از جمله این تلاش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها به شمار می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]روند. نمونه شاخص نظریه معماری باستان که در حقیقت چندین دهه مورد استناد بود، اثر ویتروویوس با عنوان ده رساله در باب معماری است که در حدود سال[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های نخست میلادی تألیف شده است. در حقیقت کتاب[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های ویتروویوس شالوده تمامی تلاش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]هایی قرار گرفته است که قصد داشتند مبانی علمی معماری را تدوین و آن را نظام[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]مند کنند.[/FONT]
[FONT=&quot] [/FONT]
[FONT=&quot]در تلاش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]هایی که تاکنون برای تعریف نظریه معماری صورت پذیرفته است، دو رویکرد قابل بررسی است که هرکدام روش خاص خود را دارا هستند:[/FONT]
[FONT=&quot]1. رویکرد تاریخی به نظریه معماری:[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]بر اساس این رویکرد، نظریه معماری آن چیزهایی است که مردم درباره موضوع گفته یا نوشته[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند. از این دیدگاه، روش مناسب برای تدوین مبانی نظری عبارت است از گردآوری و بررسی متون تاریخی، تفسیر بیانات مختلف، سنجش ارزش نسبی بیانات اظهار شده و در نهایت استخراج نتایج جهت تدوین نظریه. در نتیجه در این روش نظریه معماری از نوشته[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها و ویژگی[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های بناهای تاریخی (به عنوان مثال معیارها و تناسبات ساختمانی آنها) اخذ می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شود. [/FONT]
[FONT=&quot] [/FONT]
[FONT=&quot]2. رویکرد فلسفی به نظریه معماری:[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]در این رویکرد، نظریه معماری بر اساس ملاحظات فلسفی و زیبایی[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شناختی تعریف می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شود. از این دیدگاه، روش مناسب برای تدوین نظریه معماری عبارت است از انجام دادن یک رشته بحث[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های عقلی در هر ساختار خاص نظری و تنظیم و تدوین سلسله مراتبی از مفاهیم برای درک موضوع.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]به نظر می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]رسد برای تعریف نظریه معماری هر دو رویکرد فوق لازم و ملزوم یکدیگرند و بایستی در کنار هم مورد توجه قرار گیرند، چرا که بحث در مورد تاریخ نظریه معماری بدون بررسی ساختار مفاهیم آن همان قدر ناممکن است که بحث درباره ساختار مفاهیم بدون بررسی چگونگی کاربرد آن مفاهیم در تاریخ معماری.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]صرف نظر از مباحث مربوط به نحوه تدوین تئوری معماری، نکته مهم چگونگی کاربردی کردن نظریه معماری است. از نظر تاریخی، نظریه معماری در متون نوشتاری و نیز به صورت ترسیمی و مدل سه بعدی معماری ـ و نه در ساختمان[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های واقعی ـ یافت می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شود. در بین معماران معاصر نیز این دیدگاه وجود دارد که مبانی نظری و کار عملی معماری هیچ ارتباط متقابلی با یکدیگر ندارند. برای اصلاح این نوع طرز تفکر، مبانی نظری باید به موارد مربوط به حرفه معماری بپردازد، در غیر این صورت سودمند نخواهد بود.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]در پایان باید خاطر نشان کرد نظریه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها تنها مبانی بحث[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های مربوط به جهت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]گیری حرفه معماری را فراهم می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]آورند. در نتیجه تعریف نظریه یا آزمون آن از طریق پژوهش و تجربه عملی و ارزیابی در فرایندی مداوم امکان پذیر است. این تداوم و پیوستگی امکان پیشرفت رشته معماری را فراهم می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]آورد و تنها در این صورت است که تئوری معماری می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]تواند به مبنایی برای بحث در مورد معماری، به عنوان پدیده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ای هنری و علمی، تبدیل شود و در زمینه ارزش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های معماری و اندیشه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های معماران مختلف به ما آگاهی بدهد و باعث افزایش توانایی و خلاقیت ما در طراحی معماری و حتی لذت بردن از معماری شود.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]در تاریخ معماری و ادبیات مکتوب آن، همواره این سؤال مطرح بوده است که معمار در طراحی یک بنا با چه مقوله[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]هایی سروکار دارد، یعنی معمار به هنگام طراحی ساختمان چه چیزهایی را در نظر می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]آورد و در مورد آنها اندیشه می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کند تا اینکه در نهایت با ترکیب و تنظیم آن مقولات به یک فرم و طرح معماری دست می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]یابد. اما چه ضرورتی باعث شده است که بخش مهمی از تئوری معماری در طول تاریخ به این مبحث اختصاص یابد و اصولاً آشنایی با مقولات معماری چه جایگاهی در تدوین تئوری معماری دارد.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]ارسطو در رساله اخلاق خود نوشته است: اگر بخواهیم بدانیم انسان خوب چیست، نخست باید ببینیم انسان از چه تشکیل شده است. با استناد به این نظریه ارسطو می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]توان گفت برای اینکه بدانیم معماری مطلوب چیست، نخست باید ببینیم خود معماری از چه چیزهایی تشکیل شده است. بدین ترتیب پس از تعریف کردن عناصر معماری، با استفاده از تعریف تک تک عناصر و رابطه بین آنها می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]توان اصول معماری مطلوب را تدوین کرد. بنابراین می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]توان گفت آشنایی با مقولات مختلف معماری نقش مهمی در خلق یک معماری مطلوب ایفا می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کند.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]یکی از مهمترین اسناد تاریخی ادبیات معماری که از نظر تدوین نخستین تئوری[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های معماری، از جایگاه ویژه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ای در معماری جهان برخوردار است، آثار به جا مانده از ویتروویوس، معمار رومی، است. سه اصل مشهور او که به مقولات ویتروویایی مشهورند، از بیش از 2000 سال پیش تاکنون بر نظریه معماری سیطره داشته است:[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]1. فیرمیتاس ([/FONT][FONT=&quot]Firmitas[/FONT][FONT=&quot]): به معنی پایداری و مربوط به مصالح و فن ساخت[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]2. یوتیلیتاس ([/FONT][FONT=&quot]Utilitas[/FONT][FONT=&quot]): به معنی سودمندی و مربوط به انواع ساختمان و کاربری[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های آنها[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]3. ونوستاس ([/FONT][FONT=&quot]Venustas[/FONT][FONT=&quot]): به معنی زیبایی و مربوط به تزیینات و نظریه تناسب[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]اصطلاحات اولیه فیرمیتاس، یوتیلیتاس و ونوستاس در ادبیات معماری قرن بیستم به عنوان مبنایی برای تدوین مقولات معماری قرار گرفته[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند و از سوی صاحب[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]نظران مختلف با عبارات مختلف تعبیر شده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند. در ادبیات رایج معماری معاصر بر اساس جمع[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]بندی نظریات یاد شده، سه مقوله ویتروویایی تحت عناوین زیر بیان می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شوند:[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]1. ساخت ([/FONT][FONT=&quot]Construction[/FONT][FONT=&quot]): برآمده از مقوله ویتروویایی فیرمیتاس[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]2. کارکرد ([/FONT][FONT=&quot]Function[/FONT][FONT=&quot]): بر آمده از مقوله ویتروویایی یوتیلیتاس[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]3. شکل ([/FONT][FONT=&quot]Form[/FONT][FONT=&quot]): بر آمده از مقوله ویتروویایی ونوستاس[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]مقولات یاد شده به ترتیب سه گرایش عمده ساخت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]گرایی ([/FONT][FONT=&quot]Constructivism[/FONT][FONT=&quot])، کارکرد گرایی ([/FONT][FONT=&quot]Functionalism[/FONT][FONT=&quot]) و شکل[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]گرایی ([/FONT][FONT=&quot]Formalism[/FONT][FONT=&quot]) را در دوره جدید بوجود آورده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند. هر کدام از این گرایش[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها یکی از سه مقوله را به عنوان مقوله اصلی در نظر گرفته و بر آن تأکید ورزیده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند. البته این سه اصل هم[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]تراز نیستند و در ترکیب با هم و در شرایط مختلف معماری را شکل می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]دهند، یعنی سهم هر یک از مقولات در طراحی و رابطه میان آنها در شرایط مختلف زمانی و مکانی با هم فرق می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کند.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]پس با توجه به نظریه ارسطو و مقولات ویتروویایی، می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]توان پایداری، سودمندی و زیبایی را به عنوان معیارهای سنجش معماری خوب فرض کرد. به عبارت دیگر ساختمان باید خوب ساخته شود، خوب کار کند و شکل خوبی برای دیدن داشته باشد.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]در بخش نخست این یادداشت با اشاره به سه مقوله اساسی معماری یعنی کارکرد، فرم و ساخت، عنوان شد که برای سنجش معماری مطلوب می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]توان از این سه معیار استفاده کرد. بدین ترتیب ساختمان از نظر ظاهری باید زیبا و خوشایند باشد. همچنین بایستی مردم بتوانند در آن به راحتی و بطور کارآمد زندگی یا کار کنند. به علاوه ساختمان باید به[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]گونه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ای خوب ساخته شده باشد که بتواند بدون هزینه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های نگهداری بالا، برای مدت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های طولانی پابرجا بماند. پس می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]توان گفت، برای ایجاد یک ساختمان مطلوب و کارآمد، معمار بایستی میان سه عنصر عمده توازن برقرار کند:[/FONT]
[FONT=&quot] [/FONT]
[FONT=&quot]1. عملکرد ([/FONT][FONT=&quot]Function[/FONT][FONT=&quot]):[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]هر ساختمان برای اهداف معینی ساخته می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شود. یک ساختمان کارکردی ـ چه یک خانه کوچک و چه یک ساختمان اداری غول پیکر ـ آن اهداف را برآورده می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]سازد و به نیازهای کاربرانش با استفاده از شیوه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های مناسب و راحت پاسخ می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]دهد. همچنین ساختمان بگونه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ای طراحی می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شود که در آن گرمای کافی، نور، منابع انرژی و در برخی موارد تهویه مطبوع فراهم باشد.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]فعالیت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های زیادی در یک ساختمان صورت می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]پذیرد. این فعالیت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها که به عملکرد ساختمان مربوط هستند، نقش مهمی در طراحی معماری ایفا می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کنند. به عنوان مثال فعالیت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های متداول در یک خانه شامل خوردن، خوابیدن، حمام کردن و سرگرم شدن است. هر فعالیت از نظر محل انجام آن، اندازه، نور و دسترسی به اتاق[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]هایی که فعالیت در آن صورت می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]پذیرد، دارای ملزومات مختلفی است، برای مثال اتاق خواب یک اتاق شخصی است و باید از بقیه فضاهای زندگی و نشیمن جدا شود، اما در یک خانه تمام افراد از اتاق غذاخوری استفاده می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کنند و بنابراین این فضا بایستی در مرکزی[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ترین محل خانه واقع شود.[/FONT]
[FONT=&quot] [/FONT]
[FONT=&quot]2. ظاهر و نما ([/FONT][FONT=&quot]Appearance[/FONT][FONT=&quot]):[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]معمار ظاهر بیرونی ساختمان را نه تنها بر اساس شکل آن، بلکه بوسیله انتخاب مصالح تعیین می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کند. سنگ، آجر و چوب با رنگ[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های طبیعی[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شان ـ به تنهایی یا در ترکیب با هم ـ همواره از مصالح متداول در نماسازی بوده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند. در طول سده 1900 شیشه رنگی نیز نقش مهمی در طراحی نمای بیرونی ساختمان ایفا کرده است.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]بسیاری از معماران در طرح[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]هایشان توجه ویژه[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ای به بافت نشان می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]دهند. برخی چوب یا سنگ دارای بافت خشن را انتخاب می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]کنند و برخی دیگر شیشه و فلز به شدت جلا داده شده و براق را ترجیح می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]دهند. در طراحی نما، معماران با استفاده از تنظیم ماهرانه مصالح (مثلاً با استفاده از شیشه و بتن، ترکیبات مختلف آجرکاری یا انواع متضاد سنگ)، الگوهای نمایشی و خوشایندی خلق کرده[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]اند.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]در نمای یک ساختمان علاوه بر مصالح، تناسبات نیز یک مقوله اساسی و حیاتی است. تمام قسمت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های ساختمان بایستی با یکدیگر متناسب باشند. به علاوه ساختمان از نظر اندازه و شکل باید با سایت و محیط اطراف ترکیب شود، مثلاً یک ساختمان بلند ساخته شده از شیشه و فلز برای منطقه مرکزی یک شهر بزرگ مناسب است، اما در همسایگی واحدهای مسکونی تک خانواری بیجا و بی[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]مورد است.[/FONT]
[FONT=&quot] [/FONT]
[FONT=&quot]3. پایایی و ماندگاری ([/FONT][FONT=&quot]Durability[/FONT][FONT=&quot]):[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]بیشتر ساختمان[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]ها با این هدف ساخته می[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]شوند که مدت[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]های طولانی پابرجا بمانند. ساختمان برای اینکه سا[/FONT][FONT=&quot]‎[/FONT][FONT=&quot]لیان زیادی بدون هزینه نگهداری بالا، پابرجا بماند، باید فونداسیون قوی داشته باشد. به علاوه نما بایستی بتواند در مقابل فرسودگی ناشی از هوا مقاومت کند و همچنین در داخل بنا از مصالح با کیفیت بالا استفاده شود.[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
 
بالا