معماری منظر

architect_esf

عضو جدید
7 کلید ایجاد زیبایی در طراحی منظر

7 کلید ایجاد زیبایی در طراحی منظر

تاکید ، تضاد ،سادگی،تنوع ،تناسب ،تعادل ،وحدت .... 7 کیفیت بصری که باعث ایجاد زیبایی در طراحی می شود. استفاده به جا از هرکدام در زمان و محل مناسب ، مهارت طراح را نشان می دهد.رعایت هماهنگ سادگی امیخته با تنوع و تکرار همراه با تنوع وتضاد در صورتی که به وحدت و یکپارچگی طرح منتهی شود باعث خلق منظری زیبا و تاثیر گذار خواهد شد.


1-وحدت



"وحدت ، هماهنگ نمودن موفقیت امیز تمام عناصر ،یکپارچگی و هم پیوندی در طراحی می باشد به قسمی که یک منظور مشترک و واحد از ان مستفاد گردد. وحدت از کیفیات بارز بصری در طراحی منظر است که باید بیشترین ارزش به ان داده شود زیرا مبین مهارت واقعی در هنر طراحی است . چنین اثری نهایتا باید انچنان ترتیب داده شود که به عنوان تنها راه حل ممکن مسئله جلوه گر شود. "



مهم ترین اصل در طراحی رسیدن به وحدت است . این مفهوم کلیه عناصر و کیفیات طراحی را در برگرفته و از انان کلی واحد می سازد . رسیدن به یک واحد یکپارچه متشکل از کلیه جزییات یک محوطه ،تسلط کامل طراح بر علم طراحی و مهارت او در بکار بردن این تخصص را می رساند. وحدت عناصر در صورتی تامین خواهد شد که جزییات طرح به گونه ای مناسب با یکدیگر ترکیب شده باشند.



2-تاکید



با استفاده از تاکید روی برخی از المانهای طراحی ،می توان چشم را به یک بخش از ترکیب معطوف داشت . این کار ممکن است با بهره گیری از یک تک درخت ،یک گروه درختچه با ویژگی های خاص ،یک ساختمان یا یک فواره و یا یک مجسمه عملی گردد. تاکید باید با مضایقه و امساک مورد استفاده قرار یرد ،چون در اغلب موارد یک منظر بصری ثابت می تواند به سهولت خسته کننده باشد. البته از انجا که درختان بزرگترین گونه های گیاهی هستند در ارتباط با تاکید و ایجاد تاثیر بصری ان عمدتا از این درختان استفاده می شود.



3-تضاد یا تباین



تباین همواره اتفاق می افتد اما گاه متوجه حضور ان نمی شویم . وقتی فضای خالی فرمی را احاطه می کند . یا یک خط راست و یک منحنی با هم تلاقی میکنند ،فرمی از فرم دیگر بسیار بزرگتر می شود یا جهت های افقی و عمودی هم زمان اشکار می شوند تباین بوجود می اید.



تضاد یکی از راههای ایجاد تنوع و کاستن از سادگی است. تضاد می تواند در رنگ ، فرم و بافت و اندازه بکار رود .



4-سادگی و نظم



سادگی و نظم را می توان در یک مبحث بررسی کرد . سادگی در برابر تنوع قرار می گیرد . یکی از مهمترین اصول زیبایی شناسی سادگی است که عدم توجه به ان ارزشهای کار را کاهش داده و استاری طرح را از بین می برد.



5-تنوع



تنوع ونظم هر دو درکنار هم معرف یک تعادل ظریف و ترکیب متناسب در طراحی محسوب می شوند . در طراحی منظر نیز لازم است که به منظور تجلی زیبایی بصری ان توجه به نظم و تنوع در حالت تعادل خود معطوف گردد. به طور کلی از نظر زیبایی شناسی نظم بیش از اندازه در هر طرحی باعث یکنواختی و تنوع افراط امیز نیز باعث سردرگمی می شود. پس در این زمینه لازم است که به ایجاد یک حالت تعادل بین حد اکثر ها و حداقل ها در تنوع و نظم المان های فضاهای مختلف طرح توجه شود تا امکان احیای وحدت حسی فراهم اید.



6-تناسبومقياس



عناصربصريظرفيتانرادارندكهيكديگرراكاملوياتعريفنمايند . اينفرايندبهتنهاييعنصرتناسبرامعرفيميكند. بهعنوانمثالهيچشكلبزرگيوجودنداردمگراينكهشكلكوچكتريدركنارانوجودداشتهباشد



عاملمهمدرتناسباتواندازهگيريخودانساناست. درطراحيفضا،عناصربامقياسانسانيسنجيدهميشوند.



قرارگرفتنيكساختمانكوچكدرسايتفضارابزرگترجلوهميدهد.



7-توالی و تكرار



تکرار اسان ترین روش در طراحی است. تکرار فرم های واحد ،حالت هماهنگی را سریعا منتقل می کند . هر فرم واحد تکراری مانند ضرب های ضرب اهنگ است . به کار بردن فرم های واحد با تعداد کمتر و بزرگتر ،طرح را ساده و مشخص می کند و اگر فرم ها با تعداد بی شمار و اندازه کوچکتر باشد ،طرح راحالت بافتی یکنواخت پیدا می کند.



oمثال : کاربرد تکرار در طراحی پارک :



تکرار در طراحی به عنصر نظم و تنوع معنی و مقصود میبخشد و بین المانها و فضاهای مختلف ایجاد وحدت می کند.



در طرح پارکها تکرار برخی المان های طبیعی یا مصنوعی و فضا ها میتواند به ایجاد چنین وحدتی منجر شود و از نظر جنبه های بصری ،زیبایی طرح را فزونی بخشد.



"توالی به عناصر متنوع معنی ومفهوم می بخشد . با تکرار گیاهان و اجسام مختلف در طرح از پیچیدگی احتمالی ناشی از تنوع بسیار کاسته و نظم و ترتیبی به منظره می بخشد. در پروژه های بسیار وسیع طراح می تواند به دلخواه خود یک انبوه کاری یا گروه کاری را تکرار کرده و ایجاد توالی نماید . بدین سان باغ تکه تکه و جدا از هم جلوه نخواهد کرد. "


:) امتیاز یادت نره !!!
 

setayesh_s

عضو جدید
کاربر ممتاز
نكاتي در مورد نور پردازي باغ

نكاتي در مورد نور پردازي باغ

نکاتی در مورد نور پردازی باغ
::
Jamie Durieطراح منظر و مجری یکی از معروف‌ترین برنامه‌های تلویزیونی استرالیا است؛ او نزدیک به یک دهه در شهر Vegas مشغول به طراحی پروژه های طراحی صحنه و طراحی نورپردازی تئاترها و شوها بوده است. اما بیشترین شهرت Durie بعلت تألیف کتاب معروف(The Outdoor Room) است. مطالب زیر در واقع نکاتی چند راجع به نورپردازی باغ، برگرفته از کتاب (The Outdoor Room) وی است.



به نظرDurie نورپردازی یک باغ یا باغچه در مقایسه با طراحی چنین پروژه‌های عظیمی‌همانند یک بازی بچگانه بنظر می‌آید. با این حال اصول و قوانین کار همواره ثابت هستند: شما بازهم یک موضوع را نورپردازی خواهید کرد، شما باید منبع نور را مخفی کرده و اندازه مخروط نور را کنترل کنید، در واقع شما یک صحنه بسیار کوچکتر که نورهای متحرک کمتری دارد را طراحی می‌کنید.
هنگامیکه منابع مالی کافی در اختیار داشته باشیم، طراحی نورپردازی یکی از لذتبخش‌ترین جنبه های کار طراحی است. بدون نورپردازی شما از محیط زندگی و فضای آن لذت کافی را نخواهید برد، بخصوص در مورد افرادی که کارهای پر مشغله‌ای دارند، این تنها فرصت آنها در طول هفته برای لذت بردن از فضای پیرامونشان است. نکته‌ای که هر کارفرمایی باید مورد توجه قرار دهد این است: وقتی برای ملک و محیط زندگی خود هزینه می‌پردازید، پس چرا نتوانید از آن در هر ساعتی از شب و روز لذت کافی ببرید؟!
در شروع بکار طراحی پیش بینی استفاده از نورهای متحرک را فراموش نکنید. این موضوع بسیار تکنیکی است، چرا که همیشه فراهم کردن مقدمات کاری بسیار آسانتر است.
مکان یابی نور: منبع نور همیشه باید مشخص باشد. هدف مخروط نور باید بر روی موضوع مورد نظر باشد نه بر روی تجهیزات نور پردازی.
جهت یابی نور: به منظور تأکید بر جنبه معمارانه یک موضوع باید فراتر از نورپردازی نمای آن فکر کرد. بهتر است که نورپردازی های جانبی را نیز مورد توجه قرار داده و توجه بیننده را به قسمت بخصوصی از دیوار یا حصار باغ جلب کنید. این کار نتایج بسیار جالبی خواهد داشت، سایه هایی با اشکال بسیار عجیب و باور نکردنی بر روی سطوح ایجاد خواهند شد.
شدت نور: در این مورد فقط کافیست مطمئن شوید، پرتوهای نور به اندازه ای پیش خواهند رفت که موضوع مورد نظر شما را کاملاً روشن کنند.
هدف نور : استفاده از نورهایی با ولتاژ کم معمولاً مناسب به نظر می‌رسند؛ چون مخروط نور آنها زاویه ای بین 13 درجه (در نورهای نقطه ای با دسته پرتو موازی، برای نورپردازی اشیاء و موضوعات کوچک) و 65 درجه (برای نورپردازی موضوعاتی مانند یک درخت یا حصار به طور کامل) خواهد داشت. استفاده از این نوع نور به شما امکان می‌دهد تا بر روی موضوع خاصی از میان سایرین تأکید کنید.
رنگ نور : آیا تا بحال دقت کرده اید که چرا فروشگاه های 24 ساعته پر از نورهای ملایم سفید رنگ فلورسنت هستند؟ این کار به طور عمدی و به منظور جلوگیری از بوجود آمدن فضایی نا خوشایند است، چون که یک نورپردازی قوی با روشنایی زیاد حالتی ناخوشایند دارد. این اصل در مورد نورپردازی باغ شما نیز صدق می‌کند. با این هدف بکار بردن حباب های هالوژن یا نوارهای فیبر نوری مطلوب است، چون این چراغ ها علاوه بر شدت روشنایی کم و نور ملایم آرامبخش، تنوع طیفی عجیبی دارند. اگر تصمیم داشته باشید از رنگ استفاده کنید، انتخاب شما بسیار مهم است. ابتدا باید به حالتی که می‌خواهید بوجود آورید، توجه کنید. به یاد داشته باشید که نکته‌بینی کلید کار شماست. رنگ آبی حالتی اسرارگونه، حس آب و صمیمیت را القاء می‌کند در حالیکه به نظر می‌رسد رنگ زرد همه جا همنشینی خوبی دارد. قاعده کلی این است : سعی کنید رنگ هایی را بکار ببرید که بطور طبیعی قبلاً در باغ شما وجود دارند.
اما در کنار تمامی‌نکات ذکر شده و انبوه مسائل تکنیکی، باید حس تخیل خویش را نیز بکار ببندید. برای این کار ابتدا تمامی‌ملاحظات کاربردی را در ذهن خود به کناری گذاشته و باغ را در خالص ترین شکل خود ببینید! نورپردازی را در ذهن خود طراحی کنید و اشکال را در کانون نورپردازی خویش قرار دهید.
منظره باغ را به صورت یک بوم نقاشی تصور کنید که باید با نور بر روی آن نقاشی کنید. اکنون بر روی عناصر شاخص در باغ متمرکز شوید، این عنصر ممکن است یک گیاه، درخت، مجسمه و یا یک موضوع معماری باشد. نور را با دقت و در جایی قرار دهید که بیشترین تأثیر را بر موضوع مورد نظر داشته باشد. تعیین کنید موضوع مورد نظر شما از کدام زاویه بیشترین دید را دارد و از همان زاویه به آن نور بتابانید. معمولاً این نورپردازی از سمت پایین انجام می‌گیرد تا به موضوع شکوه و پرستیژ بیشتری ببخشد. اگر بر روی یک طرح برجسته مانند گچ بری یا کنده کاری کار می‌کنید، حتماً سایه روشن ها را در نظر بگیرید. این نوع نورپردازی حسی دراماتیک پدید می‌آورد.
اگر با نورپردازی اشکال و موضوعات بالقوه موجود در اطراف و سایه آنها بازی کنید، در می‌یابید که چطور جانمایی مناسب یک نور ملایم می‌تواند جلوه‌ای فریبنده به یک شیء بسیار معمولی ببخشد. در فصول مختلف سال می‌توان گلدانهایی را که بهترین منظره خود را می‌یابند، در معرض نور قرار داد. نورپردازی درختان باید به شیوه‌ای باشد که به فرم ساختاری آنها روح بخشد، این نور باید بر روی تنه و اندام های درخت قوی و بتدریج به سمت شاخ و برگ آن محوتر شود. در واقع می‌توان گفت که هیچ چیز از خیابانی که در دو طرف آن درختانی در نور زرد غرق شده اند شاهانه تر به نظر نمی‌آید.
معمولاً وقتی موضوع نورپردازی ما درختان و گیاهان باشند، انتخاب آسان است، نورپردازی درختان و گیاهان محکم و استوار و بوته های پر خارق العاده به نظر می‌رسند. فرم های دراماتیک و درختچه های تندیس گونه مانند افرای ژاپنی، مگنولیاها، گیاهان بی شاخ و برگ لخت و هر چیز منحصربفردی که دارای فرمی ‌گیرا با خطوط بالا رونده موازی یا افقی باشند، قابلیت نورپردازی دارند. به هنگام روز این ترکیب، جزء لاینفکی از تابلو سبز طبیعت و در شب هر یک به تنهایی موضوعی گیرایند که به کمک نور و با موجودیتی جدید وارد زندگی ما می‌شوند.
 

فهیمه م

عضو جدید
* باغ های قدیمی شیراز که از بین رفته اند:



باغ اتابک، باغ اقبال آباد، باغ بالیوز، باغ بهجت آباد، باغ پادشاه کچل، باغ پودنک، باغ حبیب آباد، باغ خلدبرین، باغ خندق، باغ رشک بهشت، باغ زعفرانی، باغ زکی خانی، باغ شاه، باغ صبوح آباد شمالی، باغ صبوح آباد شرقی، باغ طغی، باغ عضد الدوله، باغ قلعه شاهزاده بیگم، باغ کشمیری​





* باغ های قدیمی و تاریخی شیراز که قسمت های عمده آن ها از بین رفته ولی در این زمان آثاری و قطعاتی از آن ها موجود است:



باغ آقا باباخانی، باغ ابوالفتح خانی، باغ تخت قراچه، باغ درکی، باغ رحمت آباد، باغ سالاری، باغ شیخ، باغ صاحب اختیار، باغ صفا، باغ صمدآقا، باغ عطاءالدوله، باغ فتح آباد​





* باغ های ارزشمند سده اخیر:



باغ خلیلی، باغ ملی، باغ مینو​




* آباد ترین باغ های شیراز در دوره حاضر:



باغ ارم​



باغ تکیه هفت تنان​



باغ جنت​



باغ جهان نما​



باغ دلگشا​



باغ سلطان آباد​



باغ سنقری​



باغ نارنجستان قوام​



باغ گلشن (عفیف آباد)​



باغ ناری​



باغ نظر​



باغ نوایی​




 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

Mohsen Hemmati

عضو جدید
طراحی منظر

طراحی منظر

سلام بچه ها. بازم یه چیزه تازه. :warn:این فایل میتونه در طراحی منظر - پارک -محوطه کاری کمکتون کنه. از یه منبع لاتین عالی و خوب. یه نگاه بکن. ;)
 

پیوست ها

  • طراحی.doc
    136.5 کیلوبایت · بازدیدها: 0

vahid_pakrou

عضو جدید
کاربر ممتاز
نقش آب در طراحی پارك

نقش آب در طراحی پارك

در ایران باستان آب پیام‌آور روشنایی و پاكی به شمار می‌رفت و از ارزش زیادی برخوردار بود. شاید به علت اینكه ایران كشوری كم‌آب بوده، این مایع حیاتی بین ایشان قدر و منزلتی والا داشته است. آب در نزد ایرانیان نه تنها برای رفع نیازها مورد استفاده قرار می‌گرفته، بلكه از لحاظ معنوی و روحی نیز تاثیر بسیاری داشته است. آب نما و استخر در باغ‌های ایران یكی از ضروری‌ترین عناصر ایجاد باغ بوده است. استخر باغ‌های قدیمی دارای عمق زیاد و چندین فواره بوده‌اند از جمله استخر باغ بزرگ هزار جریب كه در دوره صفویه در اصفهان احداث شد و پانصد فواره داشت. آب با قابلیت‌های مختلف خود مانند حیات، تازگی، درخشندگی، پاكیزگی، رونق و رواج روشنایی، سكون و آرامش و تحرك، احساس‌های متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همین دلیل همواره در مكان‌هایی كه ساخته دست بشر هستند، به صورت‌های مختلف برای خود جا باز كرده است.

این مساله در رابطه با مكان‌هایی مانند پارك یا باغ بیشتر چشمگیر است. زیرا عنصر آب به عنوان یكی از زیباترین زمینه‌های دید و یكی از موارد تكمیلی فضای سبز مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته در این مكان‌ها وجود آب برای پاكیزگی محل و آبیاری درختان و گل‌ها یا استفاده برای سرویس‌های بهداشتی، ضروری و پراهمیت است. در سده‌های گذشته ایرانیان باغ‌ها را بیشتر در زمین‌های شیب‌دار احداث می‌كردند و با ایجاد پلكان در مسیر آب، جریان ملایم آب، تند و پر سر و صدا می‌شد. اصلی‌ترین عاملی كه همواره به باغ‌های ایرانی حیات می‌بخشید، آب جاری بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جویبارها و جوی‌های كم‌شیب و مارپیچی به حركت در می‌آمد و هوای باغ را مطبوع و دلپذیر می‌ساخت. در باغ‌های تزیینی كه به حوض‌ها می‌پیوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته می‌شد. در كف آب‌نماها و بیشتر جاهایی كه آب در جریان بود، اغلب تخته سنگی با تراش سفیدرنگ یا با طرح‌های مختلف كار می‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زیبایی دهد. باغ‌های قدیمی ایران اغلب در مناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دلیل احداث آنها در چنین مناطقی، وجود چشمه‌های طبیعی و یا كاریز است. وسعت هر باغ بستگی به حجم و مقدار آب موجود برای آبیاری آن دارد. باغ‌های شهرهای خشك و كویری به علت گرمی هوا در تابستان، همواره اهمیت خاصی داشته‌اند كه از آن جمله باغ‌های كاشان را می‌توان نام برد.

باغ فین كاشان كه از باغ‌های معروف دوره صفویه، زندیه، قاجاریه و هم‌چنین زمان ما است به علت وفور آب چشمه سلیمانی و حوض و استخر و فواره‌های فراوان و درختان كهنسال و عمارت‌های تاریخی، همواره جزو معرف ترین و پرجاذبه ترین باغ‌های كشور ما بوده است. در باغ‌های ایرانی، برای ایجاد محیطی آرام، خنك و پرسایه، چاره‌ای جز احداث جوی‌های آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا این جوی‌ها در تقاطع‌ها به حوضچه تبدیل می‌شدند. آب از جوی‌ها كه اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و در فاصله‌های منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تكرار آبشارها به داخل حوضچه‌ها روان می‌شد. آب‌نما كه از ضروری‌ترین عناصر ایجاد باغ محسوب می‌شد، بیشتر در مقابل عمارت باغ احداث می‌شد و بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به شكل‌های مستطیل، مربع، چند ضلعی و دایره بود. گاهی در داخل عمارت‌های باغ‌های قدیمی نیز آب‌نما ساخته می‌شد كه در اصطلاح به آن محل، حوضخانه می‌گفتند. ساكنان باغ در روزهای گرم تابستان، به ویژه هنگام نیمروز، در كنار آب‌نما به آسایش می‌پرداختند.

● آب و روانشناسی انسان مجموعه‌ای است پیچیده از روح و ذهن و جسم. همان‌گونه كه جسم آدمی به غذا نیازمند است، ذهن و روح او نیز طالب عناصری است كه به او آرامش ببخشد. در جامعه شهری كه ساختمان‌های بلند و خیابان‌ها و زندگی ماشینی همه جا را احاطه كرده است، جلوه‌های زیبایی و هنر، بهترین پناه برای روح خسته و آرامش‌طلب آدمی است. امروزه در شهرها شاهد عناصری با بافت سخت مثل بتن و ... به جای عناصر طبیعی (پوشش گیاهی) هستیم. لذا باید با به‌كارگیری عناصری كه بافت نرم دارند، گوشه عزلت و زیبایی فراهم كرد تا به روان انسان آرامش بخشید. این مكان‌ها می‌توانند پارك‌ها و باغ‌های شهری باشند. آب یكی از این عناصر به شمار می‌رود و چه در حالت سكون و چه در حالت حركت نوازش‌دهنده روح انسان است. حركت و موسیقی آب، در جلوه‌گری بیشتر فضای سبز نقشی در خور توجه دارد. می‌توان آب را به صورت جویبار و چشمه برای نقاط آرام و بی سر و صدا و به صورت آبشار و فواره‌های بزرگ برای نقاط پرازدحام و شلوغ طراحی كرد.

● آب و انعكاس سطح آب ساكن، با انعكاس نور مانند آینه عمل می‌كند و پدیده های اطراف خود را با چرخش ۱۸۰ درجه نمایش می‌دهد،‌ هم‌چنین انعكاس پوشش گیاهی در آب و تابش نور خورشید روی گیاهان آبزی موجود روی آب، تصویر زیبایی برای بیننده به وجود می‌آورد. آب در حال حركت نیز منعكس‌كننده امواج نور در فضاست؛ مانند نوری كه از یك جویبار روان روی برگ درختان منعكس می‌شود.

● آب و تاثیر آن در كاهش درجه حرارت و افزایش رطوبت: آب در پارك‌ها و باغ‌ها به هر یك از صور مختلف، خود به نحوی در متعادل كردن درجه حرارت هوا،‌ تامین رطوبت نسبی برای گیاهان و ایجاد طراوت، موثر است. مجموعه این عوامل از یكنواختی وخشكی محیط می‌كاهد.

● طراحی آب در سبك‌های مختلف: جذابیت آب از دیگر عناصر موجود در پارك بیشتر است. آب‌نما عنصری است كه اگر در پارك‌ها خوب و كامل طراحی شود. تركیب مناسبی ایجاد می‌نماید و اگر به طور صحیح مورد استفاده قرار نگیرد. باعث ضایع شدن شیوه طراحی خواهد شد. برای احتراز از بروز چنین مشكلاتی باید با احتیاط عمل كرد.

● آب‌نماها را می‌توان به دو صورت منظم یا غیرمنظم طراحی كرد. منظم (Formal)

_ منظور از طراحی منظم، دادن شكل كاملا هندسی به آب‌نماها و آبراهه‌هاست. این نوع آب‌نماها وقتی در یك چشم‌انداز كه به شیوه منظم طراحی شده است، قرار گیرند، بهترین نمای خود را نشان می‌دهند. اشكال به حالت قرینه و كلاسیك به كار می‌روند. چشمه‌ها و مجسمه‌ها شكل مشخصی دارند و مواد به كار رفته، سنگ و بتن‌های صاف و منظم است. البته از فایبرگلاس هم در اندازه‌های دلخواه و به فرم منظم می‌توان استفاده كرد. آب‌نماهای منظم وقتی كه دارای لبه برجسته باشند، جذابیت بیشتری دارند. چرا كه نشستن روی لبه برجسته استخر جالب است و از طرفی برای كودكان امنیت دارد. در باغ‌ها و پارك‌های كوچك شهری، بهتر است كه آب‌نما به شیوه منظم طراحی شود. غیرمنظم (Informal)

- آب‌نماهای غیرمنظم می‌تواند از اجسام قالب‌ریزی شده و ظروف با اشكال غیرهندسی و خیالی و یا سنتی ساخته یا به فرم آزاد با پیروی از آبگیرهای طبیعی طراحی شود. در این صورت آب‌نماها دارای گوشه‌های راست و دیوارهای عمودی و حاشیه‌های منظم و دست‌ساز نیستند. یا دست كم در ظاهر این طور به نظر می‌آیند. برای ساخت آنها، بیشتر از سنگ و خاك و گیاهان بومی استفاده می‌شود. برای ایجاد آب‌نماهای طبیعی باید فضای كافی وجود داشته باشد. پس از مشخص شدن سبك طراحی پارك، مساحت و فرم استفاده از آب (جاری - ساكن) تعیین می‌شود. وسعت كل آب بستگی به مساحت پارك و شرایط اقلیمی منطقه دارد. در مناطقی كه آب و هوای خشك دارند، باید پرش آب (فواره، آبشار) بیشتر باشد. در صورتی كه برای آب و هوای مرطوب، ریزش و پرش آب حتی‌الامكان باید كمتر شود. در مناطقی مثل تهران بهتر است حدود ۲۵درصد از مساحت كل پارك به آب و آب‌نماها اختصاص داده شود. برحسب شرایط، توپوگرافی زمین و هدف‌هایی كه از ایجاد آب‌نما وجود دارد، اشكال مختلفی از آن ساخته می‌شود. شكل و تعیین محل آب‌نما خود بستگی به موقعیت زمین و هماهنگی با دیگر عوامل باغ‌، هم‌چنین سلیقه و ابتكار طراح دارد.

● استخر استخر شنا در باغ‌های خصوصی احداث می‌شود و در پارك‌های عمومی، استخرها نقش آب‌نما را دارند و در بعضی موارد، برای بازی از آنها استفاده می‌شود. مانند استفاده از قایق‌های موتوری وپایی. این‌گونه استخرها در اوایل قرن بیستم به شكل مستطیل، بیضی یا به اشكال هندسیمنظم ساخته می‌شدند. در قرن حاضر، در طرح این‌گونه استخرها تجدیدنظرهایی شده و اشكال هندسی نامنظم با خصوصیات بهاشتی بیشتر، تزیینات نوری و تولید امواج در آب‌، تفنن خاصی را به همراه آورده است. به طوركلی عمق استخرها برحسب موارد استفاده و سن استفاده‌كنندگان، متغیر است. برای احداث استخر ابتدا مكان مناسبی در نظر گرفته می‌شود. این مكان باید از هر نظر برای بازدیدكنندگان جاذبه داشته باشد. علاوه بر آن روباز و آفتابگیر و حتی‌المقدور كم‌شیب باشد.

● آب‌نما حوضچه‌ها یا حوض‌های كم‌عمق كه اغلب در آنها فواره‌های متعدد و چراغ‌های رنگین تعبیه می‌شود به آب‌نما معروف هستند. عمق آنها تا ۶۰ سانتی‌متر است و برحسب شكل و فرم طراحی شده، با مصالح ساختمانی مختلف ساخته می‌شوند. گاهی در كناره آنها از لكه‌های گل‌كاری یا جعبه‌های گل استفاده می‌كنند. می‌توان در داخل یا كنار آلاچیق‌ها آب نماهای كوچكی احداث كرد.

● چشمه با استفاده از خصوصیات طبیعی، چشمه‌هایی را در پارك‌ها و باغ‌هایی كه به شیوه طبیعی و كلاسیك احداث شده‌اند، طراحی می‌كنند. ایجاد چشمه‌های كوچك به طور مصنوعی به نحوی به لطافت و زیبایی فضای پارك می‌افزاید. در صورت امكان مسیر و حركت آب را به صورت كانال‌های زیرزمینی درمی‌آورند تا از یك نقطه به صورت مظهر ظاهر شود. حوضچه كوچكی نیز در كنار مظهر ایجاد می‌كنند تا حالت طبیعی به چشمه بدهند. چشمه‌ها را باید با توجه به انواع طبیعی آن، با جریان تند یا ملایم، با در نظر گرفتن وضع توپوگرافی زمین با سرعت كم یا زیاد آب طراحی كرد.

● بركه‌ها یا باغچه‌های آبی احداث بركه بر تلطیف هوای پارك و زیبایی آن بسیار موثر است. بركه به اشكال منظم و غیرمنظم با اعماق مختلف در نزدیكی منطقه جنگل‌كاری،‌ در وسط پارك یا در كنار سطوح گل‌كاری وسیع ساخته می‌شود. برای این منظور در قطعه موردنظر خاك‌برداری‌هایی با اعماق مختلف و اشكال نزدیك به حالت طبیعی انجام می‌دهند. برای تامین آب بركه از كانال‌هایی آب را به آن وارد می‌كنند كه این كانال‌ها می‌توانند جنبه تزیینی داشته باشند و به صورت آبشار و جویبار طراحی شوند. در بركه‌ها ضمن اینكه آب راكد است متحرك هم هست تا گیاهان از موهبت طبیعی ساخته شده به دست بشر برخوردار شوند. گیاهانی كه در داخل یا نزدیك بركه كاشته می‌شوند باید با خطوط وگل‌های تزیینی منطقه هماهنگی داشته باشند. گیاهان آبزی، با اشكال متنوع و رنگ سبز برگ‌های خود، مناظر زنده‌ای به باغچه‌های آبی داده و به آن حالت طبیعی می‌دهند. مهم‌ترین خاصیتی كه گیاهان آبزی در باغچه‌های آبی دارند، تولید اكسیژن و افزایش رطوبت هواست كه در خنك كردن هوای منطقه نقش مهمی دارد. گیاهانی نظیر آلاله آبی و نیلوفر آبی با برگ‌های خود سطح آب را می‌پوشانند و ایجاد سایه می‌كنند كه به خودی خود باعث می‌شود آب در فصل تابستان زود گرم نشود.

● آبشار و جویبار آبشارها و جویبارهای طبیعی همیشه برای مردم جذابیت خاصی داشته‌اند. امروز طراحانتوانسته‌اند با الهام از زیبایی‌های طبیعی و از جمله آبشارها و جویبارها، در پارك‌ها و باغ‌ها گوشه‌هایی از طبیعت را تا حد امكان بیافرینند. ارزش وجودی آنها به جنبه‌های زیبایی‌شناسی آنها محدود نمی‌شود، بلكه در تلطیف هوا و مطبوع ساختن فضا موثرند. جویبار را می‌توان طوری طراحی كرد كه دو عمل آبیاری و حركت آب هم‌زمان انجام شود.

● فواره‌ها فواره تنها نمایشی از زیبایی آب نیست، بلكه در روزهای خشك و گرم تابستان، رطوبت هوا را افزایش می‌دهد و فضای دلپذیری فراهم می‌سازد. خلاف تصور همگان،‌ فواره‌ها الزاما مصرف‌كننده آب نیستند. می‌توان به وسیله یك پمپ شناور، آب استخر یا حوضچه را به گردش درآورد.

فواره‌ها به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند:

۱- فواره‌های پرتابی (Spray) ۲- فواره‌های ریزشی (Spill) ۳- فواره‌های جهنده (Splash).

در مناطقی كه در معرض وزش باد قرار دارند، استفاده از فواره‌های كوتاه و نیرومند مناسب‌تر است. ارتفاع فواره‌ها نباید بیش از فاصله منبع فواره تا لبه استخر باشد. بر پایه یك قانون تجربی، قطر استخر یا حوضچه آب، باید دست كم دو برابر ارتفاع آب فواره باشد. اگر سر فواره‌ها پایین‌تر از سطح آب تعبیه شود، زیبایی بیشتری دارد. مگر اینكه از اشكال و مجسمه‌های خاصی برای ایجادفواره استفاده شود. برای نمایش فواره‌ها در شب از چراغ‌هایی در زیر محل ریزش آب استفاده می‌كنند كه بایستی با اصول نورپردازی در آب مطابقت داشته باشد. تابش نور از پایین به بالا و تنظیم میزان آن، باعث انعكاس حركات آب در محوطه اطراف و روی شاخ و برگ گیاهان می‌شود و زیبایی خاصی به محیط می‌بخشد. در صورت وجود گیاهان آبزی یا ماهی در استخر، باید در نصب فواره‌ها دقت شود. برای نیلوفرهای آبی تلاطم سنگین آب مضر خواهد بود. اما اكسیژن فراوان حاصل از آب فواره‌های بلند برای ماهی‌ها مفید و مطلوب است.

منبع مقاله :
سایت آفتاب
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ne_sh67

عضو جدید
کاربر ممتاز
محیط شناسی

محیط شناسی

  • مطالعات بستر طرح به منظور معرفی و انتخاب گزینه برتر و همخوان مبانی با محیط نقش اساسی در ارائه برنامه منظر دارد. مطالعات محیط شناسی را می توان در سه بخش تقسیم نمود.
  • الف. شناخت محیط طبیعی
  • شناخت محیط طبیعی، پستی و بلندی، فضای سبز و اقلیم و هواشناسی را در بر می گیرد، که شامل توپوگرافی، درجه شیب، جهت شیب، وضعیت تابش آفتاب، کاربری فضای سبز، فضای سبز احداث شده، اقلیم و هواشناسی، اقلیم حاکم بر منطقه، بارندگی دمای منطقه، رطوبت، باد می باشد.
  • ب. شناخت محیط مصنوع
  • شناخت محیط مصنوع کاربری فضاها، دسترسی و تاسیسات زیربنایی را در بر می گیرد که شامل تقسیم بندی نواحی، ابنیه موجود و طرح بالادست، پراکندگی گروههای کاری و زمان فعالیت های انسانی، ابنیه احداث شده، معابر و دسترسی ها، پراکندگی نواحی، پراکندگی ابنیه موجود و طرح بالادست، پراکندگی گروههای کاری و زمان فعالیت های انسانی، پراکندگی ابنیه احداث شده، مسیرهای دسترسی های برون و درون سایت، محور های اصلی و فرعی، درجه بندی معابر، تاسیسات زیربنایی موجود، پراکندگی تاسیسات زیربنایی، پراکندگی عناصر مصنوع می باشد.
  • ج. سیما و منظر
  • در این روش ابتدا سایت به طور کامل مورد مطالعه قرار میگیرد و عناصر اصلی و شاخص آن به گروههای جداگانه تقسیم میشود. در این تقسیم بندی، که تنها به طور انتزاعی و ذهنی قابل قبول است، جنبه های عینی منظر از ابعاد ذهنی آن جدا شده و به طور مستقل مورد داوری واقع می شوند.
  • الف. جنبه های عینی منظر
  • بعد تصویری مکان در بردارنده عناصر فیزیکی و کالبدی محیط است که به وسیله حواس انسان قابل ادراک است. درکی که هر فرد از محیط اطراف خود دارد بدون در نظر گرفتن عامل زمان، به عناصر تشکیل دهنده محیط بستگی دارد. این عناصر که شامل عناصر محیط طبیعی و عناصر انسان ساخت است از طریق مشخصات فرم، جنس، ابعاد، رنگ، بو، بافت و صوت ویژگیهای محیط را به فرد القا می کند. جنبه های عینی مطالعات تحلیلی سایت در دو گروه اصلی سیمای عناصر مصنوع، سیمای عناصر طبیعی انجام می شود.
  • جنبه های عینی منظر- عناصر مصنوع
  • عناصر انسان ساخت با قرار گیری خود به مدت طولانی در محیط و منظر یا به دلیل وابستگی حیات منطقه به وجود آنها به عنوان نمادهای غیر قابل اغماض سیمای منطقه شناخته شده اند.
  • جنبه های عینی منظر- عناصر طبیعی
  • عناصر طبیعی منطقه با توجه به محدوده مشخص آن و محیط نسبتا بکر منطقه در حوزه های پوشش گیاهی و فرم زمین تقسیم بندی می گردد. که در واقع نگاه عموم افراد در برخورد اولیه و بدون تحلیل های حرفه ای می باشد.
  • ب. جنبه های ذهنی منظر
  • عناصر کالبدی محیط و منظر در زمانهای مختلف برای افراد به گونه هایی متفاوت درک می شوند. علاوه بر ادراک لحظه ای فرد از محیط تحلیل هایی بر اساس دریافتهای قبلی در ذهن فرد صورت می پذیرد و تصویری مخصوص به همان زمان و برای همان فرد تشکیل می شود، که سیمای ذهنی منظر است.
 

shabnam_gh

عضو جدید
باغ های ایران

باغ های ایران

سلام.یه سری مطلب در مورد باغ و معماری براتون می ذارم.امیدوارم مفید باشه.:que:

بین باغهای ایرانی و باغهای کشورهای اروپایی که در سراسر سال از هوای معتدل و اب فراوان برخوردارند تفاوت بسیار است.انقدر که ما در این سرزمین به مکان سایه دار و پردرخت و خنک احتیاج داریم مردم اروپا ندارند بلکه در بعضی موارد تعمدا از غرس درخت های زیاد در باغهای خویش خودداری می کنند و به پرورش گلو بوته میپردازند تا از افتاب و نور بیشتری برخوردار شوند. باغ سازی ایرانی همانند معماری ایرانی انچنان طراحی شده است که با اکوسیستم محیط(اقلیم) منطبق باشد و به بهترین وجه نسبت به شمال و جنوب جهت گیری شود.برای مثال کمتر باغی در ایران وجود دارد که محور باغ در جهت غربی شرقی احداث شده باشد یا در ظهر تابستان افتاب در راه ارتباطی اصلی که بر محور باغ منطبق است بتابد.از شیب طبیعی زمین نیز برای دید و منظر بهترین نتیجه حاصل می شود و از مربع در هندسه باغ کمک گرفته می شود.جریان دایمی اب نیز که در سطح سایه دار باغ در جریان می باشد باعث اختلاف دما با محیط اطراف می شود.محور اصلی باغ با درختان بلند مانند دالان مستطیل شکل جریان خنک و درختان را به سوی کوشک اصلی باغ هدایت می نماید و کوشک بر بلندترین و مرکزی ترین نقطه باغ از بهترین دید و منظر برخوردار می گردد. باغ ایرانی همراه با پیشرفت تمدن و فرهنگ پارسیانی که در ایران استقرار یافتند به تدریج شکل گرفته است.دستیابی به نظم حاکم بر باغ ایرانی در زمان طولانی و همراه تحولات تمدن و شکل گیری فرهنگ ایرانی حاصل شده است.گرچه این نظم مبتنی بر دیدگاه های دقیق نمادین و تمثیلی نشات گرفته از دین(زرتشت و سپس اسلام)و فرهنگ ایرانی بوده است.
چهار باغ که اصل اساسی باغ سازی ایران است از ابداعات کوروش در خلق محوطه کاخ پاسارگاد به شمار می رود
در دوره اسلامی با ترکیبی از بهشت های زمینی احداث شده به وسیله باغ ساز مسلمان پیوندی نا گسستنی خورده است و به عنوان الگوی باغ سازی در سرزمین های شرق(هند)و کشورهای غرب(اروپا)در امده است. بدین طریق دو مبداءدر باغ سازی جهان وجود دارد که تاریخی بیش از دو هزار سال دارند.باغ سازی ایرانی و باغ سازی چین(ژاپن)امروزه به عنوان دو الگوی قدیمی و اصلی و پایه ای مطرح می باشند. در شرایط حاضر "پارک"و"پارک سازی" از موضوعات شناخته شده و بدیهی در عرصه های معماری و شهرسازی در کشور ما محسوب می شوند.با یک نگاه سریع می توان پی برد که از یک سو مفهوم پارک در حد و اندازه فرهنگ ما نبوده و نیستو از سوی دیگر مشاهده می شود که ما مفاهیم عمیق و پیچیده ای را داشته ایم که انها را به عمد یا به سهو مورد غفلت یا فراموشی قرار داده ایم. سر مشق قرار گرفتن پارک و پارک سازی سالهاست که طراحان و برنامه ریزان ما را واداشته است تا بین اوراق کتاب و مجله های غربی به دنبال ایده های تازه بگردند و به خود اجازه ندهند که در چهار چوب فرهنگ خودی به این موضوع بیندیشند. مثلا پارک سازی به صورت انگلیسی(فضای سبز چمن و تک درخت در ان)و نمونه های بسیاری که در صد سال اخیر در پارک سازی ما متداول شده است با باغ سازی ایرانی هماهنگی ندارد.امروزه نگهداری فضای سبز به صورت چمن کاری که در پارک سازی یکی از مهم ترین اصول است در مقابل افتاب سوزان و شرایط اقلیمی ایران بسیار سخت و نیازمند مصرف اب دائم و فراوان می باشد و در نهایت ثمری نیز ندارد.در صورتی که در اروپا با رطوبت و بارندگی کافی چمن خود به خود می روید.
لذا بهتر است یک بار دیگر به اصول و هندسه باغ ایرانی همراه با نوع گلها و درختان توجه داشته باشیم.
از هدایت آبهای روان در کنار درختهای بلند پر سایه و حوض های لبریز از آب استفاده نماییم و باغ را تجسمی از بهشت بدانیم.
راه آینده باغ سازی و معماری ما از گذشته می گذرد.
منبع:کتاب باغ








 

shabnam_gh

عضو جدید
باغ هزار جریب
وجه تسمیه هزار جریب برحسب سطحی است که آن باغ اشغال کرده بود و مساحت آن را هزار هزار ذرع مربع ذکر نموده بودند که در جنوب شهر اصفهان در دامنه کوه صفه واقع شده بود . پیترو دولاواله جهانگرد ایتالیایی که در دوران سلطنت شاه عباس اول از اصفهان دیدن کرده است ، اولین سیاح اروپایی است که از باغ هزار جریب سخن رانده است . وی در توصیف این باغ جنین می نویسد:
بعد از این رودخانه خیابان کماکان با همان دیوارها و درختان و خانه ها و باغ ها ادامه دارد . با این تفاوت که خانه ها و باغ های اطراف آن دیگر به شاه تعلق ندارد بلکه متعلق به اشخاص مختلفی است که برای اطاعت دستور شاه و حفظ زیبایی خیابان ، در ساختن آنها بر یکدیگر سبقت جسته اند .خیابان به باغ بزرگی که باغ هزار جریب نام دارد منتهی می شود این خیابان امروز به اسم چهار باغ خوانده میشود زیرا در اصل باغ های چهار گانه ای در این محل وجود داشته اند که از مجموع آنها وضع فعلی به وجود آمده است . سطح باغ ها یکی بالاتر از دیگری قرار دارد . در آنجا چیز دیگری جز رشته درختان پر شاخ و برگ و میوه وجود ندارد و تمام آنها آنقدر کوتاهند که پیاده ها و سواران با دست می توانند میوه بچینند .
هربرت که در سال 1634 میلادی مقارن با آخرین سال سلطنت شاه عباس اول به اصفهان سفر کرده بود در سفرنامه اش که در سال 1634 میلادی در لندن که چاپ رسید ، ضمن توصیف شهر اصفهان باغ هزار جریب را بهشت شاه عباس می نامد .
شوالیه ژان شاردن سیاح مشهور فرانسوی که از سال 1664 تا 1667 میلادی در دوران پادشاهی شاه عباس دوم و شاه سلیمان در ایران به سر می برده است و سالها در اصفهان اقامت داشته درباره باغ هزار جریب چنین می نویسد :
این باغ از دوازده طبقه مسطح که هر یک شش یا هفت پا بالای دیگری است بنا شده است، که به وسیله خاکریزهای کم شیب و با پلکان سنگی اطراف جویها به هم اتصال دارند . این باغ پانزده خیابان دارد که دوازده تای آنها خیابان عرضی است که به هم راه دارند و در هر چهار تای از این خیابانها یک جوی بزرگ آب جریان دارد که به موازات باغ عبور می کند و سه خیابان طولی باغ را از زیر سقف های آجری طی می کند به طوری که آنها را قطع نمی نماید . این سه خیابان از یک طرف به طرف دیگر باغ وصل میشود ، خیابان وسط دارای نهری سنگی به عمق هشت انگشت (پوس ) و عرض سه پاست که در هر ده قدم فواره هایی درآن تعبیه شده که آب را به هوا می جهاند . پائین هر طبقه در محل آبشارها که شیب ملایمی دارد حوضی قرار دارد که قطر آن ده پا ودر وسط و کناره ها فواره های متعددی دارد . این حوضها به اشکال مختلف دایره و مربع و چند ضلعی است .
حوض طبقه سوم دوازده ضلعی و محیط آن 300 پاست . در نزدیک و در دو جناح هر حوض عمارت کلاه فرنگی مرتفع با نقاشی های زرنگار و لاجوردی دیده می شود و در وسط طبقه ششم عمارت کلاه فرنگی قرار دارد که خیابان را قطع می کند . این عمارت سه طبقه و به اندازه ای بزرگ و وسیع است که دویست نفر می توانند گرد هم در آنجا بنشینند .
یک عمارت در ابتدا و یک عمارت در انتهای این باغ است که از هر حیث شبیه یکدیگرند . هنگام بهار و موسم گل به خصوص موقعی که آب فراوان است این باغ منظر عجیب و دلپسندی دارد مخصوصا" در اطراف جویها و کنار حوضها گل فراوانی کاشته اند و فواره های بیشماری که تاچشم کار میکند پیداست . قفس مرغان خوش الحان در لابه لای درختان آ ویخته شده وعطر و بوی خوش گل ها به مشام انسان می رسد .





انگلبرت کمپفر سیاح مشهور آلمانی که در دوران سلطنت شاه سلیمان در اصفهان بوده است درباره این باغ گفته است :
اراضی باغ شیب مختصری دارد و میتوان گفت تقریبا" مربع است و طول و عرض آن به بیش از یک هزارو سیصد قدم در عرض و طول میرسد با دیواری که از وسط آن به صورت مایل کشیده شده این باغ به دو باغ تقسیم گردیده است . و در ابتدا منظور این بوده که اهل حرم بتوانند در طول مدتی که شاه با ملازمانش در قسمت جلو درنگ کرده است در باغ عقبی به سر برند . پادشاه فعلی این فاصله را بیش از اندازه مطلوب دید و به همین دلیل در یک گوشه ی دور افتاده باغ جلویی عمارتی را برای اقامت اهل حرم بنا نمود .
تمام سطح باغ با خیابانهایی که به فاصله هشتاد قدم از یکدیگر در عرض و طول آن احداث شده به مربع هایی تقسیم گردیده است . کف زمین شنی است و خشک ولی با سه رشته ی نهری که از زاینده رود منشعب است آباد و سبز و خرم میشود . یکی از آنها چشمه نامیده می شود و در فاصله سه ساعت راه در قسمت علیا از بستر رودخانه جدا میگردد . در حالی که دو نهر دیگر به موازات دیوار خارجی بزرگ جنوبی جریان دارد و از آنجا در جویهای کوچکتر در طول خیابانها راه می افتد . این جویها سراسر باغ را مشروب می کند و گاه به آبگیرهایی تبدیل میشود که سبب می شود درختان و باغچه ها رشد ونمو قابل ملاحضه ای داشته باشند . در قسمتی از باغچه ها انواع گیاه و سبزی و در قسمتی دیگر درختان میوه (در گروه معینی ) کاشته اند مثلا" به ،انار ، زرد آلو ، هلو ، زرشک و... . در مواضع دیگر به متنوع ترین گیاهان زینتی برمی خوریم از آن جمله اند . گل سرخ های چینی و ایرانی و سه نوع مختلف یاسمن و از اینها گذشته بیدمشک و درخت زیتون . دور چند تا از خیابانهای این باغ نیز چنار کاشته اند .به خصوص آنهایی که در جهت طول باغ قرار گرفته اند . برخلاف این خیابانها ، خیابانهای دیگر فاقد هر نوع زینتی است ، اما در عوض اطراف خیابانی که موازی دیوار باغ است کاج غرس کرده اند .
خیابان مشجر وسطی که درست ادامه و دنباله چهار باغ است و در هر دو طرف دو ردیف چنار بلند دارد زینت اصلی باغ هزار جریب به شمار میرود . در وسط جویی جاری است که دو قدم عمق دارد و آن را از سنگ های چهار گوش ساخته اند این جوی از دور افتاده ترین عمارت باغ عقبی شروع می شود و تا دهلیز کاخ ادامه پیدا می کند و مقدار شگفت انگیزی آب دارد که گاه آرام در جریان است ، گاه از لوله ها می جوشد و می خروشد ، گاه در آبگیرها ظاهرا" بی حرکت مانده است و گاه نیز از پله های مرمرین فرو می ریزد و غوغا به پا می کند . جلوی مدخل دهلیز جریان آب ناپدید می شود تا بار دیگر در آن سوی قصر ظاهر گردد و به بازی خود در چهارباغ ادامه دهد.
از محاسن دیگر باغ هزارجریب دو استخر وسیع هشت ضلعی است که آنها را از سنگهایی که به دقت صیقلی شده ساخته اند و در وسط دو نیمه باغ واقع شده است . سطح استخر را با یک قایق می توان درنوردید و از منظره فواره های پرقدرت میان آن و همچنین فواره های کوچک کنار استخر لذت برد . در کنار استخر ساختمانهای کوچک آجری تعبیه کرده اند که با قوسهای بزرگی به همه اطراف باز است و در بیننده تأثیر مطبوع غیرآشنایی به جا می گذارد . در دو طرف آبشارها ، پله هایی سنگی کار گذارده اند تا کار مشکل صعود ازآن موضع را تسهیل کرده باشند .
رشته خیابان بزرگی که در وسط قرار دارد و در طرفین آن چنا کاشته اند با سه ساختمان قطع می شود . یکی از آنها در مدخل باغ قرار دارد و در عین حال حاکی از این است که چهار باغ به انتها رسیده .
ساختمان دوم در تقاطع خیابان مشجر و دیوار بین دو قسمت باغ یعنی درست در مرکز باغ هزار جریب واقع است . سومین عمارت در پایان این خیابان مشجر بنا گردیده است . همه اینها چهار گوش تقریبا" مرتفع و مطابق قواعد معماری ایران با سلیقه بسیار از آجر ساخته شده است . یک عمارت مخصوص زنان که به سیاق خوابگاههای عمومی یا کاروانسرا از حجره های پهلوی هم تشکیل شده است این میدان چهار گوش را درست در وسط مسدود می کند ، بلافاصله پس از آن راه سواره رو با ستونها و میله ها آغاز میشود ، در این راه نیز آبگیرها و فواره هایی تعبیه کرده اند . از این گذشته باید از چهار کبوترخانه یاد کرد که معمار در چهار گوشه زمین بنا کرده است . اینها را به شکل برج قلعه ها و از خشت خام ساخته اند . سقف آن دارای سوراخهای متعددی برای کبوترهاست و کنگره ای نیز برای آن ساخته اند ، در داخل آنها هزارها لانه ی ردیف هم دیده میشود که کبوتران در آنها قرار می گیرند .
منظور از ساختن این کبوتر خانه ها فقط این بود که فضله کبوتر را که به کار کودداران صیفی کاری تاکستانها می خورد به دست آورند . به کبوتران نیز کسی صدمه و زیانی نمی رساند ، اما اغلب این برجهای مخصوص کبوتر را از آن رو می ساختند که به خانه آبرو و حیثیتی بدهند زیرا این کبوتر خانه ها از سایر بناها مرتفع تر بودند و از دور نگاه بیگانگان را به خود جلب می کردند .











 

shabnam_gh

عضو جدید
باغ بلبل و عمارت هشت بهشت

باغ بلبل و عمارت هشت بهشت

باغ بلبل اصفهان از باغ های ممتاز تاریخی و نمونه های برجسته هنر باغ آرایی است . کاخ هشت بهشت در میان باغ بلبل و داخل مجموعه دولتخانه دوره صفوی است و طبق گزارش جهانگردی که در آن زمان اصفهان را دیده اند ، برای اقامت شاهزادگان حرمسرای شاهی در زمان شاه سلیمان صفوی در نیمه دوم قرن یازدهم هجری ساخته شده است .
کوشک هشت ضلعی بسیار زیبایی با سه ایوان در سه ضلع و محوطه مرکزی با سقف و مقرنس کاری مذهب و اتاقهای دو اشکوبه در قسمتهای دیگر بنا قرار دارد . اتاق مزین به تزیینات گچبری و طلا کاری از نوع نقل دانی و آینه کاری در طبقه دوم زاویه شمال غربی دیده می شود .
نام هشت بهشت به معنی هشتی یا ورودی بهشت است و به منظور نسبت دادن زیباییهای این بنا به ابعاد مافوق دنیوی، انتخاب شده است . این بنا در 2 طبقه ساخته شده و کلیه سطوح ایوانها ، هشتی مرکزی ، اتاقها و راهروها با روشهای مختلف و سبکهای متنوع تزیین شده است و مجموعه ای از هنرهای تزیینی آن دوره در ساختمان آن به کار رفته است .
در ایوان جنوبی این کاخ آبشار بسیار زیبایی وجود دارد که آب از طبقه بالای آن به صورت پلکانی به طبقه پایین می ریزد . کاخ مزبور مورد علاقه فراوان فتحعلی شاه بوده و روزگارها در آن گذرانیده است که در آن دوران تغییرات و تصرفات زیادی در آن داده اند .
این باغ تنها باقیمانده از مجموعه باغ های سلطنتی محور چهار باغ اصفهان می باشد . شاردن سیاح مشهور فرانسوی در دیدار خود از اصفهان به خوبی از آن توصیف نموده و آن را باغ بلبل خوانده است .باغ بلبل اکنون در اثر گزند حوادث روزگار آنقدر کوچک شده که بین کاخ و مغازه های کنار خیابان چهار باغ ، فقط مختصری از آن باقیمانده است .
در گذشته مساحت آن هفتادو پنج جریب بوده که اکنون بخش کوچکی از آن باقی مانده است .در حال حاضر اطراف این کاخ به صورت پارک شهری درآمده است .
خود کاخ ، در نظر اول گویی مجموعه ای است از چهار ایوان وبس . مطابق معمول طرح باغ ها ، کوشک نه در وسط باغ ، بلکه متمایل به یک سو است در نتیجه ، بخش بزرگتری از باغ در یک جانب کوشک قرار گرفته است و کوشک بدان جانب رو کرده است . به همین سبب ، ایوان شمالی ، یعنی روی بنا از دیگر ایوانها وسیع تر و بلند تر و مزین تر است . این ایوان بسیار زیبا با حوض معروف مروارید ، سقف مسطح مزین به تزیینات چوبی و دو ستون بلند چوبی با سر ستون مقرنس و دیوارهای نماسازی شده با اشکال و تناسبات پخته ی خاص صفوی ، که در سمت سایه ی بنا نیز واقع شده ، بی شک دلپذیرترین تماشاگاه باغ در بهار و تابستان بوده است . در مقابل ، ایوان جنوبی که در پشت بنا قرار دارد و به قسمت کوچکتر باغ در جنوب کوشک نظر می کند ، از دیگر ایوانها کوچکتر است . ارتباط این ایوان با فضای داخلی محدودتر و طاق آن بر خلاف ایوانهای دیگر مدور و دارای مقرنس است .
 

shabnam_gh

عضو جدید
باغ های شیراز

باغ های شیراز

باغ ارم
این باغ در سمت شمال غربی شیراز و در محل تقاطع بلوار شرقی – غربی ارم و بلوار شمالی – جنوبی آسیاب سه تایی و جام جم در دامنه کوه آسیاب سه تایی در جانب شمالی رودخانه خشک واقع شده است و مسافت آن با کوههای شمالی شیراز زیاد نیست .
باغ ارم شیراز به طور مسلم از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گورکانیان وجود داشته و با توجه به اینکه سیستم فئودالی به طور کامل بر جامعه آن دوره حاکم بوده است بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم که باغی ارزشمند بوده در آن زمان حکام وقت بوده اند ، و چنانکه میدانیم باغ تخت و تعدادی از باغ های دیگر به همت اتابک قراچه که از طرف سنجر پسر ملکشاه سلجوقی به حکومت فارس منصوب شده بود احداث گردیده اند لذا احتمال میرود که باغ ارم نیز به دستور وی احداث شده باشد .
از عصر صفوی به بعد باغ های ایران و خاصه شیراز پیوسته رو به توسعه و آبادی بوده و باغ های زیادی نیز در دوران صفویه و زندیه وقاجاریه ، مخصوصا" در عهد زندیه احداث شده است . بعضی از باغ های قدیمی نیز در این دوران آباد شده و در آنها کوشک های جدید بنا کرده اند از جمله باغ ارم که در مالکیت سران سلسله زندیه بوده و همچون سایر ابنیه و باغ های شیراز مرمت یافته است . از اواخر دوره زندیه تقریبا" بیش از هفتادو پنج سال باغ در تصاحب سران ایل قشقایی بوده است . و در مدت مدیدی این باغ را در اختیار داشتند و از آنجا به عنوان مقر فرمانروایی خود در شهر شیراز استفاده می کرده اند . نخستین ایلخان این خاندان یعنی جانی خان عمارتی مرغوب در این باغ بنا نهادند که این ساختمان تا دوره ناصرالدین شاه مرغوب و قابل توجه مانده بود . در دوره سلطنت ناصرالدین شاه حاج نصیرالملک شیرازی باغ را از خاندان ایلخانی خریداری و چنانکه خواهد آمد ساختمان فعلی را به جای عمارت ایلخانی بنا کرد ولی احتمالا" اساس ساختمان قبلی را حفظ کرده است .
این بنا توسط معمار معروف حاج محمد حسن ، معمار مسجد نصیرالملک ساخته شده و از یک طبقه همسطح و دو طبقه فوقانی تشکیل یافته و دارای تالاری مزین به آینه های زیبا با دو ستون وارسی ها و گوشواره ها و طاق ها و رواق هاست . ازاره ستونهای جلوی عمارت از سنگ های یکپارچه (گندمک) که متجاوز از دو متر ارتفاع دارد، پوشیده شده و روی هشت ستون آن ، عکس دو سرباز دوره قاجاریه و شش کتیبه نقش شده است .
متن کتیبه ها که به خط نستعلیق خوب ، به وسیله میرزا علینقی ، خوشنویس مشهور شیرازی نوشته شده است اشعاری است از سعدی.



 

shabnam_gh

عضو جدید
باغ دلگشا

باغ دلگشا

از دیگر باغ های زیبای شیراز است که در شمال شرقی شیراز به فاصله کمتر از نیم فرسنگ در پایه کوه قلعه فهندژ واقع شده . در واقع ، این باغ ، نارنجستان است و لیمو و بتاوی و پرتقال فراوان دارد . سابقه ی آبادانی و وجود باغ دلگشا نه تنها پیش از دوره ی سلسله ی آل اینجو و آل مظفر می رسد ، بلکه وجود باغ دلگشا در پیش از اسلام یعنی دوره حکومت ساسانیان هم قطعی است زیرا این باغ در نزدیکی مظهر کاریزی کهن و در حریم قلعه بسیار قدیمی مشهور به کهندژ یا فهندژ بوده است که بقایای آن تا نیم سده پیش بر فراز کوه مقابل قرار داشت و چاههای عظیم این دژ کهن مشهور به چاه قلعه بندر و چاه دختر ، هم اکنون بر بالای این کوه واقع است . در دوره تسلط تیمور گورکانی در فارس که با کشتن شاه منصور و انقراض سلسله ی آل مظفر ، این سرزمین را مسخر نمود باغ دلگشا و چند باغ مشهور دیگر شیراز همچنان در نهایت آبادی بوده و تیمور که یک بار در سال 789 و نوبت دوم در سال 795 هجری قمری به شیراز آمده پس از دیدن این باغ ، باغی بزرگ در سمرقند به همین شیوه و به نام دلگشا احداث کرده است .
باغ دلگشا در دوره صفویه نیز از باغ های معروف شیراز به شمار می رفته و در تصاویر جهانگردان اروپایی آمده است . در دوره افشاریه این باغ همچنان آباد و احتمالا" مدتی در تملک میرزا محمد کلانتر فارس بوده است . میرزا محمد که معاصر تمام دوره افشاریه و زندیه بوده این باغ را جزو باغ های معمور دیوانی یاد کرده است . در ماجرای طغیان محمد تقی خان شیرازی علیه نادر شاه که در شیراز در محاصره سپاهیان نادر قرار گرفته باغ های اطراف شیراز از جمله باغ دلگشا صدمه کلی دیده و سپس در دوره فترت پس از مرگ نادرشاه تا استقرار حکومت زندیه باقیمانده باغ های پیرامون شهر بکلی ویران شده است . در دوره قاجاریه ابتدا در سال 1205 هجری مرحوم حاجی ابراهیم اعتمادالدوله شیرازی این باغ را احداث نمود . پس از او ، رو به خرابی رفت و مرحوم نواب شاهزاده رضا قلی میرزا نایب الایاله در سال 1336 هجری این باغ را خرید و مرمتش کرد . عمارت کلاه فرنگی را او ساخت و بدین نام موسوم نمود . ولی این باغ باز از اعتبار خود افتاد . تا سال 1367 هجری مرحوم حاجی میرزا علی اکبر قوام الملک آن را حصاری کشیده و عمارتش را تعمیر نمود و ایوانی با دو ستون سنگی یکپارچه بر کلاه فرنگی بیفزود و آن را به پسرش میرزا فتحعلی خان بخشید . میرزا نیز حمامی بر آن افزود . این باغ چون در کنار کوه واقع شده ، از آسیب سرما و گرمای زیاد در امان است . در وسط باغ عمارتی است به طرز کلاه فرنگی که در مقابل آن حوضی و تالاری با اتاقها و ایوانها ساخته و پرداخته اند . حوض بزرگ دیگری در جلوی تالار است و در هر سوی آن باغ ، آبشارهای فراوان دیده میشود . آب باغ از قنات بندر است که به آب سعدی مشهور است و باغ را مشروب می نماید .
عمارت کلاه فرنگی : این عمارت که در وسط باغ قرار دارد ، در حال حاضر سالم و مستحکم است . طرح ساختمان اصلی و اولیه که یک تالار بزرگ یا چهار شاه نشین است و به سبک معماری کاخ ساسانی بیشابور واقع در نزدیکی کارون ساخته شده به همان صورت اولیه مانده است . این بنا سه طبقه است و در پیشانی آن کاشی معرق کار شده است . در طبقه اول داخل عمارت ، یک هشتی وسیع است که چهار شاه نشین و چهار گوشواره دارد . مدخل اصلی عمارت ، سمت باغ باز می شود . در وسط شاه نشین ، حوض بزرگ هشت گوشی با کاشی آبی رنگ کار شده که لبه آن قطعات سنگ های سرخ فام حجاری شده است . در گوشه شاه نشین ها ، قطعات آینه کاری از دوره قاجاریه باقی مانده است . در طبقه دوم یک تالار بزرگ وجود دارد که سقف آن در دوره قاجاریه با رنگ و روغن نقاشی شده و قسمت هایی از آن به طرزی زیبا آینه کاری شده است . سقف بنا گنبدی است . همه درهای عمارت از چوب ساخته شده و بر روی چهار چوب و قاب های چوبی آنها منبت کاری های بسیار زیبا و ارزنده ای نقش بسته است .
باغ گلشن (عفیف آباد)
باغ گلشن که آن را باغ عفیف آباد نیز گویند در مغرب شیراز واقع شده است . از خیابان قصرالدشت خیابانی سمت جنوب جدا می گردد . این باغ را عفیف الدین شیرازی به سال 725 هجری ساخته است . بنابراین این باغ بر بستر طرح قرن هشتم هجری آرمیده است . باغ گلشن در دوره صفویه از باغ های آباد و مهم شیراز و محل نزول پادشاهان بوده است .
یعقوب خان ذولقدر حکمران فارس که در زمان شاه عباس نافرمانی کرد و به دستور این پادشاه به قتل رسید در قسمتی از اراضی این باغ قلعه ای محکم ساخته و برای بنای این قلعه سنگهای گورستان جعفرآباد و مصلی را به کار برده است .پس از صفویه این قلعه ویران شد و باغ سالها رونق وآبادانی خود را از دست داد . بانی عمارت فعلی باغ میرزا علی محمد خان قوام الملک می باشد که در سال 1284 هجری قمری احداث آن را آغاز و کاریزلیمک را که در قصر قمشه بود خریداری کرد و برای مشروب نمودن اراضی و درختان باغ اختصاص داده است.
در آن دوره که معاصر حکومت قاجاریه است باغ گلشن یکی از زیبا ترین باغ های شیراز به شمار می رفته است . در ورودی اصلی باغ گلشن رو به شمال است . در نمای سردر باغ چهار ستون گچی ساده مشاهده میشود که سرستونهای آنها با اقتباس از طرح سرستونهای تخت جمشید گچبری شده و در پیشانی سردر نقش دو شیر است که گویی را در پنجه ها نگاه داشته اند . قوام الملک در ورودی این باغ یک مسیر بیضی اتومبیل رو ایجاد کرد که تا جلوی پله ورودی ساختمان می آمده است . باغ گلشن دارای درازای بیش از پانصد متر و پهنای دویست و پنجاه متر می باشد و مساحت باغ گلشن در حدود یکصدو بیست و هفت هزار متر مربع است .
ساختمان باغ گلشن در وسط باغ قرار گرفته و دو طبقه است . طبقه زیر دارای زیرزمینی کاشیکاری و محوطه وسیعی است و آب نمای زیبایی در وسط آن ساخته شده که آب زلال در آن روان است . نمای شرقی این زیرزمین از پنجره های مشبک آهنین پوشیده شده است . این پنجره ها را برای تهویه و تأمین روشنایی زیرزمین ساخته اند و در فواصل آنها قطعات سنگهای گندمک نصب شده است که از سطح زمین تا زیر کف ایوان را فرا می گیرد . مدخل اصلی این عمارت در سمت شمال است که به وسیله چند پله سنگی به تراس سر پوشیده زیبا و ایوان طبقه دوم وارد می شود . دورادور طبقه دوم عمارت را ایوانی با ستونهای زیبا در بر می گیرد که به همه اتاق های این طبقه ارتباط دارد و در وسط جانب شرقی ساختمان ایوانی وسیع و شکوهمند با چهار ستون بلند ایجاد شده است .
در سال 1352 شمسی ارتش این باغ را می خرد و تعمیراتی در آن انجام می دهد و طبقه دوم آن را برای استقرار فرح دیبا که به شیراز می آید مبلمان و دکوراسیون می نماید . پس از انقلاب طبقه زیرین ساختمان موزه نظامی شده است .
همه درهای این عمارت منبت کاری و نفیس و پنجره ها و درهای چوبی ساختمان دارای شیشه های رنگی بسیار زیباست . تزیینات داخل ساختمان هم از زیباییهای خاصی برخوردار می باشد . اتاقها دارای سقف چوبی با زینت های منظم هندسی و بدنه و دیوارها رنگ آمیزی و نقاشی شده است . زیبا ترین سالن این عمارت تالار بزرگ پذیرایی آن است . ازاره این تالار از سنگ مرمر است و در بالای دیوارها یک رشته گچبریهای رنگارنگ وجود دارد این ساختمان در هر دو طبقه تقریبا" دارای سی اتاق و تالار است عمارت باغ از بعضی جهات شباهتهایی به باغ ارم شیراز دارد . نمای اصلی عمارت باغ گلشن همچون باغ ارم رو به مشرق است . جلوی این بنا حوض بسیار وسیعی با لبه های سنگی وجود دارد که پیوسته آب از میان آن روان است . از جلوی حوض خیابان اصلی باغ شروع میشود که در وسط دارای آب نما و گلکاری است و در دو سوی آن درختان سرو و کاج و چنار کهن وجود دارد و در محوطه وسیع باغ باغچه های بزرگ ایجاد شده که به وسیله خیابان ها و راهرو ها از یکدیگر مجزا میشوند این باغچه ها با نظم خاصی کرت بندی شده و درختان بسیاری در آن کاشته شده است. در سمت شمالی باغ هم محوطه وسیعی وجود دارد در این قسمت حمام باغ واقع است که در جوار ورودی قرار دارد.
باغ فین (باغ شاه) کاشان
چگونگی ابنیه و قصور تاریخی چشمه فین در دوره های پیش از اسلام به هیچ وجه روشن نیست و مانند بسیاری از شئون باستانی ایران تا کنون مدارک متقن و معتبری برای شناسایی آنها به دست نیامده است . مخصوصا" پس از ویرانی آخرین دوره شهر باستانی سیلک که 1500 سال پیش از میلاد روی داده هیچگونه اطلاع صریح و قطعی از اوضاع تاریخی این منطقه کشف نشده است . ولیکن در قرون اسلامی ، نخستین بار احداث باغ و بنای شاهانه فین را به پادشاهان آل بویه نسبت داده اند و در عهد ایلخانان مغول نیز عمارات کهنه آن نوسازی و بر آبادانی آن افزوده شده به طوری که تا عهد صفویه مردم بومی و رهگذر در آنجا به استراحت پرداخته از صفایش بهره مند می گردیدند .
جلوس شاه اسماعیل صفوی در باغ فین
در تمام ادوار تاریخ باغ و کاخهای شاهانه فین محل مخصوص برگزاری جشنهای بزرگ ملی و شاهد اجرای مراسم و تشریفات مهم عمومی بوده . از آن جمله در سال 909 هجری هنگام ورود شاه اسماعیل صفوی به کاشان بزرگترین جشنهای دوران سلطنت او که نموداری از عظمت و شکوه دربارهای پادشاهان باستانی ایران بود در سرچشمه فین و با حضور اجتماع بزرگی از بزرگان و سران و نمایندگان قاطبه مردم آن شهرستان برپا گردید . در سال 982 هجری اواخر سلطنت شاه طهماسب اول زلزله سختی در کاشان روی داد به طوری که قریه فین را به کلی ویران کرد . از آن پس نیز مدت دوازده سال متوالی این منطقه به واسطه گرفتاری و تاخت و تاز و زدو خرد با اتباع محمد خان دچار خرابی و زیانهای فراوان گردید تا آنکه در عصر شاه عباس بزرگ پس از دفع فتنه ترکمنها شهریار صفوی به منظور عمران و آبادانی کاشان و تدارک وسایل توسعه و ترقی صنایع محلی و بهبود اوضاع عمومی آنجا اوامری صادر و نهاوندی را وزیر کاشان ومأمور اجرای آنها نمود و بدین گونه در عهد صفوی به فرمان وی طرح باغ و کاخ جدیدی پی افکنده شد . مظهر آب آن چشمه را قریب 500 متر بالاتر از باغ شاه قدیم یعنی در مکان سرچشمه کنونی قرار دادند . باغ شاه جدید را در محدوده ای به ابعاد 157 متر طول شرقی غربی و 142 متر عرض شمالی جنوبی حصاربندی و در چهارگوشه ی آن برجهای گرد و مرتفع بنا کردند و در ساحت وسیع میان هر دو باغ قدیم و جدید هم خیابان و میدان پهناوری برای چوگان بازی و انواع مسابقه ، تسطیح و آماده نمودند .در وسط محوطه باغ جدید نیز کاخی زیبا و بنایی بلند بالا به نام شتر گلوی شاه عباسی احداث کردند از آن تاریخ به بعد پادشاهان صفویه هنگام مسافرت و توقف در کاشان گاهی اوقات مجالس جشن و پذیرایی و بارعام شاهانه و یا محافل طرب و شادی را در این باغ برپا می کردند. چنانکه یکی از وقایع نگاران آن عصر در شرح حوادث سال 1004 هجری که شاهعباس اول مدت دو ماه دی و بهمن در کاشان توقف داشته می نویسد که باغ فین چندین بار شاهد تشکیل محافل بزرگ شادی و بزمهای شاهانه گشته است و نظر به علاقه وافری که شاه عباس در نشان دادن عظمت و شکوه دربار ایران وآراستگی کشور خود به بیگانگان داشته است دستور می دهد که ایلچیان پادشاهان روم و فرنگ در باغ شاه فین بار یافته هدایا ی خود را تقدیم نمایند . شاه صفی نیز طرحهای عمرانی شاه عباس اول را درباره کاشان تعقیب و تکمیل کرد او علاوه بر احداث باغ شاه جدید و بناهای متعددی در حومه جنوبی شهر که به صفی آباد موسوم گردید برابنیه باغ شاه فین هم افزود از آن جمله عمارت دو طبقه بس زیبایی بود که با چوب و آهن برفراز شتر گلوی شاه عباسی برافراشته و عمارت کلاه فرنگی نامیده شد و در سال 1050 قمری شاه صفی برای بازدید این بنای نو بنیاد بدانجا فرود آمد از آن به بعد نیز تا پایان دوران سلطنت شاه صفی این باغ از تفرجگاهها و محل خوش گذرانی های او بود چنانکه عاقبت هم بر اثر افراط در باده گساری در کاشان زندگانی را بدرود گفت و فرزند نه ساله ی وی شاه عباس دوم در تالار بزرگ کاخ همایونی دولتخانه بر اورنگ پادشاهی تکیه زد . بدین گونه باغ شاه تا پایان دوره صفویه همچنان معمور وآباد و مورد توجه و محل آمد وشد پادشاهان آن سلسله بود ولی پس از واقعه افغان در سال 1135 وضع باغ فین مانند سرنوشت عمومی کشور رو به تباهی و ویرانی نهاد تا عهد کریمخان زند که به امر وی نیز در ضلع جنوبی باغ فین عمارت مخصوصی به نام خلوت کریمخانی احداث گردید در سال 1192 بر اثر زلزله بنیان کنی که همه ابنیه و عمارات کاشان را منهدم ساخت و سپس هم لشکرکشی و گیرودارهای متوالی که در آن حدود روی می داد باغ فین رونق وآبادی خود را از دست داد و بناهای آن رو به ویرانی نهاد. ..




منبع:باغهای ایرانی










 

shabnam_gh

عضو جدید
باغ فین در عصر قاجاریه

باغ فین در عصر قاجاریه

فتحعلی شاه بر اثر دلبستگی زیادی که به صفای باغشاه و زیبایی های چشمه فین داشت به حاجی حسین خان صدر اعظم اصفهانی سرپرست حوزه حکمرانی کاشان دستور داد تا همزمان با ساختمان مدرسه سلطانی خرابی های وارده به باغ را مرمت کند و آنجا را زیب و آرایش شاهانه بدهد و در طول مدتی که این دو بنا در دست مرمت بود گاه و ناگاه خاقان شخصا" برای سرکشی و تفرج به کاشان می آمد و چند روزی را به عیش و عشرت در آنجا می گذرانید تا سال 1226 قمری که تعمیرات بناهای باغ فین به پایان رسید و با نقش و نگارهای دلفریبی مزین گشت . در محوطه باغ نیز علاوه بر آنکه کلیه کف و ازاره و نماسازی جدار و اطراف جدولهای عمارت و خیابانها و دو حمام بزرگ و کوچک آن با تخته سنگهای مرمر شفاف و کاشیهای ممتاز هفت رنگ و فیروزه ای ساخته و پرداخته گردید صفه نوبنیادی نیز به نام شتر گلوی فتحعلی شاهی در سمت جنوب شرقی باغ احداث شد که اکنون استخوان بندی اصلی آن به همین نام باقی مانده است این بنا علاوه بر حوضخانه چهارطاقی با حوض جوشی که آب سرریز آن به وسیله سه جدول کاشی از وسط خیابانهای باغ جریان می یابد مشتمل است برصفه وسیع و سرپوشیده با چهار ایوان و شاه نشین که سابقا" کف همه آنها از تخته سنگهای بزرگ مرمر فرش شده بود و در دو طرف شمالی و جنوبی این بنا دو حیاط خلوت با اتاقهای متعدد و سایر لوازم سکونت زندگی انسانی احداث شده بود .آخرین دیدار فتحعلی شاه از باغ فین در سال 1249 هنگام عزیمت وی به سوی اصفهان روی داد که هشت روز در آنجا به سر برد پس از مرگ او جانشین او محمد شاه هم که در سال 1256 قمری در راه مسافرت به اصفهان مدت دو هفته در باغ فین توقف و استراحت کرد دستورهای موءکدی برای مرمت و نگهداری آن صادر نمود . باغ شاهزاده – ماهان – کرمان
باغ شاهزاده ماهان ، در صحرایی وسیع واقع در دامنه کوهستان قرار دارد و رشته آبی برای کشاورزی زمین های قریه ماهان از آن سرازیر است. این باغ به همت عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما ، در دوران یازده سال حکومت وی در استان کرمان و سیستان با توانمندی باغبانها و معمارها و همچنین اندیشمندان آشنا با فرهنگ دیرینه وغنی باغسازی ایران با کیفیتی سحرانگیز ساخته شده است . انتخاب موقعیت باغ در زمینی شیب دار که استعداد ایجاد باغ تخت را داراست باعث شده این فردوس زمینی به صورت باغ مطبق ساخته شود . ناصرالدوله فرمانفرما قبل از اتمام کامل باغ به علت بیماری در کرمان در گذشت . اما با وجود ناتمام ماندن بنای باغ عظمت و انسجام ساختار باغ - تخت متکی بر محور اصلی آن که به صورت اندامی است مرکب ، شامل آبشارهای مکرر ، حوضچه ها ، ردیف درختان سایه افکن و فواره هایی با پرش مرتفع آب ، شکوه وجلال کم نظیری را حتی قبل از رشد کافی و قابل ملاحظه ی گیاهی در باغ آفریده بود . باغ شاهزاده ماهان در تمام ویژگیهای خود ، نظام ها و ضوابط باغ ایرانی را دنبال می کند . این درست در زمانی که بیشتر پژوهشگران ، آن دوران را دوران دوری از توجه به اصالت ، ارزشهای تاریخی و آغاز انحطاط در هنر ایجادگری در ایران می شناسند . باغ شاهزاده در دیواری بلند به شکل مستطیل به طول 416 متر عرض 122 متر به مساحت پنج هکتار با شیبی حدود 6/4 درصد رو به قله کوه جوپار (در جنوب باغ ) محصور است . بنابراین دنیای درونی ، متفاوت از دنیای بیرونی ، در تقابل چشم گیر بین خشکی مرز ناپذیر و شکل ناگرفتنی صحرای پیرامون و سرسبزی انبوه محصور داخلی ، از مسافت های دور خودنمایی می کند . نمایش افسون گونه آب در سطح های افقی و عمودی ، در آبشارهای مکرر ، به تبعیت از شیب زمین ، یکی از مشخصه های بارز باغ مطبق است که یکی از زیباترین صحنه های پرطراوت و پرشکوه باغ تخت ایرانی را مجسم می سازد . حوض بزرگی به شکل بیضی ، در پاشویه ای مستطیل شکل در صحن جلوی ورودی قرار دارد . بنای ورودی (سردر خانه) در دو طبقه ، به ویژه با شفافیت معمارانه ای که در طبقه دوم داراست ، واسطه میان واقعیت بیرونی و واقعیت درونی است . تجربه فضای نسبتا" باریک خیابان پیش ورودی و مکث درونی هشتی کوچک و نسبتا" بسته در طبقه همسطح ، شرایط حسی تلقین کننده پیشین را در نسبتی اعجاز انگیز در برابر تجربه ی فضای بسیار گشوده باغ قرار می دهد . در منظر کلی باغ ، از جلوی ورودی ، دوازده سطح یکی بعد از دیگری پدیدار می شود که اختلاف سطح آنها در خط ریزش آبشارها با پله های معین ، قابل پیمودن است . این اختلاف سطح ها به ترتیب از حدود یک متر و پنجاه سانتی متر تا یک متر تغییر می کند و ارتفاع آبشارهای بالاتر به تدریج کمتر می شود . هر چند به نظر نمی رسد که در نظام هندسی باغ ایرانی تمهیدات مناظر و مرایا سهمی داشته باشد اما با اتکا به واقعیت باغ شاهزاده ، اندازه آبشارها دید سلسله مراتبی دورتر – کوچکتر را تشدید می کند و بر اساس خطای باصره بر ژرفای باغ می افزاید و آرامشی نسبی پدید می آورد . در سراسر طول باغ دوازده سطح متشکل از سکوهای محور مرکزی و کرت های جانبی میوه قرار دارد . بالاترین سطح در جلوی بالا خانه برای تأمین دید بازتری به طرف سردر خانه و مناظر شمال شرقی و تخت های کرت های میوه ایجاد شده است . این دیدگاه به ویژه در فصلی که درختان پرشکوفه اند و بر درخت هنوز میوه ای وجود ندارد سطح باز سبز رنگی را شکل می دهد . جهت باغ با توجه به نظام استقرار ، وضعی را به وجود آورده است که درختهای سایه افکن تنها به روی پیاده راه های محورهای فرعی ، مرز میان دو کرت و پیوند دهنده ی پیاده راههای مرکزی با پیاده راه جوار حصار سایه می افکنند و کرت های درختهای میوه برحسب ضرورت ، زیر تابش نور آفتاب باقی می ماند . دو راه طولی ، در کنار هر یک از حصارها که برج مراقبتی در میان دارد ، در سراسر باغ پیش بینی شده است . نهر آبی در فاصله ی پیاده راه و مرز کرت ها حرکت می کند که ردیف درختها به صورت خطی در کنار آن غرس شده است . این درختها برای رعایت نظم کاشت ، از گونه های سرو ، چنار ، یا سپیدار انتخاب شده اند . به ضرورت نیاز به تنه ی درخت تبریزی در امر ساختمان سازی ، در جوار حصار شرقی که در مقابل بادهای تند قرار دارد ، از ردیف فشرده ی درخت های تبریزی نزدیک به هم دیوار بلندی شکل گرفته است . در باغ شاهزاده ماهان به طور عمده دو ردیف باغچه ی گل در دو طرف نهر و آبشارهای پیاده راههای محور مرکزی در تمام سکوها قرار دارد . ردیفی طویل از باغچه های گل در مرز بین صفه بالاخانه وتخت دوازدهم قرار گرفته است که به طرف دو برج مراقبت فوقانی در کنار نهر مرکزی کشیده شده است. در حصار شرقی جانبی در شرق بالاخانه ، بنای حمام باغ و بنای سکونت دائم محافظ اصلی باغ قرار دارد . در حصار مقابل ، تنها اتاقهایی ، احتمالا"موقت ، ورودی غربی بالای باغ را شکل داده است .به احتمالی ، ناتمام ماندن باغ شامل ساختمانهای این بخش نیز گردیده است .
باغ نگارستان
قصر و باغ نگارستان از بناهای دوره فتحعلی شاه قاجار است نگارستان به هنگام بنیاد در خارج از شهر تهران بود و یکی از بزرگترین و نامورترین کاخها و باغهای شهر تهران به شمار می آمد در سمت جنوبی این قصر میدان بزرگی بود که در روزهای عید قربان مراسم قربانی شتر در آن میدان انجام می گرفت . باغ نگارستان دارای خیابان بندی منظم و درخت کاری و گلکاری درخور توجهی بود . چندین عمارت بزرگ و کوچک در داخل باغ به طور مجزا ساخته شده بود که عبارت بود از حوضخانه ، کلاه فرنگی ، حمام سرسره ، اندرون و جز آن ...
از امتیازات این بنا وجود تابلوهای نقاشی بود که تصاویر فتحعلی شاه و شاهزادگان و درباریان را نشان می داد و بر دیوارهای تالار این کاخ نصب شده بود . این باغ با همه صدمات و لطماتی که بر آن وارد شد تا زمان استقرار مشروطیت همچنان به حال خود باقی بود بعد آن را قطعه قطعه کردند . قسمت مهم باغ به مدرسه صنایع مستظرفه کمال الملک اختصاص پیدا کرد تنها ساختمان حوضخانه آن باقی مانده است که اکنون اداره هنرهای زیباو محل وزارت ارشاد اسلامی گردیده است .











باغ و عمارت بهارستان
باغ بهارستان را سپهسالار میرزا برای اقامت خود ساخته بود . پس از مرگ سپهسالار چون وی فرزندی نداشت ناصرالدین شاه آنجا را ظبط کرد این باغ قبل از وی از آن حاج علی خان اعتمادالسلطنه بود .مجلس شورای ملی در این محل بود . مسجد و مدرسه سپهسالار نیز در مجاورت این باغ میباشند .
باغ شاه
باغ شاه در جانب مغرب شهر واقع گردیده و در مرکز این باغ یک دریاچه ی مصنوعی و یک جزیره تعبیه شده بود که راه ارتباطی آن یک پل بود . بر روی این قطعه خشکی مجسمه ای از ناصرالدین شاه سوار بر اسب که از مفرغ ساخته شده بود دیده می شد و باید این نکته را متذکر گردید که در اینجا نیز مانند دوشان تپه تمام جزییات ساختمان از نرده های کوتاه تا تپه های گل همه به سبک اروپایی درست شده بود دریاچه و مجسمه اکنون از بین رفته ولی این نام هنوز باقی است .
باغ سرخه حصار
باغ سرخه حصار سر راه دماوند قرار داشت در حدود سال 1302 و 1303 قمری در محل سرخ حصار عمارتی به نام قصر یاقوت با اساسی متین و طرزی عالی به دستور ناصرالدین شاه بنیاد نهادند که از دو قسمت ترکیب یافته بود این دو قسمت کوشک بیرونی و حرمخانه یا اندرون بود که در فاصله یکصد زرعی قصر یاقوت ساخته بودند و از نظر معماری به سبک و شیوه اروپایی بنا گردیده بود سرخه حصار دارای پارک و باغ بزرگ و باصفایی بود این قصر در پاییز و زمستان یا هنگام شکار مورد استفاده قرار می گرفت .











 

آرتميس.artmiss

عضو جدید
تاريخچه اي از ميدان بهارستان

تاريخچه اي از ميدان بهارستان

شايد هيچ جايي در ايران به اندازه بهارستان در تاريخ ملت ما داراي اهميت سياسي و اجتماعي نباشد. بر اساس نقشه هاي دارالخلافه ايران، باغ بهارستان در شرقي ترين نقطه تهران قديم و در كنار باغ هاي بزرگ نگارستان و نظاميه و سردار واقع بود. باغ نگارستان كه متعلق به فتحعلي شاه قاجار بود و اكنون در شمال ميدان بهارستان آثاري از آن به جاي مانده، در محلي قرار داشت كه ساختمان هاي سازمان برنامه و بودجه و وزارت فرهنگ و ارشاد ساخته شده اند. نگارستان پر بود از درختان بلند و كشيده و جويبارهاي بسياري در آن جاري بود.و در مقابل آن و در ضلع جنوب غربي ميدان، باغ نظاميه بود كه مقداري از آن هنوز باقي است. فضايي كه امروزه ميدان بهارستان ناميده مي شود، فضاي مركزي ميان سه باغ نگارستان، بهارستان و نظاميه بوده است. مي گويند ميدان بهارستان در زمان فتحعلي شاه محل برگزاري مراسم شترقرباني بوده و بعدها شروع به محوطه سازي آن كرده اند. شترها را مي آراستند وبه اين فضا مي آوردند تا نيزه تيز شخصيت بزرگي در گلوگاهش فرو رود.
در جنوب باغ نگارستان دو باغ وجوددارديكي به نام باغ جلال الملك و ديگري به نام مسيح الملك.باغ جلال الملك(سمت راست)از آن جعفرقلي خان جلال الملك دايي زاده ناصرالدين شاه بوده است .اما باغ مسيح الملك (سمت چپ)از آن حسام الدين خان شيرازي پزشك است كه لقب مسيح الملك گرفت .از باغ جلال الملك امروز چيزي به صورت باغ باقي نمانده و همه به صورت منزل و دكان درآمده است و از باغ مسيح الملك نيز قسمت مشرف بر ميدان بهارستان مغازه شده و قسمت عقب كه به خيابان كمال الملك محدود ميشود هنوز به صورت باغ باقيمانده است.
بهارستان، نامي قديمي است و نشانه اي از تهران قديم را با خود دارد. باغ بهارستان در ابتدا به حاج عليخان اعتمادالسلطنه قاتل اميركبير، تعلق داشت و بعدها ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم ناصرالدين شاه، پس از ورود به طهران و در زمان تشكيل دارالخلافه ناصري، باغي در خارج از طهران خريد. باغي كه در ضلع جنوبي باغ سلطنتي فتحعلي شاه قرار داشت. حسين خان سهپسالار شكوه نگارستان را در باغ شخصي خود بازآفريدو آن را همسنگ نام نگارستان، بهارستان ناميد. او در اين باغ عمارتي براي اقامت خود ساخت و در۱۲۹۶دركنارش اقدام به ساخت مسجد و مدرسه علميه يي كرد كه ساخت بناي اصلي آن نزديك به پنج سال طول كشيد عمارت بهارستان پس از مرگ وي چون فرزندي نداشت، از طرف ناصرالدين شاه ضبط شد.
ميدان بهارستان در زمان سپهسالار احداث شد و به واسطه حضور اين باغ باشكوه در كنار ميدان ، بهارستان نام گرفت. باغ و عمارت بهارستان تا دوران مشروطه در اختيار عزيزالسلطنه (مليجك دوم و داماد ناصرالدين شاه) قرار داشت كه پس از پيروزي مشروطه طلبان، عزيزالسلطنه از آنجا بيرون رانده شد و جلسات مجلس شوراي ملي به بهارستان انتقال يافت. بعدها و به همت شهيد مدرس ملك بهارستان از عزيزالسلطنه خريداري و رسماً در اختيار مجلس قرار گرفت. نخستين اقدام جدي براي محوطه سازي ميدان در سال هاي پس از مشروطه (۱۲۸۵ ش) در زمان منطق الملك رئيس بلديه تهران انجام شد، به دستور او اطراف ميدان درختكاري و براي آبياري فضاي سبز آن، يكي دو حوض احداث شد و مساحتش تا ۱۶۰۰ متر گسترش يافت. پس از استقرار حكومت پهلوي (۱۳۰۴ ش) نيز مجسمه اي از رضاشاه در ميدان نصب شد، ميدان كه در اين دوره مجلس و شاه آباد نيز ناميده مي شد، به صورت گردشگاهي درآمد كه لقانطه (رستوران) جنوب آن معروف بود.

در حاشيه ضلع جنوب غربي ميدان بهارستان، در تقاطع خيابان اكباتان و ابتداي خيابان جمهوري كافه متروكي ا ست كه امروز از آن تنها نامي باقيمانده و البته چند متر مربعي فضا كه اگر سري به آن بزنيد تبديل به سبزي فروشي شده است!
اينجا كافه لقانطه است؛ كافه اي كه به گمان خيلي از قديمي هاي طهران بعد از كافه گراندهتل و كافه مادام فرانسوي در زمره اولين كافه هاي طهران - به سبك فرنگي اش - قرار دارد.كافه یک استخر بزرگ داشت و قایقی در آن بود و تابلوهای نقاشی بسیاری که متعلق به نقاشان فرانسوی بود. اصحاب‌ اربعه‌ (‌ مجتبي‌ مينوي،‌ صادق‌ هدايت،‌ بزرگ‌ علوي‌ و‌ مسعود‌ فرزاد)‌ و‌ اصحاب‌ سبعه‌ (‌سعيد‌ نفيسي،‌ عباس‌ اقبال،‌ محمد‌ تقي‌ بهار،‌ نصرالله‌ فلسفي،‌‌ رشيد‌ ياسمي،‌ بديع‌ الزمان‌ فروزانفر)‌ ساعتها‌ در‌ اين‌ كافه‌ گفت‌و‌گو‌ مي‌كردند.
وقايع ميدان بهارستان
بعد از مرگ مظفرالدين شاه و آغاز پادشاهى محمدعلى شاه اختلافات و درگيرى هاى مجلس و شاه روز به روز فزون گشت. شاه بدون توجه به خواست مردم، على اصغر خان اتابك را به صدراعظمى برگزيد. انجمن ها و گروه هاى مختلف دست به اعتراض زدند، اما در عين ناباورى در يكى از روزهايى كه اتابك به مجلس رفته بود تا نمايندگان را با خود همراه سازد، جوانى تبريزى درميدان بهارستان تير خلاص را به سمت على اصغرخان نشانه رفت. اتابك نقش برزمين شد و سربازان به سوى عامل ترور دويدند، اما جوان در دم گلوله اى در سر خود خالى كرد و كشته شد. در جيب پيراهن او كارتى يافتند: «اصغر آقا صراف آذربايجانى، عضو انجمن نمره ۴۱ فدايى ملت» اين اقدام جسورانه او باعث اتحاد بيشتر مردم و ترس در باريان و شاه شد.
جمادى الاول ۱۳۲۶ هـ.ق، شاهد يكى از بهترين حوادث تاريخ مشروطيت ايران است، حادثه اى كه در صحن ميدان بهارستان رخ داد. مستبدان به يارى روسها، تمامى راه هاى منتهى به ميدان را بستند. طباطبايى، بهبهانى، صوراسرافيل، ملك المتكلمين، تقى زاده و ... در مجلس بودند. غرش توپها و صفير گلوله ها فضاى بهارستان را پر كرده بود. مردم راهى مى جستند تا به كمك سران مشروطه بيايند.
نعشهاى خون آلود مشروطه خواهان سطح مجلس و ميدان را در بر گرفته بود.فرداى آن روز مجلس به توپ بسته شد. نيروهاى قزاق به مجلس ريختند و هر كه را ديدند، كشتند.اين اقدام وحشيانه محمدعلى شاه، مدتها مجلس، مشروطه خواهى و آزادى را تعطيل كرد و ميدان بهارستان از رونق افتاد. اما با برپايى دوباره مشروطيت، مجلس تعمير و آباد و جلسات مانند سابق در همين مكان بر پا شد.
عمارت بهارستان و مجلس ۲ بار شاهد آتش سوزى بود. اولى در سال ۱۳۱۰ و ديگرى در ۱۳۷۳.
مجلس و ميدان بهارستان روزهاى تلخ و شيرين بسيارى از سر گذرانده
اند. شايد يكى از مهمترين آنها حضور مصدق در مجلس و حمايت هاى بى شمار مردم از وى بود. درپايان دهه ۱۳۲۰ دوباره بهارستان رونق گرفت و كوچه پس كوچه هايش بوى آزادى و مقاومت مى داد. مقابل سر درعمارت مجلس بود كه مصدق محبوب ملت روى شانه هاى مردم بالا رفت و نويد ملى شدن صنعت نفت به تحقق رسيد. همين جا در اسفند ۱۳۳۱ بود كه مصدق بانگ برداشت: «مجلس اينجاست، هر جا كه شماييد مجلس است.»

۲۵ مرداد ۱۳۳۲ در تظاهرات ملت عليه شاه و حمايت از مصدق خيابانهاى منتهى به بهارستان، سرچشمه، دروازه دولت، مخبرالدوله و اكباتان سرشار از مردم بود.
از حوادث مهم ميدان بهارستان در دهه ۴۰اعتصاب و تظاهرات معلمان در ۱۲ ارديبهشت ماه است. در اين تظاهرات كه حمايت على امينى را با خود داشت دكتر ابوالحسن خانعلى دبيرفلسفه يكى از مدارس تهران به ضرب گلوله كشته شد و اعتصاب معلمان شدت گرفت. آن ايام ۱۲ ارديبهشت را به خاطر شهادت خانعلى روز معلم نام نهادند.
بسيارى از اعتصابات حزب توده و مبارزات مردم در دهه ۴۰ و ۵۰ براى وقوع انقلاب درميدان بهارستان رقم خورد كه تا بهمن ۵۷ ادامه داشت. از وقايع مهم سياسى ترور حسنعلى منصور توسط بخارايى و فداييان اسلام در همين ميدان بود. اين ترور سومين ترور مقامات دولتى در بهارستان پس از ترور امين السلطان و هژير است.
بعد از پيروزى انقلاب از رونق بهارستان كاسته شد و اين ميدان سياسى تقريباً به ميدانى تاريخى بدل شد. گرچه انتقال ساختمان مجلس شوراى اسلامى به بهارستان اين ميدان را دوباره به مركز فعاليتهاى سياسى بدل خواهد كرد.
 

معمار67سبز

عضو جدید
کاربر ممتاز
4 باغ ایرانی

4 باغ ایرانی

الگوهای باغهای ایرانی :
الگوی 1 : کوشک ( باغ فین کاشان )
- ساختمان کوشک دارای الگوی فضای میانی می باشد.
- ورودی باغ بر روی محور اصلی مقابل کوشک قرار می گیرد


الگوی 2 : کوشک باغ ( باغ شاهزاده کرمان )
- کوشک در یک سوم میانی قرار می گیرد ، به این صورت که اگر طول مستطیل را به سه قسمت تقسیم کنیم ، کوشک در تقاطع یکی از یک سوم قرار می گیرد


الگوی 3 : باغ ( باغ دولت آباد یزد )



ویژگی باغها :

1- دیوار محصور دورشان دارند => درونگرا بودن
2- هندسی بودن ساماندهی فضایی آن => باغها همه هندسی هستند – باغ ایرانی هندسی است ، حتی درختهای آن ، برخلاف باغهای ژاپنی و چینی که الگوی باغ را از خود باغ گرفته اند
3- وجود سر در بصورت ساختمان => المانهای ورودی : پیش خان – پیش طاق – آستانه یا پای در – پِلَنگ ( درگاه میان یک دیوار ستبر ، از آستانه تا پایان پهنای دیوار ) –دالان درون باغ – در اغلب باغها ساختمانهای ورودی 2 طبقه هستند
4- دارای برج
5- شبکه خیابان بندی راست
6- شبکه آب نماها و آبیاری راست
7- ساختمان کانونی ( کاخ ، کوشک ، کلاه فرنگی و ... )
8- باغچه های چهارپهلو پر از درختان و گلها



نقشه های باغهای ایرانی :

1- باغهای تخت و کم شیب =>باغ فین کاشان ، باغ دولت آباد یزد
2- باغهای شیبدار و سکوبندی شده =>باغ تخت شیراز
3- باغهای ساخته شده بر روی زمینهای دارای پستی و بلندی و کمتر دست خورده =>باغ عباس آباد بهشهر

تقسیم بندی باغها در جهان :

1- باغ هندسی : آمیختگی اندامها ، بخش بندی و آراستگی کالبد آن ، چهار چوبی هندسی دارد و برگرفته از سازمان هندسی می باشد => خطوط راست ، گوشه های راست ، اندازه های پیراسته ، راسته راهنما ، دیدهای ویژه ، شبکه بسامان آب و آبیاری => باغهای ایرانی و هندی
2- باغ دورنمایی ( ضد هندسی ) : آمیخته ای از اندامهای چشم نواز با کالبدی آزاد => نرمش خطوط ، راه های اریب ، گوناگونی رویه ها ( گوناگونی سطوح ) ، پرهیز از راسته سازی => باغهای ژاپنی و چینی
3- باغ هندسی - دورنمایی : آمیخته ای از نوع اول و دوم => باغهای فرانسه و انگلیس


ویژگیهای کلی باغ:

- در باغها 4 عنصر مرتبط با آب داریم : 1- جوی ها 2- آب نماها ( در مقاطع جوی ها ) 3- آبفشان یا فواره 4- آبشار یا آبشره
- همه کوشک های دو طبقه هستند
- باغ ایرانی ، باغ پرسپکتیو یک نقطه ای است
- باغ ماهان کرمان شاهکار بازی با آب است ، شیب آن از باغ فین و دولت آباد بیشتر است
- آب و حرکت عناصر اصلی باغسازی هستند
- تَریشه : گذرگاه های باغها
- کهن ترین باغ ایرانی باغ پاسارگاد ( باغ کوروش ) می باشد

http://www.mehrazi.blogfa.com/post-40.aspx منبع
 

Anooshe

عضو جدید
کاربر ممتاز
باغچه‌آرايی
منزل و خانه هر فردی بهترين و شايد تنها مكانی باشد كه فرد در آن احساس آرامش می‌كند. هر كدام از ما سعی و تلاشمان را می‌كنيم با فراهم كردن تمامی وسايل و امكانات لازم، فضای خانه را به شكلی درآوريم كه موجب لذت و آرامش ما طی اوقاتی كه درخانه سپری می‌شود، گردد. اما خانه‌ای كه درآن زندگی می‌كنيم تنها به فضای داخلی خلاصه نمی‌شود. بسياری از ما به اندازه‌ای كه به مبلمان و دكوراسيون داخلی توجه می‌كنيم، كمتر به فضای بيرون منزل، حياط، تراس و باغچه‌ها بها می‌دهيم. در صورتی كه به راحتی و با كمترين هزينه می‌توان اين فضاها را سروسامان داد و مكان‌های بلااستفاده را به محيطی زيبا و دلنشين تبديل كرد. حياط‌خلوت‌ها، فضای جلوی پاركينگ و گاراژ و يا باغچه‌هايی كه شكل كشيده و بلند دارند، ازجمله فضاهايی هستند كه بيشتر استفاده‌ی خاصی از آنها نمی‌شود. اگر در منزل شما چنين نقاطی وجود دارد با يك طرح ساده و مناسب به يكی از زيباترين و جذاب‌ترين نقاط خانه تبديل می‌شوند. طرح مد نظر با توجه به درازی و كشيدگی اين فضاها بايد به گونه‌ای باشد كه با بزرگ‌نمايی و عريض‌تر نشان دادن آن، شدت درازی آن را بشكند ايجاد خطوط و اشكال مورب و سطح‌هايی با ارتفاع متفاوت، می‌تواند بخشی از يك طرح برای اين فضاها باشند كه باغچه وحياط خلوت را به چند قسمت درآورده كه هر كدام از اين قسمت‌ها را می‌توانيد برای يك استفاده‌ی خاص مثل سبزی‌كاری، گل‌كاری، آبنما، آلاچيق و داربست در نظر بگيريد. طرحی كه برای سامان دادن يك فضا اعم از يك باغ، باغچه و يا يك تراس داده می‌شود، بايستی كمترين هزينه را دربر داشته باشد. در ضمن وقت زيادی صرف نگهداری و مراقبت آن نشود. به عنوان مثال برای كم كردن هزينه‌ها، برای كفپوش و پوشاندن سطح میتوانيم از مصالح ارزان‌قيمت نظير شن و سنگريزه استفاده كنيم كه نگهداری آسانی نيز دارد و برای انتخاب گياه، گلدان‌های شمعدانی و گياهان زينتی هميشه سبز انتخاب بسيار مناسبی هستند كه به حداقل توجه و مراقبت نياز دارند

طراحی محوطه‌های خصوصی
در سامان بخشيدن به يك محوطه‌‍ خصوص‍ی اعم از اينكه يك حياط، تراس، باغ و يا يك باغچه باشد بايد تمام اصول طراحی را در نظر داشت. توجه به فرم و شكل احجام، خطوط و مسيرها، نوع گياه و مصالح، تركيب اين اجزا در برقراری تعادل بين آنها از جمله مواردی هستند كه ما را در راه رسيدن به يك طرح مناسب با فضای موجود راهنمايی می‌كند. ديوار، ‌حصار، نرده، كف‌سازی‌ها، مجسمه، آبنما و فلاورباكس‌ها اجسام غير زنده‌ای هستند كه در تركيب با گياهان، آب و... طرح كلی يك محوطه را به وجود می‌آورند كه بايد بين تك‌تك اين اجزا به لحاظ جنس، فرم، ‌شكل و رنگ نوعی هماهنگی و تناسب وجود داشته باشد تا بتوانند خصوصيات بصری يكديگر را تا حدی تحت‌الشعاع قرار دهند. به عنوان مثال اگر در محوطه حياط ديوارهای كوتاه وجود دارد، می‌توان با كاشت گياهان پوششی رونده و گل، ظاهر خشن آن را تلطيف كرد و يا ديوارهای بلند و حصارها و نرده‌ها كه برای تعيين حريم خصوصی و امنيت در نظر گرفته می‌شوند در بيشتر موارد به خوبی خود چندان چشمگير نيستند اما با يك پيچ‌امين‌الدوله و يا يك بوته تاك جذابيت آن افزايش می‌يابد. بعد از اينكه بايد بين عناصر به كار رفته هماهنگی وجود داشته باشد، بايستی تركيب آنها متناسب با فضايی باشد كه در اختيار داريم. به عنوان مثال چنانچه در نظر داريم حياط و باغچه بزرگتر از آنچه كه هست به نظر آيد، بهتر است در انتخاب گياهان و مصالح از رنگهای سرد استفاده كنيم تا محيط بزرگتر جلوه كند. در حاليكه به كار بردن رنگهای گرم نتيجه‌ی عكس دارد و باعث می‌شود، محيط كوچكتر به نظر رسد. در تركيب عناصر بهتر است يكی از اجزاء به لحاظ فرم، رنگ و شكل، غالب باشد و با ديگر اجزاء كه در اين موارد چشمگيری كمتری دارند تركيب شود. به عنوان مثال در بين گياهانی كه برای باغ و باغچه استفاده می‌شود يكی- دوتا از آنها دارای يك ويژگی خاص و برتر است كه می‌تواند به عنوان عنصر اصلی در طراحی كاشت گياهان باغ لحاظ شده و ديگر گياهان را بر اساس آن تعيين كنيم. در مورد مصالح و احجام ديگر موجود در طرح نيز اين اصل مصداق دارد.


انتخاب گياه مناسب برای منظر حياط
گياهان در منظر حياط، كاركردهای متنوعی دارند. هنگام منظرسازی حياط بايد به سازگاری‌های منطقه‌ای و نيازهای كاشت گياهان توجه كرد. انتخاب گياهان بايد به گونه‌ای باشد كه ضمن سازگاری با اقليم محلی بهترين كاركرد را داشته و به كمترين ميزان مراقبت نيازمند باشند.درختان بلندترين المان‌ها در بيشتر مناظر هستند آنها چارچوبی برای حياط بوده و تنه‌ی آنها در حياط ،خطوط عمودی ممتدی ايجاد می‌كند. درختان گلدار و زينتی مثل ارغوان يا توری می‌توانند به عنوان يك عنصر اصلی در طراحی منظر حياط لحاظ شوند. در واقع اين درختان كوچك و گلدار با ايجاد يك نقطه عطف رنگی توجه را به سوی خود جلب می‌كنند. اين گياهان كه به طور معمول كوچكتر از ديگر درختان هستند بايد در جايی كاشته شوند كه بيشترين ديد را دارد. بوته‌ها و درختچه‌ها كه متنوع‌ترين گياهان در منظر هستند برای مشخص كردن حاشيه و ايجاد حريم می‌توانند استفاده شوند. رنگ سبز درختچه‌ها پس زمينه مناسبی برای گياهان گلدار ديگر می‌تواند باشد. در بيشتر حياط‌ها حواشی بوته‌كاری، ديواره‌ای در امتداد خط طرح يا پس زمينه باغ به وجود می‌آورند كه اين حاشيه می‌تواند متشكل از چند درختچه هميشه‌سبز و پهن برگ باشد. گياهان پوششی كه گياهانی با ارتفاع كم هستند در جاهايی بايد كاشته شوند كه ميزان رفت‌و‌آمد كمتری دارد و می‌توانند در برخی از جاها، جايگزين مناسبی برای چمن باشند. انواعی از اين گياهان به سرعت رشد كرده و يك سطح را می‌پوشانند. گياهان بالارونده و پيچ‌ها برای ايجاد حفاظ و پوشاندن حصارها مناسبند و می‌توانند گوشه‌های خشك و بی‌روح و ديوارهای خشن را تعديل كنند. در بيشتر مواقع بالا رفتن پيچ‌ها از ديوار منزل، جلوه‌ی باشكوهی برای خانه است. استفاده از گلها با شكوفه‌های خوش‌رنگ و خوش‌تركيب حياط را زيباتر می‌كند. اگر به دنبال ايجاد اعجاز در حياط منزل خود هستيد، بهتر است گلها را بصورت توده‌ای بكاريد. چرا كه كاشت توده‌های گياهی تك رنگ در حياط، تأثير شگرفی نسبت به يك گروه كوچكتر با تنوع رنگی بيشتر ،دارد.


رنگ و بافت در فضای سبز
رنگ در بیان حالت یک مکان بسیار موثر است. برگهایی که به رنگ سبز روشن هستند، فضا را با روح و شادتر می‌سازند، از این جهت محیط و منظرهای بهاری، که رنگ روشنتری دارند، زنده‌تر به نظر می‌رسند. رنگهای روشن شادتر و رنگهای تیره‌تر غم‌انگیزند. رنگ در گیاهان از رنگ گلها، میوه، برگ، پوست و شاخه‌ها حاصل می‌شود. رنگ گلها ممکن است بسیار متفاوت و پویا باشد، اما غالبا این رنگها به صورت ناگهانی بوده و عمر کوتاهی دارند. در بیشتر اوقات سال رنگ گل اهمیتی ندارد. رنگ میوه تضاد جالبی با برگها ایجاد کرده مکمل آنها بوده و به همین دلیل بر کیفیت بصری گیاه برگدار می‌افزاید. به خصوص وقتی که برگها می‌ریزند و میوه‌ها هنوز بر جای خود باقی می‌مانند منظره بسیار جالبی را به وجود می‌آورد. رنگ برگها از روشن تا تیره و از مایه رنگ از سبز مایل به زرد تا سبز مایل به آبی تا برنزی، مسی و بنفش متغیر است. در پاییز مایه‌های رنگ بسیار متنوع‌تر بوده و منظر بدیعی را به وجود می‌آورند. اگرچه مانند رنگ گلها عمر کوتاهی دارند.
پوست درخت و شاخه‌های آن نیز می‌توانند رنگهای جالبی را به نمایش بگذارند. آنها در مقایسه با رنگ برگ، میوه و گل ظرافت بیشتری دارند و به این جهت در فصل زمستان اثر بیشتری در رنگ گیاه دارند. اگر بخواهیم گیاهی از نظر بافت فرم، اندازه یا خط مشخص تر باشد، ویژگی آن باید با استفاده از رنگی که با زمینه تضاد دارد برجسته‌تر شود.
خصوصیت دیگر گیاه که بر ادراک تاثیرگذار است بافت گیاه می‌باشد. منظور از بافت، دانه‌بندی بصری یعنی همواری یا ناصافی سطح ادراک شده است. بافت گیاه نتیجه اندازه و ویژگی لبه برگ، اندازه شاخه‌ها، پوست درخت، نحوه رشد گیاه و فاصله ببیننده تا آن است. گیاهانی که بافت درشت دارند. گیاهانی هستند که برگهای بزرگ، شاخه‌های کلفت، سرشاخه‌های معدود داشته، به صورت آزادانه رشد می‌کنند. این گیاهان هنگامی که در ترکیب با گیاهانی با بافت متوسط و ریز ظاهر می‌شوند، بر آنها به عنوان کانونهای دید سود جست. گیاهان دارای بافت درشت به نظر می‌رسد که به طرف ببیننده جلو آمد، فاصله بین آنها با بیننده کمتر از اندازه واقعی نمایانده می‌شود. بنابراین نباید در فضاهای کوچک یا تنگ ازآنها استفاده کرد.
گیاهانی که دارای بافت ریز هستند، تعداد زیادی برگ نزدیک به یکدیگر دارند. معمولاً به صورت متراکم رشد می‌کنند و دارای شاخه‌های متعدد باریک و سرشاخه های نازک و نرم هستند و برای اینکه بهترین تاثیر را داشته باشند باید از نزدیک مشاهده شوند. در فضاهای کوچک، این گیاهان موجب می‌شوند که فضا بزرگتر از انچه هست به نظر آید. (ماتلاک،۱۳۷۹)

ماتلاک، جان (۱۳۷۹) آشنایی با طراحی محیط و منظر، انتشارات سازمان پارکها و فضای سبز، تهران.

منبع :معماری منظر ایران
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

...sahar...

عضو جدید
سولماز مصباح - کارشناسی ارشد معماری منظر از دانشگاه تهران
Mesbah [at]Landscape[dot]ir
منظر یک پدیده ذهنی و عینی است. این بدان معناست که منظر تنها یک فرم نیست بلکه تاریخی است برای روایت که رابطه انسان با محیط را طی زمانها بیان می کند. محیط و منظر بر حسب شرایط جدای از انسانها شکل نگرفته بلکه شکل گیری آن محصول تعامل انسان و طبیعت بوده است. طی بیست سال اخیر رشته روانشناسی نیز مانند دیگر رشته های علمی به این پدیده یعنی تاثیر انسان بر محیط و تاثیر متقابل محیط بر انسان بی توجه نمانده و به یافته های علمی چشمگیری دست یافته است.
کلید واژه
۱- روانشناسی محیط ۲- معماری منظر ۳- محیط ۴- بافت و رنگ

روانشناسی محیط و معماری منظر
روانشناسی محیطی مطالعه پیچیده بین مردم و محیط اطرافشان است. به عقیده جیفورد (Gifford)روانشناسی محیطی با شاخه اصلی روانشناسی تفاوت دارد زیرا به محیط فیزیکی روزمره می پردازد. این علم چارچوبی از نقطه نظرات، تحقیقها و فرضیات را فراهم می آورد که می تواند به ما در درک بهتری از روابط متقابل انسان و محیط اطراف، کمک کند. با استفاده از این دانش می توان پیش از طراحی و ساخت، ارزیابیهایی را انجام داد که بهترین ابزار برای طراحان حرفه ای به حساب می آید. اگر ما بدانیم چه چیز در گذشته عملکرد بهتری از خود نشانداده است، برای طراحی بهتر در آینده آمادگی بیشتری خواهیم داشت. با استفاده از تئوریهای کنترل می توان مشاهده کرد که محیط نقش اساسی را در شکل گیری احساس ارزشها و توانمند ساختن برای افراد و گروههای مختلف ایفاء می کند. فرضیه فضای قابل دفاع پیشبینی می کند که تغییرات مشخصی در طراحی فضاهای مسکونی که باعث کاهش فضاهای شهری عمومی و افزایش طبیعی نظارت، بازبینی و حس مالکیت توسط ساکنین می شود، باعث کاهش جرم خواهد شد. در محله هایی در اوهایو و نیویورک با در نظر گرفتن این امر در طراحی و توجه به فضاهای قابل دفاع، نرخ جرم کاهش یافته است. نمونه دیگر پارکی در یکی از محلات سیاتل می باشد که ساکنان محله نهایت مراقبت و نگهداری را از پارک محله خود انجام می دهند. شهروندان نقش فعالی را در از بین بردن علفهای هرز، تمیزکردن مسیرها و بطور کلی مراقبت از سلامت پارک ایفاء می کنند. در اصل آنها پارک را مال خود می دانند.
آپتون (Upton) در پاسخ به سئوال "رابطه عین و ذهن در معماری منظر چیست؟" توضیح می دهد که برداشت و تفسیر مردم از طراحی منظر فراتر از منظره یا فرم فیزیکی محل می باشد. او معتقد است برداشتهای ما نتیجه ای از مشاهدات ما می باشد. یعنی چیزهائیست که هر یک از ما در یک زمان یا مکان مشخص دیده ایم و یا عدم مشاهده است که برداشت ما از طریق سایر راههای ناملموس می باشد. وی می افزاید دیدن همیشه به معنای باورکردن نیست، زیرا ما منظره را بغیر از چشمانمان از طریق سایر اندامهای حسیمان نیز تجربه می کنیم. بعنوان مثال تجربیات شخصی و نقطه نظرات ما که هیچگونه ارتباطی به منظره مشاهده شده ندارند چگونگی دید ما از منظره را تحت تاُثیر قرار می دهند. مطلب اصلی که آپتون می خواهد بیان کند اینست که اگر می خواهیم رفتار انسان را در مقابل محیط بفهمیم باید ابتدا ذهن و عین را در منظره را درک کنیم.
دلبستگی مکانی، معنایی است، که ما در محلی که با آن آشنایی کامل داریم پیدا می کنیم و هویت مکان با محیط فیزیکی در ارتباط است. در بسیاری از موارد اینها بنظر می آید باهم درآمیخته شده و قابل تمایز نیستند. در واقع با پیشرفت دلبستگی مکانی در طول زمان، احساس هویت مکانی نیز شکل می گیرد ولی تفاوت آنها در ضمیری است که به هریک از آنها مربوط می شود. بنظر می رسد هویت مکانی برسطحی از ضمیر تمرکز دارد که ایجاد دلبستگی مکانی نمی کند. بعنوان مثال ما نسبت به خانه دوران بچگی خود احساس دلبستگی فراوانی می کنیم ولی در عین حال هویت خود را در شهر پدری خود می یابیم.
کلر مارکوس (Clare Marcus)معتقد است خاطرات محیطی، زندگی ما را، بطرق مختلف تحت تاُثیر قرار می دهد. اینها احساس ارتباط با گذشته، احساسی از کنترل، اعتماد به نفس و احساسی از هویت را باعث می شود. وی با شرح خاطرات محیطی شاگردانش به چگونگی شکل گرفتن زندگیهای کنونی آنها بر مبنای این خاطرات اشاره می کند. جالب است که این سخنان با فرضیه های کنترل مشخص شده توسط جیفورد دارای نقطه نظرات مشترکی می باشند. فقدان کنترل ممکن است منجر به بروز احساس ناتوانی یا عدم توانمندسازی شود. در واقع برای کودکان داشتن احساس کنترل بر محیط اطراف اهمیت داشته و می تواند منجر به وجود احساس قوی اعتماد به نفس و عدم وابستگی در بزرگسالی شود.
هستر (Hester)تجلیل جامعی از وابستگی مکانی در جامعه انجام داده است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی مکانهای مرکزی و ارزشهای آنها برای افراد است. وی با انجام پرسشنامه از ساکنین محل خواست تا محلهایی را که بیشتر برایشان ارزش و اهمیت دارند را ذکر کنند. نتیجه این تحقیق نشان داد که مکانهایی که بیشتر مورد توجه مردم بودند فاقد ارزش معماری هستند. در واقع وابستگی و هویت مکانی، ناشی از اتفاقات و خاطراتی بود که ساکنان آن محله آنرا تجربه کرده بودند. وی با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از عموم مردم و لیستی از اماکن مورد علاقه آنها تهیه کرد. این اماکن، فضاهایی بودند که مردم نمی توانستند از آنها چشم پوشی کنند. از لیستی که با استفاده از مردم تهیه شد، برای تغییر طرح توسعه و حفظ روح و فرهنگ منطقه استفاده گشت.
بعقیده برخی از کارشناسان، شهرسازان علاوه بر توجه به ارزش کاربری زمین، باید به ارزشهای احساسی، عاطفی و روانی آن نیز توجه کنند. آنها معتقدند برای انجام این امر، شهرسازان، باید روابط و دیدگاههای مختلف مردم را راجع به زمین و سایت پروژه بدانند. بعنوان مثال بازدیدکنندگانی که حالت رهگذری دارند ارزش یک محیط را در داشتن امکاناتی از قبیل ماهیگیری، دوچرخه سواری و ... می دانند در حالیکه کسانی که دلبستگی عاطفی به منطقه دارند ارزش محل را در خاطرات یا زمانی که در آنجا گذرانده اند می بینند. در عین حال دسته سومی نیز وجود دارند که برای هر دو مورد فوق ارزش قائلند. اگر شهرسازان، هر دو گروه و نیازهای آنها را درک کنند، می توانند با رعایت توازن و تعادل تصمیمات بهتری را اتخاذ نمایند.
وابستگی و توجه به محیط زیست موضوع مهمی برای تعیین و تصمیم گیری است. اهمیت این کار در تعیین فاکتورهای موُثر و میزان اثرگذاردن آنها می باشد. اینکه فقط از مردم بپرسیم که آیا به محیط علاقه دارند یا خیر در واقع تنها مطرح کردن سئوالی است که یک جواب مثبت را طلب می کند. نتایج مطالعات نشان می دهد که برخی از فاکتورهای تاُثیرگذار در دلبستگی و علاقه عبارتند از: جنسیت، سن، خاطرات بچگی، مذهب، سیاست، طبقه اجتماعی، ملیت، فرهنگ، تفاوتهای شهری و غیر شهری، روحیات و ارزشها، تحصیلات و فعالیتها. باید به این نکته نیز توجه داشت که هر علاقه ای منجر به واکنش نمی شود و در واقع افراد راحتی خود را مهمتر از علاقه می دانند. علاقه مندیهای محیطی ممکن است در سطح گسترده ای وجود داشته باشد، ولی بنظر می رسد که آنقدر پتانسیل ندارد که به عمل منجر شود.با انجام آموزشهای لازم می توان علاقه مندیهای ساکنین و افراد محله را از حالت بالفعل به حالت بالقوه درآورد و اگر قرار است محیط تبدیل به فضایی ملموس شود تنها از راه آموزش و بخصوص از سطح دبیرستان امکان پذیر است.
ما وابستگی شدیدی به قوه بینایی خود داریم. در اغلب موارد آنچیزی را می بینیم که فکر می کنیم باید ببینیم. بعنوان مثال یک شیُ ممکن است از شیُ دیگری، تنها بدلیل جایگیری آن در صفحه و زمینه بزرگتر دیده شود بدون آنکه فرقی با آن داشته باشد. همچنین ما تنها در هر زمان یک تصویر را می توانیم ببینیم بنابراین ممکن است بخشهایی از یک تصویر را که وجود ندارند با توجه به تصویری که در ذهن خود ساخته ایم ببینیم.
بنظر می رسد که ما در واقع بوسیله درک طراحیهایی که نتیجه تجربیات و آموخته های ما می باشند چیزها را درک می کنیم. درک محیطی در چند زمینه با معنای عامیانه درک تفاوت دارد. این تفاوتها عبارتند از:
۱. در میزان و پیچیدگی انگیزه: درک عامیانه به مقوله هایی مثل روشنایی، رنگ و عمق بصورت جزء می نگرد ولی در درک محیطی کل منظره بصورت واحد مورد توجه است.
۲. در درک محیطی، شخص درک کننده، بخشی از منظره است که اغلب در حال حرکت و دیدن محل از زوایای مختلف می باشد ولی در درک عامیانه این امر صادق نیست.
۳. شخص درک کننده معمولاً بوسیله یک هدف یا مقصد مشخص و واضح به محیط متصل است و اغلب در حال انجام کاری مثل نگاه کردن به علامتها یا پیداکردن یک مسیر می باشد. درک محیطی دارای دریافت و فهم بیشتر اما نامشخصتری است، با اینکه ممکن است این امر برخی از بررسیها را مشکل می کند ولی فهم وسیعتری از درک واقعی را فراهم می آورد.
شناخت محیطی مربوط به این امر می شود که ما چگونه اطلاعات راجع به محیط فیزیکی اطرافمان را تهیه، آماده، ذخیره و فراهم می نماییم. این مقوله شامل شناخت فضایی، که به ما در جهت یابی در محیط، کمک می کند و شناخت غیر فضایی، که دربرگیرندهُ خاطرات و مدلهای ذهنی است، می باشد. ما با استفاده از ساده سازی، پیرایه گیری و حذفیات متوجه می شویم که مردم محیط پیرامون خود را چگونه می بینند و چه المانهایی برایشان مهم است. برخی روشها به ما می آموزد که لازم نیست تمام اطلاعات را مانند یک نقشه به خاطر بسپاریم. بجای آن می توانیم یاد بگیریم که اطلاعات را برحسب نیاز خود و به گونه ای خلاصه در ذهن خود نگه داریم. ما ممکن است اطلاعات را ساده کنیم، تغییر دهیم و یا حذف کنیم ولی تمام این کارها در راستای برآوردن نیازهای شخصی ما انجام می گردد. ۱ و ۲
بحث درباره باور " جزمیت معماری " ریشه های آن و عواقب پیروی از این باور، بخش عمده ای از ادبیات روانشناسی محیط را تشکیل می دهد. پیمایش آنها، جای دیگری را طلب می کند. آنچه در این مختصر قابل ذکر است اینست که برای فرار از دام جزمیت معماری باید میان محیط بالقوه یعنی محیطی که در ذهن معمار وجود داشته و با آرمانهای او آمیخته است و محیط بالفعل یعنی محیطی که در عمل ساخته شده و مورد بهره برداری مردم قرار می گیرد تفاوت قائل شد. هر محیط بالقوه قابلیت تبدیل به محیط بالفعل را نخواهد داشت، مگر اینکه برای شرایط فرهنگی – اجتماعی آن نیز برنامه ریزی شود. ۳
منابع
www.surrey.ac.uk/psychology/staffld.uzzell.html
www.web.gc.cuny.edu/psychology/environmental.html
رازجویان، محمود - نگاهی به ائتلاف معماری و علوم رفتاری در نیم قرن گذشته - ۱۳۷۶
 

amirabas_ali

عضو جدید
کاربر ممتاز
باغ دولت آباد یزد

باغ دولت آباد یزد

باغ دولت آباد




باغ دولت آباد یزد که یکی از باغهای بزرگ ایران و از آثار دوره زندیه می باشد دارای مرتفع ترین بادگیر شناسایی شده در ایران است. مساحت زمینهای باغ در اسناد مختلف تاریخی ۲۰۰۰ جریب ذکر گردیده است. مساحت کل عرصه و اعیان این باغ که محصور است حدود ۴۰۰۰۰ متر مربع می باشد. چند هکتار زمین نیز در ضلع غربی باغ به عنوان موقوفات باغ دولت آباد وجود دارند.​
عناصر تشکیل دهنده باغ دولت آباد عبارتند از چند عمارت شامل: عمارت تالار آیینه، عمارت سردر، عمارت بهشت آیین، عمارت بادگیر، عمارت حرمخانه یا حرمسرا، عمارت تهرانی، عمارت مستخدمین یا خانه ی خدم و حشم و آشپزخانه ها و دیوان خانه به شکل مثمن، ساباط، آب انبار، درشکه خانه، اصطبل تابستانه و زمستانه و همچنین دارای قنات، حوض ها و جداول آب متعدد در فضای باغ است.​
قنات تاریخی عظیم و مهم دولت آباد با قدمتی بیش از دویست سال از بهم پیوستن پنج رشته قنات تشکیل شده که از ارتفاعات مهریز سرچشمه می گرفته و پس از مشروب نمودن بخشی از اراضی مهریز و به کار انداختن چند آسیاب آبی و پس از طی بیش از ۵۰ کیلومتــر به یزد می رسیده و آبادی هایی چند در اطراف یزد چون آبشاهی، خــرمشاه و باغ دولت آباد را آبیاری می کرده است. اما این باغ در حال حاضر توسط چاه نیمه عمیق مجاور باغ آبیاری می شود.
در باغ دولت آباد یزد که بنایی در بالای باغ با یک بادگیر، و بعد از آن یک هشتی و سه اتاق در بالا و طرفین آن، و یک بنا در سمت راست و یک بنا در سمت چپ و یک سردر دارد، معمار با بازی وصف ناپذیری بارها آب را به درون زمین برده و بیرون آورده است. ابتدا آب را در زیر بادگیر در یک حوض یکپارچه مرمر بوده که می جوشد و در آن بالا می آید. بعد آب وارد حوضی در وسط هشتی می شود. از وسط هشتی به سه حوض کشیده دراز در سه شاه نشین می رود. در مقابل ((ارسی)) اتاقها سه ((سینه کبکی)) است از سنگ مرمر که آن را به شکلی می تراشیدند تا موج ایجاد کند و آب را وقتی که کم است بیشتر نشان دهد. آب از هرسینه کبکی وارد یک حوض کلگی می شود، و از آنجا در جویهایی در دو طرف میان کرت جاری می شود و به سردر می رسد؛ گاه آب در این مرحله وارد آبگردانی بسیار زیبا می شد که در باغ دولت آباد یزد به کلی از بین رفته است. بعد از آن آب از زیر سردر عمارت بیرون می رفت و به یک استخر بزرگ ۱۲ ضلعی می رسید و به استخر دیگر در سه طرفشان. آب از این استخرها به خیابانها و آبادیها می رفت و سرانجام به مصرف کشت و زرع می رسید.​

سازنده باغ دولت آباد در وقفنامه اش نوشته است خدا لعنت کند آن کسی را که قبل از بیرون آمدن آب از این باغ، حتی به اندازه سیراب کردن گنجشکی از آن استفاده کند. محصول اینجا وقف بارگاه مولا در نجف است. متاسفانه بعدها قنات را از بالا بستند و نگذاشتند به شهر بیاید و برای تامین آب باغ، از چاه آب می کشیدند و حوضهایش را پر می کردند؛ که دیگر این باغ هرگز آن صفا و زیبایی گذشته را باز نیافت.
از مصالح شاخصی که در بناهای این باغ بکار رفته سنگ مرمر است که تماماً از شهر مراغه آورده شده است. در این امر جای تعجب است زیرا سنگ مرمر یزد خود مرغوب بوده و همیشه شهرت داشته است. عمارت های باغ عبارت انداز عمارت بیرونی که در طرف شرق واقع و دارای حوضخانه و بادگیر بلندی است، عمارت واقع در جهت غربی اندرونی و عمارت سردرکه همان ایوان خانه بوده است. بادگیر باغ دولت آباد که به شکل منشوری ساخته شده است با ارتفاع ۳۳ متر و ۸۰ سانتیمتر مرتفع ترین بادگیری است که تا به حال در ایران شناخته شده است.
عمارت هشتی و بادگیر از مهمترین بخشهای مجموعه به شمار می روند که در آن ، تلفیق جریان هوا و آب به زیباترین شکل صورت گرفته است. کاربندیهای بسیار ظریف سقف هشتی اثر استاد حاجی علی اکبر آخوند است که با سیم گل و دم گیری گچی به طرزی بسیار ماهرانه اجرا شده است. در ارسی مشبک به شیشه های رنگی نیز که مرمت شده است به زیبایی بنا اضافه نموده است.
باغ از ردیف کاری درختان مختلف برخوردار است که عمده ترین آنها را سرو و کاج تشکیل می دهد. درختان مثمر باغ شامل انگور و انار است که داخل کرتها کاشته شده اند. در این باغ بوته های گل سرخ نیز به فراوانی یافت می گردد که به صورت ردیفی کاشته شده اند. باغ دولت آباد به لحاظ هنر باغ آرایی و توزیع آب و همچنین معماری استادانه از مجموعه های دیدنی کشور محسوب می شود.​
در یادگارهای یزد ، نوشته ایرج افشار آمده است که مطالعه تواریخ قدیم یزد نشان می دهد که باغ های مهم و بزرگ و زیبا از قدیم ترین ایام در آنجا ساخته می شده و ذکر بسیاری از آنها در آن کتب موجود است. از جمله در تاریخ جدید یزد از سی باغ نام رفته است. ولی افسوس که اثری از هیچکدام از آنها اکنون برجای نیست. باغ دولت آباد یزد ازنمونه باغ های بزرگ ایران است که در سال ۱۱۶۰ هجری قمری « دوره زندیه» بنا گردیده است. بادگیر مرتفع و زیبای آن با ارتفاع ۳۳ متر از سطح زمین بلندترین بادگیری است که تاکنون شناسایی شده است. این باغ بزرگ یکی از بنیادها و آبادانی های محمدتقی خان مشهور به خان بزرگ، سر سلسه خاندان خوانین یزد و مرد مقتدر آن عهد است. او ابتدا قناتی با نام دولت آباد ایجاد کرد و سپس از آب آن قنات باغ دولت آباد را به وجود آورد. قنات تاریخی عظیم و مهم دولت آباد دارای قدمتی بیش از دویست سال است که از احداث پنج رشته قنات تشکیل شده است.​
مؤلف جامع جعفری ذیل عنوان « ذکر قنات مبارکه دولت آباد یزد ایراد وقف نامه آن از منشـآت عالم ربانی آقای سید احمد اردکانی…» و پس از عبارت پردازی ای زیاد می نویسد:​
«… تخمیناً معادل پانصد درب باغ و مساوی دوهزار جریب زمین از آن آب شاداب است… منبع و مظهر آن هر دو در بلوک مهریجرد است و … و در ساحت نه فرسنگ زمین قمری به جهت آن آب حفر فرموده از بلوک مهریجرد به حوالی ولایت کشانیدند و در حومه شهر به زراعت رسانیدند و آسیابی در قریه محمدآباد چاهوک که واسطه میان مهریجرد و شهرت بنا فرموده، از آن آب دائر ساختند … بالجمله بنای قنات مزبور بر چهار رشته قنات است… رشته اول قنات مسمی به باقر آبادست که در اصل مرغابی بود و بعد از انتقال به نواب جنت مآب خان مغفور سعید آبی بر روی کارش آمد… رشته دوم قنات مسمّی به مهدی آبادست… رشته سیم قنات مسمّی به … است … رشته چهارم نصفه از قنات قدیمه بغداد آبادست که منتقل به خود فرموده … و این چهار رشته قنات را بر روی هم مسمّی به قنات دولت آباد ساخت از ساحت مهریجرد به عرصه حومه شهر چنانکه مسطور گشت جاری گردانیده و در موضع آبشاهی ربع از قنات دولت آباد را مفروز نموده و به اولاد فرخنده نهاد خود بخشیده اند و سه ربع دیگر را به حومه آورده ربعی از آن سه ربع را به ضمیمه باغ دولت آباد که نیز از ابنیه آن بزرگوارست با اراضی تابعه باغ مزبور وقف بر چهارده معصوم فرموده اند که متولی شرعی آن (نام متولی را از نسخه خطی زدوده اند)…»​
مؤلف جامع جعفری سپس به نقل متن وقفنامه پرداخته است و بلافاصله پس از اتمام آن توصیف عمارات مربوطه به باغ را موضوع سخن خود قرار داده و تلخیص آن بدین صورت است:​
«یکی دیگر از بناهای نزهت انتمای آن بزرگوار باغ دولت آبادست که متصل به دروازه چهار منار و خارج شره واقع است و از آب قنات دولت آباد مشروب می شود… فضای باغ به حسب طول به بسط … و به حسب عرض … و در سمت شرقی عمارتی به طرح هشت … طرح ریزی کرده اند… حیاض حوضخانه ها هشتی طرحش… آب حوض فلک را… برباد داده و اعجوبه بادگیر عیوق طرحش … راه آمد شد با کیوان گشاهد … مقابل آن عمارت در سمت غربی که بدایت باغ است طرح عمارت دیگر ریخته اند…» (یادگارهای زد؛ ایرج افشار)​
باغ دولت آباد پس از محمد تقی خان رو به ویرانی رفت و اگرچه دوباره مورد مرمت قرار گرفت ولی هیچگاه به روزگاران آبادانی و دلگشایی عهد خان بزرگ نرسید.​
عملیات مرمت و بازسازی باغ دولت آباد از سال ۱۳۴۸ توسط دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی آغاز شد و تا سال ۱۳۱۶ ادامه داشته است. بخش هایی از مجموعه که مورد مرمت قرار گرفت عبارتند از: عمارت تالار آیینه، عمارت مستخدمین، آشپزخانه ها، عمارت تهران، قسمت ساباط و آب انبار عمارت حرمخانه، عمارت بادگیر و عمارت سرو، عمارت بهشت آیین، همچنین در فاصله سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۱ عملیات باغسازی و محوطه سازی در این باغ تاریخی صورت پذیرفت. باغ دولت آباد یزد در تاریخ ۲۳/۱۲/۱۳۴۶ به شماره ۷۷۴ در ردیف آثار ملی کشور قرار گرفت.​
از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۶۴ وزارت فرهنگ و هنر این باغ را از اداره اوقاف اجاره نموده و در اختیار دفتر حفاظت آثار باستانی کشور قرار داد. در حال حاضر باغ در اختیار متولی موقوفه قرار دارد.​
باغـهای با صفا و درخت زارها و جویبارها و چشمه سـارها از دیر بازمورد دلبستــگی مـا ایرانیـها که محیط زندگیمان خشک و نسبتا کویری است بوده، ومردم این سرزمــین همواره به طبیعت و درخت و گل و سبزه عشق می ورزیدند.​
شهرهای تاریخی ایران همواره پذیرای حضور باغ در اشکال گوناگون خود بوده‌اند، نحوه حضور و ظهور باغ در شهر دارای ابعاد بسیار متفاوتی است و در هر کجا بسته به محیط ، اقلیم و فرهنگ شکل خاصی را پذیرفته است. از آنجا که گستره باغ ایرانی تنها به تک باغ‌ها خلاصه نمی‌شود و می‌توان ابعاد متفاوتی از حضور این پدیده در زندگی خصوصی و جمعی ایرانیان بر شمرد و از آنجا که مقیاس باغ ایرانی از حیاط کوچکترین خانه‌ها تا مقیاس شهر- پایتخت‌هایی چون اصفهان عهد صفوی جلوه می‌نماید، از این رو جایگاه باغ در شهر ایرانی از اهمیت خاصی برخوردار است.​
شـهر یزد از دیرباز دارای باغهای مهم و بزرگی بوده از جمله در تاریخ جدید یـزد از ســی باغ نام رفته است ولی افسوس که اثری از هیچکدام از آنها بر جای نیست.​
باغ دولـت آباد یزد یکی از باغهای بزرگ ایران در دل کویر می باشد که دارای مرتفعترین بادگیر شناسایی شده در ایران نیز می باشد. اما جالب توجه ترین بخش این باغ پلان و نحوه تقسـیم کرتـهای اصلی آن می باشد، بطوریکه پـلان بسیار سـاده و حتی از جهاتی مـدرن به نظرمی رسد. این مقاله در پی نزدیک شدن هر چه بیشتر به هـدف یا اهـداف اصلی طراح (طراحــان) آن می باشد.​
باغ ایرانی
باغ کلاسیک ایرانی باید تمام حواس پنجـگانه را لذت بخشد .تجربه در این باغ هم تجـربه ای جسمـانی وهم روحـانی است. طراحی بـاغ ایرانی به گونه ای صورت می گیرد که رایـحه گیاهان شاداب، نوای غلغله زن آب و پرندگان آوازخوان ،بافت ونسج کاشی صاف و زمین مرطوب ،مزه میوه های آفتاب پرورده و منظره گلها و موزائیک های رنگارنگی که در آیینه حوضهای آرام انعکـاس یافته اند برجسته سازد. این ویژگیها همزمان هم در نمـادین و هم در انتزاعی ترین سطح وهم در مستقیم ترین سطح تجـربی وجود دارند. تجـربه جسمی ادواری است و بر تاثیرات ناسوتی شب و روز و فصول مبتنی است.​
باغ ایرانی در پی ترکیب عناصر اصلی شکل دهنده آن در یک دستگاه و منظومه فکری شکل می‌گیرد و در این میان برخی عناصر فرعی به قوام هرچه بیشتر نتیجه این ترکیب و تعریف کمک می‌نمایند. اگر بخواهیم به تعریفی دقیقتر از عناصر اصلی باغ نزدیک شویم باید درجه اهمیت و لزوم حضور هریک از عناصر را مورد نظر قرار دهیم . به این اعتبار عناصر اصلی، عناصری دانسته می‌شوند که بی حضور آنها شکل گیری باغ غیر ممکن است. این عناصر که شامل چهار عنصر (زمین)، (آب)، (گیاه) و ( فضا) هستند وقتی در منظومه فکری معماری ایرانی و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ در کنار هم قرار می‌گیرند (باغ) را شکل می‌بخشند. در این مسیر عناصر دیگری نیز ممکن است در شکل گیری باغ مورد استفاده قرار گیرند که یا عناصری فرعی به شمار می‌آیند و یا بخشهایی جزیی و جلوه‌هایی از حضور عناصر اصلی باغ‌اند.​
معرفی باغ
باغ دولـت آباد (باغ دولت آباد یزد توسط “محمد تقی خان زند” معاصر “شاهرخ میرزای افشار” و “کریم خان زند” در سال ۱۱۶۰ هـ. ق ساخته شد.) واقع در خارج دیوارهای شهر یزد ، یک باغ منظم الشکل است که درحدود سـال ۱۷۱۲ .م به عنوان اقامتـگاه فرماندار شناخته شد . سطح یـازده هکـتاری باغ به دو بخش تقسیم شده آست: یک باغ خصوصی برای خانواده ویک باغ برای مراسم و ورزش.​
اقامتـگاه زمسـتانی خانواده در باغ خصوصی رو به تـابش جــنوب قرار گرفته است در طرف دیگر ، اقامتگاه تابستانی قرار گرفته است که در سایه قرار گرفته واز آزار هوای بسیار گرم فارغ است و به وسیله پنج حوض ونسیمی که در بادگیرمی وزد خنک می شود. در نواری که میان دو ساختمان و در راستای محور مرکز قرار گرفته است شبدر کاشته شده است و این در حالی است که در دو طرف این نوار درختان گیلاس و انار کاشته شده اند. بخشهای اندرونی و آشپزخانه درکنار دیوارهای باغ تشریفات احداث شده اند.​
باغ دولت آباد یزد … مدتها محل اقامت کریم خان زند بوده و مدتی نیز در دوره قاجاریه عبدالرضاخان یزدی که با شاه زادگان قاجاری بمبارزه بر خواسته بوده در آنجا کروفری داشته و در دوره زندیه و قاجار یه در شمار زیباترین باغها بوده و اکنون نیز وجود دارد.​
شناخت سازمان فضایی باغ
همانطور که در بخش معرفی باغ ذکر گردید ساختار فضـایی از دو بخش تشکیل گردیده، بخش خصوصی و بخش عمومی.​
بخش عمومی بوسیله یک محـور قـوی به دو قسمت (کـرت) تقسیم شده است. محـوری که اقامتگاه تابستانی را به اقامتگاه زمستانی متصل می کند. اما چرا طراح بدینگونه با مسئله برخورد نموده؟ آیا این بهترین جواب مسئله بود؟ یا بهتر است بپـرسیم مهمترین دغـدغـه طراح چه بوده؟​
در باغ فین کاشان طراح در ظاهر به نوع دیگری با مسئله برخورد کرده است، بطوریکه از تقاطع دو محور اصلی باغ است که یک چـهار باغ شکل گرفته است. اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت می باشد این است که در باغ فـین کاشان هم همانند باغ دولـت آباد، یک محور اصلی وجود دارد به این صورت که محور راستای ورودی، محـوراصلی و قویـتر محسـوب می گردد و محـور دیگر نسبت به آن محور فرعـی می باشد ، در واقع در ابتدا یک دو باغ و بدنبال آن چهار باغ شکل گرفته است.​
نکته قابل تامل دیگری که در ساخـتارفضـایی باغ دولـت آباد همانند سایر باغهای ایرانـی همچون : فـین کاشان، تـاج آباد نطنز، باغ های شـیراز … با روبرو می شویم نحوه قرار گیری این محور قوی (شمالی ــ جنوبی) است.​
معمار با قرار دادن این محور در راستای طول زمین مستطیل شکل باغ باعث تشدید شدن درک فضـایی از شکلیت (مستطیلی ) بـاغ می شود. چناچه طـول باغ و در نتیجه کلیت بـاغ بزرگتر و با پرسکتیو عمیق تری ادراک می گردد.​
جمع بندی
در طراحی بـاغ ایرانـی (دولــت آبـاد) ، معمـار(معمـاران) همواره بدنبال تعریف یـک راستای قوی است حتی زمانی که از دو راستای عمود بر هم استفاده می کند باز هم یکی را بر دیگری ترجیح می دهد، که این همان تعریف کننده فضایی باغ است ، بطوریکه در باغ دولت آباد به شکل هر چه قویتر رخ می نمایاند و (با کمک دیگر عناصر طراحی) فضای باغ را بسیار بزرگتر و با صفاتر به نمایش می گزارد .​
منابع
۱- هردگ . کلاوس، ” ساختار شکل در معماری اسلامی ایران و ترکستان”، مترجم : تقی زاده مطلق. محمد، انتشارات بوم، بهار ۱۳۷۶ .​
۲- ویبلر .دونالد، ” باغهای ایران و کوشکهای آن “، مترجم: دخت صبا. مهین، چاپ تهران، ۱۳۴۸​
۳-آریان پور. علیرضا، “پژوهشی در شناخت باغهای ایران و باغهای تاریخی شیراز”، چاپ گلشن، ۱۳۶۵​


برگرفته شده از سایت : http://www.persialearn.com و http://www.tebyan.com و http://www.landscape.ir
 

sargen

عضو جدید
باغ دولت آباد یزد

باغ دولت آباد یزد

سلام دوستان عزیز این بار براتون باغ دولت آبادو میزارم عکساشو خودم گرفتم امیدوارم که لذتشو ببرین .




باغ دولت آباد یزد
  • زمان احداث : سال 1160 ه . ق ( دوران زندیه )
  • مختصات منحصر به فرد بنا : عمارت هشتی ، کلاه فرنگی عمارت و بادگیر مرتفع آن
  • ساخت باغ در کشور ما سابقه طولانی داشته و در تمام دورانها بخصوص دوره اسلامی مورد توجه بوده است . به دلیل اختلاف آب و هوائی به ویژه در مناطق گرمسیری ، باغ اهمیت ویژها پیدا می کند می دانیم یکی از اصول معماری ایران درون گرایی است باغها نیز از همین امر تبعیت کرده و معمولا دور تا دور آن با دیوار محصور بوده است .
مهمترین مساله برای حیات بخشیدن به باغ رساندن آب از راههای دور دست به آنجا بوده است که با انتقال آب از طریق قناتها این مساله را حل نموده اند .






  • محمد تقی خان مشهور به ( خان بزرگ ) سر سلسله خاندان خوانین یزد و مرد مقتدر عهد خویش بوده است . خان ابتدا قناتی به نام دولت آباد ایجاد کرد و از آب آن قنات ، باغ دولت آباد را به وجود آورد و در آن چند دست عمارت و حوضها و جدولهای آب متعدد در فضای باغ ساخت .
باغ دولت آباد پس از محمد تقی خان رو به ویرانی رفت و اگر چه دوباره مورد مرمت قرار گرفت ولی هیچ گاه به روزگاران آبادانی و دلگشائی عهد خان بزرگ باز نگشت .







view از طبقه دوم


  • این بنا شامل سه عمارت هشتی ، سر در و تالار آیینه می باشد .
عمارت هشتی شامل حوض خانه و بادگیر مرتفع می شود . این باد گیر که بلندترین بادگیر جهان با ارتفاع 33.80 متر است قبلا بلندتر از وضع کنونی بوده و سالها قبل از بیم ریختن ، قسمتی از آن را خراب کرده اند . در میانه این عمارت بنای کلاه فرنگی است و حوضچه های سنگ مرمرین که به وسیله جویهای رابط به یکدیگر راه می یابند و وارد حوضچه بزرگ زیر گنبد کلاه فرنگی می شوند . سنگهای مرمر به کار گرفته شده را همگی از معادن مرمر مراغه و تبریز می آوردند .
یک چهار طاقی با طاق نماهای داخلی که جهت ورودی ضلع جنوبی ساخته اند و مورد استفاده است اقتباس از چهره طاقهای ساسانی است .

عمارت میانی که در ضلع شمال غربی واقع است و به نام بهشت آیین ( تالار آیینه) خوانده می شود ، دارای نقوش اسلیمی آیینه بوده است و در حال حاضر از آیینه های مسدس اسلیمی هیچ نوع اثری نیست .






تک بادگیر مرتفع باغ






  • باغ دولت آباد که مدتی محل اقامت کریم خان زند در یزد بوده است از نظر طراحی باغ در شمار زیباترین باغهای دوره زندیه و قاجاریه محسوب می شود .
مجموعه باغ دولت آباد که نمونهای از معماری دوره زندیه است توسط محمد تقی خان یزدی معاصر شاهرخ میرزای افشار و کریم خان زند در سال 1160 ه.ق ساخته شده است .






****امتیاز یادت نره****



 
آخرین ویرایش:

melodi753

عضو جدید
تاريخچه معماري محوطه

تاريخچه معماري محوطه

تاريخچه معماري محوطه
تاريخچه معماري محوطه(چشم انداز) مربوط به تاريخچة باغباني است. هر دو هنر به صورت تركيبي از باغباني، ساخت سنگ فرشها ، آب و ساير ساختارهاست ولي : طراحي باغ به طور خاص مربوط به فضاهاي خصوصي و محبوس (بسته ) است مانند پاركها، باغها و غيره. در حاليكه طراحي چشم انداز مربوط به طراحي فضاي محبوس (بسته) و فضاهاي بازي است كه براي بازديد در اختيار عموم قرار دارد. مانند ميادين، پاركهاي حاشيه اي، و جاده هاي سبز و غيره . رويها به معماري چشم اندازها اهميت زيادي مي داده اند و vitruvius‌در بسياري از موارد در مورد اين معماري مطالبي را نوشته است .
مانندساير هنرها، در زمان رنسانس بود كه اين هنر احياء شد ما مثالهاي فراواني شامل باغهاي اشرافي در ايتاليا، Tivoli و deste باغهاي رنسانس در قرنهاي Is‌و Iv ساخته شده اند و در كارهاي Andre leNiotve در Vaux-le-Vicomte و Versailles به حد اعلاي خود رسيده اند. در قرن 18، انگلستان مركز يك سبك جديد از طراحي چشم اندازها شد. شخصيتهايي مانند ويليام كنت Humphry Repton و مشهورتراز همة آنها Lancelot Brown پاركهاي بزرگ انگلستان را بنا سازند كه نسخه اي تميز و شگفت انگيز از طبيعت بودند بسياري از اين پاركها تا به امروز باقي مانده اند. اصطلاح معماري چشم انداز اولين بار به وسيلة Scotsman Gilbert Lainy Meason‌در عنوان كتابي به نام معماري چشم انداز نقاشان بزرگ ايتاليا مطرح شد. اين كتاب در مورد سبكي از معماري بود كه در نقاشي چشم اندازها وجود داشت. سپس اصطلاح معماري چشم انداز به وسيلة Jc Loudonو AJ Downing بكار برده شد. در طي قرن 19، طراحي مناطق شهري مهمتر شدو به صورت تركيبي ازطراحي مدرن با سنت باغباني چشم انداز مطرح شد كه تمركز اصلي آن بر معماري چشم انداز بود . در نيمه دوم اين قرن يك سري از پاركها را كامل كرد كه اثر بزرگي بر معماري چشم اندازها در امروز دارد. در ميان اين پارك Emera ld Neclclace در بوستون را نام برد.

معماري چشم انداز به صورت يك سبك طراحي ادامه يافت و به بسياري از تحركات طراحي و معماري در قرن بيستم پاسخ داد. امروزه، يك سطح سالم از نوآوري و خلاقيت موجب راه حلهاي طراحي زيادي بودي مناظر خياباني ، پاركها و باغها شده است. Martha Schwartz در ايالات متحده و گروه طراحي آلماني با كار Rolterclam, Schouwburgplein تنها دو مثال از موارد فراوان هستند. گفته مي شود كه تأثير مهمي بر معماري چشم انداز مدرن و طراحي زمين (Land) به طور خاص داشته است با كتابش تحت عنوان Ian Mcltarg طراحي با طبيعت ،‌او يك سيستم آناليز از لايه هاي يك سايت را براي كامل از ويژگيهاي كيفي آن محل به طور عمومي بيان كرده است. اين سيستم مبناي سيستم هاي اطلاعاتي جغرافيايي امروزه (GIS) شده است Mcltarg به هر بعد كيفي از يك لايه اختصاص مي دهد مانند تاريخ هيدرولوژي (آب شناسي) ، توپوگرافي گياه شناسي و غيره .
نرم افزار GIS امروزه در معماري چشم انداز براي آناليز مواد موجود بر روي سطح زمين و يا درون آن به كار مي رود و همچنين به وسيله طراحان مناطق شهري ، جغرافي دانان ، تخصصين منابع طبيعي و جنگلي نيز به كاربرده مي شود.

معماري چشم انداز يك زمينه چند رشته اي است كه شامل : جغرافيا، رياضي، علوم، مهندسي، هنر Horticulture (بستان كاري) ، تكنولوژي ، علوم اجتماعي و غيره مي شود. فعاليت يك معمار چشم انداز مي تواند از ساخت پاركهاي عمومي و مسيرهاي پاركي تا طراحي ساختمانهاي اداري از طراحي مناطق مسكوني تا طراحي زير ساختمانهاي معماري و مديريت نواحي بزرگ و يا طراحي نواحخي مانند معادن را شامل شود. معمار چشم انداز بر روي تمام انواع ساختارها و فضاهاي خارجي بزرگ يا كوچك ، نواحي شهري يا روستايي كار مي كند و مار او مي تواند با مواد سخت يا نرم باشد همچنين موضوعات اقتصادي را نيز بايد مد نظر داشته باشد. محدودة وظايف كاري كه معماران چشم اندازها بايد به آنها بپردازند بسيار گسترده است ولي بعضي از مثالها از اين نوع پروژه ها شامل موارد زير است: طراحي، شكل دادن، مقياس زذن و ساخت سازه هاي جديد. طراحي عمراني و زير ساختهاي عمومي مديريت آب شامل باغهاي باراني، سقفهاي سبز و زمينهاي خيس. طراحي سايتها و كمپها براي مؤسسات پاركها باغهاي گياهشناسي ، مسيرهاي سبز و حفظ طبيعت . امكانات تفريحي مانند امكانات ورزشي، پاركها، زمين گلف،نواحي مسكوني، پاركهاي صنعتي و نواحي تجاري. بزرگراهها، سازه هاي حمل و نقل ، پلها و مسيرهاي عبور . طراحي و نواحي شهري، ميادين شهر. آب نماها پياده روها و پاركينگها . ساخت نواحي شهري بزرگ يا كوچك . چشم اندازه اي جنگلي ، توريستي و تاريخي و باغهاي تاريخي. مخازن، سدها و ايستگاههاي قدرت، كاربردهاي صنعتي و يا پروژه هاي بزرگ و اصلي صنعتي . ارزيابي محيط زيست وارزيابي چشم انداز، ابزار طراحي و پيشنهادهاي مديريت زمينها ، ساخت نواحي ساحلي، طراحي الكولوژيكي وطراحي هر سازه اي كه اثرات تخريبي محيط زيستي را از طريق درگير شدن با فرآيندهاي طبيعي به حداقل مي رساند.

مهمترين درگيري با طبيعت در مراحل اوليه يك پروژه صورت مي گيرد كه شامل ارائه يك ايده و تركيب آن با خلاقيت براي ساخت يك فضا است. معمار چشم انداز مفهوم كلي را در نظر مي گيرد و يك طرح اوليه را آماده مي كند كه از‌ان مي توان طرحهاي جزئي و نهايي را بدست آورد.
او مي تواند به عنوان ناظر در مراحل ساخت، آماده سازي و ارزيابي طرح و ارزيابيهاي محيط زيستي حضور داشته باشد. و به عنوان يك متخصص نيازهاي طرح را پيش بيني كند او همچنين مي تواند كاربردهايي را براي منابع مالي در اين زمينه ارائه كند.

براي دورة زماني قبل از سال 1800، تاريخچة معماري چشم انداز مربوط به طراحي است اولين كسي كه مورد ساخت يك چشم انداز چيزي نوشته است Joseph Addison‌در 1712 است. اصطلاح باغبان چشم انداز به وسيلة‌ William SHENSTON ابداع شد ولي اولين طراح حرفه اي كه از اين اصطلاح استفاده كرد. Humphry Repton در 1794‌بود اصطلاح معماري چشم اندازه به وسيلة Gilbert Latiny Meason در 1825ابداع شد و اولين بار به وسيلة يك شخص حرفه اي به نام Frederick Law Olmsted در 1863استفاده شد. كه يكي از بهترين و سرشناس ترين باغبانان چشم انداز بود خود راسازندة فضاها مي دانست . در طي قرن 19، اصطلاح باغبان چشم انداز بودي كساني بكار برده شد كه چشم اندازه ها را مي ساختند و اصطلاح معمار چشم انداز براي افرادي كه آنها را طراحي مي كردند. استفاده از معمار چشم انداز پس از تأسيس انجمن آمريكايي معماران چشم انداز در سال 1899 و فدراسيون بين المللي معماران چشم انداز (IFLA) ، در سال 1948مورد استفاده قرار گرفت.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

nazilovelorn

عضو جدید
پارکهایی با داستانهای مصور

پارکهایی با داستانهای مصور

سلام به دوستان عزیز.
راستشو بخواین تو درس مقدمات طراحی 2 قراره سمیناری در مورد : لند اسکیپ از استوری تلر(landscape as a storyteller) انجام بدیم. در مورد این موضوع افراد کمی اطلاع دارند.
این موضوع مربوط میشه به پارکها و لند اسکیپهایی که در انها داستان و قصه و رمانهایی روایت میشه.
و با اسامی باغ قصه_پارک داستان و لند ارت و... شناخته میشه.
هدف از انجام این پروژه نقد وبررسی لند اسکیپهایی با این مضمون و مصادیق ان است.
.
.
.
در زیر قسمتی از این مطالب را میخوانید.
شرمنده خودم هیچ عکسی در موردش تا الان پیدا نکردم.از دوستان عزیزی که در این مورد اطلاع دارند کمک میخوام.با تشکر.


چارلز ديكنز رمان‌نويس اجتماعي پرداز انگليسي را با كتاب‌هاي ديويد كاپرفيلد و اليور تويست مي‌شناسيم. اين نويسنده با ورود به بطن جامعه آن دوران انگليس مي‌خواست معضلات و رخدادهاي موجود را در داستان‌هايش به تصوير بكشاند. شخصيت‌هاي ظالم، ترسناك و سنگدل در برابر فقرا و يتيم‌ها و بي‌‌سرپرستان به خوبي قابل لمس هستند. چارلز ديكنز از كودكي همچون قهرمانان آثارش در مشقت و رنج و ناكامي بود. لذا به خوبي مي‌توانست مشكلات مردم اطرافش را درك كند. او تصميم گرفت آنچه ديده و شنيده در نوشته‌هايش مكتوب سازد. او آرزو داشت آيندگان، داستان‌هاي وي را بخوانند و از آن لذت ببرند و هميشه به ياد او باشند.


البته آرزوي او برآورده شد زيرا بعد از 200 سال اكثر رمان‌ها و داستان‌هاي كوتاه و بلند او آنقدر ميان مردم محبوب شده كه به‌صورت انواع برنامه‌هاي سينمايي و انيميشن درآمده و شخصيت‌هاي نوشته‌هايش زبانزد عام و خاص مي‌باشد.
هم‌ اكنون نيز با ساخت يك پارك اختصاصي به روياهاي ناتمام چارلز ديكنز تحقق بخشيده شده است.
عده‌اي از طرفداران چارلز ديكنز دست به دست هم داده‌اند و در نزديكي لندن واقع در ويكتورين انگلند در زميني به مساحت 21336 متر مربع پاركي احداث كرده‌اند كه به گفته كارشناسان نه تنها دست كمي از ديسني لند پارك والت ديسني ندارد بلكه از لحاظ تكنيك و ابزار و وسايل سرگرمي پا را فراتر از آن گذاشته‌ است.
سازندگان و دست‌اندركاران اين پارك به منظور زنده نگاه داشتن ياد و خاطرات شخصيت‌هاي كتب چارلز ديكنز اقدام به برپايي چنين پروژه‌اي زده‌اند كه قرار است تا آخر سال 2007 مورد بهره‌برداري قرار گيرد.

سفر به پارك چارلز ديكنز
پارك چارلز ديكنز واقع در حومه لندن يك مكان كاملا خانوادگي و تفريحي است و همه‌ سنين اعم از كوچك و بزرگ مي‌توانند از آن‌جا لذت ببرند و گوشه‌گوشه داستان‌هاي چارلز ديكنز را به‌ياد بياورند. لذا همه مي‌توانند با پرداخت 25 پوند براي بزرگسالان و 15 پوند براي كودكان به سطر سطر رمان‌هاي اين نويسنده قدم بگذارند.
در اين پارك ساختمان‌هايي به صورت ماكت ساخته شده كه نشانگر مناطق فقيرنشين و كثيف قرن 19 ميلادي يعني دوران زندگي چارلز ديكنز مي‌باشد. محله‌هايي پر از دزد، گدا و فقير كه براي دسترسي به اهداف خود و پول حاضر به هر كاري بودند.
همانگونه كه در كتاب اليور تويست اشاره شده، افراد شرور، بچه‌هاي معصوم را به دزدي و گدايي وا مي‌داشتند و در اتاق‌هاي تاريك و مخوف زنداني مي‌كردند.
بخشي از پارك به داستان اليورتويست اشاره مي‌كند. مجسمه‌اي از فاكين پير يادآور معضل جامعه قرن 19 است. البته مردم بازديد كننده براي مشاهده اين صحنه‌ها كه بسيار طبيعي تعبيه شده مي‌توانند از قطارهاي كوچك استفاده كنند كه به آرامي حركت كرده و همه قادر به تماشاي همه قسمت‌هاي پارك هستند. در بعضي از بخشها كه در ميان رود قرار دارد با استفاده از قايق‌هاي بزرگ مي‌توان به دل كتاب‌هاي ديكنز سفر كرد و زندگي آن دوران را از نزديك مشاهده كرد.
خانه اسكروچ اين مرد خسيس به همراه ديگر قهرمانان داستان «روح اسكروچ در كريسمس گذشته» به‌طور طبيعي بنا شده است.


به‌طور كلي چارلزديكنز قصد داشت در داستان‌هايش مشكلات زمان خود را منعكس كند. او قلمي انتقادآميز داشت و به توصيف زندگي افراد فقير و آسيب‌پذير جامعه و همچنين ثروتمندان كه براي رسيدن به خواسته‌هاي خود زيردستانشان را مورد استثمار قرار مي‌دادند، مي‌پرداخت.
كيوين كريستي مدير اجرايي اين پارك مي‌گويد: ما فقط قصد داريم كه همه حقايق آن دوران را به تصوير بكشيم. اين پارك به زودي افتتاح مي‌شود و انتظار مي‌رود كه مورد استقبال بسياري از بازديدكنندگان از داخل و خارج از كشور قرار گيرد و به يك منبع مهم جهانگردي تبديل شود. همچنين مي‌توانيم چنين پاركي را در ديگر كشورهاي بزرگ جهان احداث كنيم.
تلما گراويكي از طراحان اين پارك اظهار دارد كه پارك چارلز ديكنز مي‌تواند مكان مناسبي براي فيلمبرداري‌ها باشد و در آينده بسياري از تهيه‌كنندگان فيلم‌هاي سينمايي براي ساخت فيلم خود به اين پارك خواهند آمد.

به گفته اين طراح پيش‌بيني مي‌شود هر ساله 300000 بازديد كننده از اين پارك ديدن به عمل آورند.
در بخش ورودي پارك بروشورهايي به چند زبان زنده جهان تهيه شده كه به معرفي شخصيت‌ چارلز ديكنز و زندگينامه اين نويسنده اشاره شده است.
همچنين خلاصه‌اي از چند رمان معروف او از جمله اليور تويست، روزگار سخت، آرزوهاي بزرگ، داستان دو شهر و ديويد كاپرفيلد در اين كتابچه‌ها نوشته شده كه در گوشه‌ گوشه اين پارك ماكتهايي از موضوعات اين داستان‌ها و مجسمه‌هايي از شخصيت‌ها و قهرمانان آن ديده مي‌شود.
ديگر قسمت جالب توجه اين پارك مربوط به داستان «ديويد كاپرفيلد» مي‌شود. در اين بخس مجسمه‌هايي از ناپدري ديويد كاپرفيلد، آنقدر طبيعي ساخته و طراحي شده است كه گويي مردي بدخلق و ستمگر ايستاده و در حال تنبيه ديويد كاپرفيلد مي‌باشد.
خانه متروكه و بزرگ «آرزوهاي بزرگ» نيز از ديگر ديدني‌هاي پارك است.


اين خانه قديمي و تاريك گويي خانه ارواح است تارهاي عنكبوت بر روي شيشه‌ها بسيار طبيعي جلوه مي‌كند.
به‌طور كلي سبك نوشته‌هاي چارلز ديكنز و همچنين زندگي مشقت‌بار وي در اين پارك به خوبي حس مي‌شود.
اين نويسنده مشهور آرزوهاي بزرگي در سر داشت كه عمرش نرسيد و نتوانست به آنچه كه در ذهن مي‌پروراند جامه عمل بپوشاند اما هم اكنون بعد از 200 سال هوادارنش با ساخت چنين پاركي خاطرات او را زنده نگه داشته‌‌اند و نسل جديد را هم با نوشته‌هاي اين نويسنده بزرگ انگليسي آشنا خواهند ساخت.

در لندن پاركي ساخته شده كه هواداران و طرفداران چارلز ديكنز با رفتن به آن، خاطرات مطلبي را كه از او خوانده‌اند برايشان زنده مي‌شود، هر روز جوانان زيادي به خصوص دانشجويان به آن‌جا مي‌روند و در اين پارك زيبا درس مي‌خوانند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

khesht_kham

عضو جدید

· قصر فرح آباد
قصر فرح آباد در قرية فرح آباد كه پيش از توسعه تهران در خارج از شهر قرار داشت و متصل به دوشان تپه بود در سال 1321 قمري در زمان پادشاهي مظفرالدين شاه قاجار و به دستور او بنا شد و ساخت آن در سال 1322 قمري اتمام يافت و به دست خود او افتتاح گرديد. اثاث و تزئينات اين كاخ در نوع خود بسيار نفيس و پر ارزش بود. در زمان احمد شاه واپسين پادشاه سلسلة قاجاريه عمارت اندروني جديدي در كنار قصر فرح آباد آغاز شد، اما هرگز به پايان نرسيد. محوطة كاخ داراي استخر و مجسمه‌هاي زيبا بود، و تالارهاي كاخ به وسيلة تابلوهاي زيبا به ويژه كارهاي كمال‌الملك و آثار پرارزش هنري و عتيقه تزئين شده بود. در سالهاي اخير در آنجا باغ وحشي كوچك، و اصطبلي
قصر فرح آباد

براي نگاهداري اسبهاي مسابقه تأسيس كرده بودند‌. كاخ به شكل نيم دايره است و چند رديف ايوان‌هاي روباز دورادور ساختمان را فرا گرفته است‌. بناي كاخ براساس مدل كاخ تروكادرو پاريس ساخته شده‌، كه هر طبقه داراي يك اتاق مركزي است‌. باغ و كاخ در اصل از سه محوطه مختلف تشكيل شده است‌: محوطه اول محل سكونت مستخدمان قصر و يك اصطبل آجري‌، محوطه دوم باغ كوچك و محوطه سوم نيز باغ و استخر بسيار بزرگي بوده است‌. باغ بدون توجه به صنعت قرينه سازي طراحي شده و نيمه شرقي آن بيش‌تر مورد توجه واقع شده است‌. در زمان محمد علي شاه توجه زيادي به قصر نشد و به همين جهت در دوره او قصر از رونق افتاد. در دوره سلطنت احمد شاه قصر رونق گذشته خود را بازيافت و عمارت اندروني به آن اضافه شد‌. بعد از قاجاريه‌، رضا شاه اهميتي به كاخ نداد، اما در دوره محمد رضا شاه در كاخ تعميرات اساسي صورت گرفت و به قصر فيروزه معروف شد. سپس در محوطه سرسبز منطقه نيز خانه‌هاي ويلايي اعيان و اشراف ساخته شد. بعد از انقلاب اسلامي‌، با واگذاري منطقه به سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي‌، آن منطقه به صورت نظامي در آمده است‌، اما كاخ با گنبد فيروزه‌اي آن هم چنان پا برجا است‌‌.
 
باغ دولت آباد

باغ دولت آباد

معرفی باغ


باغ دولـت آباد (باغ دولت آباد یزد توسط “محمد تقی خان زندمعاصر “شاهرخ میرزای افشار” و “کریم خان زند” در سال ۱۱۶۰ هـ. ق ساخته شد.) واقع درخارج دیوارهای شهر یزد ، یک باغ منظم الشکل است که درحدود سـال ۱۷۱۲ .م به عنواناقامتـگاه فرماندار شناخته شد . سطح یـازده هکـتاری باغ به دو بخش تقسیم شده آست: یک باغ خصوصی برای خانواده ویک باغ برای مراسم و ورزش.


اقامتـگاه زمسـتانی خانواده در باغ خصوصی رو به تـابش جــنوبقرار گرفته است در طرف دیگر ، اقامتگاه تابستانی قرار گرفته است که در سایه قرارگرفته واز آزار هوای بسیار گرم فارغ است و به وسیله پنج حوض ونسیمی که در بادگیرمیوزد خنک می شود. در نواری که میان دو ساختمان و در راستای محور مرکز قرار گرفته استشبدر کاشته شده است و این در حالی است که در دو طرف این نوار درختان گیلاس و انارکاشته شده اند. بخشهای اندرونی و آشپزخانه درکنار دیوارهای باغ تشریفات احداث شدهاند.


باغ دولت آباد یزد … مدتها محل اقامت کریم خان زند بوده و مدتینیز در دوره قاجاریه عبدالرضاخان یزدی که با شاه زادگان قاجاری بمبارزه بر خواستهبوده در آنجا کروفری داشته و در دوره زندیه و قاجار یه در شمار زیباترین باغها بودهو اکنون نیز وجود دارد.


شناخت سازمان فضایی باغ


همانطور که در بخش معرفی باغ ذکر گردید ساختار فضـایی از دو بخشتشکیل گردیده، بخش خصوصی و بخش عمومی.


بخش عمومی بوسیله یک محـور قـوی به دو قسمت (کـرت) تقسیم شدهاست. محـوری که اقامتگاه تابستانی را به اقامتگاه زمستانی متصل می کند. اما چراطراح بدینگونه با مسئله برخورد نموده؟ آیا این بهترین جواب مسئله بود؟ یا بهتر استبپـرسیم مهمترین دغـدغـه طراح چه بوده؟


در باغ فین کاشان طراح در ظاهر به نوع دیگری با مسئله برخوردکرده است، بطوریکه از تقاطع دو محور اصلی باغ است که یک چـهار باغ شکل گرفته است. اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت می باشد این است که در باغ فـین کاشان همهمانند باغ دولـت آباد، یک محور اصلی وجود دارد به این صورت که محور راستای ورودی،محـوراصلی و قویـتر محسـوب می گردد و محـور دیگر نسبت به آن محور فرعـی می باشد ،در واقع در ابتدا یک دو باغ و بدنبال آن چهار باغ شکل گرفته است.


نکته قابل تامل دیگری که در ساخـتارفضـایی باغ دولـت آباد همانندسایر باغهای ایرانـی همچون : فـین کاشان، تـاج آباد نطنز، باغ های شـیراز … باروبرو می شویم نحوه قرار گیری این محور قوی (شمالی ــ جنوبی) است.


معمار با قرار دادن این محور در راستای طول زمین مستطیل شکل باغباعث تشدید شدن درک فضـایی از شکلیت (مستطیلی ) بـاغ می شود. چناچه طـول باغ و درنتیجه کلیت بـاغ بزرگتر و با پرسکتیو عمیق تری ادراک می گردد.



جمع بندی


در طراحی بـاغ ایرانـی (دولــت آبـاد) ، معمـار(معمـاران) هموارهبدنبال تعریف یـک راستای قوی است حتی زمانی که از دو راستای عمود بر هم استفاده میکند باز هم یکی را بر دیگری ترجیح می دهد، که این همان تعریف کننده فضایی باغ است ،بطوریکه در باغ دولت آباد به شکل هر چه قویتر رخ می نمایاند و (باکمک دیگر عناصرطراحی) فضای باغ را بسیار بزرگتر و با صفاتر به نمایش می گزارد .


منابع


۱- هردگ . کلاوس، ” ساختار شکل در معماری اسلامی ایران وترکستان”، مترجم : تقی زاده مطلق. محمد، انتشارات بوم، بهار ۱۳۷۶ .


۲- ویبلر .دونالد، ” باغهای ایران و کوشکهای آن “، مترجم: دختصبا. مهین، چاپ تهران، ۱۳۴۸


۳-آریان پور. علیرضا، “پژوهشی در شناخت باغهای ایران و باغهایتاریخی شیراز”، چاپ گلشن، ۱۳۶۵
 

khatriya

عضو جدید
باغ بافته شده

باغ بافته شده

دوستا ن امروز یه مطلب جالب خوندم ،که تاحالا نشنیده بودم، گفنم شاید بقیه هم دوست داشته باشن بدونن که ما درگذشته چی داشتیم و الان چقدر فاصله گرفتیم از اون ارمان ها


اعراب مسلمان در حمله سال 637 م. به کاخ مشهور پادشاهان ساسانی در سرزمین پارس ،جواهراتی بی نظیر یافتند. که در راس اد فرشی به نقش باغ بود.شکوه این فرش افسانه اسس از تمام عجایب دوران ساسانی (از قبیل صدها فیل و بناهای عظیم مثله طاق کسری و..)پیشی گرفت.
توصیف خارق العاده ان چه در کاخ شهر تیسفون در کنار دجله دیده بودند،بعدها توسط نویسندگان ایرانی قرن دهم از قبیل طبری و بلعمی در تاریخ ثبت شد.
این فرش به مساحت 2940فوت مربع (84*35)با طرح یکی از باغ خای سلطنتی بافته شده بود و طبق نظر محققین ، زمینه ان از نخ ابریشم بود و همچون باغی واقعی توسط کانال های اب و مسیرهای متقاطع به باغچه های گل تقسیم میشد.
بافندگان پادشاه برای نشان دادن نقش زمین ، از نخ های طلا و برای نشان دادن اب در کانال ها از کریستال استفاده کرده بودند.
سنگلاخ های مسیر را با مروارید نمایش دادند و در قطب های هندسی ،درختانی قرار داشتند که تنه و شاخه هایشان با طلا و نقره شکا گرفته و میوه هایشان از سنگ های قیمتی بود.
برای نشان دادن گل های بین درختان،از جواهرات بیشتری استفاده شده بود و حاشیه فرش هم به صورت دشتی از زمرد بود.
این فرش به دنبال دستور باف ان توسط خسرو پرویز به نام (بهار خسرو) نام گذاری شد.
این فرش به قدری زیبا بود که نقوش زیبا و سرزنده ان خشونت شاهزادگان را به ارامش تبدیل میکرده. با این حال حتی پادشاهان هم نمیتوانند بهار جاودانی را حکم فرما کندد .. حتی اگر بهار را بافت!
فاتحان عرب بهار ایرانی را تکه اکه کردند و بین خود تقسیم کردتدو بدین ترتیب گل سرسبد فرش ها برای همیشه از بین رفت.
هنگامی که خسرو دستور بافت این فرش را داد ماهیت و صورت باغ ایرانی به هزار سال قبل باز میگشت.
این ماهیت هرگز از بین نرفت و خاطره این فرش در ذهن تک تک ایرانیان باقی ماند و به رخ اعراب کشیده شد.تا جایی که اعراب در برابر این هنر زانو زدندد و به عظمت ان اعتراف کردندو
همچنان که ابن خلدون مورخ عربی میگوید:هنگامی که اعراب از بررسی احکام مذهبی خود دست بر داشتند و به لذات زندگی واقف شدند هنر معماری را از ایرانیان اموختند.


منبح:کتاب باغ ایرانی بازتابی از بهشت ... البته با دخل و تصرف خاطره
 

فهم

عضو جدید
لزوم نگرشی تازه به فرم پارک و فضای سبز شهری

لزوم نگرشی تازه به فرم پارک و فضای سبز شهری

لزوم نگرشی تازه به فرم پارک و فضای سبز شهری(خلاصه پژوهش)

امید ریسمانچیان/ دانشجوی دکترای معماری منظر، دانشگاه ادینبورگ انگلستان
omidrismanchian@gmail.com

امروزه شهرهای ایران به خصوص شهرهای مرکزی و مهم مانند تهران از آنجایی که در مرحله گذار بین سنت و مدرنیته قرارگرفته اند درحال پشت سرگذاشتن دوران مهمی از تاریخ خود می باشند. گسترش این شهرها در اوایل قرن بیستم بر اساس یک اقتباس ناآگاهانه و ناقص از سیستم شهرسازی غرب بوده که به تبع آن باعث به وجود آمدن مشکلات متعدد از قبیل عدم تطابق سازمان فضایی قسمتهای توسعه یاقته با هسته مرکزی شهرها و یا عدم توجه به سیستمهای اکولوژیکی و اقلیمی گشته است. در این میان با ورود شهرسازی غربی فضاهایی مانند پارک نیز وارد عناصر شهری ایران شدند که در دوران گذشته مورد توجه چندانی قرار نمی گرفتند. اما امروزه با توجه به مشکلات محیط زیستی شهرها و نیز نیازهای اجتماعی مردم توجه مسئولین به گسترش فضاهی سبز از جمله پارک ها جلب شده است که به تبع آن شاهد احداث پارکها و بوستانهای محلی در گوشه و کنار شهرها به خصوص تهران می باشیم. علی رغم توجه و تلاش مسئولین به گسترش فضای سبز شهری مشکلات اساسی در این میان وجود دارد که نه تنها روند گسترش فضای سبز شهری را با مشکل مواجه می سازد بلکه عدم توجه به آنها باعث ناکارآمدی فضاهای سبز احداث شده نیز می شود. عدم برخورداری شهروندان از مزایای فضاهای سبز به طور یکسان در محلات مختلف، گران بودن قیمت زمین در مناطق مرکزی شهرها و امکان پذیرنبودن احداث فضاهای سبز قابل توجه در آنها، وجود شرایط اقلیمی سخت، کمبود آب، عدم استفاده از نیروی متخصص در طراحی و سپردن این مهم به معماران یا طراحان شهری ناآشنا به مسائل تخصصی تنها بخشی از مشکلات موجود در احداث، گسترش و مدیریت فضاهای سبز می باشد. از این رو این سوال به ذهن خطور می کند که گسترش پارک بصورت موجود تا چه حد امکان پذیر بوده و آیا اصولا این فضاهای وارداتی با بستر شهرهای ایران همخوانی لازم را دارند یا خیر؟
به طور کلی پارک بصورت لکه ای سبز در شهر یک فضای وارداتی از سیستم شهرسازی غربی می باشد که در ایران بدون بومی شدن بکار رفته است و با تمامی مشکلات موجود در حال گسترش یافتن می باشد. در شهرهای اروپایی و اکثر شهرهای آمریکا پارک بصورت لکه ای سبز و وسیع به کار می رود که قابلیت ایجاد خرداقلیم های متعدد را در شهر دارا می باشد. به گفته نادر اردلان، محقق و معمار برجسته ایرانی، فضاهای سبز در شهرهای غربی گاهی تا بیست درصد بلوکهای شهری را به خود اختصاص می دهند. در این زمینه باید توجه داشت که همخوان بودن این فضاها با اقلیم شهر امکان احداث، نگهداری و مدیریت این فضاها را در سطوح وسیع و چشمگیر بسیار تسهیل می کند. آنچه مسلم است وارد کردن این فضاها در شهرهای ایران، در این گفتار تهران، که بیشترین سطح آن را فضاهای ساخته شده و مصنوع _به خصوص بلوکهای مسکونی با قیمتهای بالا_ به خود اختصاص می دهد امکان پذیر نبوده و اگر با صرف هزینه بالا مبنی بر خرید زمین و اختصاص آن به پارک نیز اقدام به احداث چنین پارکهای وسیعی صورت گیرد، به خاطرشرایط سخت اقلیمی، شهر را با هزینه های سنگین نگهداری این فضاها مواجه ساخته ایم. در این جا این سوال به وجود می آید که هدف از ایجاد پارک و فضای سبز شهری چیست و چگونه می توان این فضاها را به نحوی بومی کرد که بتوان آنها را در وضع موجود شهرها با کمترین هزینه گسترش داد؟

سنترال پارک نیویورک، نشان دهنده بستر مناسب و شرایط مناسب اقلیمی شهر جهت احداث پارک در سطح وسیع می باشد.
به طور کلی مهمترین وظیفه پارکهای شهری، ایجاد بستری فراغتی بوده که باعث افزایش تعاملات اجتماعی و بهبود سلامت فیزیکی و روانی جامعه از طریق افزایش تماس بیشتر مردم با طبیعت میگردد. در مطالعات فضاهای باز و سبز شهری معمولا مطالعات به دوبخش "ارزشهای مختلف فضاهای سبز شهری" و "گونه های مختلف فضاهای سبز شهری" تقسیم می شوند. پارکهای لکه ای به صورت گسترده فقط یک نوع از این فضاهای سبز شهری می باشند که امروزه در شهر تهران مورد توجه قرارگرفته اند. هرچند در صورت امکان احداث این گونه فضاها در مقیاس متناسب با شهر، گام بزرگی در جهت بهبود محیط زیست شهری در سطحی کلان صورت میگیرد اما بهبود تعاملات اجتماعی و شرایط زیست محیط در مقیاس خرد در شهر تهران نیازمند به بکار گیری دیگر گونه های فضای سبز و طراحی آنها در قالب فرمهای جدید می باشد.
یکی از انواع فضای سبز شهری پارکهای خطی می باشند که بهره مندی شهروندان از مزایای فضای سبز را به طور یکسان در سطح محلات امکان پذیر می کند. پارکهای خطی برخلاف پارکهای لکه ای که برای احداث نیاز به تخصیص فضایی وسیع دارند، امکان رشد در فضاهای خالی شهر را دارا بوده و علاوه بر بهبوده منظر شهری، ایجاد یکپارچکی به فضاهای تکه تکه شده شهری و حس تعلق، باعث افزایش سرانه فضای سبز در سطح شهر نیز می گردند. در شهری مانند تهران که به خاطر قیمت و تراکم بالای زمین امکان گسترش پارکهای لکه ای در سطحی وسیع وجود ندارد، استفاده از پارکهای خطی می توان راهکار مناسبی جهت گسترش فضای سبز در لابه لای بلوکهای شهری و فضاهای خالی شهر باشد. گونه های گیاهی و عملکردهای بکار رفته در پارک خطی با توجه به انتظاراتی که باید برآورده سازند با پارکهای لکه ای متفاوت بوده و همین خصیصه ها رشد و گسترش این فضاهای را در سطح شهر امکان پذیر می کند. پارکهای خطی قابلیت تلاقی با مسیرهای پیاده، اتصال به فضاهای سبز ترافیکی موجود در سطح شهر مانند رفویژها و حتی اتصال به باغچه های موجود در خیابانها را دارا بوده و از انعطاف پذیری بالایی جهت گسترش برخوردار می باشد و این امکان را به وجود می آورد که با سرمایه گذاری قابل قبول گامی موثر در افزایش سرانه فضای سبز در سطح شهر برداشته شود. نکته قابل توجه این است که پارک خطی در ایران یک پدیده جدید نبوده و می توان سابقه آن را در فضاهایی مانند خیابان چهارباغ اصفهان ردیابی کرد. . هرچند چهارباغ را نمی توان یک پارک خطی صرف دانست اما می توان دید که چگونه فرم باغ ایرانی در رویارویی با فضای شهری به گونه ای مناسب تغییر شکل داده و در شهر گسترش می یابد. اگرچه پارک را یک فضای غربی می دانیم اما می توان باغ ایرانی را در ایران معادل مناسبی برای آن درنظر گرفت که به گفته نادر اردلان بر اساس مسائل اقلیمی و متناسب با میزان آب موجود گسترش می یافته است. باغ ایرانی برخلاف پارک غربی یک فضای خصوصی بوده است که در یک منطقه محدود و چهارگوش احداث می شده اما بر اساس شواهد تاریخی می توان دید که فرم باغ در برخورد با فضای شهری و سرویس دهی به عموم مردم از حالت چهارگوش خارج شده و بصورت خطی با عنصر غالب درخت در چهارباغ اصفهان تغییر شکل می دهد. با اقتباس از این منبع تاریخی می توان به مقوله فرم پارک نگاهی تازه داشت مبنی بر اینکه پارکهای لکه ای تنها پاسخ مناسب برای گسترش فضای سبز در سطح شهرها نمی باشند بلکه با تکیه بر انواع دیگر پارکها مانند پارک خطی می توان در برآورده کردن نیاز مرد گامی موثر برداشت.

تغییر شکل دادن باغ ایرانی از حالت لکه ای به خطی در برخورد با فضای شهری
هدف از این تحقیق این است که خصوصیات یک پارک خطی را شناسایی کرده و آنرا به عنوان یک گونه بومی شده پارک با قابلیت گسترش در سطح شهر معرفی کند. نحوه تلاقی این فضاها و سرویس دهی آنها به عابرین پیاده و بهبود زندگی عابرین پیاده در سطح شهر مورد بررسی قرار می گیرد و در نهایت اصول و راهکارهایی جهت مکانیابی و احداث این گونه فضاها در سطح شهر ارائه می گردد. در پایان نیز این اصول و راهکارها به عنوان نمونه در یک منطقه به عنوان نمونه موردی در قالب یک طرح به معرض نمایش گذاشته می شوند.
منبع: نشريه الكترونيكي معماري منظر​
 

marali_64

عضو جدید
تاریخچه ای از باغهای ایرانی و طراحی ان

تاریخچه ای از باغهای ایرانی و طراحی ان

آب نما و استخر در باغ‌هاي ايران يكي از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ بوده است. استخر باغ‌هاي قديمي داراي عمق زياد و چندين فواره بوده‌اند از جمله بزرگترین استخری که برای باغ شاهگلی تبریز در زمان آق قویونلوها و همچنین استخر باغ بزرگ هزار جريب كه در دوره صفويه در اصفهان احداث شد و پانصد فواره داشت.
در ايران باستان آب پيام‌آور روشنايي و پاكي به شمار مي‌رفت و از ارزش زيادي برخوردار بود. شايد به علت اينكه ايران كشوري كم‌آب بوده، اين مايع حياتي بين ايشان قدر و منزلتي والا داشته است. آب در نزد ايرانيان نه تنها براي رفع نيازها مورد استفاده قرار مي‌گرفته، بلكه از لحاظ معنوي و روحي نيز تاثير بسياري داشته است. آب با قابليت‌هاي مختلف خود مانند حيات، تازگي، درخشندگي، پاكيزگي، رونق و رواج روشنايي، سكون و آرامش و تحرك، احساس‌هاي متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همين دليل همواره در مكان‌هايي كه ساخته دست بشر هستند، به صورت‌هاي مختلف براي خود جا باز كرده است. اين مساله در رابطه با مكان‌هايي مانند پارك يا باغ بيشتر چشمگير است. زيرا عنصر آب به عنوان يكي از زيباترين زمينه‌هاي ديد و يكي از موارد تكميلي فضاي سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته در اين مكان‌ها وجود آب براي پاكيزگي محل و آبياري درختان و گل‌ها يا استفاده براي سرويس‌هاي بهداشتي، ضروري و پراهميت است.

در سده‌هاي گذشته ايرانيان باغ‌ها را بيشتر در زمين‌هاي شيب‌دار احداث مي‌كردند و با ايجاد پلكان در مسير آب، جريان ملايم آب، تند و پر سر و صدا مي‌شد.
اصلي‌ترين عاملي كه همواره به باغ‌هاي ايراني حيات مي‌بخشيد، آب جاري بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جويبارها و جوي‌هاي كم‌شيب و مارپيچي به حركت در مي‌آمد و هواي باغ را مطبوع و دلپذير مي‌ساخت. در باغ‌هاي تزييني كه به حوض‌ها مي‌پيوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته مي‌شد. در كف آب‌نماها و بيشتر جاهايي كه آب در جريان بود، اغلب تخته سنگي با تراش سفيدرنگ يا با طرح‌هاي مختلف كار مي‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زيبايي دهد.
باغ‌هاي قديمي ايران اغلب در مناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دليل احداث آنها در چنين مناطقي، وجود چشمه‌هاي طبيعي و يا كاريز است. وسعت هر باغ بستگي به حجم و مقدار آب موجود براي آبياري آن دارد. باغ‌هاي شهرهاي خشك و كويري به علت گرمي هوا در تابستان، همواره اهميت خاصي داشته‌اند كه از آن جمله باغ‌هاي كاشان را مي‌توان نام برد. باغ فين كاشان كه از باغ‌هاي معروف دوره صفويه، زنديه، قاجاريه و هم‌چنين زمان ما است به علت وفور آب چشمه سليماني و حوض و استخر و فواره‌هاي فراوان و درختان كهنسال و عمارت‌هاي تاريخي، همواره جزو معرف ترين و پرجاذبه ترين باغ‌هاي كشور ما بوده است.
در باغ‌هاي ايراني، براي ايجاد محيطي آرام، خنك و پرسايه، چاره‌اي جز احداث جوي‌هاي آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا اين جوي‌ها در تقاطع‌ها به حوضچه تبديل مي‌شدند. آب از جوي‌ها كه اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و در فاصله‌هاي منظم با استفاده از شيب طبيعي زمين با تكرار آبشارها به داخل حوضچه‌ها روان مي‌شد.
آب‌نما كه از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ محسوب مي‌شد، بيشتر در مقابل عمارت باغ احداث مي‌شد و بعد اصلي آن در جهت طول ساختمان و به شكل‌هاي مستطيل، مربع، چند ضلعي و دايره بود. گاهي در داخل عمارت‌هاي باغ‌هاي قديمي نيز آب‌نما ساخته مي‌شد كه در اصطلاح به آن محل، حوضخانه مي‌گفتند. ساكنان باغ در روزهاي گرم تابستان، به ويژه هنگام نيمروز، در كنار آب‌نما به آسايش مي‌پرداختند.

آب و روانشناسي
انسان مجموعه‌اي است پيچيده از روح و ذهن و جسم. همان‌گونه كه جسم آدمي به غذا نيازمند است، ذهن و روح او نيز طالب عناصري است كه به او آرامش ببخشد. در جامعه شهري كه ساختمان‌هاي بلند و خيابان‌ها و زندگي ماشيني همه جا را احاطه كرده است، جلوه‌هاي زيبايي و هنر، بهترين پناه براي روح خسته و آرامش‌طلب آدمي است.
امروزه در شهرها شاهد عناصري با بافت سخت مثل بتن و ... به جاي عناصر طبيعي (پوشش گياهي) هستيم. لذا بايد با به‌كارگيري عناصري كه بافت نرم دارند، گوشه عزلت و زيبايي فراهم كرد تا به روان انسان آرامش بخشيد. اين مكان‌ها مي‌توانند پارك‌ها و باغ‌هاي شهري باشند. آب يكي از اين عناصر به شمار مي‌رود و چه در حالت سكون و چه در حالت حركت نوازش‌دهنده روح انسان است. حركت و موسيقي آب، در جلوه‌گري بيشتر فضاي سبز نقشي در خور توجه دارد. مي‌توان آب را به صورت جويبار و چشمه براي نقاط آرام و بي سر و صدا و به صورت آبشار و فواره‌هاي بزرگ براي نقاط پرازدحام و شلوغ طراحي كرد.

آب و انعكاس
سطح آب ساكن، با انعكاس نور مانند آينه عمل مي‌كند و پديده هاي اطراف خود را با چرخش 180 درجه نمايش مي‌دهد،‌ هم‌چنين انعكاس پوشش گياهي در آب و تابش نور خورشيد روي گياهان آبزي موجود روي آب، تصوير زيبايي براي بيننده به وجود مي‌آورد. آب در حال حركت نيز منعكس‌كننده امواج نور در فضاست؛ مانند نوري كه از يك جويبار روان روي برگ درختان منعكس مي‌شود.

آب و تاثير آن در كاهش درجه حرارت و افزايش رطوبت:
آب در پارك‌ها و باغ‌ها به هر يك از صور مختلف، خود به نحوي در متعادل كردن درجه حرارت هوا،‌ تامين رطوبت نسبي براي گياهان و ايجاد طراوت، موثر است. مجموعه اين عوامل از يكنواختي و خشكي محيط مي‌كاهد.

طراحي آب در سبك‌هاي مختلف:
جذابيت آب از ديگر عناصر موجود در پارك بيشتر است. آب‌نما عنصري است كه اگر در پارك‌ها خوب و كامل طراحي شود. تركيب مناسبي ايجاد مي‌نمايد و اگر به طور صحيح مورد استفاده قرار نگيرد. باعث ضايع شدن شيوه طراحي خواهد شد. براي احتراز از بروز چنين مشكلاتي بايد با احتياط عمل كرد.آب‌نماها را مي‌توان به دو صورت منظم يا غيرمنظم طراحي كرد.
منظم (Formal) _ منظور از طراحي منظم، دادن شكل كاملا هندسي به آب‌نماها و آبراهه‌هاست. اين نوع آب‌نماها وقتي در يك چشم‌انداز كه به شيوه منظم طراحي شده است، قرار گيرند، بهترين نماي خود را نشان مي‌دهند. اشكال به حالت قرينه و كلاسيك به كار مي‌روند. چشمه‌ها و مجسمه‌ها شكل مشخصي دارند و مواد به كار رفته، سنگ و بتن‌هاي صاف و منظم است. البته از فايبرگلاس هم در اندازه‌هاي دلخواه و به فرم منظم مي‌توان استفاده كرد. آب‌نماهاي منظم وقتي كه داراي لبه برجسته باشند، جذابيت بيشتري دارند. چرا كه نشستن روي لبه برجسته استخر جالب است و از طرفي براي كودكان امنيت دارد. در باغ‌ها و پارك‌هاي كوچك شهري، بهتر است كه آب‌نما به شيوه منظم طراحي شود.
غيرمنظم (Informal) - آب‌نماهاي غيرمنظم مي‌تواند از اجسام قالب‌ريزي شده و ظروف با اشكال غيرهندسي و خيالي و يا سنتي ساخته يا به فرم آزاد با پيروي از آبگيرهاي طبيعي طراحي شود. در اين صورت آب‌نماها داراي گوشه‌هاي راست و ديوارهاي عمودي و حاشيه‌هاي منظم و دست‌ساز نيستند. يا دست كم در ظاهر اين طور به نظر مي‌آيند. براي ساخت آنها، بيشتر از سنگ و خاك و گياهان بومي استفاده مي‌شود. براي ايجاد آب‌نماهاي طبيعي بايد فضاي كافي وجود داشته باشد. پس از مشخص شدن سبك طراحي پارك، مساحت و فرم استفاده از آب (جاري - ساكن) تعيين مي‌شود. وسعت كل آب بستگي به مساحت پارك و شرايط اقليمي منطقه دارد.
در مناطقي كه آب و هواي خشك دارند، بايد پرش آب (فواره، آبشار) بيشتر باشد. در صورتي كه براي آب و هواي مرطوب، ريزش و پرش آب حتي‌الامكان بايد كمتر شود. در مناطقي مثل تهران بهتر است حدود 25درصد از مساحت كل پارك به آب و آب‌نماها اختصاص داده شود. برحسب شرايط، توپوگرافي زمين و هدف‌هايي كه از ايجاد آب‌نما وجود دارد، اشكال مختلفي از آن ساخته مي‌شود. شكل و تعيين محل آب‌نما خود بستگي به موقعيت زمين و هماهنگي با ديگر عوامل باغ‌، هم‌چنين سليقه و ابتكار طراح دارد.

استخر
استخر شنا در باغ‌هاي خصوصي احداث مي‌شود و در پارك‌هاي عمومي، استخرها نقش آب‌نما را دارند و در بعضي موارد، براي بازي از آنها استفاده مي‌شود. مانند استفاده از قايق‌هاي موتوري و پايي. اين‌گونه استخرها در اوايل قرن بيستم به شكل مستطيل، بيضي يا به اشكال هندسي منظم ساخته مي‌شدند. در قرن حاضر، در طرح اين‌گونه استخرها تجديدنظرهايي شده و اشكال هندسي نامنظم با خصوصيات بهاشتي بيشتر، تزيينات نوري و توليد امواج در آب‌، تفنن خاصي را به همراه آورده است. به طوركلي عمق استخرها برحسب موارد استفاده و سن استفاده‌كنندگان، متغير است. براي احداث استخر ابتدا مكان مناسبي در نظر گرفته مي‌شود. اين مكان بايد از هر نظر براي بازديدكنندگان جاذبه داشته باشد. علاوه بر آن روباز و آفتابگير و حتي‌المقدور كم‌شيب باشد.

آب‌نما
حوضچه‌ها يا حوض‌هاي كم‌عمق كه اغلب در آنها فواره‌هاي متعدد و چراغ‌هاي رنگين تعبيه مي‌شود به آب‌نما معروف هستند. عمق آنها تا 60 سانتي‌متر است و برحسب شكل و فرم طراحي شده، با مصالح ساختماني مختلف ساخته مي‌شوند. گاهي در كناره آنها از لكه‌هاي گل‌كاري يا جعبه‌هاي گل استفاده مي‌كنند. مي‌توان در داخل يا كنار آلاچيق‌ها آب نماهاي كوچكي احداث كرد.

چشمه
با استفاده از خصوصيات طبيعي، چشمه‌هايي را در پارك‌ها و باغ‌هايي كه به شيوه طبيعي و كلاسيك احداث شده‌اند، طراحي مي‌كنند. ايجاد چشمه‌هاي كوچك به طور مصنوعي به نحوي به لطافت و زيبايي فضاي پارك مي‌افزايد. در صورت امكان مسير و حركت آب را به صورت كانال‌هاي زيرزميني درمي‌آورند تا از يك نقطه به صورت مظهر ظاهر شود. حوضچه كوچكي نيز در كنار مظهر ايجاد مي‌كنند تا حالت طبيعي به چشمه بدهند. چشمه‌ها را بايد با توجه به انواع طبيعي آن، با جريان تند يا ملايم، با در نظر گرفتن وضع توپوگرافي زمين با سرعت كم يا زياد آب طراحي كرد.

بركه‌ها يا باغچه‌هاي آبي
احداث بركه بر تلطيف هواي پارك و زيبايي آن بسيار موثر است. بركه به اشكال منظم و غيرمنظم با اعماق مختلف در نزديكي منطقه جنگل‌كاري،‌ در وسط پارك يا در كنار سطوح گل‌كاري وسيع ساخته مي‌شود. براي اين منظور در قطعه موردنظر خاك‌برداري‌هايي با اعماق مختلف و اشكال نزديك به حالت طبيعي انجام مي‌دهند. براي تامين آب بركه از كانال‌هايي آب را به آن وارد مي‌كنند كه اين كانال‌ها مي‌توانند جنبه تزييني داشته باشند و به صورت آبشار و جويبار طراحي شوند. در بركه‌ها ضمن اينكه آب راكد است متحرك هم هست تا گياهان از موهبت طبيعي ساخته شده به دست بشر برخوردار شوند. گياهاني كه در داخل يا نزديك بركه كاشته مي‌شوند بايد با خطوط و گل‌هاي تزييني منطقه هماهنگي داشته باشند.
گياهان آبزي، با اشكال متنوع و رنگ سبز برگ‌هاي خود، مناظر زنده‌اي به باغچه‌هاي آبي داده و به آن حالت طبيعي مي‌دهند. مهم‌ترين خاصيتي كه گياهان آبزي در باغچه‌هاي آبي دارند، توليد اكسيژن و افزايش رطوبت هواست كه در خنك كردن هواي منطقه نقش مهمي دارد. گياهاني نظير آلاله آبي و نيلوفر آبي با برگ‌هاي خود سطح آب را مي‌پوشانند و ايجاد سايه مي‌كنند كه به خودي خود باعث مي‌شود آب در فصل تابستان زود گرم نشود.

آبشار و جويبار
آبشارها و جويبارهاي طبيعي هميشه براي مردم جذابيت خاصي داشته‌اند. امروز طراحان توانسته‌اند با الهام از زيبايي‌هاي طبيعي و از جمله آبشارها و جويبارها، در پارك‌ها و باغ‌ها گوشه‌هايي از طبيعت را تا حد امكان بيافرينند. ارزش وجودي آنها به جنبه‌هاي زيبايي‌شناسي آنها محدود نمي‌شود، بلكه در تلطيف هوا و مطبوع ساختن فضا موثرند. جويبار را مي‌توان طوري طراحي كرد كه دو عمل آبياري و حركت آب هم‌زمان انجام شود.

فواره‌ها
فواره تنها نمايشي از زيبايي آب نيست، بلكه در روزهاي خشك و گرم تابستان، رطوبت هوا را افزايش مي‌دهد و فضاي دلپذيري فراهم مي‌سازد. خلاف تصور همگان،‌ فواره‌ها الزاما مصرف‌كننده آب نيستند. مي‌توان به وسيله يك پمپ شناور، آب استخر يا حوضچه را به گردش درآورد. فواره‌ها به سه گروه اصلي تقسيم مي‌شوند:
1ـ فواره‌های پرتابی (Spray)
2ـ فواره‌های ریزشی (Spill)
3ـ فواره‌های جهنده (Splash)
در مناطقي كه در معرض وزش باد قرار دارند، استفاده از فواره‌هاي كوتاه و نيرومند مناسب‌تر است. ارتفاع فواره‌ها نبايد بيش از فاصله منبع فواره تا لبه استخر باشد. بر پايه يك قانون تجربي، قطر استخر يا حوضچه آب، بايد دست كم دو برابر ارتفاع آب فواره باشد. اگر سر فواره‌ها پايين‌تر از سطح آب تعبيه شود، زيبايي بيشتري دارد. مگر اينكه از اشكال و مجسمه‌هاي خاصي براي ايجاد فواره استفاده شود.
براي نمايش فواره‌ها در شب از چراغ‌هايي در زير محل ريزش آب استفاده مي‌كنند كه بايستي با اصول نورپردازي در آب مطابقت داشته باشد. تابش نور از پايين به بالا و تنظيم ميزان آن، باعث انعكاس حركات آب در محوطه اطراف و روي شاخ و برگ گياهان مي‌شود و زيبايي خاصي به محيط مي‌بخشد. در صورت وجود گياهان آبزي يا ماهي در استخر، بايد در نصب فواره‌ها دقت شود. براي نيلوفرهاي آبي تلاطم سنگين آب مضر خواهد بود. اما اكسيژن فراوان حاصل از آب فواره‌هاي بلند براي ماهي‌ها مفيد و مطلوب است.
 

marali_64

عضو جدید
مختصری بر باغ ایرانی

مختصری بر باغ ایرانی

مختصری بر باغ ایرانی
پيشينه تاريخي باغ ايراني

انسان كاشف طبيعت و عامل برقراري تداوم و پايداري بقاء و عاملي در تجلي امكانات و استعدادهاي نهاني طبيعت شناخته شده و اوست كه با تصور در طبيعت، رزاهاي نهاني خود را آشكار ساخته و گه‌گاه از چهره به ظاهر خصمانه و شرارت آلودش، زيبايي، صفا و صميمت مي‌تراود. در اين فلسفه روابط انسان و طبيعت به صورت يكپارچه مشاهده مي‌شود و انسان نه جزئي جدا‌شدني از طبيعت و نه حاكم مافوق آن است. شعر و ادب هنرهاي تزئيني ايران خواه از زمان هخامنشيان و خواه از زمان سامانيان و دورة اسلامي، هميشه سرشار از احترام و علاقه‌ به طبيعت است.
طبيعت كليت و مظهر تجلي وجود است، مقام خاص و مقدسي دارد و در آن همه چيز در حالت نظم و تعادل قرار دارد. در باغ ـ اين طبيعت از پيش انديشيده ـ‌رابطه انسان و طبيعت در نهايت هماهنگي است. باغ به كمك اشكال منظم هندسي، رابطه ميان طبيعت و دنياي دروني تصور مي‌شود. باغ مفهوم عرفاني و مذهبي طبيعت و نظم جهاني را منعكس و مفاهيم فضاها را مطرح مي‌كند.
در باغ، خواه طبيعي و خواه ساخته دست انسان، آدمي با محيط اطراف خود در صلح و صفا بود. در باغ، انسان و طبيعت در همسويي كامل بودند. زمين وحشي و عقيم. در باغ به كمال مقدر خويش دست مي يافت. قرآن كريم در آيه‌هاي متعددي، خوشي‌هاي بهشت را توصيف مي‌كند. شادي و لذت عميق كساني را كه به خداي خويش ايمان آوردند و سرانجام آرامش، بركت و آسايش يافتند و براي هميشه در باغ‌هايي جاي گرفتند كه آب از زير آنها جاري است؟ در سايه‌هاي خنك و براي هميشه، آراسته به چشمه‌هاي سرشار.
باغ، ايراني نه تنها جاي امن و آرام كه در عين حال جايي است براي تفكر آرام يا مذاكرات فلسفي. جايي است براي تأمل و تحقيق، جايي كه روح خسته آدمي مي‌تواند تازه شود و آرامش يابد و منظره‌هاي تازه بر او مكشوف گردد. آرمان باغ بسيار نيرومند و با دوام بود. هر شهر و هر قصري باغ‌هايي داشت كه بسياري از آنها عمومي بودند. همه آنها براي مراسم نوروز باز بودند. كلاريخو توصيف مي‌كند كه جاده‌هاي زيبا داراي محوطه‌هاي باز بودند به صورت چهارراه‌هاي بزرگي كه در ميان آنها، آب‌نمايي براي نوشيدن آب وجود داشت و ميدان مركزي يك پارك بزرگ بود، گرداگرد آن درختان تبريزي بلند با آلاچيق پوشيده از ياسمن و گل‌سرخ.
بي‌شك آرمان باغ در همه هنرها به طور كامل نفوذ كرده به فرش‌هاي بزرگ، همه آفرينش‌هاي شاعرانه و مجسم‌كننده گل و گياه كامل بهشت است. نيلوفر آبي در سراسر اعصار و در تمامي آسيا يك نماد مقدس آسماني بود. آرايش معماري در سراسر اعصار منحصر به گل و گياه بوده و مي‌باشد.


تاريخچه باغ ايراني
باغ ايراني بيشتر حاكي از نيازهاي روحي و كمتر متناسب با نيزهاي آب قابل سنجش است. از زمان‌هاي قديم بخش اساسي از زندگي ايران و معماري آن بوده و در موجوديت آتشكده‌هاي بزرگ و تقويت نمادين آنها، سهم داشته است. از زمان سومريان، باغ، معبد و قصر سلطنتي را احاطه ميكرد. بي‌شك باغ در چنين اقليم خشكي همه چيز از آسايش و زيبايي داشت تا عرضه كند. ولي هنگاميكه مبارزه به خاطر زنده ماندن بيش از لذت شخصي اهميت داشت. اين يك موضوع فرعي بود. از آنجا كه همه چيز را از مشيت خداوند مي‌دانستند.
دعا ضرورت داشت. تصور مي‌شد مطمئن‌ترين راه جلب توجه جادوي است: ايجاد فضايي هرچه شبيه‌تر به آنچه مورد نياز است و تشويق به تقليد از آن ـ در مقياس بسيار وسيعتر. به عنوان مثال، ايجاد باغي در كنار يك معبر يا كاخ ممكن است قادر مطلق را به تكميل تلاش كوچك انسان در راه آباداني زمين تشويق كند.
زندگي در ايران به آب وابسته و در واقع آب‌ عامل اصلي زندگي است. ايرانيان به منظور بهره‌گيري نسبي از منابع آب، با قدرت تخيل و ابداع، چاره انديشي كرده بودند و كاريزهايي عميق كه از ٨٠ الي ١٦٠ كيلومتر طول داشتند. حفر مي‌نمودند. حتي در ٣٥٠٠ سال پيش از ميلاد، آرايش سفال پيش از تاريخ، علاقه شديد به آب و حاصلخيزي را نشان مي‌دهد. اين نقش هاي كهن، همه عناصر آن را به صورت واقعي يا نمادي، ثبت كرده‌اند : كوه، ابر، بركه، جنگل، پرندگان آبي و درختان كه هدف عمده از آنها دريافت پاسخ مساعد از قدرت‌هاي آسماني بود. در سفال سامرا، طرح نمونه‌وار باغ ديده شده است؛ به صورت دو نهر متقاطع با پرندگان و درختان در هر يك از چهارگوشه. در مفرغ‌هاي لرستان (حدود ١٠٠٠ قبل از ميلاد) . باز درخت را همراه با آب روان ترسيم كرده‌اند كه مطلوبترين منظره در يك سرزمين خشك است. پس از آب، درختان مهمترين نقش را در شكل‌گيري باغ ايراني دارند. ايرانيان قديم معتقد به فرشته مقدسي بودند به نام (اوروزا) كه صدمه زدن به گل و گياه، موجب ناراحتي و خشم او مي‌شد.

كوروش كبير در سارد، باغ بزرگي ساخته و به دست خود در آن درخت كاشته شد. گزنفون yenophon در كتاب خود به نام (اكونوميگوس) نقل كرده است كه كوروش شخصاًُ ليزاندر را به تماشاي باغ خود در سارد برده است كه: ليزاندر از مشاهدة زيبايي درخت‌ها، نظم و دقت فواصل آنها و مستقيم بودن رديف‌ها و زاويه‌ها و روايح معطر و متعددي كه هنگام گردش به مشام آن دو مي رسيده، تحسين و تمجيد مي‌كند.
باغ‌هاي هخامنشي داراي طرح‌هاي مستطيل دقيق با خيابان‌ها و درختان متقاطع بود. سنگ نگاره‌هاي به جا مانده از دوران هخامنشي با درختان راست قامت، به خوبي اهميت باغ در ميان ايرانيان و نيز نظم هندسي موجود در باغ‌هاي ايراني را نشان مي‌دهند.

باغ در عصر شاهنشاهي ساسانيان نيز بر پايه اصول گذشته شكل مي‌گيرد: تركيب هندسي منظم، ميان اسة اصلي، خيابان‌هاي عمود برهم و كرت‌هاي راست گوشه، باغ‌ها بسيار وسيع بودند و با دقت طراحي و مراقبت مي‌شدند: گاه نزديك به ٢٥ كيلومتر مربع مساحت داشتند. باغي كه توسط خسروپرويز پس از هفت سال كار ايجاد شد، اصلاحي جسورانه و زيبا در محيط بود.
در دوران اسلامي، باغ‌هاي انبوهي كاخ را احاطه مي‌كرد و از لحاظ معماري به صورت بخشي از آن در نظرگرفته مي‌شد، به صورتي كه باغ تمامي جوانب اصلي بنا را به صورت قرينه فرا مي‌گرفت. سراسر محوطه به قطعات مستطيلي تقسيم مي‌شد كه از ميان آنها جوي‌هاي كوچكي مي‌گذشت . اين ‌باغ‌ها به پيروي از پيشينيان ايراني ساخته مي‌شدند. از همان سده‌هاي نخستين هجري، باغ‌سازي به شيوة ايراني به فراسوي مرزها مي‌رود و به مرور زمان گسترة خود را وسيع‌تر مي‌كند. باغ‌هاي زيباي آندلسي (الحمرا) و باغ‌هاي باربري كشمير نمونه‌هايي از باغ‌هايي هستند كه تحت تأثير باغ‌سازي ايراني شكل گرفتند. شيوة باغ‌سازي در كشورهاي شرقي از باغ‌سازي ايران الهام گرفته است.
بابرشاه از شاهان مغولي حاكم بر هند شيوة باغ‌آرايي ايراني را به سرزمين هند برد و باغ‌هايي در آگرا واقع در شمال هند احداث كرد كه معدودي از آنها تا به امروز موجود است و سپس جهانگير يكي از جانشينان وي چندين باغ در منطقه كشمير ايجاد نمود.
در كتاب تاريخ تمدن ـ عصر ايمان ـ ويل دورانت آمده كه باغ به سبك ايراني مورد تقليد ساير ملل نيز قرار گرفت و هم در بين اعراب و مسلمين و هم در هندوستان رواج يافته است و در قرون وسطي موجب الهام اروپائيان گرديده است. در اروپاي قرون وسطايي كه در شهرها به باغ عمومي و فضاي سبز مفهومي نداشت، بيشتر شهرهاي ايران در محاصرة باغ‌هاي سرسبز و انبوه كه پناهگاهي براي آسايش ساكنان آنها بوده است و از نظر زيبايي، طراوت و داشتن باغ‌هاي بزرگ و بي‌شمار در دنياي آنروز به خود مي‌باليده‌اند
 

marali_64

عضو جدید
باغ های ایرانی

باغ های ایرانی

باغ های ایرانی
الگوهای باغهای ایرانی :
الگوی 1 : کوشک ( باغ فین کاشان )
- ساختمان کوشک دارای الگوی فضای میانی می باشد.
- ورودی باغ بر روی محور اصلی مقابل کوشک قرار می گیرد


الگوی 2 : کوشک باغ ( باغ شاهزاده کرمان )
- کوشک در یک سوم میانی قرار می گیرد ، به این صورت که اگر طول مستطیل را به سه قسمت تقسیم کنیم ، کوشک در تقاطع یکی از یک سوم قرار می گیرد


الگوی 3 : باغ ( باغ دولت آباد یزد )


ویژگی باغها :
1- دیوار محصور دورشان دارند => درونگرا بودن
2- هندسی بودن ساماندهی فضایی آن => باغها همه هندسی هستند – باغ ایرانی هندسی است ، حتی درختهای آن ، برخلاف باغهای ژاپنی و چینی که الگوی باغ را از خود باغ گرفته اند.
3- وجود سر در بصورت ساختمان => المانهای ورودی : پیش خان – پیش طاق – آستانه یا پای در – پِلَنگ ( درگاه میان یک دیوار ستبر ، از آستانه تا پایان پهنای دیوار ) –دالان درون باغ – در اغلب باغها ساختمانهای ورودی 2 طبقه هستند
4- دارای برج
5- شبکه خیابان بندی راست
6- شبکه آب نماها و آبیاری راست
7- ساختمان کانونی ( کاخ ، کوشک ، کلاه فرنگی و ... )
8- باغچه های چهارپهلو پر از درختان و گلها


نقشه های باغهای ایرانی :
۱- باغهای تخت و کم شیب => باغ فین کاشان ، باغ دولت آباد یزد
2- باغهای شیبدار و سکوبندی شده => باغ تخت شیراز
3- باغهای ساخته شده بر روی زمینهای دارای پستی و بلندی و کمتر دست خورده => باغ عباس آباد بهشهر

تقسیم بندی باغها در جهان:
1- باغ هندسی : آمیختگی اندامها ، بخش بندی و آراستگی کالبد آن ، چهار چوبی هندسی دارد و برگرفته از سازمان هندسی می باشد => خطوط راست ، گوشه های راست ، اندازه های پیراسته ، راسته راهنما ، دیدهای ویژه ، شبکه بسامان آب و آبیاری => باغهای ایرانی و هندی
2- باغ دورنمایی ( ضد هندسی ) : آمیخته ای از اندامهای چشم نواز با کالبدی آزاد => نرمش خطوط ، راه های اریب ، گوناگونی رویه ها ( گوناگونی سطوح ) ، پرهیز از راسته سازی => باغهای ژاپنی و چینی
3- باغ هندسی - دورنمایی : آمیخته ای از نوع اول و دوم => باغهای فرانسه و انگلیس

ویژگیهای کلی باغ:
- در باغها 4 عنصر مرتبط با آب داریم : 1- جوی ها 2- آب نماها ( در مقاطع جوی ها ) 3- آبفشان یا فواره 4- آبشار یا آبشره
- همه کوشک های دو طبقه هستند
- باغ ایرانی ، باغ پرسپکتیو یک نقطه ای است
- باغ ماهان کرمان شاهکار بازی با آب است ، شیب آن از باغ فین و دولت آباد بیشتر است
- آب و حرکت عناصر اصلی باغسازی هستند
- تَریشه : گذرگاه های باغها
- کهن ترین باغ ایرانی باغ پاسارگاد ( باغ کوروش ) می باشد
 

rm_arch

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اصول طراحی باغ ایرانی

اصول طراحی باغ ایرانی

طراحی باغ ایزانی را می توان در اصول زیر خلاصه نمود.

الف ) سلسله مراتب
بر اساس این اصل فضاها و عناصر مختلف بر اساس اهمیت، ارزش کارکردی و بسیاری از عوامل دیگر در کنار هم قرار می گیرند. در طراحی اغلب باغ های ایرانی این اصل به خوبی دیده می شود. سلسه مراتب در باغ ها از سردرورودی یا گاهی میدان و آبنمایی در بیرون باغ (جلوخان) شروع و با گذشتن از هشتی و محور اصلی به کوشک باغ می رسد. این اصل را در ارتفاع، رنگ و اندازه عناصر باغ هم میتوان جستجو کرد.

ب)تقارن
تقارن یکی از اصول طراحی به شمار می رود که در دوران باستان در بسیاری از بناهای عمومی و مذهبی به کار رفته است. اصل تقارن را می توان کامل ترین شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه های زیبا شناسی از لحاظ ایستایی نیز همواره مورد توجه بوده است. در باغ های ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است. کوشک های ساخته شده متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرینه سازی را می توان در محورهای اصلی دید. در محور اصلی حتی درختان، درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند. باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک، یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.

ج ) مرکزیت
یکی از امور مهم در ترکیب و سازمان دهی عناصر در بسیاری از فضاهای معماری مرکزیت است و غالبا برای تاکید به مهم ترین قسمت مجموعه مورد استفاده قرارمی گیرد. اصل مرکزیت بیشتر در کوشک ها دیده می‌شود. خصوصا کوشک هایی با طرح هشت بهشت. این اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها، در اوج خود می باشد.

د) ریتم
به معنی تکرار موزون ساده یا پیچیده یک عنصر یا پدیده در یک اثر هنری است. منظور از تکرار موزون پیچیده، تکرار چند عنصر یا مجموعه به نحوی است که درک روابط و قانونمندی های حاکم بر آنها به مشاهده دقیق و عمیق نیاز دارد.
این اصل در مواردی جوابگوی نیاز عملکردی می باشد همچون حجره های یک مدرسه یا کاروانسرا ، وگاهی بر آورده کننده نیاز زیبایی شناختی است از لحاظ بصری منظری ظریف و خوشایند پدید آورد. (سلطان زاده ۱۳۷۸)
در باغ ایرانی این اصل را می توان در دیواره های حاشیه باغ، دیواره های صفحه بندی حاصل از زمینهای شیب دار و حتی در کفسازی ها مشاهده می شود.

ه) استقلال و تشخیص فضاها
در معماری ایرانی همه فضاها دارای استقلال و متشخص اند و هیچ فضایی منفی یا مانده از فضای دیگر نیست.
این ویژگی که به نظر می رسد گاهی با واقعیت های کارکردی در تعارض باشد از اصول مراعات شده در نمونه‌های ارزشمند معماری ایران است. درباغ ایرانی نیز همه فضاها اعم از ساخته و ساخته نشده ، از خود هویتی به نمایش می گذارند.بطوریکه حتی فاصله میان دو فضای مستقل، خود عرصه ای کامل به شمار می‌آیدکه واجد تعریف ، هویت و عملکرد مستقل می باشد.

و)تنوع در وحدت، وحدت در تنوع
باغ ایرانی در عین وحدت در خطوط کلی، هندسه و مصالح اجرایی، دارای تنوع فضایی بی نظیری است.تنوع فضایی باغ با تعریف فضاهای مستقل از هم از طریق محدودسازی، تنظیم فاصله دید، بهره گیری از اشکال کامل هندسی، طرح کاشت، ترکیب بندی های متفاوت از گونه های گیاهی، کارکردهای فضایی آب، بهره گیری از مصالح و امثال آن نمود پیدا میکند. محورهای اصلی، محورهای فرعی، کرت‌ها، انواع حوض ها و فضاهای ساخته شده با نوع بسیار زیادی که ارائه می دهند نشان از یک نظم و وحدت سازی در کلیت باغ می دهند.

ز)طبیعت گرایی و بهره گیری از منظر
فرهنگ ایرانی انسان را جدا از طبیعت نمی بیند بلکه او را همراه باسایر عناصر طبیعت و جزء لا ینفک آن و دل سپردن به طبیعت و استفاده از مناظر طبیعی را علاوه بر اینکه پی بردن به آیات و نشانه های خدا می بیند، موجب حظ بصر و نشاط روان آدمی می داند. از این رو معماری و هنر ایران به شدت طبیعت گراست. این اصل در باغ ایرانی سبب بوجود آمدن فضاهای نیمه باز مانند ایوان و کوشک شده است که حد فاصل و پیوند دهنده فضای طبیعت (حیاط یا منظره باغ) و بخش ساخته شده می باشد. وجود فضای دنج و خلوت و پناه بردن به گوشه طبیعت در باغ ایرانی یک قاعده است، در نتیجه باغ ایرانی فضایی عارفانه و شاعرانه برای تامل به شمار می رود. وجود چشم اندازهای عمیق و باز در محورها و مسیرهای اصلی باغ، عدم وجود موانع بصری و هدف دار بودن این مسیرها (رسیدن به فضای ساخته شده یا یک نشانه بصری) بر طبیعت گرایی بیشتر صحه میگذارد.

در نهایت ویژگی های مشترک باغ های ایرانی را می توان این گونه بر شمرد
- تقسیم باغ غالبا به چهار بخش
- استفاده از خطوط راست در طراحی
- وجود یک کوشک یا بنا در مرکز یا بلندترین قسمت باغ
- استفاده از یک جوی اصلی
- استفاده از استخرهای وسیع به عنوان آینه و زیبایی چشم انداز مقابل کوشک
- رابط نزدیک با طبیعت
- کاشت درخت میوه در قسمت بزرگی از باغ
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

mortezaasti

عضو جدید
فضای سبز و ترافیک

فضای سبز و ترافیک

هوالعلیم

1- مقدمه
احداث پارکها و ایجاد فضای سبز از آنرو که در تلطیف هوای شهر و بالا رفتن کیفیت آن موثر می باشد، اقدامی است لازم که در این زمینه در سالهای اخیر گامهای اساسی در تهران برداشته شده، اما هنوز هم نیاز به آن احساس می شود.
مردم بخشی از اوقات فراغت خود را در فضای سبز سپری می کنند و با قدم زدن در پارک و و نشستن زیر سایه درختان، خستگی کار روزانه را از تن به درآورده ، تمدد اعصاب می کنند. علاوه بر این فضاهای سبز، پارکها و بوستانها در ایجاد چشم اندازی دلنواز که آرام بخش جسم و مفرح روح است، بسیار موثرند. درختان از لحاظ شهرسازی نیز در نظم بخشیدن به تردد شهری اثر زیادی دارند.
گسترش فیزیکی شهرهای بزرگ که ناشی از افزایش جمعیت است، همچنین نوع زندگی امروزی نیاز افراد جامعه را برای گذران اوقات فراغت افزایش می دهد و این امر تقاضا برای گسترش فضای سبز و ایجاد پارکها را در شهرها به دنبال دارد، اما اگر هنگام برنامه ریزی برای احداث پارک و فضاهای سبز به اثراتی که چنین کاربریهایی بر ترافیک محل می گذراند، توجه نشود، می توان مشکلاتی برای عبور و مرور ایجاد کند.
2- فضای سبز در طراحی شهری
از دهه 1950 میلادی به بعد درختکاری بخشی با اهمیت در طراحی شهری به شمار می رود. درختکاری یکی از بهترین سرمایه گذاریهایی است که یک شهر می تواند در زمینه طراحی شهری انجام دهد. بعلاوه مردم به درخت علاقه دارند و سبزه و درخت ناشانه ای از زندگی در شهر است.
اما آنچه که باید در طرحهای درختکاری در نظر داشت این است که درختان در کجا و چگونه غرس شوند، باید مشخص شود که در چه جاهایی نباید درخت کاشته شود. اگر از درختکاری برای مشخص کردن خیابانها یا مناطق خاصی استفاده می شود به تفاوت زیادی بین نوع درختان نیاز است تا از نظر بیننده معمولی که علاقه خاصی به جزئیات گیاه شناسی ندارد قابل تشخیص باشد.
در خیابانهای فرعی که ترافیک عبوری و سریع نمی یابد ترغیب گردد، لازم است درختکاری حالت نامنظم ایستادن و رفتن را با ایجاد فاصله نامنظم بین مجموعه درختان و شاخ و برگ در هم فشرده آنها در فواصل مختلف القاء کند.
خیابانهای عبوری که برای سفرهای طولانی تردد در نظر گرفته شده اند، بایستی به وسیله محوطه سازی که ویژگی پایدار و ریتم منظم متداولی را حفظ می کند مطرح شود. هر چه سرعت ترافیک بیشتر باشد، لازم است طول مدولهای تکرار شونده بیشتر و خیابان بازتر باشد.
از شکل و ارتفاع درخت می توان برای تعیین و مشخص کردن انواع خیابان استفاده نمود. اغلب مردم تفاوتهای جزیی در نوع درختان را تشخیص نمی دهند، برای موفقیت در مشخص کردن خیابانها باید تفاوت نوع درختان بارز باشد.
در مواردی که حدود جغرافیایی مشخص برای واحد محله وجود ندارد، انواع مشخص درخت و الگوهای مشخص کاشت می تواند به ایجاد هویت کالبدی خاص کمک کند که خود موجب شکل گیری ارگانهای محلی خواهد شد.
یک منطقه تجاری در یک خیابان عبوری را می توان ضمن حفظ ریتم کلی با استفاده از یک نوع متفاوت درختکاری مشخص کرد. اگر درختهای اصلی خیابان از نوع همیشه سبز و درختهای قسمت تجاری از نوع برگ ریز باشند، منطقه تجاری در ماههای سرد زمستانه از آفتاب بهره مند شده ، به شدت مشخص می شود.
ایجاد نوار وسط در خیابانهای عریض نقش مهمی را در هویت بخش خیابان ایفاد می کند و می تواند تأثیر گذار فضا را بهبود بخشد اما در طراحی آن باید دقت کرد که فضای خیابان در عین حفظ یکپارچگی و وحدت خود تقسیم بندی شده، ولی قطعه قطعه نگردید.
از نظر بصری بهتر آن است این تقسیم بندی با غرس درختان در نوار وسط و در صورت امکان با غرس درختان در دو حریم کنار باند سواره، خصوصیت خیابان مشجر را بوجود آورد.
همچنین در انتخاب گیاهان و نظم و ترتیب استقرار آنها در فضای خیابانی باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد:
- ایمنی کامل فضای خیابان کاملاً تأمین باشد.
- تناسب گیاهان با فضای خیابان مد نظر قرار گیرد.
- گیاهانی انتخاب گردد که زباله در اطراف آنها جمع نشود.
نکته دیگری که در طراحی فضای سبز باید در نظر گرفته شود اینست که عابران پیاده برای رسیدن به مقصد کوتاه ترین راه را انتخاب می کنند، چنانچه مسیر پیاده در داخل فضای سبز، کوتاه در نظر گرفته نشود، آنها فضای سبز را لگد کرده و مسیری کوتاه برای خود درست می کنند.
مشکل از آنجا آغاز می شود که طراحان فضای سبز برای زیبایی منظر، مسیرهای پیچ در پیچ و با شیب ملایم را در نظر می گیرند، حال آنکه عابراین پیاده مسیر مستقیم و صاف را ترجیح می دهند.
همچنین طراحان شهری اغلب به منظور استفاده بیشتر از فضا و نیز زیبایی بصری، رفوژ میانی خیابانها را درختکاری می کنند. (نمونه چنین عملکردی در تهران فراوان است)، حال آنکه درختان وسط جدول (رفوژ) خصوصاً در محل تقاطع و به ویژه زمانی که ارتفاع شاخ و برگ درختان زیاد باشد، مانع دید رانندگان می شود، استفاده از چمن برای چنین مواردی مفیدتر است.
در بسیاری از کشورهای جهان در نرده حفاظ (گاردریل) وسط بزرگراهها به فواصل معینی دروازه هایی تعبیه می کنند تا در مواقع اضطراری و امداد از این دروازه ها برای تغییر مسیر حرکت و یا امداد رسانی استفاده کنند، اما در صورتی که رفوژ میانی خیابانها و بزرگراهها درختکاری شده باشد، چنانچه تصادفی در یک جهت عبور پیش بیاید، امکان دسترسی و امداد به هیچ وجه وجود ندارد.
ادامه دارد..
(مرتضی آستی)
 
بالا