معماری منظر

roya_arch

عضو جدید
کاربر ممتاز
باغ شاهزاده ماهان يكي از نمونه باغ تخت هاي ايراني است كه از شرايط مساعد طبيعي ممتازترين بهره برداري را کرده است. باغ شاهزاده ماهان در عصر قاجار در دوران يازده ساله فرمانروايي عبدالحميد ميرزا ناصر الدوله(1298 تا 1309 ه . ق) احداث شده كه با مرگ وي ساخت باغ ناتمام مانده است. باغ شاهزاده ماهان با وجود همه كيفيت هاي طبيعي و مصنوع خود به خاطر دگرگوني شرايط سياسي و اجتماعي دوران براي مدت طولاني خارج از سكنه و متروك ماند و دچار آسيب هاي فراواني شد. خرابي هاي وارد شده كليه قسمت هاي باغ را شامل مي‌شود. ويراني ها شامل بناهاي اصلي و همچنين محوطه باغ بوده است. باغسازي و عناصر شكل دهنده باغ نيز (مانند آبراهه‌ها، استخرها، پياده‌روها و بالاخره طببعت گياهي باغ، نظير درختان، كرت ها و بسترهاي گلكاري) از اين گزند در امان نبوده‌اند. باغ شاهزاده يك بار در سال 1337 و بار ديگر پس از زلزله سال 1360 كه در آن آسيب هايي ديد، مرمت شد. سپس به وسيله اداره فرهنگ و هنر خريداري شد و در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد.
باغ شاهزاده علاوه بر اينكه باغ سكونتگاه بوده است، براي مراسم پذيرايي نيز از آن استفاده مي‌شده است. دو محوطه باز جلوي سردرخانه و بالاخانه با نرده‌هاي چوبي گوياي اين مدعاست. وجود عمارت زعيم باشي در باغ، نشانگر آن است كه باغ علاوه بر مالك اصلي آن كه براي فصل يا فصولي از سال در آنجا اقامت داشته، ساكن ديگري نيز داشته است كه در طول سال، عهده‌دار مراقبت از باغ بوده و به طور دائم در باغ ساكن بوده است. باغ شاهزاده در دوره‌هاي بعدي به مالكيت اشخاص ديگر در آمد. اين باغ در مسير عبوري كرمان به بم و در مسير جاده ابريشم واقع بوده و همين امر اين محل را براي احداث يك باغ اشرافي مناسب مي‌ساخته است. باغ شاهزاده به گونه‌اي استقرار يافته كه حداكثر استفاده از مناظر بديع داخلي را به صورت زير امكان پذير مي‌سازد: در بدو ورود به ويژه در طبقة فوقاني سردرخانه به غير از ديدها و مناظر بيروني باغ، منظره چهارباغ و در جهت عكس آن منظره كوه را امكان پذير مي‌سازد. اين مناظر عمده يعني رويت حركت آب، حوض ها و آبشارها هركدام به نوبه خود تأكيدي بر محورهاي عمود بر محور اصلي دارند و توام با نظام گياهي مناظر بديع داخلي را ارايه مي‌دهند. باغ در بستر كوير در ميان ارتفاعات جوپار و بلوار شكل گرفته است. كوه‌هاي پر برف جوپار منظر زيبايي در محور اصلي باغ ارايه مي‌دهند كه ويژگي اين منطقه است. در 500 متري شمال باغ، باغ مزار تاريخي دوران صفوي قرار دارد كه به نام باغ مزار چهارسيد معروف است. شيب منطقه احداث باغ در حدود 6/4 درصد درجهت شمالي – جنوبي در طول محور اصلي باغ است. ورودي اصلي باغ شاهزاده در قسمت شمالي باغ است كه همزمان با ساخت باغ شكل گرفته است. دو ورودي ديگر در ضلع غربي باغ براي ورود ب به قسمت هاي خدماتي و يك ورودي در جنوب قرار دارد. شكل اصلي باغ شاهزاده مستطيلي با نسبت تقريبي چهار به يك با طول كلي داخل باغ ٤٠٧ متر و عرض آن ١٢٢ متراست. تقسيم بندي كلي باغ به صورت يك محور طولي و دو كانون (محوطه بناي اصلي باغ در قسمت بالا و محوطه ورودي در قسمت پايين) قابل تشخيص است.
محورهاي فرعي به صورت افقي و عمود بر محور اصلي در مرز اختلاف سطح ها، كرت‌ها را كه شمار آنها در هر طرف هشتاست، به وجود آورده‌اند.
بناهاي باغ به سه دسته تقسيم شده‌اند. بناي اصلي در بالاترين تخت قرار دارد. بناي سردر خانه در بخش ورودي و ساير بناهاي خدماتي مماس به ديوار اصلي و خارج از آن واقع شده‌اند. سطح بناي بالاخانه ٤٨٧ متر مربع و سطح سردر خانه ٢٣٤ متر مربع و فاصله اين دو از يكديگر ٣٢٥ متر است.
نهر آبي كه وارد باغ مي‌شود، در جهت طولي باغ به گونه‌اي توزيع شده كه علاوه بر آبياري كرت‌ها و مسيرها با استفاده از شيب تند زمين كه شرايط اوليه باغ تخت‌هاي است بر روي محور اصلي و مياني باغ به صورت نهري وسيع، آبشره‌ها و آبشارها به عنصر اصلي كيفيت بخش باغ بدل مي شود.
در دو انتهاي محور اصلي، يعني در برابر اولين تخت كه بناي اصلي روي آن قرار دارد و ورودي باغ، برابر سر در خانه، دو استخر طراحي شده است كه سطح وسيع آب، صدا و جهش آب و فوراه‌هاي آنها به زیبایی باغ مي‌افزايد.
نظام معماري در ارتباط تنگاتنگ با نظام فضايي و نظام هندسي باغ است. محدودة باغ با ديواري بلند و مركب محصور شده است . اين ديوار با بناهايي كه در داخل آن و يا با تصرف بخشي از وسعت بيروني باغ مشخص شده باغ را از محيط خارج جدا مي‌سازد.
زمين آرايي تخت باغ، و طبقه طبقه شدن آن از طريق سطوح كرت‌ها، سطح باغ را آينه وار در معرض ديد قرار مي‌دهد و بنابراين رابطة سادة بين نظاره گر و زمين مسطح به صورت غني تري در مي‌آيد و مشاركت نقش توپوگرافي زمين در فضاي باغ را تشديد مي‌كند. جريان آب به ويژه حوض ها علاوه بر تاكيد محورها و آب نماي سراسري به صورت آب شره‌ها سطوح شفافي را به روي زمين براي انعكاس ديگر عناصر ارايه داده است. درخت‌هاي سايه افكن ويژگي هاي معماري فضاي باغ را تاكيد و تشديد مي‌كنند.
سردر خانه از معماري شفافي برخوردار است كه امكان رويت چند جانبه باغ را ميسر مي‌سازد. از جمله، منظري كه از ارتفاع فوقاني به سمت بالاخانه و پايين كوه‌ها جوپار كه در فصول مناسب پوشيده از برف هستند، دیده مي‌شود و یا منظر ديگري كه به سمت مقابل ورودي باغ در امتداد چهار باغ تا دور دست كوه‌هاي بلوار ادامه مي‌يابد
. نظم درختكاري، انتخاب مناسب گياهان در ايجاد سايه و يا رنگ آميزي متناسب در فصل هاي مختلف باغ ارزش هاي استثنايي اي را براي آن تعريف مي‌كند.
انتخاب و آرايش گياهان در باغ شاهزاده ماهان نقش تعيين كننده‌اي در هويت باغ دارد. درختان و نباتاتي كه در بستر منطقة باغ شاهزاده ماهان ديده مي‌شوند به ترتيب زير هستند:
ـ درختان هميشه سبز و باد شكن: درختان سوزني برگ مانند كاج ها، سروها
ـ درختان سايه دار: درختان برگ پهن مانند نارون وحشي و چتري، زبان گنجشك يا ون، چنار و سپيدار. اين درختان علاوه بر اين كه از نظر ايجاد سايه اهميت دارند، در آب و هواي منطقه مقاومت مي‌كنند.
گياهان زينتي: از گياهان زينتي از قبيل سروهاي زينتي پيراكانتا و گونه‌هاي ارس زينتي و شير خشت كه در زمستان گل هاي ريز مي‌دهد.
درختان ميوه در كرته‌ها كاشته مي‌شوند و خصوصاً از ديدروهاي سمت بالاخانه به پايين در فصولي كه ميوه دارند، منظره جالب و رنگارنگي را به وجود مي‌آورند.
درختان ديگر باغ، بيد، ون، بم، شنگ و كاج هستند.
سطوح كف باغ عمدتاً از مخلوط قلوه سنگ با ملات تشكيل شده است اين تركيب در دو محدودة اطراف بالاخانه و سردرخانه توسط نقوش هندسي تزئين مي شود. از آجر در پله‌ها و حاشية باغچه‌ها استفاده شده و سنگ در مرز ميان كرت‌ها با پياده راه‌ها و ديگر لبه بندي‌ها وجود دارد. مصالح بناهاي باغ عمدتاً آجر و اندوداست كه در جاهايي مانند سردرخانه توسط كاشي نره مزين شده است. بناي بالاخانه كلاً اندود است. ديواره باغ اندود كاه گل است كه در نزديكي سردر خانه و بالاخانه به دليل خصوصيت فضايي محوطه‌هاي مذكور به تركيب آجر و اندود گچ تبديل می شود. منبع حياتي باغ شازده جريان آب هايي است كه از كوه‌هاي اطراف سرچشمه گرفته است. قنات تيگران كه از ارتفاعات كوه جوپار سرچشمه مي‌گيرد منبع آب اين باغ است. جريان فوق از مرتفع ترين سطح وارد باغ شده و نظام آبياري باغ را به جود مي‌آورد.
نظام آبياري در باغ شازده كلاً تابع دو اصل است. يك آبياري گياهان باغ و دوم بهره برداري از موجوديت و كيفيت‌هايي كه آب مي‌تواند در باغ ايجاد نمايد. بررسي وضع اوليه باغ از عكس‌ها نشان مي‌دهد كه حركت پلكاني آب در محور مياني تا بيرون از باغ نيز ادامه داشته است. اين فضا در حال حاضر با رواق هايي بازسازي و سنگ فرش شده است. دو استخر اصلي باغ در قسمت بالا و در قسمت ورودي داراي فواره‌هايي بوده‌اند كه آب را به ارتفاع قابل ملاحظه‌اي پرش مي‌دادند. اين راه حل كمتر در باغ هاي ايراني ديده شده است و يقيناً متاثر از شناخت باغ ها و چشمه‌هاي اروپايي است.

بناي بالاخانه طويل ترين بناي منفرد باغ است كه عمود بر محور اصلي و در انتهاي آن قرار گرفته و بخش پاياني محور محسوب مي‌شود. با اين كه در پشت آن قسمتي از حياط واقع است اما از آنجا كه حياط مذكور اهميت حياط اصلي را ندارد اين حجم از بنا رابطة اصلي را با حياط پشت قطع مي‌كند.
بناهاي باغ عبارتند از كوشك اصلي يعني سكونتگاه دائمي‌و يا فصل مالك كه در انتهاي فوقاني باغ قرار دارد. سر در خانه در مدخل باغ به صورت بنايي خطي جبهه ورودي باغ را اشغال كرده و در دو طبقه بناشده است. طبقه فوقاني داراي اطاق هايي است كه براي زندگي و پذيرايي پيش بيني شده‌اند. ساير بناهاي خدماتي باغ از حصار اصلي استفاده نموده و به صورت ديواري مركب بناهاي مختلف خدماتي را در نقاط مناسب در خود جا داده است. ورودي هاي فرعي باغ نيز در دو ضلع طولي پيش بيني شده‌اند. طرح اندازي باغ شازده از چشم اندازهاي باغ كه از ويژگي هاي اصلي باغ تخت‌هاي است به بهترين وجه استفاده کرده است. ديدروهاي ممتد در جهت طولي باغ از كوشك اصلي به ساير قسمت‌هاي باغ و بالعكس از سردر خانه غناي خاص به زندگي در باغ مي‌دهد. مناظر بيروني باغ كه از داخل و يا از بيرون باغ قابل رويت مي‌باشند، در نمايش تضاد دو كيفيت زيست محيطي باغ و خارج باغ از نمونه‌هاي كم نظير و منحصر به فرد باغ شازده به شمار می آید.
منبع:alonefarmer.blogfa.com
 

roya_arch

عضو جدید
کاربر ممتاز
معماری باغ

معماری باغ

مردم از داشتن محيط سبز و ايجاد باغ و باغچه در اطراف منزل لذت مي برند. ديدن مناظر سرسبز در پاركها و جاده ها زندگي را شيرين تر و لذت بخش تر مي كند. گياهان علاوه بر زيبائي اقليم را تغيير مي دهند. موقعي كه گرماي تابستان زياد است، سايه درختان به ماكمك مي كند. صدمه باد شديد در زير درختان كمتراست . درختان رطوبت هوا را زياد مي كنند و حركت هواي گرم را در بزرگراهها پائين مي آورد. علاوه بر موارد بالا با توجه به مسئله مبارزه با هواي آلوده و بهسازي محيط زيست ميتوان قبول كرد كه پرورش درختان بخصوص براي ساكنين شهرها كه وسيله‌اي براي گردش در محيط هاي طبيعي ندارند چقدر مهم است. ساختمانها و جاده هاي اسفالته در شهرها ، مردم را از ميل طبيعي وارثي خود دور كرده است. تمدن امروزي مانع از اين است كه مردم بتوانند در جنگلها و هواي آزاد گردش كنند و باين ترتيب سلامتي آنها بخطر افتاده است. امروزه بهترين كاري كه مردم در اين مورد مي توانند انجام دهند كاشت درختان و گل و چمن مي باشد. اين عمل ممكن است در اطراف ساختمان يا باغ و يا ساير اماكن عمومي و خيابانها انجام گيرد. وظيقه ملي ما ايجاب مي كند ، در محلهائي كه ميليونها نفر در آن زندگي مي كنند حتي در نقاط اسفالته يا سيمان شده ، نقاطي براي كاشت درخت و چمن تهيه كنيم . كاشت درخت و گل در مراكز شهر مشكل است ، زيرا هواي آلوده و شرايط نامتناسب زمين و خاك نامرغوب و همچنين مخارج زياد نگهداري نباتات مانع از توسعه پرورش گياهان در شهرها مي باشد. با اين دلايل كشت و كار در اين محلها به حداقل مي رسد.براي كساني كه در شهرها زندگي مي كنند، انتخاب درختاني كه نگهداري و توجه زياد لازم ندارند و درختاني كه مقاومت به آلودگي هوا را دارند مهم و ضروري است. مسئله مهم ديگري كه جلب توجه مي كند ، كمبود متخصص تعليم يافته است ، سالهاي متمادي است كه گياهان مختلف در فن طراحي و پارك سازي نقش مؤثري را دارند و اين امر بما فرصت داده است تا به زيبائي محيط كمك كنيم ولي اشكال عمده تهيه متخصص است كه بتواند از اين گياهان زيبا و متنوع استفاده كند. آرشتيك هاي طراح در بكاربردن نباتات نقش عمده اي را دارند. باين دليل است كه برنامه درسي طراحي باغ در مدارس آنقدر مورد توجه قرار گرفته است . در امريكا در سال 1970 و هزار نفر از اعضاء انجمن هاي باغباني بعد از تحصيل و گرفتن ديپلم طراحي باغ بكارهاي طراحي مشغول شدند و در سال 1972 بيست و چهار هزار نفر فارغ التحصيل شدند و در ايران چندين سال است كه انجمن هاي باغباني تشكيل شده است. علاقمندان در اين مراكز اطلاعاتي درباره فنون گلكاري و طراحي كسب مي كنند كه فقط جنبه شخصي و آماتوري دارد يعني بعداً در منزل يا باغات شخصي بهتر مي توانند كارهاي مورد نظر را انجام دهند. برنامه طراحي باغ و پاركها شامل بخش هاي زير است: بخش اول : طراحي باغ براي منازل مسكوني و انتخاب نباتات. بخش دوم طراحي پاركها و طرز ايجاد آنها و انتخاب نباتات. بخش اول : طراحي باغ براي منازل مسكوني و انتخاب نباتات در سابق طرح معمولي منازل عبارت بود از دو خيابان عمود برهم كه محوطه باغ را به چهار قسمت تقسيم مي كرد و حوض يا استخري در وسط چهارراه مي ساختند. درختان ميوه و بعضي درختان بي ثمر و سايه انداز در وسط قطعات مي كاشتند و احياناً درحاشيه هاي جلو ساختمان احداث گل كاري مي نمودند. اخيراً بعضي از خانه دارها كه مي خواهند مخارج كمتري متحمل شوند اطراف ديوار حياط را درختاني از قبيل چنار و يا كاج در يك رديف مي كارند و چند درخت سايه انداز در روي چمن و چند لكه گل در وسط چمن تهيه مي نمايند ، بخصوص گل سرخ كه از قديم در ايران مرسوم بوده است ، در هر منزلي چند بوته از آنرا مي كارند. از موقعي كه طراحي در باغهاي مدرن معمول شد ، براي تهيه نقشه جهت منازل مسكوني ابتدا از محل نقشه برداري كامل مي كنند براي اين منظور قسمتهاي زير در نقشه تعيين مي شود . 1 ـ خطوط خارجي ساختمان هائيكه در محل ساخته شده و يا در آتيه ساخته خواهد شد. 2 ـ درهاي ورودي اين ساختمان ها و تعيين قسمت هاي مختلف ساختمان از قبيل سالن پذيرائي اطاق خواب ، قسمت سرويس مثل آشپزخانه و انباره و غيره . 3 ـ تعيين ارتفاعات زمين در محل . 4 ـ تعيين موقعيت درب ورودي زمين . 5 ـ تعيين محل آنچه در زمين مورد بحث موجود است مانند تك درخت و يا درختان كهن قابل استفاده ، حلقه چاه و انبارها و غيره . 6 ـ فرم و شكل زمين و تعيين خيابانهاي اطراف آن پس از تهيه اين موقعيت ها ، نقشه حاصله را روي كاغذ با هر مقياسي كه مورد پسند است ترسيم مي كنند. خلاصه اينكه : در ورودي ماشين رو بايد دركنار ديوار باشد و اگر طول ديوار زياد باشد يك در ورودي پياده رو نيز در طرف ديگر بايد قرار گيرد. انتخاب آب نما يا حوض و يا استخر شنا بايد با نظر صاحب خانه باشد در هر صورت آب نماها بايد بيشتر در مقابل نقاط حساس ساختمان مانند سالن پذيرائي قرار گيرد ولي استخر شنا بايد تا حدودي دور از اين قسمت واقع شود. خطوط استخر بايد با خطوط جاده اصلي و ساختمان منزل هم آهنگ باشد. نقاطي كه براي نشستن در هواي آزاد انتخاب مي شود بستگي به وسعت محوطه باغ دارد اين نقاط كه به پاسيو معروف است بايد نزديك منظره آب باشد و به اطراف آنرا درختان سايه دار بگيرند. همچنين يك آلاچيق يا پركلا در صورت لزوم در طرف مشرق مي سازند و در قسمت عقب اين پركلا ، درختان را بطور انبوه مي كارند ،‌ درختان مورد استفاده عبارتند از كاتالپا و ابريشم و ارغوان و غيره . كف پركلا يا آلاچيق را بلوكهاي سيماني فرش مي كنند و يا شن و سنگهاي رنگين مي ريزند راه عبوري از آلاچيق به عمارت يا بيك جاده پياده رو كه باغ را به ساختمان وصل مي كند متصل مي نمايند. قطعات گلكاري را با خطوط منحني يا صاف در كنار پياده روها و در مجاورت خيابان ورودي تهيه مي كنند. گلهاي پاكوتاه وصل به چمن و پشت آنها درختچه هاي زينتي و بعد از درختان بلند قرار مي گيرند. بطور معمول در هر منزل در اطراف آنها بفواصل 1 ـ 5/1 متر از ديوار ، اشجار ، پابلند مانند چنار ، تبريزي ، سپيدار و كاج يا مثال آنها مي كارند. درصورتيكه زمين وسيع باشد در قسمت جنوب زمين درختاني مي كارند كه منظره جنگلي داشته باشد. به اشكال 1 و 2و 3 توجه كنيد مطالبي كه درباره طراحي باغ يا باغچه بيان شد هرچند هنوز هم معمول است ولي عده اي از طراحان نقشه هائي طرح مي كنند كه مردم را ناراضي و ناراحت مي كنند و اين نارضايتي بعلت نقشه هاي متنوع و سردر گم بدون درنظر گرفتن احتياج واقعي منزل و يا بعلت كاشت درختان نامتناسب و يا هر دوي آنها مي باشد. چه بايد كرد تا از اين تنگنا خلاص شد :

اولاً : بايد بخاطر داشته باشيم كه براي داشتن طرح خوب بايد عقل سليم را بكار برد. اگر ما بنشينيم و حساب كنيم كه قسمت هاي مختلف محوطه اطراف منزل به چه چيزهائي احتياج دارد و آنها را مشخص كنيم ، نه فقط اندازه قطعات مشخص مي شود و پياده روهاي مورد لزوم معين مي گردند بلكه قسمتي از نقشه حياط معين مي شود ثانياً : با گياهاني كه در منزل با محوطه اطراف منزل سازگاري دارند و خوب رشد مي كنند بايد آشنائي داشته باشيم و حتماً بايد از كاشتن گياهاني كه به تازگي از خارج وارد مملكت شده است و وضع سازگاري آنها با منطقه مورد عمل روشن نيست خودداري كرد. نه اينكه هر درخت يا گل قشنگي كه بدست ما رسيد با قيمت گزاف آنها را بخريم و بعد از كاشت از بين بروند. به اشكال شماره 4 و 5 و 6 مراجعه شود در اين اشكال ملاحظه مي شود كه بتدريج نقشه كامل شده است تا به مرحلة نهائي رسيده است. درمورد كاشت درختان بايد توجه داشت كه آنها به سه گروه تقسيم مي شوند: 1 ـ سوزني برگان 2 ـ درختان هميشه سبز برگ پهن 3 ـ درختان خزان برگ شما بايد مورد استفاده درختان و گلها را بدانيد و طرز استعمال و استفاده آنها را جز به جز تشخيص دهيد. براي جداكردن محوطه بازي به درختچه هاي بلند كه ممكن است سوزني برگ يا درختان هميشه سبز يا خزان برگ نياز داريم . از درختان خزان برگ موقعي استفاده مي شود كه بخواهيم فقط تابستان محوطه بازي و فعاليت را محفوظ كنيم و زمستان احتياجي نداريم اگر اطراف اين محوطه را با درختچه هاي 90 سانتيمتر بلندي محفوظ كنيم و پرچين بسازيم جلوي ديد ما گرفته نمي شود و محوطه حياط را وسيعتر جلوه مي دهد. در مورد نقشه ترافيك بايد توجه داشت كه اگر درخت اطراف آن بكاريم مزاحم عبور و مرور مي شود بايد اطراف راهروها و خيابانها درختچه هاي خيلي كوتاه بكارند يا اصلاً درختي يا درختچه اي نكارند. اغلب يك پياده رو با گذاشتن سنگهاي نامنظم در آن جلوه ترافيك را قشنگتر مي كند. در مورد جداكردن حياط از محوطه خارج بايد متوجه بود كه درختان مانع صدا ـ و مانع عبور گرد و غبار و ديد خارج هستند. اگر منظره نامطلوبي در يك طرف منزل باشد جلوي آنرا بوسيله درختچه هاي بلند يا درختان پاكوتاه مي پوشانند. از بادشكن ها مي توان براي جلوگيري از باد استفاده كرد. البته اگر مقدور باشد بجاي ديوار از نرده و درخت استفاده نمود بهتر است زيرا ديوار حرارت را منعكس مي كند و مانع جريان هوا مي شود ولي درخت و درختچه جلوي جريان هوا را نمي گيرد. اگر بخواهيد از سايه درخت در منزل استفاده كنيد مي توانيد درختاني به فاصله 80/1 تا 10/2 متردورتر از ساختمان بكاريد. همچنين نباتاتي كه روي آلاچيق كشيده مي شوند مي توانندن سايه براي محوطه تراس يا آلاچيق تهيه نمائيد. بخش دوم : طراحي پاركها و طرز ايجاد آنها و انتخاب نباتات در طراحي و ايجاد پاركها قواعد و قوانين بسياري وجود دارد كه در اين جزوه تا اندازه اي مورد بررسي قرار خواهد گرفت ولي ذوق و استعداد شخصي نقش مهمي را بازي مي كند و ابتكارات طراح در ايجاد مناظر يكي از بهترين عوامل بشمار مي آيد. پاركها از نظر شكل بدستجات زير تقسيم مي شوند. 1 ـ پارك هاي منظم . 2 ـ پارك هاي نامنظم . 3 ـ پارك هاي مختلط . 4 ـ پاركهاي فانتزي . پارك هاي منظم : اين قسم پاركها بطوريكه از اسم آنها پيداست داراي اشكال منظم است و خيابانهاي مستقيم دارد. آب نماها داراي اشكال هندسي منظم ، طرز كاشت در اطراف خيابانها با نظم خاصي جلوه مي كند. اشجار با فواصل معين و يكنواخت ، سطوح گلكاري داراي اشكال منظم هندسي است. اين قسم پاركها به پارك نوع فرانسه معروف هستند و اكثر پاركهاي قديم فرانسه بدين شكل ايجاد شده است. عيب اين قبيل پاركها يكنواخت بودن آنها است ، زيرا شخص در موقع راه رفتن و گردش كردن در خيابانها احساس خستگي مي كند ، چون خيابانها طويل و مستقيم است و تنوعي در آن ديده نمي شود. با اين وجود اغلب اين پاركها ابهت خاصي دارد چون خيابانها وسيع و كلهاي متنوع پارك را در نظر تماشاچيان بزرگ جلوه مي دهد. 2 ـ پاركهاي غير منظم بطوريكه از اسم آن پيداست اين نوع پاركها داراي اشكال غيرمنظم بوده و فاقد خيابانهاي منظم و آب نماهايي هستند بطور عموم اشكال قوس داشته و آب نماها باشكال غير منظم هندسي ديده مي شود طرز كاشت در اين پاركها با نوع قبلي فرق كلي داشته و گلكاري ها وسط كه در درختچه هاي گل دهنده آنها كاشته مي شوند غيرمنظم بوده و بدين شكل تنوع در اين پاركها بيشتر است و انسان در موقع گردش كمي گيج مي شود گلكاري ها روي خطوط طبيعي كه از روي خطوط طبيعت الهام مي‌گيرد، انجام مي شود انجام مي گيرد اين قسم پاركها بنوع انگليسي معروف هستند. 3 ـ پارك هاي مختلط : اين قسم پاركها مخلوطي است كه از دو قسمت قبلي يعني يك قسمت آن از پارك منظم و قسمت ديگر از پارك نامنظم تشكيل شده است قسمت منظم يا در وسط پارك قرار مي گيرد و يا در اطراف ساختمانهاي اصلي مانند رستوران و غيره اين قسم پارك مرغوب ترين انواع پارك است زيرا از محسنات هر دو قسم پارك منظم و غيرمنظم برخوردار است معمولاً چنين پاركهائي براي زمين هاي خيلي وسيع مناسب هستند چنانكه زمين داراي پستي و بلنديهاي مختلف باشد بايد سعي شود قسمت منظم در روي سطح نسبتاً صاف و قسمت نامنظم در روي تپه ها و زمين هاي شيب دار قرار گيرد در اين صورت منظره مطلوبي خواهد داشت طرز درختكاري و گلكاري و طرح آب نماها و ساير تزئينات پارك براي هر قسمت مربوط به خود خواهد بود بدين معني كه نبايد گلكاري پارك منظم مطابق پارك نامنظم انجام شود و يا آب نماهائيكه در قسمت پارك نامنظم ساخته مي شود و مطابق اشكال آب نماهاي (پارك منظم باشد در ساختماني مهم مسطح منظم جلو زيادتر است.) قسمت هاي منظم را با خطوط نامنظم به اطراف و يا به يكديگر وصل مي كنيم . 4 ـ پاركهاي فانتزي اين قسم پاركها را از قوانين كلي پارك سازي جدا بايد دانست بسته به طرز استفاده از آن با انواع مختلف مصالح مختلف ساخته مي شوند اين قسم پاركها هر كدام براي منظور خاصي در نظر گرفته مي شوند و سطح آنها معمولاً از سطح پاركهاي اقسام بالا كمتر است براي پاركهائيكه بمنظور ايجاد نمايشگاه ها تهيه مي شود بهتر است از اين نوع پارك استفاده شود مثلاً اگر يك نمايشگاه خصوصي براي فروپاشي منظور بوده است فرضاً ممكن است آب نماهاي آنرا از آن قسم كاشي استفاده كرد حتي اگر رنگ كاشي براي آب نماها مناسب نباشد ممكن است تزئينات ساختماني در كروي در پارك اضافه كرد كه از آن رنگ كاشي بتوان براي ساختمان آنها استفاده كرد. ممكن است از ايجاد چنين پارك مثلاً براي فروش و عرضه كردن و نمايش دادن عده اي مجسمه باشد بايد طرح را طوري تنظيم كرد كه براي هر كدام از اين مجسمه ها جاي بسيار مناسبي تهيه گردد فرض كنيد مقداري مجسمه مي توان مورد نظر است ممكن است مجسمه گاوها را روي سطح سبز چراگاه و مجسمه شترها را روي سطح خشك بيابان با علفها و نباتات مربوطه و مجسمه پرندگان را در داخل يك قفس مناسب و مجسمه اردك ها را مثلاً در روي يك درياچه مصنوعي قرارداد اين طرحها بايد با مهارت كامل ا نجام شود تا جلوه اشياء موردنظر به نحو احسن تامين گردد. فرض كنيد از ايجاد چنين پاركي نمايشگاه مبل باشد بايد سطوح مناسب و طرح زيبا براي جاهائيكه معمولاً در پارك براي آنها مناسب است تهيه كرد و ميز و صندليها را روي آن سطح قرار داد بديهي است براي نمايش دادن تعدادي قايق بهترين جاروي يك درياچه طبيعي است كه بطرز مصنوعي ساخته مي شود و بدين شكل براي هر منظور بايد طرح را مطابق با احيتاجات تهيه كرد. پاركها را از نظر طرز استفاده مي توان بشرح زير تقسيم كرد : 1 ـ پاركهاي عمومي 2 ـ پاركهاي كودكان 3 ـ پاركهاي نمايشگاهها 4 ـ پاركهاي نباتات 5 ـ پاركهاي باغ وحش 6 ـ پاركهاي اسپورت و ورزشي پاركهاي عمومي اقسام منظم ، غير منظم و مختلط طرح ريزي شده براي استفاده عموم در شهرها ايجاد مي شود . فوائد اين پاركها اصولاً صرف نظر از تفريح و گردشگاهها و براي عموم طبقات مردم در آب و هواي شهرها موثر بوده و كمك زيادي به حفظ سلامتي افراد مي نمايد. اين قسم پاركها معمولاً بايد داراي قسمت هاي زير باشد : 1 ـ خيابانهاي وسيع براي گردش سواره 2 ـ خيابانهاي وسيع براي گردش پياده 3 ـ درب هاي ورودي متعدد در نقاط ميهن 4 ـ مكانهاي مناسب براي پاركينگ اتومبيل 5 ـ آب نماهاي وسيع براي استفاده عموم 6 ـ درياچه مصنوعي براي استفاده قايق راني 7 ـ رستوران مناسب براي استفاده عموم طبقات شهر 8 ـ كاغذهاي متعدد براي استفاده عموم 9 ـ زمينهاي مختلف ورزش مطابق عرف و عادت شهر 10 ـ باغ كودكان براي سرگرمي بچه ها 11 ـ گلخانه هاي متعدد براي حفظ نباتات در زمستان 12 ـ گرمخانه هاي وسيع براي كاشت نباتات گرمسيري 13 ـ دفتر براي تشكيلات اداري پارك 14 ـ انبارهاي مختلفه متعدد 15 ـ قسمت جنگلكاري براي گذراندن تابستان اهالي 16 ـ قسمت هاي سرپوشيده براي حفظ مردم در هواي باراني 17 ـ باشگاه موزيك و امثال آن 18 ـ‌ دست شوئي هاي متعدد در نقاط مختلف پارك 19 ـ باغ وحش كوچك و مختصر 20 ـ مكانهاي مختلف براي ايجاد سرگرميهاي متعدد براي مردم 21 ـ نصب مجسمه هاي مختلف در نقاط مناسب 22 ـ مناظر وسيع گلكاري و چمن كاري براي گردش و تفريح 23 ـ سطوح وسيع چمن كاري براي استراحت عموم 24 ـ سالن تئأتر و سينما 25 ـ سالنهاي سرپوشيده براي انواع ورزش 26 ـ استخر شنا در فضاي آزاد 27 ـ استخر سالن سرپوشيده 28 ـ وسايل تشكيلاتي و نگاهداري پارك از قبيل وسايل برق . وسايل ارتباطات مانند تلفن بي سيم و وسايل حمل و نقل و مكانهاي نگاهداري آنها مانند گارژهاي متعدد و مكانهائي براي سرويس و غيره . 29 ـ در پاركهاي وسيع و بزرگ ايجاد موزه هاي مختلف 30 ـ استخر و بركه هاي طبيعي كه در آنها نباتات آبي كاشته مي شود. يك قسمت بسيار مطلوبي را براي پارك تشكيل مي دهد. غير از آنچه گذشت پاركها بسته به نواحي مختلف بر عادات مردم محل ممكن است قسمت هاي پيش بيني نشده ديگر نيز باشند. تشريح و توضيح بيشتر درباره چگونگي تشكيلات فوق الذكر را بايد در كتابهاي طراحي هاي باغ و پارك كه جنبه اختصاصي دارد ملاحظه نمود

منبع alonefarmer.blogfa.com

باغ ايراني در پي تركيب عناصر اصلي شكل دهنده آن در يك دستگاه و منظومه فكري شكل مي‌گيرد و در اين ميان برخي عناصر فرعي به قوام هرچه بيشتر نتيجه اين تركيب و تعريف كمك مي‌نمايند. اگر بخواهيم به تعريفي دقيقتر از عناصر اصلي باغ نزديك شويم بايد درجه اهميت و لزوم حضور هريك از عناصر را مورد نظر قرار دهيم . به اين اعتبار عناصر اصلي، عناصري دانسته مي‌شوند كه بي حضور آنها شكل گيري باغ غير ممكن است. اين عناصر كه شامل چهار عنصر (زمين)، (آب)، (گياه) و ( فضا) هستند وقتي در منظومه فكري معماري ايراني و با چهارچوب مفهوم و ايده باغ در كنار هم قرار مي‌گيرند (باغ) را شكل مي‌بخشند. در اين مسير عناصر ديگري نيز ممكن است در شكل گيري باغ مورد استفاده قرار گيرند كه يا عناصري فرعي به شمار مي‌آيند و يا بخشهايي جزيي و جلوه‌هايي از حضور عناصر اصلي باغ‌اند. در رابطه با زمين كه يكي از عناصر اصلي باغ است به جز شكل و موقعيت كلي، عوامل و ويژگيهاي ديگري همچون جنس خاك، شيب و اختلاف سطح، قابليت آبياري و حاصلخيزي نيز اهميت دارد. بعنوان مثال يكي از علل اصلي احداث باغ در زمينهاي شيبدار كه نمونه‌هاي آن زياد بچشم مي‌خورد، امكان حركت آب درميان باغ به شكل طبيعي است. باغ ايراني ممكن است در يك سطح با شيبت ملايم و يا زياد ساخته شود و در صورت قرارگيري در زميني با شيب زياد، معمولاً شكل باغ تحت تأثير شكل زمين قرار گرفته و در چند سطح ساخته مي‌شود. در اين حالت امكان ايجاد آبشره و آبشار ميسر خواهد بود. آب نيز كه از عناصر اصلي باغ ايراني است دست كم از سه جنبه مفهومي، كاركردي و زيباشناختي در باغ حضور دارد. اين جنبه‌ها در مباحثي همچون نحوه حضور آب در باغ و چگونگي گردش و حركت آن، منابع تأمين آب و آبياري باغ براحتي قابل پيگيري هستند. در بيشتر موارد قناتها و يا چشمه‌ها منبع اصلي تأمين آب باغ بوده‌اند و در بسياري از موارد ميزان آب و نحوه مديريت و تقسيم آن در گذشته كه معمولاً نيز بسيار دقيق صورت مي‌پذيرفته تعيين كننده مساحت باغ بوده است. طريقه آبياري باغ‌ها كه خود در ارتباط مستقيم با شكل و نوع زمين بوده در باغ ايراني و شكل آن قابل توجه و بررسي است و البته با توجه به كمبود آب در بيشتر نقاط سرزمين ايران و همچنين قداست و احترامي كه آب همواره درگذشته از آن برخوردار بوده و علاقه وافر ايرانيان در بكارگيري آب در باغ باعث شده تا آنها آب را به شيوه‌هاي گوناگون در باغ به حركت آورده و بر زيبايي و لطافت آن بيفزايند. گياهان در باغ ايراني گذشته از جنس و گونه، از نظر محل قرارگيري، طرح كاشت، زيبايي و سودمندي بسيار قابل ملاحظه هستند و حتي در حفاظت باغ در مقابل عوامل طبيعي مخرب نقش ايفا مي‌كنند. گياهان در باغ ايراني با اهداف متفاوتي از جمله سايه اندازي، محصول دهي و تزئين باغ و ... بكار مي‌روند و از آنجا كه سودمندي يكي از اصلي‌ترين ويژگيهاي باغ سازي ايراني است، بيشترين حجم گياهان باغ، درختان ميوه و پس از آن درختان سايه افكن تشكيل مي‌دادند، به همين نسبت گياهان تزئيني به ميزان كمتري در باغ به چشم مي‌‌آيند. آخرين حلقه‌ از عناصر چهارگانه باغ ايراني فضا يا فضاي معمارانه است كه با ارئه تعريفي از باغ هرآنچه مربوط به آن مي‌شود را به نظم معمارانه خود در مي‌آورد و عرصه‌ها و بخشهاي داخل و بيرون باغ را شكل مي‌بخشد. در اين ارتبا، بناها، محوطه سازي‌‌ها، فضاي داخلي باغ، عناصر تزئيني و ارتباط آب و گياه و زمين با بناها نيز مد نظر قرار مي‌گيرند. در باغ ايراني بناها (فضاهاي بسته) و فضاي باز باغ باهم تلفيق گرديده و جداي از يكديگر نيستند و حتي شاهد آنيم كه آب نيز حضور و جريان خود را در ميانه بناها اعلام مي‌نمايد. چنانچه پيشتر نيز عنوان گرديد عناصر فرعي باغ بيشتر شامل عناصري مي‌گردند كه جلوه‌هايي از حضور عناصر اصلي باغ‌اند و در هر كدام از عناصر اصلي مي‌توان اين جلوه‌ها و عناصر فرعي را همچون عناصر تزئيني، استخرها، حوضها و ... دنبال كرد.

باغ‌هاي ايراني تركيب و شكلشان را از تعريف هندسي و ساختاري خود و از تطبيق نظام‌هاي پايدارشان يافته‌اند. هندسه همچون نقشي كه در شكل‌گيري معماري ايراني دارد شالوده شكل‌گيري باغ نيز به‌شمار مي‌آيد، تا آنجا كه مهمترين ويژگي و شاخصه باغ ايراني فضاي به غايت هندسي‌، منظم و از پيش طراحي آنهاست. اين شالوده هندسي در انتزاع مفاهيم‌، مباني و عناصر شكل‌دهنده باغ و نحوه تركيب اين عناصر و اجزاء كه در نهايت به ارايه شكل كلي آن مي‌انجامد نقش دارد. از سويي ديگر مجموعه‌اي از نظامها را نيز مي‌توان باز شناخت كه در شكل‌گيري باغ مؤثرند. اين نظامها مجموعه‌اي از قاعده‌ها و اساس فكري‌، آداب طراحي و نحوه زندگي و حيات مردمان تا روش‌هاي نظم‌بخشي به فضاها را شامل مي‌گردند. برخي از اين نظام‌ها همچون نظام مالكيت زمين‌، نظام اقتصادي و معيشتي و نظام اجتماعي‌، فراتر از آنكه بر شكل‌گيري باغ تاثير مي‌گذارند‌، شكل كلي سكونتگاهها و محيط‌هاي انساني را تعيين مي‌كنند و برخي از آن‌ها بيشتر مختص شكل‌گيري فضاهاي معمارانه و آنچه بيشتر مورد توجه ما است يعني باغ مي‌گرداند. مجموعه اين نظامها هنگامي كه در ارتباط با هم قرار مي‌گيرند و يا صحيح‌تر اينكه بگوييم بر هم منطبق مي‌گردند‌، با مدد از آنچه از محيط طبيعي و مصنوع در اختيار مي‌گيرند و با در نظر داشتن اصول‌، هندسه و هنجارهاي معماري ايراني در محدوده‌اي تعريف شده نمادي از فردوس برين را شكل مي‌بخشند. اگر صحبت و بررسي آن مجموعه نظام‌هايي كه همچون نظام اقتصادي و نظام اجتماعي در سطحي كلان و در عرصه زيست مردمان تاثير گذارند را به فرصتي ديگر واگذاريم و اميد داشته‌باشيم كه بتوانيم نقش آنها را در شكل‌گيري باغ مورد كنكاش قرار دهيم كه در جاي خود بسيار با اهميت است‌، بايد به مجموعه‌اي از نظام‌ها همچون نظام اقتصادي‌، نظام كاركردي‌، نظام آبياري و نظام گياهي و همچنين نظام استقرار سخن به ميان آوريم. هر كدام از اين نظام‌ها‌، اصول و قواعد مدرن اما نانوشته‌اي بوده‌است كه تعريف‌، طرح‌ريزي‌، شكل‌ريزي و شكل‌گيري بخشي از باغ را در ارتباط با ديگر بخش‌ها به سامان مي‌رسانده‌، تا آنجا كه هيچ باغ ايراني شكل نگرفته مگر آنكه مجموعه اين نظام‌ها تحت ساختار و هندسه كلي و نيز هنجار شكل‌بخشي فضاي معماري ايراني‌، عناصر و اجزاء و عرضه‌ها را بطور توأمان در نظم خود آورده باشد. آنچه تذكر آن بجاست توجه به اين نكته است كه آنچه نظام‌هاي باغ دانسته مي‌شوند به مانند اصول معماري ايراني كه قابل بازشناسي اما غير قابل تفكيك‌اند‌، نه مفاهيمي جداي از هم كه جلوه‌ها و وجوهي از تعريف مفهوم‌وار باغ‌اند و در اصل خود جزء بخشي از تعريف يكپارچه از موضوع دانسته نمي‌شوند. بديهي است كه اين مجموعه نظام‌ها‌، ابزار امروز ما براي شناخت هر چه دقيقتر باغ هستند و تصور اينكه هركدام از آنها به تنهايي وجود خارجي داشته‌ باشند چندان صحيح نيست. شايد بتوان گفت اين نظام‌ها كه در ارتباط با هندسه و ساختار فضايي معماري و باغ‌سازي ايراني معني مي‌يابند روايتي هندسي از موضوع مورد نظر همچون زمين، آب و گياهند.

شهرهاي تاريخي ايران همواره پذيراي حضور باغ در اشكال گوناگون خود بوده‌اند ، نحوه حضور و ظهور باغ در شهر داراي ابعاد بسيار متفاوتي است و در هر كجا بسته به محيط ، اقليم و فرهنگ شكل خاصي را پذيرفته است. از آنجا كه گستره باغ ايراني تنها به تك باغ‌ها خلاصه نمي‌شود و مي‌توان ابعاد متفاوتي از حضور اين پديده در زندگي خصوصي و جمعي ايرانيان بر شمرد و از آنجا كه مقياس باغ ايراني از حياط كوچكترين خانه‌ها تا مقياس شهر- پايتخت‌هايي چون اصفهان عهد صفوي جلوه مي‌نمايد ، از اين رو جايگاه باغ در شهر ايراني از اهميت خاصي برخوردار است. شكل گيري شهرهاي تاريخي ايران و رشد و توسعه آنها ، با توجه ژرف به بحث باغ و باغ سازي چه در رابطه ساختاري ميان باغ و شهر و چه در استفاده از باغ و عناصر مهم باغ سازي در پيكره شهر صورت پذيرفته است. در اين راستا نه تنها باغ‌ها از موقعيت شهري تاثير پذيرفته‌اند بلكه شهر و مجموعه‌هاي شهري نيز تحت تاثير باغ يا مجموعه باغها قرارگرفته و حتي گاه استخوانبندي محورهاي اصلي شهر را شكل بخشيده‌اند. معماري و شهرسازي ايران جولانگاه حضور باغ به سبك و سياق خاص خود است و پديدآورنده الگوهاي بي نظير پيوند، درهم تنيدگي و يگانگي باغ ، معماري و شهر است . پيوندي كه تاثيرات ساختاري و شكلي را از يك سو، جنبه‌هاي معنوي ، مفهومي و رواني را از سوي ديگر، و همچنين نيازهاي زيست محيطي و حياتي مردمان و زيستگاه آنان را پديد مي‌آورد. شناسايي تجارب طرح ريزي شهر ايراني در ارتباط با نحوه بهره گيري از باغ در ساختار شهر و فضاهاي شهري مي‌تواند نقش ارزنده‌اي را براي بازسازي ، مرمت و توسعه اين شهرها ايفا نمايد. آنچه بسيار روشن است اين است كه بررسي‌ها و مطالعات صورت پذيرفته در خصوص باغ و شهر بسيار اندك است ، و بيشتر به بررسي‌هاي موردي در اين خصوص پرداخته شده است . نظر به اهميت ويژه اين امر و به منظور تاكيد بر ضرورت انجام تحقيقات گسترده در اين خصوص ، بخش جداگانه‌اي براي اين منظور در اين سايت اختصاص يافته كه در پي آن است كه ضمن معرفي و ارائه تحقيقات و بررسي‌هاي صورت گرفته در اين خصوص، بحث هاي ويژه آن را نيز براي پژوهشگران رشته‌هاي مرتبط باز نمايد.
منبع:alonefarmer.com
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

roya_arch

عضو جدید
کاربر ممتاز
معرفی باغ نیاوران

معرفی باغ نیاوران

باغ (مجموعه فرهنگي- تاريخي) نياوران در شمالي‌ترين نقاط شهر تهران و در دامنه رشته كوههاي البرز واقع شده، ارتفاع اين منطقه نزديك به 1800 متر از سطح دريا است. محوطه محصور اين مجموعه حدود 12 هكتار است و در مجموع از پوشش گياهي و فضاي سبز مناسبي برخوردار است. وجود اشجار و درختان كهنسال در اين مجموعه نشان از قدمت و تاريخ چندين ده ساله آن است.
شرايط طبيعي حاكم بر دامنه رشته كوههاي البرز، هواي مناسب كوهپايه‌اي، خاكهاي آبرفتي و حاصلخيز و فراواني آب در اين محوطه، محيط كاملا مناسبي را براي رشد و نمو گونه‌هاي مختلف گياهي فراهم نموده‌است.
اين مجموعه از لحاظ شيب داراي شيبي تند و از شمال به جنوب است. عدم يكنواختي در توپوگرافي، سبب گوناگوني موقعيت استقرار بناها در اين مجموعه شده كه در پي آن گوناگوني‌هاي متعدد در آرايش و انتظام فضاي سبز به وجودآمده‌است.
آب روان كه از جمله اجزاء اصلي باغهاي ايراني است، در اين مجموعه در مسيري غير مستقيم در حركت است. جريان آب موجود كه از قناتي موسوم به نياوران نشأت مي‌گيرد، به طور سطحي در جويبارهايي با شيبهاي متفاوت تقسيم مي‌گردد و شدت و حجم جريان آن در طول سال با توجه به فصل متفاوت است.
تنوع گونه‌هاي مختلف گياهي از ويژگي‌هاي بارز باغ نياوران محسوب مي‌شود كه عموما شامل جمعيتي از گياهان است كه با شرايط محيطي منطقه از سالها قبل سازگار بوده‌اند. تعدادي گونه‌هاي غير بومي نيز در مجموعه موجود است كه به تدريج با شرايط محيطي منطقه سازگاري يافته‌اند و زيبايي خاصي به مجموعه بخشيده‌اند.
از منابع و شواهد موجود اين گونه برمي‌آيد كه احداث فضاي سبز و باغ مشجر نياوران، با بهره‌گيري از ايده‌ها و سبك‌هاي آرايش باغ‌هاي اشرافي در قرون گذشته ايران صورت گرفته‌است. احتمالا شيوه غرس درختان و انتخاب گونه‌هاي اوليه با اصول يادشده هماهنگي موزوني داشته‌است. نظم و تقارن در بناهاي موجود في‌النفسه آرايش فضاي سبز، طراحي آبنماها و رديف‌كاري اشجار با اشكال هندسي منتظم در اين فضا را دنبال مي‌نموده‌است و چنانكه در قديميترين عكسهاي هوايي باغ ديده مي‌شود از اصول و سبك باغ سازي ايراني را دنبال مي‌كرده‌است. بي‌ترديد در تاريخ حداقل يكصد و پنجاه ساله احداث باغ، نظام كاشت گياهي و به طور كلي گونه‌هاي گياهي مجموعه دچار تغييراتي شده‌اند.
مهمترين گونه گياهي مجموعه چنار (Platanus Orientalis) است كه سازگاري خوبي از خود در منطقه نشان داده‌است و تقريبا معادل هشتاد درصد از پوشش سبز محوطه را به خود اختصاص داده‌است.
همانگونه كه ذكر شد كيفيت خاك و آب محوطه، در شكل‌گيري، مقاومت در برابر ناملايمات و بقاياي جمعيت گياهي و پوشش فضاي سبز آن از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده‌است. از ديرباز وجود خاكهاي حاصلخيز دامنه كوههاي البرز و آبرفتهاي كوهپايه‌اي، محيط رشد و تغذيه مناسبي را فراهم مي‌آورده‌است. بر اثر گذشت زمان، افزايش سن درختان، ريشه‌دهي بيشتر و توسعه سيستم ريشه‌ها به تدريج مواد آلي و مغذي موجود در خاك رو به كاهش نهاد. اين امر در كيفيت فيزيكي گونه‌هاي مختلف درختان تأثير محسوسي را دربرداشته‌است. جدا از آنچه ذكر گرديد بايد توجه داشت كه شيب تند زمين و توپوگرافي خاص آن، جاري بودن جريان آب از منتهي‌اليه شمالي به سمت جنوب سايت و حركت مداوم آب در جهات مختلف و همچنين استفاده از سيستم آبياري غرقابي و باراني در مجموعه زمينه را براي رشد و توسعه انواع آفات و بيماريهاي مناسب ساخته‌است. خصوصا آفات و بيماريهاي خاكزي كه مبارزه با آنها و كنترلشان بسيار دشوار است، به مرور در مجموعه توسعه يافته‌است.
با وجود اين مشكلات كه كم و بيش طي چند دهه گذشته باغ را تحت‌الشعاع خود قرار داده بايد اذعان كرد كه عمده آسيب‌هاي جدي طي تغييراتي كه منجر به ساخت كاخ جديد نياوران و نيز پارك نياوران در دهه چهل خورشيدي گرديد به باغ وارد گرديده‌است. طي اين مدت بسياري از درختان عرصه شمالي و جنوبي باغ در شمال و جنوب كاخ صاحبقرانيه براي ساخت كاخ جديد و پارك قطع گرديد و چهره باغ به طور كلي تغيير كرد. بعد از آن در بسياري از نقاط باغ، منظر سازي بدون توجه به اصول باغسازي ايراني ادامه يافت و باغ به شكل امروزي خود درآمد

منبع باغ نیاوران:/alonefarmer.blogfa.com
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

maxer

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
معمــــــاری منظــــــر

معمــــــاری منظــــــر

باغ هاي تاريخي اصفهان
  • فهرست باغهايي كه از آغاز انتخاب اصفهان به پايتختي صفويه در سال 1000 هجري تا افول ستاره اقبال اين سلسله در سال 1135 هجري به وجود آمده و هر يك از آنها دهها جريب وسعت داشته به شرح زير است :
  • باغ بادامستان، باغ جزايرخانه، باغ فراشخانه ، باغ خرگاه يا خيمه ‌گاه، باغ نارنجستان و عمارتي كه داشته است، باغ خياط خانه، باغ خليل‌ خانه و توحيد خانه، باغ كجاوه‌ خانه جنب بازار رنگرزان، باغ تخت در ضلع غربي چهارباغ، باغ ماما سلطان، باغ كاج، باغ باباامير، باغ مستمند، باغ توپخانه و باغ عسكر، باغ نسترن در ساحل رودخانه، باغ طاووس خانه، باغ پهلوان حسين كه مادی نياصرم از وسط آن می گذشته است، باغ سيف‌الدوله مشهور به باغ آلبالو، باغ عموطاهر، باغ زين‌ خانه و فتح‌آباد، باغ گلدسته، باغ شيرخانه در ضلع شرقي چهارباغ، باغ صالح آباد و باغ نظر وباغ قراخان در ساحل شمالي زاينده ‌رود، باغ بزرگ عباس آباد در ضلع غربي چهارباغ، باغ سلطانعلــی خان ، باغ فيل خانه ، باغ چيـنی خانه در حوالي چهارباغ، باغ زرشك، باغ قورچي‌ باشي عليا و سفلي، باغ ايشيك آقاسي باشي، باغ قرچقاي ‌خان، باغ توشمال ‌باشي، باغ داروغه، باغ رضاقلي خان ، باغ تفنگچي آقاسي، باغ چرخاب، باغ داروغه دفتر، باغ وقايع ‌نويس، باغ ديوان ‌بيگي، باغ قوشچيان وغلامان مطبخ، باغ اعتماد‌الدوله، باغ ميرآخور، باغ مهردار، باغ جلودار، باغ هزارجريب كه از همه باغهاي ديگر وسيع‌ تر و زيباتر بوه و در دامنه شمالي كوه صفه و در محل فعلي دانشگاه اصفهان و شرق و شمال آن گسترده بوده است و سياحان خارجي عصر صفويه و از آن جمله توماس هربرت و ژان شاردن به تفصيل از آن سخن گفته‌اند و توماس هربرت اين باغ را در سفرنامه خود « بهشت شاه‌عباس» و نيز باغ عباس‌آباد كه به شخص شاه عباس اول انتساب دارد نام داده است. باغ كلاه‌ شاه، باغ جون ‌كمر، باغ سپهسالار، باغ محمود، باغ برج و باغ حاج صالح درضلع شرقي چهارباغ نو ( مقصود چهارباغ خواجو است)، باغ جنت در شمال بستر زاينده‌ رود، باغ نگارستان در حوالي چهارباغ، باغ چهلستون، باغ هشت بهشت يا باغ بلبل كه كاخ سكونت شاه سليمان صفوي در اين باغ قرار داشته است، باغ قوشخانه در محله قديمي طوقچي كه مركز تربيت قوشهاي شكاري و محل استقبال شاهان صفوي از مهمانهاي خود بوده است، باغ كومه و باغ وحش در لنجان اصفهان كه شكارگاه و محل نگهداري حيوانات وحشي بوده است و بالاخره باغ جشاران يا جوشاران ( گشاران)، باغ فرنگ، باغ ارم، باغ صفي‌آباد، باغ قورچي ‌ها و باغ انارستان و سقاخانه كه در حال حاضر به استثناي باغ چهلستون و باغ هشت بهشت و چهار باغ اثر ديگري از باغهاي مشهور آن زمان باقي نمانده است.
  • به نقل از کتاب آشنايی با شهر تاريخی اصفهان، دکتر لطف الله هنرفر

طبیعت کوه صفه اصفهان


ناژوان اصفهان


ناژوان اصفهان
 

آلوین

عضو جدید
کاربر ممتاز
باغهایی ازجنس دعا

باغهایی ازجنس دعا

دکتر علیرضا باوندیان (عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد)

یکی از مهمترین شاخص های هنر و معماری اسلامی ایرانی تعلق خاطر هنرمند و معمار به بنیانهای اساسی معرفت شناسی دینی [2]است. دین، درمتن و بطن همه تاملات هنرمندان و معماران ما درطول هشت هزارسال تاریخ مکتوب این کشور همواره جریانیت ِجسور و جمیلی داشته است. نظام ِطراحی ما همواره متاثر از نظام اعتقادی ما بوده است .این پیوستگی و مجاورت را نه تنها هنرمندان و معماران ما انکار نمی کردند و در برابرش مٌهرخموشی برلب نمی زدند- که به عکس - بسیار به آن مفتخر بودند و مایه مباهات ایشان بوده است.

عکس از سایت باغ ایرانی میراث فرهنگی

امروز نیز به طریق اولی یکی ازگزینه های اصلی برای برون رفت هنر و معماری ما از بحران، روی آوردن ایمانی و برهانی به نظام اعتقادی است.معنی این سخن آن نیست که هنر و معماری ما تنها باسطح بیرونی دین تماس پیدا کند و آثار هنری ما فی المثل به موضوعات دینی روی بیاورند. مراد آن است که موضع هنرمندان ما چندان دینی باشد که نه تنها مضامین بلکه فرم های مورد نظر نیز ازحقیقت دین مایه بگیرند. باغ سازی که از آن ِطبع ِبلند و رشید و خلاق ِایرانی بوده است نمونه بارزی براین ادعاست که تا چه حدنظام هنری و معماری ما متاثر از خاستگاه اعتقادی ما بوده است:
منابع مکتوب باستان ازجمله یونانی و تورات نخسستین نوشته هایی بودند که از مهارت درخور تحسین ایرانیان در عرصه باغ سازی سخن به میان آوردند و این ذوق لطیف و پرورده و پالوده ایرانی را ستودند. پرداختن به کشاورزی و باغ سازی در فرهنگ گذشته ایرانیان قرب و منزلتی بس شایان توجه داشته است و زارعان و باغ پردازان همیشه مورد تکریم بوده اند.باطلوع اسلام در ایران این مهم منزلتی بسیار بیشتر از گذشته یافت و طی دو قرن آوازه باغ سازان ایرانی در اقصی نقاط تمدن اسلامی-از شمال هندوستان تا اسپانیا- طنین افکن شد.


عکس از سایت باغ ایرانی میراث فرهنگی

واژه باغ معادل (پارادایس یا پرديس) است كه از كلمه (پايری آزا) ـ به معنی محوطة بسته و مدور، باغ، بوستان) ریشه گرفته است كه معرب آن (فردوس) می‌باشد. در دوره رنسانس همین واژه روانه فرهنگهای اروپایی شد و كلمة Paradise در زبان انگلیسی و Paradis در زبان فرانسه راه یافت.امروزه نیز این واژه در زبانهای اروپایی نشانگر بیان حس و حالی ماورایی، فرحمند و سرشار از پاکی و خلوص می‌باشد. باغ ایرانی به عنوان گونه‌ای از معماری برون‌گرای ایرانی، ارتباطی نزدیك با معماری درون‌گرا (حیاط ‌دار) دارد.
روزگاری انسان در بهشت منزل ساخته بود و اگر ایمان پیشه کند دوباره به آنجا باز خواهد گشت .قرآن مجید بهشت را از آن ایمان آورندگان و همه کسانی می داند که جامه دلارای عمل صالح رابه تن کردند و بر پیمان الست پایدار باقی ماندند: کسی که مومن ونیکوکارباشد - چه مردوچه زن- به باغ بهشت واردخواهدشد و بی حساب از نعمتهای فراوان و بی کرانه آن متنعم و متلذذ خواهدشد. این بشارت به انحاء گونه های مختلف وبارها وبارها درقرآن بیان و بر آن تاکید شده است :
وَالَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـٰلِحَـٰتِ أُولَـٰئكَ أَصْحَـٰبُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ. [3] وَ مَنْ عَمِلَ صَـٰلِحًا مِن‌ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَي‌' وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَـٰئكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ.[4] وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـٰلِحَـٰتِ وَ ءَامَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَي‌' مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِن‌ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّـَاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بَالَهُمْ.[5] وَ لَوْ ءَامَنَ أَهْلُ الْكِتَـٰبِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ. [6]
در ایران قدیم معتقدات آیین (مزدیسنی) در مورد بهشت كاملاً روشن است كه دارای سه (سرا) است كه از سرای سوم به بارگاه پرشکوه اهوارا واعتلای بی نظیر می‌رسد. تمنای نیل به بهشت و برخورداری جاوید از نعمتهای بی پایان آن همیشه برای متدینان امری نیکو و پسندیده بوده است و بخصوص درجای جای ادبیات وهنرایران زمین، جلوه های شکوهمند آن را بسیار می‌توان دید.آب که خاستگاه رویش حیات و منشاء شکوفایی طبیعت بوده است - و به خصوص در سرزمین‌هایی که کم بهره از این موهبت وافربوده‌اند بیشتر تمنامی شده- درباغ بهشت، پیوسته روان بوده است. اما درمتن ِواقعیت تنها یک آب متصوراست و آن آب بهشت و یک باغ وجود دارد و آن باغ بهشت :
هنرمندان ما براساس معتقدات دینی خود همیشه به دنبال جستن خاستگاه اساسی و اصیل هر چیز بوده‌اند و به یقین خاستگاه همه باغهای خرم، باغ بهشت است. اگر هنر را آراستن طبیعت براساس الگوهای نامیرای ماوراء طبیعت تعریف کنیم آنگاه درخواهیم یافت که تاسی معماران ما درساختن باغ به خاطره های ازلی مینوی خویش، بسیارتوجیه پذیر است :

باغ‌ها و سبزه‌ها درعین جان
بر برون عکسش چو در آب روان
آن خیال ِباغ باشد اندر آب
که کند از لطف ِآن ، آب اضطراب
باغ ها و میوه‌ها اندر دلست
عکس ِلطف آن برین آب و گِل است[7]
باغ در سرزمین‌های گرم و خشك نشانه ای از سرزندگی خاك و تمثیلی از بهشت برین برگستره زمین می‌باشد. قرآن كریم - این آیت همواره ماندگار وب رانگیزاننده-با تكیه بر تصاویری كه انسان از سرسبزی و خرمی طبیعت دارد بهشت را در جهان آخرت توصیف نموده است.پس از اسلام، معماران مسلمان با عنایت به این همین توصیف‌های زیبا، بهشت‌هایی را در این جهان فناپذیر در ذهن خود به تصویر کشیدند كه به راستی نمادی از جنت است .
اما این باغ بهشت گونه که ذوق خلاقه معماران ایرانی آن را آفریده تفاوتی ذاتی با بهشت دارد اگرچه هر آنچه به بهشتیان داده می شود ایشان اظهار می‌دارند که (قالو هذا الذی رزقنا من قبل و اتوا به متشابها) پیش از این در دنیا مشابه آن به آنان داده شده است.تفاوت آن د رتحول‌پذیری باغ این جهانی است.درباغ بهشت همه چیز در "شدن" محض است و از آنجا که عالم ترکیبات متصور نیست حرکتی هم در کار نیست.حرکت و تحول‌پذیری از خصایص این عالم است.مگر نه این که حرکت عبارت است از "خروج تدریجی" و لاینقطع از قوه و ورود ِتدریجی و لاینقطع به فعل؟ زمانی که همه چیز در فعلیت ِناب خود قرار داشته باشد و قوه ای در کار نباشد حرکتی هم در کار نیست.برای همین است که هنرمندان و شاعران ما در مقام تببین ذوقی این باغ جاویدان به زمان و مکان فر امتعارف اشاره کرده‌اند و اذعان داشته‌اند که در بهشت زمان و مکانی نیست:
مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد
که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی [8]
بر اساس آیات قرآن کریم آنچه در باغ ِبهشت روزی صالحان می‌شود مشابه آن چیزی است كه (در دنیا) روزی انسان است.
هنرمندان ایرانی ، بهشتی (باغ) را در این عالم طرح كرده‌اند كه با خصوصیات این دنیا مطابقت دارد (تحول‌پذیری) اما تصاویر بهشت آخرت را تداعی می‌كند. آنان سعی بسیار داشتندتا باغ خویش در همه فصول سال، زیبایی و بهره‌دهی خود را در یک نظام زیست‌محیطی بسته و جدا از حفظ کند.
همچنین بر اساس آیات قرآن و احادیث شریف نبوی، بهشت، بسیار پهناور است.پهناورتر از آنچه به ذهن انسان درآید. پهنای بهشت پهنای آسمان و زمین است.
در متون دینی ما منظور از كلمه (عرض) که در خصوص بهشت به کار رفته است وسعت گسترش آن می‌باشد و كنایه از این است كه به قدری وسیع است كه اصولاً قدرت تخیل و توهم بشر هم قادر به درك آن نیست. همین معنا در روایاتی از حضرت محمد(ص) در نهج‌الفصاحه آمده است که بهشت صد درجه است و فاصله هر دو درجه مانند زمین و آسمان است.
به همین خاطراست که می‌بینیم یکی از مسایلی که معماران ما در هنگامه طراحی و ایجاد باغ مدِعنایت داشته‌اند وسعت و گشادگی آن بوده است.به یقین همه ما عبارت باغ دلگشا را بارها شنیده ایم و خوب می دانیم که باغ فاقد وسعت دراصل همان سالبه به انتفای موضوع است. گرچه باغ‌های معروف و وسیعی - چون باغ هزار جریب در اصفهان- وجود داشته اما وسعت مجازی باغ ایرانی كه ثمره هندسه خاص آن و كاربرد همه عوامل طبیعی و هنری است از اهمیت بیشتری برخوردار و دراصل هویت باغ ایرانی نیز از آنها ناشی شده است.


عکس از سایت باغ ایرانی میراث فرهنگی

نوع خاصی از تجسم فضایی perspective درباغ ایرانی مشاهده می شود که محور طولی باغ و خط مستقیم روبروی كوشك و درختان بلند دو طرف آن در ایجادش نقشی اساسی داشته اند.باچنین تدابیری باغ طولانی‌تر جلوه‌گر می‌شود.این همان خصوصیتی است كه در باغ‌های ایتالیایی و به تبع آن‌ در باغ‌های تشریفاتی و رسمی فرانسوی نیز مورد الهام قرار گرفته است.
شیب ِطبیعی بیشتر باغ‌های ایرانی موقعیت مناسبی را برای قرارگرفتن كوشك در نقطة مرتفع باغ فراهم ساخته است كه خود نماد روشنی از معنای بهشت است: بهشتی که برین و بالا و برتر از هر جایگاهی است.اگر باغ نمادی از بهشت باشد پس کوشک می‌تواند نمادی از فردوس باشد چرا که رسول مکرم اسلام (ص) فرمود:
وقتی از خدا درخواست می‌كنید، فردوس را بخواهید كه در وسط بهشت و بر نقطه بلند آن قرار دارد؛ فوق آن عرش ( کرسی ) رحمان است و نهرهای بهشت از آنجا می‌جوشد.
می دانیم که از نظر مبانی هنرهای تجسمی انسان هنگامی که در نقطه پست و كم ارتفاعی قرار می‌گیرد - براساس خطای باصره - فاصله خود را تا نقطه مرتفع كمتر از زمانی احساس می‌كند كه همان مسافت را از نقطه بلند می‌نگرد.این وهمvisual illusion که به تفاوت زاویه دیدِ انسان point of view در جهت بالاتر و پایین‌تر از خط افق skyline مربوط می‌شود باعث شده تا كوشك از همان ابتدای ورود در باغ نزدیک به نظر آید و طبعا ً یننده را به حركت به سوی خود و طی این مسافت (به ظاهر كوتاه ) ترغیب كند .جالب توجه آن که - برهمین اساس - وقتی بیننده از بالای کوشک به مجموعه باغ می نگرد مسافتی بسیارطولانی تر از آنچه هست را مشاهده می کند و دیدار باغ برای او منشاء بروز شعف و شوری فراوان می گردد.
در "مجمع البیان" آمده است كه كلمه روضه به معنای زمین سبز و خرمی است كه گیاهان به خوبی در آن می‌رویند و كلمه جنت زمینی است كه اطرافش درخت‌كاری شده باشد و در نتیجه روضات‌الجنات باغ‌های مشجری است كه در وسط، زمین سبز و خرمی را فرا گرفته باشد. نمونه های فراوانی از این مهم رادرعرصه معماری اسلامی ایرانی خودمشاهده می کنیم؛ به عنوان مثال در باغ ارم شیراز (ضلع راست باغ) تمثیلی زیبا از این معنا به چشم می‌خورد: زمین چمنی در آن جا قرار گرفته كه ارتفاع آن پایین‌تر از پیاده‌روهای اطراف است و پیرامون آن را درختان پوشانده اند و دارای آلاچیق‌های ورودی زیبایی است که برای آسودن درشبانگاهان بسی جانبخش است. نقطه اوج بصری آیاتی که درخصوص بشارت بهشت آمده نهرهای بهشتی است (جنات تجری و من تحتهاالانهار) و بوستان‌هایی كه از زیر درختان و قصرهای آن جوی‌های آب جاری است.این تركیب كلامی سی و پنج باردر قرآن مجیدبه زیبایی هرچه تمامتر طنین اندازشده است.خداوند همچنین از چهار نهر پرشکوه در بهشت نام می برد: نهرهایی از آب تازه(انهار من ماء غیر آسن)، نهرهایی ازشیر، شیری که هرگز طعمش تغییر نمی کند(انهار من لبن لم یتغیر طعمه)، نهرهایی از شراب پاکیزه لذت بخش (انهار من خمرلذه للشار بین) ونهرهایی ازعسل خالص.
مثل آن بهشتی كه به مردم با تقوی وعده‌اش را داده‌اند این است كه در آن نهرهایی از آب تازه و نمانده (انهار من ماء غیر آسن) و نهرهایی از شیر كه طعمش تغییر نمی‌كند (انهار من لبن لم یتغیر طعمه) و نهرهایی از شراب طهور كه برای نوشندگان لذت بخش است و نهرهایی از عسل خالص(انهار من عسل مصفی).
اهالی بهشت در غرفه هایی زیست جاویدان می کنند كه از پایین آن نهرها جاری است: می دانیم که غرفه به معنی خانه بسیار زیبایی است که در بلندی ساخته شده است و جالب آن که در اكثر باغ‌های ایرانی جوی آب نیز از طبقه زیرین كوشك سرچشمه می‌گیرد و پس از ریختن به حوض جلوی عمارت در كل باغ جاری می‌شود.واژه کوثر را نیز بسیاری ازمفسران افزون بر" خیرکثیر" به نهری دربهشت هم تعبیر کرده اند که نهایت وبدایتی ندارد و هر کسی به فراخور ظرفیت و قابلیت درونی خودمی تواند به قدر کفایت از این رودخانه کرانه ناپیدای جاوید بنوشد.
از زیبایی دیگر بهشت وجود درختان آن است که قرآن بارها به توصیف آن پرداخته است. ازجمله "سدره المنتهی" (درخت بهشتی).
این درختانند همچون خاکیان
دستها برکرده‌اند از خاکدان
سوی خلقان صدا شارت می‌کنند
وانکه گوشستش عبارت می‌کنند
بازبان سبز و با دست دراز
از ضمیر خاک می‌گویند راز[9]
بعضی از تفاسیر، درخت "طوبی" را که به عنوان اجرایمان و عمل صالح عایدمومنان و صالحان می شود ( الذین آمنوا و عملوالصالحات طوبی لهم و حسن مآب ) درختی در بهشت دانسته‌اند كه ریشه‌اش در منزل رسول خدا است و گفته اند که هیچ منزلی در بهشت نیست مگر آنکه شاخه‌ای ازشاخساران فریبای این درخت درآن جلوه گری نکرده باشد.
قرآن مجیدزمانی که عزم معرفی حقیقت را دارد آن را در قالب درخت متمثل می کند و می فرماید: الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلهاثابت وفرعها فی السما.از نظر معجزه مسلم نبی اکرم (ص) کلمه طیبه حقیقت بسان درختی است که ریشه هایش در زمین مستحکم و شاخ و برگش در آسمان رفعت وسعادت است.درخت همواره درنزد ایرانیان شایسته تکریم و دارای حرمت و قداست خاصی بوده است.درخت قامت بلند تمنا بوده است :
تو قامت بلند تمنایی ای درخت
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالایی ای درخت
دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار
زیبایی ای درخت
وقتی كه بادها در برگ های در هم تو لانه می كنند
وقتی كه بادها گیسوی سبز فام تو را شانه می كنند
غوغایی ای درخت
وقتی كه چنگ وحشی باران گشوده است
در بزم سرد او
خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت
در زیر پای تو
اینجا شب است و شب زدگانی كه چشمشان
صبحی ندیده است
تو روز را كجا خورشید را كجا
در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت
چون با هزار رشته تو با جان خاكیان
پیوند می كنی
پروا مكن ز رعد
پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت
سر بركش ای رمیده كه همچون امید ِ ما
با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت [10]
به یقین کمتر قومی را می توان در تاریخ سراغ گرفت که همچون ایرانیان بر اعتبار زیباشناسانه و سودمندانه درخت وقوف داشته باشند و بر گسترش فرهنگ درختکاری و پاسداری ازحریم آن نکوشیده باشند:
گفت راندم پیشتر من نیکبخت
بازشدآن هفت ، جمله یک درخت
هفت می شد، فردمی شد هر دمی
من چه سان می گشتم ازحیرت همی
بعد از آن دیدم درختان در نماز
صف کشیده چون جماعت کرده ساز
یک درخت از پیش مانند امام
دیگران اندر پس او در قیام
آن قیام و آن رکوع و آن سجود
ازدرختان بس شگفتم می‌نمود
یاد کردم قول حق را آن زمان
گفت النجم وشجر را یسجدان
این درختان را نه زانو نه میان
این چه ترتیب نمازاست آنچنان ؟
آمد الهام خدا کای بافروز
می عجب داری ز کار ماهنوز؟ [11]
 

آلوین

عضو جدید
کاربر ممتاز
متاسفانه درصدسال اخیرکه تکنولوژی لجام گسیخته باشتاب بیشتری به جانب این کشور هجوم آورد نقش طبیعت و پاسداشت حرمت آن هم مغفول واقع شد و به تبع آن درخت، جایگاه ارزشی خود را در ذهن و ضمیر مردمان به آسانی ازکف داد. درحالی که احترام و تقدیس درخت از دیرباز در ایران مطرح بوده است. ایشان همچنین معتقد به فرشته مقدسی بودند به نام (اورز) كه صدمه زدن به گل و گیاه، موجب ناراحتی و خشم او می‌شد.شاید هم پناه بردن از گرمای طاقت فرسای اقالیم خشك و سوزان به سوی سایه طوبایی درخت، دلیلی بر این گرایش بوده است.در ایران هر چه بر عمر درختان افزوده می‌شد تکریم آن سزاوارتر می‌نمود.به همین دلایل است كه باغ ایرانی به شكل مجموعه‌ای بسته و فراهم كننده شرایط مساعد آب و هوایی برای رشد و گسترش فضای سبز، تولید رطوبت، اكسیژن، تنظیم شرایط اقلیمی و كنترل اوضاع جوی عمل می‌كند، و همه این شرایط در سایه درختان كهن به عنوان مادری مهربان برای سایر درختان فراهم می‌شود. متاسفانه ما‌‌‌ آنچه را که خود داشتیم ازبیگانه تمنامی نمودیم وحاصل این تمنای هول انگیز آن شده است که به رغم دیرینگی قوم ایرانی در کار ظریف اما سترگ باغ سازی وباغ پیرایی، مدل باغ‌سازی اروپایی (یعنی احداث پارك با تركیبی از بوته‌ها، گلهای فصلی، درختچه‌ها و تجهیزات شهری) درفضای شهرسازی ما پیداشد و به سرعت هم رشدکرد. به این ترتیب دیدیم که نه تنها مشکلی ازمشکلات فضای سبز ماحل نشد و نتوانستیم همان شیوه پارک‌سازی غربی را هم به درستی تحلیل کنیم بلکه با تداوم تخریب باغ‌ها و تبدیل آن به ساختمانها، بیش از پیش درختان و گلها را به محاصره آهن وآهک زنده بردیم و در تلستان مدنیتی مبتنی برماشین، داشته های ارزشی خود را رها کردیم.
عرصه هنرهای اسلامی ایرانی ما عرصه حضور نمادین بهشت است.ایرانیان مسلمان در آن زمان كه خود در باغ حضور ندارند نقش تمثیلی باغ ِپٌر باروبَر را در فرش درون خانه جلوه‌گر ساخته‌اند؛ تا آنجا که می‌توان گفت قالی ایرانی عالی ترین تلقی ذوقی هنرمندان مسلمان ازبهشت است که در ظریف‌ترین گونه ممکن و با ممارست و مداومتی بی نظیر و شکیبایی بی پایان بافته شده است.بی سبب نیست که طراحان وبافندگان درهنگامه کار چنان درفضای طرح و نقش و رنگ غرقه می شوند که گویی درحقیقت باغ یعنی بهشت غوطه ورند:
ما را مبر به باغ که از سیر لاله‌زار
یک لاله صد هزار شود داغدیده را
شهود ِنقش‌ها و طرح‌ها و رنگ‌های قالی ایرانی گویی نوحه فراق نخستین آدم را در شبستان جان طراح و بافنده زمزمه می کند: فراق از همان باغ بی‌نظیری که به سبب یک گندم گناه از آن دور و مهجور ماندیم.ما تا زمانی که بر سر پیمان الست بودیم در باغ، مست بودیم.مست ِ باده ساقی جام طهورایزدی؛ ولی آنگاه که تمرد کردیم ازباغ اصل رانده شدیم حال آنکه همه ما مرغ آن باغ بودیم :
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
چنین است که نقش تمثیلی و انتزاعی درخت به صورت بته جقه بر پارچه و طرح گلدانی در نقوش كاشی و غایت این نقوش انتزاعی به شكل اسلیمی کرانه ناپیدای بی توقف در همه فضای زندگی ایرانیان حضور دارد.
طرح باغ ایرانی براساس توجه و كاربرد خاص مربع در تركیب كلی و اجزاء آن استوار است و این خصیصه شخصیت متمایز باغ ایرانی را تشكیل می‌دهد و از دیرباز مورد توجه دیگران بوده است. این كه از چه زمان مربع یا مربع مستطیل در طرح باغ مورد استفاده قرار گرفته محتاج تحقیقات فراوان است اما دلایل بسیاری برای كاربرد مربع در خلق محیط زیست انسان و از جمله باغ ایرانی می‌توان ذكر كرد:
صورت چهارگوش - که یادآور صورت ساده مکعب است- نمادی از دنیای خاکی و تجلی چهارگوشه بهشت در وجه خاکی آن است؛ و هر ضلع آن نمادی است از آتش و هوا و آب وخاک که جملگی عناصر سازنده کالبد انسانند.کالبد انسان از اجتماع این عناصر چهارگانه پدیدمی آید؛ عناصری که به رغم تضادی که با هم دارند زمانی که در کنار هم می‌نشینند وحدت متکثرات را رقم می زنند. در شالوده معماری ایرانی اسلامی - همچون مسجد و خانه و مدرسه وباغ - جایگاه مربع در پی واقع می شود و همه تکاپوی هنرمند گذر ازمربع و رسیدن به دایره است.مربع درعین سادگی شکلی بسیارپیچیده هم هست.مربع با تکرار یکنواخت چهار ضلع مساوی و چهار زاویه برابر، شکل‌های گوناگون و جالب توجهی پیدامی کند. این شکل اصلی هندسی با امکانات ساختاری خود پیوسته توجه معماران ما را به خود معطوف و مشغول داشته است.این است که نه تنها به عنوان عنصری ساختاری وجود و حضور داشته بلکه به عنوان گستره حامل نیز در تزیینات هنرمندان ما سهم وافری رابه دوش کشیده است. این شکل مربع است که به باغهای ایرانی همیشه وقار و تناسب و اعتدال داده است.می‌دانیم که در باغ ایرانی آب را به درون زمین می‌بردند و سپس از مکانهای خاصی به بیرون جاری می کردند. شاید جاری شدن آب از جای‌جای باغ و حركت آن در چهار جهت و چهارجوی، تمثیلی از چهار نهر بهشتی باشد.گرچه در بسیاری از باغ‌های ایرانی آب از یك جهت می‌آید و ضمن ریختن در یك حوض ِمقسم در سه جهت دیگر جاری می شود اما گردش آب را درچهار جهت تداعی می‌كند.
كاربرد وسیع تركیب هندسی چهارباغ و آب راه‌های اصلی و متقاطع باغ‌های ایرانی در دوره پس از اسلام را می‌توان نتیجه ابعاد تمثیلی بهشت در قرآن (چهار نهر بهشتی) و دیدگاه كهن انسان به زمین به عنوان تمثیلی از كل طبیعت دانست.
باغ ها همیشه جلوه سبز دعای انسانهای عابدی بوده است که برای سرسبزی جان دیگران می کوشیده اند.صفای باغ ایرانی مرهون صفای جان هنرمندان ومعماران این دیاراست وگرنه :
ذات نایافته ازهستی بخش
کی تواند که شود هستی بخش ؟
نمی تواند جانی در زنجیره دنیا محبوس باشد اما بتواند باغهایی را چنان بسازد و بپردازد که جانبخش باشد.هماهنگی همه جانبه اعتقاد و اعتدال و اشتیاق مساوی با بروز باغهایی بوده است که امروزه در حوصله فرهنگی خود به آن مباهات می کنیم.باغ ایرانی، ثمره کارکرد نیلوفرهای سبز دعا بوده است که بر دستهای مومنانه معماران می‌پیچیده است تا آن را سائلانه تا آستان دوست بالاببرد.

--------------------------------------------------------------------------------
- آل عمران / 15[1]
[2] - religion epistemology
1- سورۀ بقره‌137

2- سوره مؤمن‌138
- سوره محمد 139 [5]
4- آل عمران 140
- مثنوی مولوی دفترچهارم [7]
- دیوان فروغی بسطامی [8]
- مثنوی مولوی / دفتراول [9]
- شعری ازسیاوش کسرایی [10]
- مثنوی مولوی / دفترسوم [11]
 

آلوین

عضو جدید
کاربر ممتاز
طراحی باغ

طراحی باغ

باغهای شهری استراليا
باغ استراليايی
باغ استراليايی در سال 2005 گشوده خواهد شد. طراحی اين باغ توسط دو معمارمحوطه ساز، تيلر کوليتی و پل تامپسون ارائه شده است که در آن يک باغ شنی، يک باغ بزرگ خاطره انگيز با گياهان پراکنده و آبگذر راک پول که نقش مهمی در فضای سبز استراليا ايفاء می کند؛ گنجانيده شده اند.
باغ استراليايی در باغهای سلطنتی بوتانيک قرار دارد و 45 دقيقه تا ملبورن فاصله دارد.
مکان:
در طی ساخت اين باغ، 11 هکتار از اراضی باير درون باغهای بوتانيک را که توسط ساکنين طبيعی يک منطقه حفاظت شده احاطه گرديده اند؛ کاملا تغيير خواهد داد. اين باغ، زمينهای خشک اطراف يک معدن قديمی را به جايگاه زيبايی، تحصيل و کسب لذت بدل می نمايد.
طراحی محوطه:
اين طرح خلاقانه اولين نمونه از نوع خود در سراسر جهان است. هدف از اين طرح اين است که نقش گياگان استراليا در ايجاد حس ملی و طبيعت اين کشور برجسته تر و چشمگيرتر شود.
طراحی اين باغ از گردهمايی عواملی چند از جمله فضا، نور و ميزان هوشمندانه ای از گياهان و زمين بود طبيعی تشکيل شده است تا زمينه خلق شاهکاری از گياگان استراليايی فراهم آيد.
در سال 1997، اين طراحی جايزه بهترين گلشن آرايی و جايزه نقشه اصلی محوطه سازی را از موسسه استراليايی معماران محوطه ساز دريافت نمود. همچنين در سال 1998، جايزه نقشه اصلی محوطه سازی اين موسسه را نيز از آن خود کرد.
مرکز گردشگری:



دو معمار طراح اين پروژه عظيم در حال طراحی يک مرکز گردشگری 1.5 ميليون دلاری برای باغ سلطنتی بوتانيک هستند.
اين مرکز که در ميان درختان بنا خواهد شد؛ هم تجربه خاطره انگيزی از بوته زار های استراليا را تدارک می بيند و هم تجربه باغ استراليايی پر از گياهان گوناگون را.
يک ساختمان چوبی رنگ و رو رفته نيز در اين طرح در نظر گرفته شده است تا برای بازديد کنندگان فرصت تماشای باغ را از فراز درختان پديد آورد. اين مکان، با جلوه گر ساختن ديدگاهی هوس انگيز از بوته زار و باغ پرگل و گياه، به بيننده اين اطمينان را می دهد که زيست بوم موجود به خوبی تحت حفاظت و مراقبت می باشد.
مرکز گردشگری، همچنين دارای يک نمايشگاه، فروشگاه، يک رستوران در فضای باز و فضای بسته و يک ورودی به باغ خواهد بود که بازديد کنندگان را به سفری پر هيجان و خاطره انگيز به درون باغ استراليايی فرا می خواند.



مرکز گردشگری در سال 2005 و همزمان با باغ شنی، آبگذر راک پول، باغهای نمايشی و بيشه اکاليپتوس افتتاح خواهد شد. کليه اين اماکن از اجزاء اصلی باغ استراليايی می باشند.
محوطه طرح:



باغ استراليايی خصوصيات گياهی قاره استراليا را در يک جا جمع خواهد کرد و نمايشگاهی از باغهای متغيير، مجسمه های زيبا و زيبايی و تنوع گياگان اين قاره پديد خواهد آورد. 11 هکتار از اين باغ در سال 2005 به معرض ديد عموم در خواهد آمد.
مرکز گردشگری و دروازه ورودی:
مرکز گردشگری بعنوان اولين نقطه تماس بازديد کنندگان با هر دو منطقه بوته زار و فضای سبز عمل خواهد کرد. قبل از ورود به باغ، گردشگران از ميان نمايشگاه، مغازه ها و رستوران سرباز و سرپوشيده می گذرند تا به دروازه اصلی باغ برسند.
پياده روی تفريحی:



اين پياده رو شامل جاده و آبگذر راک پول، ديواره شيب گاه، جاده کنار رودخانه و باغهای نمايشی می باشد.
تپه های مرکزی:
اين تپه ها در مرکز باغ بر آمده اند و چشم اندازی به پايين و به سوی جاده راک پول و باغ شنی دارند.
باغ مرداب:



رگه هايی از آب و گياهان کوتاه باتلاقی زمين اين ناحيه را شکل داده اند و از آن اشکالی منحنی الخط و قوسدار ساخته اند.
باغ شنی:
در آن واحد هم چشمان بازديدکنندگان را آزار می دهد و هم آنها را تحريک می کند که به ديدن محوطه و گياگان گوناگون آن بشتابند. اين باغ، فضايی بزرگ و دارای گياهان کوتاه و پراکنده است.


بنياد يان پاتر و باغ کودکان



بنياد يان پاتر با ساخت باغ کودکان زمينه آشنايی کنشی و هم کنشی کودکان را با طبيعت، در هر سن و سال و با هر توانايی، و ايجاد اشتياق برای آشنايی با گياهان فراهم آورده است. اين باغ، مکان پرورش تخيلات و کنجکاوی و ايجاد طبيعتی خلاق در بازيهای کودکانه آنهاست.
با توجه به گشايش عمومی اين باغ در سال 2004، بنياد يان پاتر قصد دارد که به يکی از منابع اصلی آموزش محيط زيست در استراليا بدل شود.
ارتباط ميان کودکان، گياهان و اشياء در اين باغ به خوبی به چشم می خورد. گياهان در اين باغ دارای تنوع می باشند و از اشکال گوناگونی بهره مندند. با کاشت آنها فضايی پديد آمده که احساسات هفت گانه کودکان تحريک می گردد و دانش آنها افزايش يافته و نسبت به کشف جهان پيرامون ترغيب می گردند.
کودکان در اين محيط تشويق می شوند که به سفرهايی دست بزنند که به کنجکاوی آنها در مورد گياهان و جهان پيرامون دامن می زند. فرصت هايی برای آنها پديدار گشته تا از تمام حس های خود بهره گيرند؛ از حس بويايی، لامسه و کار با گياهان، آب و خاک.

تونلها، گنجها و چادرهای سرخپوستی:




باغ کودکان تجاربی را در ارتباط مستقيم با دنيای گياهان برای کودکان بوجود می آورد. برای مثال: يک باغ ويرانه مخفی که با ورود به آن، جهانی از گياهان سرسبز و باران خورده جنگلی در برابر چشمان بيننده جلوه گر می شود؛ از جمله نقاط ديدنی اين باغ است. از کودکان خواسته می شود که بر روی خرابه های اين باغ، اتاقک های کوچک و چادرهای سرخپوستی بسازند. گياهان اطراف آنها مواد اوليه مناسبی برای کار آنها می باشند.
تونلهايی ساخته شده از گياهان با منافذی برای نگاه کردن به بيرون، ورودی و خروجی های چندگانه و آلاچيق های کوچک، کودکان را به يک جنگل خيزران می برد و از آنجا هم به يک چمنزار وسيع رهنمون می سازد.
در کلبه گلدان سازی، خانه شيشه ای و باغ آشپزخانه ای؛ کودکان قادر خواهند بود که در بذرپاشی، کاشت و پرورش گياهان مشارکت نمايند. اين فعاليتها قسمتی از بازديد کودکان می باشد و از جمله برنامه های آموزشی و گردشگری به حساب می آيد.
در باغ آشپزخانه ای، کودکان همچنين می توانند بسياری از گياهانی را که در غذای روزانه اشان بکار می رود؛ کشف نمايند. آنها داوطلبانی با فرهنگهای مختلف را می بينند که در باغ مشغول به کارند و تجربيات خود را در زمينه پرورش گياهان در اختيار آنان قرار می دهند.
زمين بازی جديد مدارس:
باغ کودکان با فراهم آوردن محيطی انرژی بخش برای دانش آموزان و معلمين آنها، انواع مختلف گياهان را به شاگردان آموزش می دهد. بر اساس فرضيه های آموزشی معاصر همچون فرضيه هوش چندگانه هاوارد گاردينر، برنامه های آموزشی فراتر از آموزشهای محيطی سنتی می روند و تشکيل برنامه های شاگرد مدار و تجربه مدار می دهند. اين برنامه ها سرشار از سرگرمی و کارهای عملی
می باشد و اجزاء خيال انگيز و احساسی گياهان را برای يادگيرنده مکشوف می سازد.
بنياد يان پاتر يکی از بنگاه های بزرگ خيريه در استراليا می باشد و از جمع آوری اعانه ها در جهت ايجاد ابتکارات خارق العاده در هنر،آموزش، بهداشت و تحقيقات پزشکی استفاده می کند.
 

آلوین

عضو جدید
کاربر ممتاز
روانشناسی محیط و معماری منظر

روانشناسی محیط و معماری منظر

منظر یک پدیده ذهنی و عینی است. این بدان معناست که منظر تنها یک فرم نیست بلکه تاریخی است برای روایت که رابطه انسان با محیط را طی زمانها بیان می کند. محیط و منظر بر حسب شرایط جدای از انسانها شکل نگرفته بلکه شکل گیری آن محصول تعامل انسان و طبیعت بوده است. طی بیست سال اخیر رشته روانشناسی نیز مانند دیگر رشته های علمی به این پدیده یعنی تاثیر انسان بر محیط و تاثیر متقابل محیط بر انسان بی توجه نمانده و به یافته های علمی چشمگیری دست یافته است.

کلید واژه

روانشناسی محیط 2- معماری منظر 3- محیط 4- بافت و رنگ

روانشناسی محیط و معماری منظر

روانشناسی محیطی مطالعه پیچیده بین مردم و محیط اطرافشان است. به عقیده جیفورد
روانشناسی محیطی با شاخه اصلی روانشناسی تفاوت دارد زیرا به محیط فیزیکی روزمره می پردازد. این علم چارچوبی از نقطه نظرات، تحقیقها و فرضیات را فراهم می آورد که می تواند به ما در درک بهتری از روابط متقابل انسان و محیط اطراف، کمک کند. با استفاده از این دانش می توان پیش از طراحی و ساخت، ارزیابیهایی را انجام داد که بهترین ابزار برای طراحان حرفه ای به حساب می آید. اگر ما بدانیم چه چیز در گذشته عملکرد بهتری از خود نشانداده است، برای طراحی بهتر در آینده آمادگی بیشتری خواهیم داشت. با استفاده از تئوریهای کنترل می توان مشاهده کرد که محیط نقش اساسی را در شکل گیری احساس ارزشها و توانمند ساختن برای افراد و گروههای مختلف ایفاء می کند. فرضیه فضای قابل دفاع پیشبینی می کند که تغییرات مشخصی در طراحی فضاهای مسکونی که باعث کاهش فضاهای شهری عمومی و افزایش طبیعی نظارت، بازبینی و حس مالکیت توسط ساکنین می شود، باعث کاهش جرم خواهد شد. در محله هایی در اوهایو و نیویورک با در نظر گرفتن این امر در طراحی و توجه به فضاهای قابل دفاع، نرخ جرم کاهش یافته است. نمونه دیگر پارکی در یکی از محلات سیاتل می باشد که ساکنان محله نهایت مراقبت و نگهداری را از پارک محله خود انجام می دهند. شهروندان نقش فعالی را در از بین بردن علفهای هرز، تمیزکردن مسیرها و بطور کلی مراقبت از سلامت پارک ایفاء می کنند. در اصل آنها پارک را مال خود می دانند.
در پاسخ به سئوال "رابطه عین و ذهن در معماری منظر چیست؟" توضیح می دهد که برداشت و تفسیر مردم از طراحی منظر فراتر از منظره یا فرم فیزیکی محل می باشد. او معتقد است برداشتهای ما نتیجه ای از مشاهدات ما می باشد. یعنی چیزهائیست که هر یک از ما در یک زمان یا مکان مشخص دیده ایم و یا عدم مشاهده است که برداشت ما از طریق سایر راههای ناملموس می باشد. وی می افزاید دیدن همیشه به معنای باورکردن نیست، زیرا ما منظره را بغیر از چشمانمان از طریق سایر اندامهای حسیمان نیز تجربه می کنیم. بعنوان مثال تجربیات شخصی و نقطه نظرات ما که هیچگونه ارتباطی به منظره مشاهده شده ندارند چگونگی دید ما از منظره را تحت تاُثیر قرار می دهند. مطلب اصلی که آپتون می خواهد بیان کند اینست که اگر می خواهیم رفتار انسان را در مقابل محیط بفهمیم باید ابتدا ذهن و عین را در منظره را درک کنیم
دلبستگی مکانی، معنایی است، که ما در محلی که با آن آشنایی کامل داریم پیدا می کنیم و هویت مکان با محیط فیزیکی در ارتباط است. در بسیاری از موارد اینها بنظر می آید باهم درآمیخته شده و قابل تمایز نیستند. در واقع با پیشرفت دلبستگی مکانی در طول زمان، احساس هویت مکانی نیز شکل می گیرد ولی تفاوت آنها در ضمیری است که به هریک از آنها مربوط می شود. بنظر می رسد هویت مکانی برسطحی از ضمیر تمرکز دارد که ایجاد دلبستگی مکانی نمی کند. بعنوان مثال ما نسبت به خانه دوران بچگی خود احساس دلبستگی فراوانی می کنیم ولی در عین حال هویت خود را در شهر پدری خود می یابیم.



معتقد است خاطرات محیطی، زندگی ما را، بطرق مختلف تحت تاُثیر قرار می دهد. اینها احساس ارتباط با گذشته، احساسی از کنترل، اعتماد به نفس و احساسی از هویت را باعث می شود. وی با شرح خاطرات محیطی شاگردانش به چگونگی شکل گرفتن زندگیهای کنونی آنها بر مبنای این خاطرات اشاره می کند. جالب است که این سخنان با فرضیه های کنترل مشخص شده توسط جیفورد دارای نقطه نظرات مشترکی می باشند. فقدان کنترل ممکن است منجر به بروز احساس ناتوانی یا عدم توانمندسازی شود. در واقع برای کودکان داشتن احساس کنترل بر محیط اطراف اهمیت داشته و می تواند منجر به وجود احساس قوی اعتماد به نفس و عدم وابستگی در بزرگسالی شود.
هستر تجلیل جامعی از وابستگی مکانی در جامعه انجام داده است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی مکانهای مرکزی و ارزشهای آنها برای افراد است. وی با انجام پرسشنامه از ساکنین محل خواست تا محلهایی را که بیشتر برایشان ارزش و اهمیت دارند را ذکر کنند. نتیجه این تحقیق نشان داد که مکانهایی که بیشتر مورد توجه مردم بودند فاقد ارزش معماری هستند. در واقع وابستگی و هویت مکانی، ناشی از اتفاقات و خاطراتی بود که ساکنان آن محله آنرا تجربه کرده بودند. وی با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از عموم مردم و لیستی از اماکن مورد علاقه آنها تهیه کرد. این اماکن، فضاهایی بودند که مردم نمی توانستند از آنها چشم پوشی کنند. از لیستی که با استفاده از مردم تهیه شد، برای تغییر طرح توسعه و حفظ روح و فرهنگ منطقه استفاده گشت.
بعقیده برخی از کارشناسان، شهرسازان علاوه بر توجه به ارزش کاربری زمین، باید به ارزشهای احساسی، عاطفی و روانی آن نیز توجه کنند. آنها معتقدند برای انجام این امر، شهرسازان، باید روابط و دیدگاههای مختلف مردم را راجع به زمین و سایت پروژه بدانند. بعنوان مثال بازدیدکنندگانی که حالت رهگذری دارند ارزش یک محیط را در داشتن امکاناتی از قبیل ماهیگیری، دوچرخه سواری و ... می دانند در حالیکه کسانی که دلبستگی عاطفی به منطقه دارند ارزش محل را در خاطرات یا زمانی که در آنجا گذرانده اند می بینند. در عین حال دسته سومی نیز وجود دارند که برای هر دو مورد فوق ارزش قائلند. اگر شهرسازان، هر دو گروه و نیازهای آنها را درک کنند، می توانند با رعایت توازن و تعادل تصمیمات بهتری را اتخاذ نمایند.
وابستگی و توجه به محیط زیست موضوع مهمی برای تعیین و تصمیم گیری است. اهمیت این کار در تعیین فاکتورهای موُثر و میزان اثرگذاردن آنها می باشد. اینکه فقط از مردم بپرسیم که آیا به محیط علاقه دارند یا خیر در واقع تنها مطرح کردن سئوالی است که یک جواب مثبت را طلب می کند. نتایج مطالعات نشان می دهد که برخی از فاکتورهای تاُثیرگذار در دلبستگی و علاقه عبارتند از: جنسیت، سن، خاطرات بچگی، مذهب، سیاست، طبقه اجتماعی، ملیت، فرهنگ، تفاوتهای شهری و غیر شهری، روحیات و ارزشها، تحصیلات و فعالیتها. باید به این نکته نیز توجه داشت که هر علاقه ای منجر به واکنش نمی شود و در واقع افراد راحتی خود را مهمتر از علاقه می دانند. علاقه مندیهای محیطی ممکن است در سطح گسترده ای وجود داشته باشد، ولی بنظر می رسد که آنقدر پتانسیل ندارد که به عمل منجر شود.با انجام آموزشهای لازم می توان علاقه مندیهای ساکنین و افراد محله را از حالت بالفعل به حالت بالقوه درآورد و اگر قرار است محیط تبدیل به فضایی ملموس شود تنها از راه آموزش و بخصوص از سطح دبیرستان امکان پذیر است.




ما وابستگی شدیدی به قوه بینایی خود داریم. در اغلب موارد آنچیزی را می بینیم که فکر می کنیم باید ببینیم. بعنوان مثال یک شیُ ممکن است از شیُ دیگری، تنها بدلیل جایگیری آن در صفحه و زمینه بزرگتر دیده شود بدون آنکه فرقی با آن داشته باشد. همچنین ما تنها در هر زمان یک تصویر را می توانیم ببینیم بنابراین ممکن است بخشهایی از یک تصویر را که وجود ندارند با توجه به تصویری که در ذهن خود ساخته ایم ببینیم.
بنظر می رسد که ما در واقع بوسیله درک طراحیهایی که نتیجه تجربیات و آموخته های ما می باشند چیزها را درک می کنیم. درک محیطی در چند زمینه با معنای عامیانه درک تفاوت دارد. این تفاوتها عبارتند از: در میزان و پیچیدگی انگیزه: درک عامیانه به مقوله هایی مثل روشنایی، رنگ و عمق بصورت جزء می نگرد ولی در درک محیطی کل منظره بصورت واحد مورد توجه است.
در درک محیطی، شخص درک کننده، بخشی از منظره است که اغلب در حال حرکت و دیدن محل از زوایای مختلف می باشد ولی در درک عامیانه این امر صادق نیست
شخص درک کننده معمولاً بوسیله یک هدف یا مقصد مشخص و واضح به محیط متصل است و اغلب در حال انجام کاری مثل نگاه کردن به علامتها یا پیداکردن یک مسیر می باشد. درک محیطی دارای دریافت و فهم بیشتر اما نامشخصتری است، با اینکه ممکن است این امر برخی از بررسیها را مشکل می کند ولی فهم وسیعتری از درک واقعی را فراهم می آورد.




شناخت محیطی مربوط به این امر می شود که ما چگونه اطلاعات راجع به محیط فیزیکی اطرافمان را تهیه، آماده، ذخیره و فراهم می نماییم. این مقوله شامل شناخت فضایی، که به ما در جهت یابی در محیط، کمک می کند و شناخت غیر فضایی، که دربرگیرندهُ خاطرات و مدلهای ذهنی است، می باشد. ما با استفاده از ساده سازی، پیرایه گیری و حذفیات متوجه می شویم که مردم محیط پیرامون خود را چگونه می بینند و چه المانهایی برایشان مهم است. برخی روشها به ما می آموزد که لازم نیست تمام اطلاعات را مانند یک نقشه به خاطر بسپاریم. بجای آن می توانیم یاد بگیریم که اطلاعات را برحسب نیاز خود و به گونه ای خلاصه در ذهن خود نگه داریم. ما ممکن است اطلاعات را ساده کنیم، تغییر دهیم و یا حذف کنیم ولی تمام این کارها در راستای برآوردن نیازهای شخصی ما انجام می گردد. 1 و
2]بحث درباره باور " جزمیت معماری " ریشه های آن و عواقب پیروی از این باور، بخش عمده ای از ادبیات روانشناسی محیط را تشکیل می دهد. پیمایش آنها، جای دیگری را طلب می کند. آنچه در این مختصر قابل ذکر است اینست که برای فرار از دام جزمیت معماری باید میان محیط بالقوه یعنی محیطی که در ذهن معمار وجود داشته و با آرمانهای او آمیخته است و محیط بالفعل یعنی محیطی که در عمل ساخته شده و مورد بهره برداری مردم قرار می گیرد تفاوت قائل شد. هر محیط بالقوه قابلیت تبدیل به محیط بالفعل را نخواهد داشت، مگر اینکه برای شرایط فرهنگی – اجتماعی آن نیز برنامه ریزی شود.
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]رفرنس ها :[/FONT]

www.surrey.ac.uk/psychology/staffld.uzzell.htm

www.web.gc.cuny.edu/psychology/environmental.html
رازجویان، محمود - نگاهی به ائتلاف معماری و علوم رفتاری در نیم قرن گذشته - 1376
منبع :
http://www.landscape.ir
 
آخرین ویرایش:

آلوین

عضو جدید
کاربر ممتاز
نظري به بوستان

نظري به بوستان

گفت وگو با محمدمهدي محمودي درباره پارک هاي شهر




قصه از جايي آغاز مي شود که قهرمان داستان، يعني انسان، کار و زندگي اجدادي اش را رها مي کند و شهري مي شود. در اداره کار مي کند، آموزش مي بيند، تجارت مي کند و خلاصه آدم متمدني مي شود. نقطه اوج ماجرا هم اين است که دست اين قهرمان در ساخت وساز، بسيار خوب است و بسيار مي سازد. تا اينکه يک روز به خودش مي آيد و مي بيند همه چيز و همه جا را ساخته و هيچ جاي خالي براي طبيعت نگذاشته. پس مي رود، يک تکه از طبيعت را مي برد و با خودش مي آورد و در شهر مي گذارد. اسمش را هم مي گذارد باغ و بعد از مدتي هم «پارک» صدايش مي کند.

مقدمه آشناي اين قصه را دکتر «محمدمهدي محمودي» استاديار دانشکده معماري پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران روايت مي کند تا به بحث باغ و بوستان از نگاه يک معمار منظر شهري برسد. در نگاه او پارک هاي امروزي ما، ادامه همان باغ هاي قديمي هستند که نياز ذاتي انسان را به طبيعت، به شهري شده هايي که گاه روزهاي متمادي از شهر بيرون نمي روند و چيزي جز ساخته هاي دست بشر نمي بينند، گوشزد مي کنند. باغ هايي که در آغاز حضورشان، براي استفاده افراد حکومتي طراحي شده بودند و با ديواري، از دست و نگاه اغيار محافظت مي شدند. اما با گذشت زمان، پاي آدم هاي معمولي هم به اين بهشت دست ساز باز شد. اگر اين باغ و بوستان ها، يا به زبان امروز، پارک ها نبودند؛ «من معتقدم آدم ها حتي فراموش مي کردند که در چه فصلي از سال هستند. چون تغيير رنگ فصول را نمي ديدند.»

ديدن سرسبزي ها و رنگ به رنگ شدن فصل ها، شايد اولين کارکرد پارک بوده. اما امروز ديگر معماران منظر به نفس تازه کردن چشم ها رضايت نمي دهند. چون؛ «در اين سال ها پارک به يکي از نشانه هاي اصلي شهر تبديل شده.» دليلش اين است که؛ «قرار است آدم هايي خسته از کار و محيط شهر، بدون اينکه مجبور باشند چند کيلومتر از محل زندگي شان دور شوند، با همان کفش و لباس محيط کارشان، چند لحظه اي در پارک بين راه استراحت کنند، يا در مسير سبزي که برايشان طراحي شده قدم بزنند. جايي دور از ترافيک شهر و سر و صداي آزاردهنده آن.» تعدد و تنوع پارک ها، فقط به اين دليل نيست که شهرداري شهر، به حکم وظيفه، سر هر کوچه يک پارک بسازد. پارک ها در فضاي شهري امروز هر کدام براي خود هويت و کاربرد خاصي پيدا کرده اند. محمودي از اين نظر آنها را با روزنامه مقايسه مي کند؛ «همان طور که شهروندان امروز، مثل مردم هفتاد سال پيش نيستند که به يک روزنامه رضايت بدهند و مي خواهند صداها و نظرات مختلفي بشنوند، به همين اندازه هم نيازمند داشتن فضاهاي متفاوتي براي گذراندن اوقات خود هستند. پس هر کدام بر مبناي خواست و سليقه خود، پارکي يا تفرجگاهي را انتخاب مي کنند.» فکر مي کنيد اين تغيير کارکردي که از آن حرف مي زنيم، تعريف پارک مدرن است؟ «نه. تعريف پارک مدرن نيست. اما پارک هم، بايد مثل بخش هاي ديگر معماري و شهرسازي، به روز باشد. وقتي جامعه تغيير مي کند، پارک هم بايد فضاي جديدي شود، با اهداف جديد.» محمودي در توضيح اهداف جديدي که بايد براي پارک هاي امروز تعريف شود، مي گويد؛ «پيشرفت تکنولوژي در اين مورد بايد به اين صورت نمود پيدا کند که مثلاً پارک هايي داشته باشيم که هر مسير آن بوي گل مخصوصي داشته باشد. يک رنگ مخصوص داشته باشد. و خلاصه تداعي کننده يک فرهنگ خاص باشد.»

همه اينها ويژگي هاي داخلي يک پارک هستند. اما پارک ها در ناکجاآباد، يا در ميان ابري از دود و بخار به وجود نمي آيند. هميشه در فضاي شهري ساخته مي شوند و به همين دليل بايد به شرايط ساخته شدن و ابعاد آنها هم توجه کرد؛ «در يک محله ممکن است داشتن يک حسينيه کافي باشد، اما در سطح يک شهر به مسجد جامع نياز داريم.»

در مورد پارک هم چنين مثالي صادق است؛ «در محله اي کوچک، به فضاي سبز نياز داريم و در شهر به پارک هاي اصلي.» محمودي عقيده دارد اين تفاوت ها بايد به دقت در نظر گرفته شوند. چون همان طور که يک فضاي سبز محدود، جوابگوي نياز يک شهر نيست، يک پارک بزرگ براي محله اي کوچک امتيازي محسوب نمي شود و حتي مي تواند براي ساکنان محل مزاحمت ايجاد کند. براي مثال پارک هايي مثل لاله و ساعي و ملت را که در شريان هاي اصلي شهر قرار گرفته اند و خوش نشسته اند، نمي توان در محله هاي کوچک و کم رفت و آمد تصور کرد. به نسبت اين تفاوت ها؛ «مبلمان منظر شهري هم که براي هر کدام از اين پارک ها طراحي مي شود، بسته به مقياس آن متفاوت است.» منظور از مبلمان شهري، فقط صندلي و نيمکت هاي چيده شده در پارک نيست. کف سازي، نورپردازي،علايم و نشانه ها، فضاهاي عمومي و خصوصي، مسيرها، روشنايي شب و خلاصه هر چيزي از اين دست، در فهرست مبلمان منظر شهري قرار مي گيرد و محمودي با تاکيد، درباره آنها مي گويد؛ «براي اين تجهيزات هزينه زيادي مي شود.

در شهري مثل تهران که هميشه بيدار است، بايد از اين هزينه صرف شده در نگهداري هرچه بهتر پارک ها استفاده کرد تا مکان هايي داشته باشيم براي استفاده بيست و چهارساعته و هرروزه مردم. نه فقط فضايي براي تعطيلات آخر هفته.» نکته مهم در استفاده از اين فضاهاي شهري، به عقيده او اين است که پارک ها براي سپري کردن اوقات فراغت کوتاه مدت همه آدم ها، در سن و سال مختلف و با شغل و درآمد و تحصيلات متفاوت شکل گرفته اند. پس فضا بايد به شيوه اي طراحي شود که در آن براي همه احساس امنيت وجود داشته باشد. به علاوه؛ «در طراحي منظر پارک بايد روي حواس پنج گانه کار شود.

يعني امکاني دست دهد که انسان به طبيعت نزديک تر شود. بتواند طبيعت را ببيند. صدايش را بشنود. به جاي بوي شهر، بوي طبيعت را احساس کند. شيريني هوا را حس کند. هر پارکي بسته به توان و نيازش بايد اين خواسته ها را برآورده کند.» بايد ديد اين توان و نياز در مکان هاي مختلف چگونه تعريف مي شود. محمودي در توضيح تعيين اصول طراحي پارک مي گويد؛ «طراحي پارک و باغ، از معماري منظر گرفته شده که نسبت به هنر معماري، لطيف تر و احساسي تر است. به همين دليل بحث عقلاني کمتر در آن وارد شده و به احساس و عواطف بيشتر توجه مي شود. پس براي طراحي پارک، قانون مشخصي وجود ندارد. قانون هاي موجود تا اين اندازه توضيح مي دهند که پارک، طبيعتي است که به شهر آمده و کمي شهري تر و اهلي تر شده.»

البته محمودي وظيفه طراحان پارک ها و معماران منظر شهري را بسيار سنگين مي داند؛ «معتقدم اگر وارد پارکي شويم و ببينيم چند نفر در حال جابه جا کردن نيمکتي هستند، به اين معني است که نيازي وجود دارد و من، به عنوان طراح، آن را در نظر نگرفته ام. چون با نياز مردم آشنا نبوده ام. نمي توان اين جا به جا کردن وسايل را به حساب لجبازي گذاشت. طراحان معماري منظر بايد در قسمت هاي مختلف پارک، نياز شهروندان به طبيعت را به وجود بياورند.» همان نيازي که در انسان شهرنشين امروز بسيار روشن است؛ «سال هاي سال است که دست آدم شهري به تنه درخت نخورده. حالا هم که با تابلوهاي مختلف از او مي خواهند وارد چمن نشود.» محمودي استفاده از تکنولوژي را در اين زمينه به کمک مي طلبد؛ «چطور امکان دارد به وسيله تکنولوژي کاري کرد که بتوان روي چمن فوتبال بازي کرد، اما نمي شود روي چمن راه رفت و به طبيعت نزديک شد.» منظور او از طبيعت، تنها درخت و چمن نيست. کوير و خاک و سنگ و صخره را هم در کنار آب و درخت مي نشاند. همه اينها در کنار يکديگر مي توانند تصوير مطلوبي از پارک به ما بدهند.

جايي که مي توانيم در آن، به اندازه فرصت باريک و کوتاه روزهاي کاري مان، با طبيعت همراه شويم و گذر فصل ها را ببينيم و حتي به اين فکر کنيم که حافظ و سعدي و ديگراني که خيال بلند شاعرانه شان تا امروز به جا مانده، چه باغ و بوستان هايي داشته اند و در کنار چه جوي هايي نشسته اند. آيا پارک هاي امروز ما آنقدر به طبيعت نزديک هستند که در گوشه اي از آن، آرام بگيريم و اگر شعر نمي سراييم، دست کم به روح و روان خود فرصت استراحت بدهيم؟ محمودي فضاي اين پارک ها را به اين فضاي مطلوب، چندان نزديک نمي بيند؛ «براي کسي که خسته از کار روزانه به اين فضا پناه آورده، ديدن جدول هاي داخل پارک، که يکي در ميان با رنگ هاي زرد و قرمز يا آبي رنگ شده اند به اندازه همان روز شلوغ کاري، اغتشاش ايجاد مي کند. پارک مي تواند فضاي طبيعي تري باشد؛ اگر بدانيم کجا بايد مرز صنعت را کمرنگ کنيم.»
برنده جايزه افتخار طراحي منظر از سوي جامعه معماران منظر امريکا در سال 2007
مرکز هنري مسا

مکان ؛مسا؛ آريزونا

طراح ؛گروه همکاران مارتا شوارتز، کمبريج، ماساچوست

همانند بسياري از شهر هاي امريکا، شهر مسا به علت توسعه سريع و نامنظم، فاقد يک مرکز شهري بود و هيچ مکان شاخصي به عنوان يک نقطه هويت بخش، در ديد ساکنان و بازديد کنندگان وجود نداشت. وقتي از شهروندان در مورد يک هويت فيزيکي در قلب شهر سوال مي شد بيشتر آنها به مرکز خريدي اشاره مي کردند که اخيراً ساخت آن به اتمام رسيده بود. مسوولان شهر دريافتند که براي پاسخگويي به اين نياز شهري، بايد ابتکاري نوين در راستاي اصول شهرسازي جديد خلق شود.

در يک همکاري نزديک با معماران، تيم طراحي منظر به طراحي يک هسته زنده بصري و اجتماعي هدايت شد که مي توانست مرکز شهر را دگرگون کند. ماحصل اين همکاري، طراحي مرکز هنري مسا در مرکز شهر است که در آن، ترکيب معماري و منظر به شکل قابل توجهي به انجام رسيده است.

مرکز هنري مسا الگوي کاملي است از نتيجه همکاري تيم طراحي؛ کارفرما و جامعه. اين همکاري در ارتباط قدرتمند موجود بين فضاهاي داخلي و خارجي که امکان اجراي همزمان همايش و برگزاري نمايشگاه هاي بصري و آموزش را براي مرکز فراهم مي کند، کاملاً به چشم مي خورد. هويت قوي منظر خشک اطراف سايت در آريزونا و از طرف ديگر طبيعت زاينده و پايدار مرکز شهر در کنار هم ايده طراحي منظر را در اين پروژه شکل داده اند.

? ايده ها و کانسپت طراحي؛ سايت مجموعه هنري مسا، شامل سه سالن نمايش در اندازه هاي متنوع، يک گالري هنر و يک مدرسه بود. به علاوه مسوولان پروژه در انديشه ايجاد يک فضاي خارجي عمومي و خاص بودند که بتواند ميزبان اتفاقات و مراسم شهري باشد و همچنين اين قابليت را داشته باشد که بتواند محلي باشد براي همايش هاي کوچک در فضاي باز.

بعد از بررسي حداقل 12 پيش طرح متفاوت، طرحي که براي بسط و توسعه انتخاب شد يک geode براي شهر بود؛ يک سازه مرکزي با يک نماي خارجي صلب و شاخص و دربرگيرنده يک فضاي داخلي خاص.

اينگونه پيش بيني شده بود که اين سازه يک ديوار شهري به وجود آورد و تعريف فضايي جديدي ايجاد کند. نتيجه در نهايت بلوکي بود که يک ديوار خياباني در طول خيابان هاي اصلي و مرکز به وجود آورده بود و به اين وسيله يک وزنه شاخص شهري ايجاد کرده بود. اين بلوک در طول مسير خود انحنا مي يابد يا شکاف مي خورد تا به صورت بسيار استادانه اي يک گذرگاه شهري خلق کند که به عنوان يک خيابان و فضاي ورودي سه سالن نمايش عمل مي کند.

اين گذرگاه داخل مسير ديگري باز مي شود که به گذرگاه سايه معروف است. يک گردشگاه بزرگ که از ميان مجموعه با ژستي شجاعانه و منحني وار عبور مي کند. در اين مسير سايبان هايي با سازه فضاکار و شيشه رنگي سايه هاي رنگي روي زمين مي اندازند.

در صحراي جنوب غربي نور شديد خورشيد قوي ترين ويژگي محيط است و سايه هاي متنوع توليد شده از اين شيوه طراحي، اصل بنيادي اين طرح است. بنابراين کانسپت نمايش گياه کاري به روشي بود که طرح بهترين الگوي سايه افکني را به نمايش بگذارد و فضاهايي راحت و دلنشين براي استفاده کنندگان فراهم کند. در سقف گالري هنر که همتراز با خيابان است يک باغ زنده و رنگارنگ خودنمايي مي کند. در اينجا نقاشي ها در بالکن ها به نمايش گذاشته مي شوند که اشاره اي دعوت کننده است به اتفاقاتي که در زير سقف و در گالري در جريان است. ديوار هاي رنگي از شيشه هاي نيمه شفاف باغ را کوچک تر نمايش مي دهند و فضايي صميمي مي سازند که مردم مي توانند براي مدتي به دور از جمعيت و شلوغي بنشينند و صحبت کنند.

موازي با اين مسير(گذرگاه سايه) يک آب نما قرار دارد متناسب با ويژگي هاي محيطي منطقه جنوب غربي. اين آب نما عبارت است از يک راه آب پر شده با سنگ هاي آتشفشاني که در تمام طول ضلع غربي گذرگاه سايه حرکت مي کند. همانطور که در بيابان هاي اين منطقه چنين است. اين نهر خشک است اما در دوره هايي با هجوم آب از شمال به جنوب پر مي شود که ياد آور شخصيت سيل خيز منطقه است. بعد از سيل آب تخليه مي شود و دوباره اين زنجيره ادامه مي يابد. اثر خنک کننده آب و سايه ها در اين شهر که ميانگين 300 روز آفتابي در سال دارد که 90 روز آن بالغ بر 100 درجه فارنهايت است، عناصر خوشايند طراحي هستند.

عنصر عمده ديگري که در گذرگاه سايه قرار دارد يک سکوي ميز مانند است که اطراف فضا مي چرخد. اين المان چندين بار در طول ميدان عمومي پروژه ظاهر مي شود. اين سکوها داراي طول بسيار و از جنس ورق هاي فلزي نازک ضدزنگ هستند که آب در درون شکافي در داخل آنها جريان دارد. هدف از قرار دادن اين المان ها ايجاد يک شرايط شاعرانه در محل گردهمايي مردم و خلق يک تصوير جديد و عملکرددار از مرکز شهر مسا است. مرکز هنري مسا در سپتامبر 2005 به روي عموم باز شد و البته پيش از آن جاي خود را به عنوان يک مرکز همايش در ميان مردم کاملاً به دست آورده بود. اين مجموعه تا به امروز احساس غرور در ميان ساکنان مسا ايجاد مي کند و منبع درآمد شهر از راه جذب توريست به حساب مي آيد و همچنين نمونه اي مناسب براي شروع موج جديدي از توسعه شهري در امريکا محسوب مي شود.


هنري به نام باغ سازي

شايد يکي از اولين اقدامات بشر در عرصه معماري منظر باغ سازي بوده باشد؛ مرحله اي که انسان ها اقدام به ايجاد فضاي سبز مصنوع مي کنند و نهايتاً به باغ ها و پارک هاي امروزي مي انجامد.باغ سازي در کشورهاي مختلف سابقه ديرينه اي دارد. هنر باغ سازي با تقدم و تاخر زماني در کشورهايي نظير ژاپن، ايران، انگليس، فرانسه و ايتاليا وجود داشته است و در هر يک از اين کشورها، اين هنر به روش ها و شيوه هاي خاص خود انجام مي گرفته است.به عنوان مثال در باغ هاي ژاپني دخل و تصرف زيادي در طبيعت نمي شود و همه چيز همان گونه که هست، نهايت کمال و زيبايي را القا مي کند. براي مثال هر يک از اشکال و ابعاد سنگ، در باغ ژاپني معناي نمادين مشخصي دارد. سنگ بزرگ نشان کوه است؛ سنگ هاي تيز و سرکش نشان آتش و سنگ هاي صيقلي نمادي از آب. درباره باغ هاي معلق بابل هم بسيار شنيده ايم. باغ هايي که حاکم بابل، بخت النصر، براي ملکه خود ساخته بود. باغ هايي در چندين طبقه با تراس هاي وسيع درختکاري شده که بسيار شگفت انگيز مي نمايد و از آن شگفت انگيزتر نحوه آبياري اين تراس ها در سال 600 ق.م. است.در اصول باغ سازي اروپايي اما، نسبت به باغ هاي شرقي دخل و تصرف بيشتري در طبيعت انجام مي شود. باغ هاي تراس بندي شده ايتاليايي نمونه بارزي از اين تصرفند، به اين معني که باغ در سطوح مختلف ساخته مي شود. باغ هاي هندسي و غيرهندسي انگليسي که از خطوط منظم يا منحني وار و درهم پلان آنها پيداست که طراح سعي در اعلام حضور خود داشته است. اينها عمدتاً باغ هايي هستند با درختان هرس شده به اشکال متفاوت و مجسمه هاي سنگي که هر از گاهي سر بر مي آورند.

باغ سازي ايراني

برخي از صاحب نظران معتقدند که باغ سازي ايراني از زمان عيلامي ها (قرن 3 ق.م.) آغاز شده است. گروهي نيز بر اين عقيده اند که آغاز باغ سازي به زمان هخامنشيان بازمي گردد، چرا که آنان خود مبدعان قنات بوده اند و باغ هايشان را نيز با همين سيستم شگرف و پيچيده آبياري مي کردند. آنچه مسلم است هنر باغ سازي در ايران پيشينه اي طولاني دارد و اصولاً باغ در نظر يک ايراني مکاني پرارزش قلمداد مي شده است. به عنوان مثال در دوران گذشته، چون پارک ها به معناي امروزي وجود نداشتند، باغداران يزدي آخر هفته ها باغ خود را بر روي عموم مردم مي گشودند تا آنها هم بتوانند از فضاي باغ و زيبايي هاي آن برخوردار شوند. در چهارباغ هاي ايراني دخل و تصرف در طبيعت در حد ايجاد يک هندسه راست گوشه وجود دارد، اما اين مداخله به آرايش و هرس درختان نمي انجامد و گياهان به همان صورت طبيعي خود زيبا دانسته مي شوند. محوربندي يا همان آکس بندي از اصول لاينفک باغ ايراني است. از محور اصلي به باغ وارد مي شويم و اين محور که اغلب آب است، انسان را به کعبه اي کوچک مي کشاند تا در پناه سايه آن از گرماي سوزان ظهر تابستان بگريزد، آبي بنوشد، دمي بياسايد و جاني تازه کند. اين کعبه همان کوشک باغ است.اغلب ما تجربه حضور در باغ هاي ايراني را داشته ايم. باغ هايي نظير باغ ارم شيراز، باغ فين کاشان، باغ شازده ماهان يا باغ دولت آباد يزد که با آن بادگير هشت طرفه، در خاطر ما حک شده است.از باغ هاي طبس اما غافل نبايد شد که در نوع خود بي نظيرند. باغ هايي با تعداد بيشمار درختان نخل بلند که از ديوارهاي باغ سربرآورده اند و گويي اراده اي پنهان خواسته است که در دل کوير اين همه زيبايي ناگهان سبز شود.

منبع :
 

مرد تنهای شب

عضو جدید
مدیریت زمان در فضای سبز
در فضای سبز بر خلاف سایر بخش ها با موجود زنده سروکار داریم لذا توجه به زمان حایز اهمیت بیشتری میباشد.عملیات کاشت گیاهان اعم از درخت ودرختچه-گلهای فصلی و دایمی وچمن در یک محدوده زمانی مشخصی انجام میشود و بسته به موقعیت جغرافیایی محل گاه بسیار کوتاه است به طوریکه با گذشت این فاصله زمانی دیگر نمیتوان کاری کرد تا سال بعد..........

یک سال کاری در فضای سبز را میتوان به دو بخش تقسیم کرد که شروع آن از اوایل پاییز میباشد.عموما کار کاشت درختان و درختچه ها در اواخر زمستان و عبور از خطر سرما شروع میشود و حداکثر تا پایان سال طول میکشد.به عبارتی دقیقتر نیمه دوم اسفند ماه.اگر چه تجربه نشان داده که میتوان کاشت درختان ریشه لخت را بسیار زودتر از این زمان(گاه ازاوایل دی ماه) شروع کرد .بسته به موقعیت مکانی میتوان زمان مناسب کاشت را تعیین کرد اما هدف از نگارش این متن توجه به امر دیگریست:

در بهار و تابستان توجه ما بیشتر به نگهداری فضای سبز معطوف است:آبیاری در زمان مناسب-مبارزه با علفهای هرز و هرس شاخه های خشک.عملیات توسعه و ایجا فضای سبز جدید هم غالبا در فصل زمستان انجام میشود لذا فصل پاییز زمان مناسبی برای آماده سازی کار توسعه میباشد.

اغلب مشاهده میشود که در فصل درختکاری جنب و جوش دستاندرکاران فضای سبز بیشتر میشود تا بتوانند حداکثر استفاده را ببرند:فرصت زیادی نداریم-هوا داره کم کم گرم میشه-درختا دارن بیدار میشن-دیر شد......

اینها جملاتیست که با نزدیک شدن به پایان سال در جمع فضای سبزیها شنیده میشود ولی با مدیریت زمان میتوان اغلب کارهای آماده سازی مانند خاکریزی-آبدهی خاک بستر برای نشست خاک-جمع آوری نخاله ها و ..را زودتر انجام داد تا در زمان کاشت ذهنمان به مسایل دیگر از جمله انتخاب گونه های مناسب-کاشت صحیح-آبیاری به موقع ....معطوف شود.

گاه دیده میشود در زمان کاشت درختان خاک مناسب یا کود حیوانی برای کاشت چمن به اندازه کافی نداریم.از خاکهای درجه دو یا سه استفاده کرده یا کود حیوانی تازه بکار میبریم ولی با مدیریت زمان میتوان دو سه ماه زودتر خاک مرغوب در محل کاشت تخلیه کرد و یا کود حیوانی را در شرایط پوسیده شدن گذاشت.

قطعا نتیجه کار بلافاصله با گذشت چند ماه دیده میشود:نیاز به آبیاری بیشتر در بستری که به جای خاک رسی به ناچار از خاک شنی استفاده شده ویا رشد علفهای هرز به واسطه استفاده از کود حیوانی تازه نمونه ای از این موارد است.
 

مرد تنهای شب

عضو جدید
سلام بر سبز اندیشان!

در محوطه سازی سبز و طراحی باغ و فضای سبز آنچه حرف اول را می زند آشنایی طراح با گیاهان متنوع و خصوصیات گیاهان مختلف برای منظورهای خاص می باشد . در اینجا به تعدادی از گیاهانی که برای طراحی مناسب می باشند اشاره شده است . اطلاعات بر اساس جزوات درسی و جزوات کنکور کارشناسی ارشد طراحی محیط همچنین از جزوه های اموزشی سازمان پارکها و فضای سبز جمع اوری شده است.


درختان سایه انداز و پوشاننده : عرعر- بیدمجنون- چنار-داغداغان-پائولونیا-شاه بلوط هندی-توت امریکایی- درخت لاله-ابریشم-افراسیاه-نارون


درختان سریع الرشد:سرو نقره ای-عرعر-دم موشی- زیتون تلخ-چنار-سدروس-افرا سیاه-اقاقیا-پائولونیا-توت امریکایی-لاله-ابریشم-


درختان مقاوم به گرد خاک: عرعر- زالزالک-ژنکیو-چنار-لیلکی امریکایی-ماگنولیا-بیدمجنون-اقاقیا-داغداغان


گیاهان میوه وحشی (زینتی ) برای پارکها: گلابی –آلو-آلوچه-سیب – پسته –مو-فندق-گوجه- زیتون –انجیر-گیلاس-انار-ازگیل-آلبالوتلخ-زالزالک-شیرخشت


گیاهان جاذب پرنده:یاس وحشی –زیتون-زغال اخته – امین الدوله- پیروکانتا- خاس-اسپیره –یاس خوشه ای – انگور زینتی


مناسب خاک اهکی:زیتون معمولی – زربین –سروخمره ای – چنار- زبان گنجشک


مناسب اب و هوای مدیترانه ای:زربین – زیتون معمولی- برگ بو- انجیر


دارای بافت خشن : عرعر-ماگنولیا-انجیر –خرمالو-نخل زینتی –شاه بلوط هندی


دارای بافت نرم: ابریشم – لیلکی- ابریشم مصری- بید


درختان آشغال ریز:زیتون تلخ –زیتون معمولی – اقاقیا-توت امریکایی


1گیاهان معطر: سرو ناز-برگ بو –گل یخ –گل سنجد –یاس خوشه ای- اقاقیا-نمدار- پائولونیا-ماگنولیا


درختان ابدوست: چنار –توسکا-بیدمجنون- درخت لاله -


درختان جنگلی :سرو نقره ای – افرای سیاه –زبان گنجشک –اقاقیا- توسکای قشلاقی- ارغوان – کاج سیلوستر- بلوط- گز- شاه بلوط – سدروس- عرعر


درختان بادشکن: توت امریکایی – سرو نقره ای – سرو خمره ای- اقاقیا – زالزالک- نمدار- سدروس - گردو


گیاهان دارای رشد کم: کریپتومریا-زیتون معمولی – ماگنولیا – برگ بو- انجیر – زالزالک- سوفورا


گیاهان دارای رشد متوسط: پر – ژنکیو- درخت چینی – توری- داغداغان


گیاهان مناسب خاک اسیدی: عرعر- لیلکی امریکایی – توسکا قشلاقی – اقاقیا


گیاهان مقاوم به سرما:سرو نقره ای- کریپتومریا – چینی – به ژاپنی – ابریشم مصری- ماگنولیا


درختان دارای ریشه سطحی: ابریشم – آیلان – سرو نقره ای


گیاهان مناسب کاشت در شیبها: ار غوان - سنجد


گیاهان مناسب جلوگیری از فرسایش خاک : توسکا قشلاقی- چنار- بید مجنون – اقاقیا – توت امریکایی – سرو نقره ای


گیاهان طویل عمر: زیتون معمولی- شاه بلوط هندی گل سفید- سرو ناز


گیاهان دارای عمر کوتاه: زیتون تلخ – اقاقیا – افرای سیاه


درختان بر گ قرمز: افرای چناری برگ قرمز- گوجه گل- فندق – زرشک – انجیلی در پاییز- توری در پاییز- افاری ژاپنی


گیاهانی که در زمستان جلوه دارند: بید مرجانی- بید فری- فندق- گیلاس- سوزنی برگان مانند سرو کوهی رونده – سرو سیمین – انواع کاجها و سروها – پهن برگان همیشه سبز ماند ماگنولیا تابستانه و آکاسیا- گل یخ – یاسمن زمستانی


گیاهان الوان که با گل و میوه و برگ تولید رنگهای متنوع میکنند : ارغوان – سیب گل – مموزا – طاووسی – توری- ماگنولیا زمستانه – ماهونیا – پیراکانتا - دوتسیا


گیاهان پوششی مناسب کاشت در زیر درختان: سالوی وحشی- قاصدک – شنگ ترشک شبدری- پوتنتیلا


در ختان مناسب بلوار ها و کوچه ها: سرو خمره ای – ژنکیو- افرا – شاه بلوط هندی – توس – ارغوان – زبان گنجشک – درخت لاله سیب – پاولینا – چنار- لرگ – گلابی - بلوط





درختان مقاوم به سایه:سرخدار- دوگلاس – سکویا – نوئل – ممرز- هدرا - راش


درختان مقاوم به بادهای دریایی و اب شور: کلیه کاجها – ایلان – گل ابریشم – زبان گنجشک –توت – صنوبر وسپیدار – اقاقیا – گز – سنجد.
 

مرد تنهای شب

عضو جدید
ترفندهای محوطه سازی در طراحی فضای سبز

--------------------------------------------------------------------------------

استفاده از مصالح
در هنگام استفاده از مصالح در محوطه سازی پارک ها و باغات نیاز به توجه تکنیکی در این خصوص وجود دارد. مثلا استفاده از کالار سیمان در پارک ها که امروزه رایج شده و بسیاری از جنبه های زیبا شناختی آنها را نابود ساخته است. زیرا سیمان از نظر ساختار بسیار ناپایدار است، هنگامی که اولین برف می بارد بسیار شاداب و پرطراوت به نظر می رسد اما پس از آن کیفیت خود را از دست می دهد. دومین مساله این است که برف سمبل پاکی و عفت است و این درحالی است که سیمان و بتون معنای وحشت و خشونت را به انسان القا می کند. بنابراین از سیمان و بتون می بایست در مکان هایی از پارک که در معرض دید نیستند مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل سنگ نشان دهنده استحکام، وحدت و جاودانگی است. سنگ در بسیاری از ادیان مقدس است. مثلا در دین اسلام سنگ سیاهی که در کعبه زائرین ان را می بوسند و معتقدند که از بهشت آمده و در هنگام نزول از آسمان به رنگ سفید بوده اما در اثر گناهانی که بشر مرتکب شده سیاه شده است.

در قدیم دیوار باغها از ملاط ساخته می شدند که بسیار مهربان تر و ملایم تر از سیمان پورتلندی به نظر می رسید. آهک آبی از طریق حرارت دادن گچ و سنگ آهک بمنظور آزاد شدن دی اکسید کربن، بدست می آید. هنگامیکه این مواد دوباره با آب مخلوط شدند و در معرض هوا قرار می گیرند و دوباره با دی اکسد کربن ترکیب شده و به همان حالت شیمیایی اولیه باز می گردد. دی اکسید کربن به استحکام لایه های بیرونی ملاط می افزاید و بهمین دلیل شاید یک قرن بتواند استحکام خود را حفظ کند. این نوع ملاط امروزه از نظر ساختمان سازان دور مانده است در صورتیکه هنوز هم می توان از آن در محوطه سازی پارک ها و باغات استفاده کرد.
مثلا امروزه استفاده از آجر و خشت به کلی از مد افتاده تلقی می شود. اما باید بدانیم که دوام این محصول می تواند با توجه به کیفیت آن مناسب باشد. خشت های گلی که شهر باستانی بابل به کار می رفته بوسیله شل دادن به گل مرطوب درست شده است. این بلوک های گلی سپس در مقابل نور آفتاب خشک می شوند و در مکان مناسب مورد استفاده قرار می گرفتند و در ساخت خانه ها کاربرد داشته اند.

حدود 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح انسان این مساله را دریافته بود که هنگامی که گل مرطوب خشک شود تبدیل به ماده ای سخت می شود. در آن زمان از گل رس برای ساخت ظروف استفاده می شد. رومی ها مهارت لازم را در ساخت خشت کسب کرده و سپس این هنر را در اختیار مردمان شمال اروپا قراردادند. این خشت ها در قرون وسطی در ساخت دودکش ها و مناره کلیساها مورد استفاده قرار گرفت. البته امکان این نبود که در کوره های آجرپزی ابتدایی این خشت ها در دمای بالایی درست شوند.بعد از 1200 سال پس از میلاد مسیح کشورهای سفلی مانند هلند و جنوب انگلستان مبادرت به ساخت این خشت ها ورزیدند. اما در زمان حاضر این خشت ها و در واقع آجر ها به اندازه استاندارد رسیده اند اما در ساخت دیوار باغاها کاربردی ندارند، آجرهای دست ساز از نظر ساختار به گونه ای هستند که هرگز ماشین نمی تواند ان را بسازد؛ آجر های دست ساز را می توان به اندازه مورد نیاز ساخت. این طور به نظر می رسد که آجرهای دست ساز از نظر زیبایی و آذین بندی بهتر از آجرهای کارخانه ای است، البته هزینه دستمزد ساخت آنها از مواد خام بیشتر می شد؛ این مساله هم حل شد و زیبایی حاصله جای خود را به پرداخت هزینه های کلان داد. در دهه سوم قرن بیستم "وینستون چرچیل" به ساخت خشت و آجر و کارگران این حرفه بسیار اهمیت می داد.

سفال هم یکی از مصالح قدیمی است که در امر محوطه سازی باستان اهمیت بسیاری داشته است. سفال همان گل رس است که در دمایی پایین تر از کوره آجرپزی خشک می شود و به رنگ سرخ بسیار زیبایی در می آید و در گذشته بیشتر در ساخت ظرف و ظروف مورد استفاده قرار می گرفت. امروزه بسیاری از کارخانه ها به جای اساتفاده از پلاستیک و بتون استفاده از این ماده را توصیه می کنند. بسیاری از باغهای بر جای مانده از مصر باستان و روم دارای دیوارهای رنگین بوده اند که دلیل آن استفاده از گل رس و سفال بوده است. در زمان برگزاری فستیوال ها برای تزئینات روی دیوارهای پارک ها و باغها می توان از سفال استفاده کرد. هن.ز هم "توسکانی" در ایتالیا در مرکز ساخت سفال قرار دارد.

استفاده از سایه ها
حرکت دورانی زمین، حرکت قابل پیش بینی و تدریجی سایه را در صفحه یک ساعت آفتابی سبب می شود. یک اصل مهم در این زمینه این است که ساعت آفتابی می بایست در یک مکان دقیق و حساب شده طراحی شود و انتخاب این مکان از اهمیت خاصی برخوردار است. طول عقربه ساعت آفتابی به زمان، عرض جغذافیایی ساعت آفتابی، موقعیت زمین در چرخش روزانه این بستگی دارد. وضعیت سایه عقربه های در دو ساعت آفتابی همسان یک زمان واحد اما در دو باغ متفاوت، هیچگاه یکسان نخواهد بود.

نور خورشید در اثر تبدیل هیدروژن به هلیوم تولید می شود و 8 دقیق زمان می برد تا مسافت 149.6 میلیون کیلومتری از خورشید به زمین را بپیماید. اگر در ساختمان این ساعت ها به دقت بنگریم تا حدودی شگفت زده خواهیم شد. این ساعت ها بیشتر در بالای برج کلیسا نصب می شود چون زمان امر مقدسی است. چون این ساعت ها خودبخود تنظیم می شوند و اصلا نیازی به تنظیمات ندارد.

یکی از صاحبنظرن در مورد این ساعت ها می گوید : "خدای بزرگی که خورشید را طوری قرار داد تا بر شب و روز فرمانروایی کند و ستاره ها را آفرید تا شب را مغلوب خود کنند، طبیعت بشر را هم طوری خلق کرده که با این تغییرات متناوب سازگاری داشته باشد و این میل را در وجود او قرار داده تا همواره در صدد پی بردن به چگونگی گذران دقایق و لحظه ها و در نهایت زندگی باشد.
ساعت آفتابی تنها 4 روز در طول سال با ساعت های مکانیکی مطابقت می کند: 16 آوریل، 14 ژوئن، 2 سپتامبر و 25 دسامبر و در طول سال کبیسه هم این تطابق تا حدودی وجود دارد. در روزهایی غیر از این تاریخ هایی که ذکر شد در بقیه روزها در حدود 16 دقیقه این زمان عقب تر از زمان رسمی و یا 14 دقیقه جلوتر از زمان رسمی می باشد. علت این امر این است که زمین در مدار بیضی شکلی دوران می کند و زمانی که به خورشید نزدیک می شود حرکتش سریعترمی شود.

هنگامی که سرعت حرکت خورشید بیشتر می شود، زمان خورشیدی جلوتر از زمانی که بر روی ساعت های مکانیکی نشان داده می شود، است.
ساعت های آفتابی باید طوری تنظیم شوند که اطلاعات نجومی را منعکس کنند. مثلا هنگامیکه سرعت کند و یا تند می شود این مسئله را نشان می دهد که سرعت زمین افزایش و یا کاهش یافته است. قرار دادن یک صفحه میزانگر در صفحه ساعت آفتابی می تواند این زمان را به زمان رسمی تبدیل کند.چون ساعت های مکانیکی چون با زمان رسمی و استاندارد یک کشور تنظیم می شوند در بشتر موارد نمی توانند ظهر واقعی را نشان دهند. مثلا اگر انسان بخواهد بداند که خورشید چه موقع به سمت الرأس خود می رسد و باغ در چه وقت به بیشترین میزان روشنایی دست پیدا می کند. علامت و مشخصه ظهر راهترین راه برای نشان دادن سمت الرأس خورشید است. این مشخصه می تواند خط راستی باشد که در امتداد سایه محور عمود در هنگام ظهر می افتد


مأخذ : http://www.gardenvisit.com/landscape/index.htm
__________________
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش ها: nino

مرد تنهای شب

عضو جدید
هزینه های لازم برای داشتن فضای سبز پایدار
سلام!

برای داشتن یک فضای سبز مطلوب باید هزینه لازم برای آن را پرداخت.این هزینه غالبا به اشتباه فقط هزینه های احداث فضای سبز تصور میشود در حالی که فضای سبز در دو بخش احداث و "نگهداری"خلاصه میشود.

به عبارتی ساده تر ایجاد فضای سبز برای دست اندر کاران و متخصصین این امر کاری سهل و آسان است ولی مهمتر حفظ و نگهداری این مجموعه میباشد تا فضای سبزی پایدار داشته باشیم.صرف هزینه های لازم هم به دو بخش احداث و نگهداری تقسیم میشود.شاید یکی از دلایل نداشتن فضای سبز پایدار در شهرها تقسیم نادرست هرینه ها میباشد:

هر چقدر هنگام احداث فضای سبز هزینه کاملتری خرج شود هزینه نگهداری مجموعه پایین تر خواهد بود گویی آنکه رابطه ای معکوس بین هزینه احداث و هزینه نگهداری وجود دارد.

اختصاص هزینه ای برای طراحی اصولی یک مجموعه نه تنها هزینه ای اضافی نیست بلکه ضروری ولازم است.

اختصاص هزینه جامع برای سیستم آبیاری مجموعه بی شک ما را در نگهداری آن مجموعه کمک زیادی خواهد کرد.

اختصاص هزینه کافی برای ایجاد بهترین بستر کاشت گیاهان-انتخاب گونه های مناسب-کودهای شیمیایی وغیره هزینه های لازم هستند تا کار ما را در نگهداری مجموعه آسان تر کنند.

موارد فوق نمونه هایی برای درک اهمیت صرف هزینه ها در بخش های ضروری بود.

مثالی دیگر:اگر هنگام احداث یک پارک هزینه لازم برای شناسایی گونه های گیاهی سازگار با منطقه پرداخت شود دیگر مجبور نخواهیم بود پس از یک یا دو سال گونه های نامناسب را از مجموعه حذف کنیم.

خلاصه کلام آنکه برای داشتن فضای سبزی پایدار باید هزینه کافی در نظر گرفته شود.هر چقدر در بخش احداث هزینه کاملتر(نه بیشتر) صرف شود کار ما در نگهداری مجموعه آسان تر خواهد بود.
 

مرد تنهای شب

عضو جدید
فی البداهه کاری!
سلام!

حتما هنر فی البداهه نوازی به گوشتون خورده.هنرمندان موسیقی گاه بدون هیچ زمینه قبلی به روی صحنه میروند و فی البداهه شروع به نواختن و خواندن میکنند.میپرسید چه ربطی به مقوله فضای سبز دارد ؟

با خودم فکر میکردم که فی البداهه کار کردن در بخش فضای سبز هم گاه دیده میشود اما به دو شکل متفاوت:

آنچه که از گذشتگان در زمینه فضای سبز به ما ارث رسیده اغلب بدون هیچ طرح و برنامه از پیش تعیین شده ایجاد شده است.نمونه های زیادی در اطراف خود میبینیم.درختان کاج ده تا بیست ساله که در فواصل گاه تا یک متر کاشته شده اند و به مرور زمان موجب خشک شدن یکدیگر میشوند به طوریکه لازم است به تناوب دو تا سه درخت حذف شوند تا فاصله مطلوب ایجاد شود و درختان باقی مانده نفسی بکشند.

کاشت درختان با ارتفاع زیاد در میادین قدیمی شهر نمونه دیگری از این مقوله میباشد.

اگر چه نمیتوان تمام زحمات پیشینیان در امر فضای سبز را نادیده گرفت چرا که گاه گونه های گیاهی با ارزشی با قدمت بالا میراثی گرانبها برای ماست تا در گسترش این گونه ها اقدام کنیم به طوریکه منبع ژنتیکی ارزشمندی برای بذر گیری و تهیه قلمه های مناسب میباشند ولی در سالهای اخیر ایجاد فضای سبز حتی در سطوح کوچک و منازل با مشارکت متخصصین این امر همراه است.

شکل دیگر فی البداهه کاری در فضای سبز توسط طراحان و مجریان کهنه کار فضای سبز دیده میشود:آنها با استفاده از دانش و تجربه چند ساله خود کمتر از کاغذ و طرح و نقشه استفاده میکنند.تصور کنید زمینی برای احداث پارک در نظر گرفته شده است.طراح مربوطه بر سر زمین میرود و با نگاه تیز بینانه خود تمام جوانب کار را بررسی میکند.اگر برکه ای کوچک برای این پارک در نطر بگیرد با قدم های خود شروع به خط کشی محدوده برکه میکند و دستور شروع عملیات عمرانی کار را میدهد.

تفاوتی که در این امر دیده میشود اینست که گاه لازم است طراح تغییراتی را پس از اجرا اعمال کند و یا مواردی را حذف و اضافه کند.گاهی هم در پایان کار طراح آنطور که باید و شاید از کار خود راضی نیست و محبور است با کم وزیاد کردن آیتم ها به طرح مطلوب خود برسد.

اهمیت کار فضای سبز نشان میدهد که برای اجرای یک طرح ابتدا پیش طرحی تهیه و بر روی کاغذ آورده شود.نقشه طرح تهیه شود و قبل از اجرا تمام جوانب کار سنجیده شود با این حال نگارش متن فوق جنبه دیگری از کار فضای سبز بود ................................
 

مرد تنهای شب

عضو جدید
رابطه مهندسی عمران و مهندسی فضای سبز
سلام

در اغلب شهرذاریها زمانی که تصمیم به احداث یک پارک گرفته میشود پس از مشخص شدن مکان پارک نقشه ای از پارک در حال احداث تهیه میشود.در این نقشه آنچه که در وهله اول مشاهده میشود جانمایی آیتم های عمرانی و ساختمانیست:راههای دسترسی-سرویس های بهداشتی-نشیمنگاه-محل بازی کودکان-نمازخانه-دفتر پارک-اطاق نگهبانی و ........

این موارد با راههای دسترسی به یکدیگر ارتباط دارند و اغلب با جدول گذاری محدوده و موقعیتشان مشخص میشود.پس از تکمیل کارهای عمرانی فضاهای از پیش تعیین شده در اختیار سازمان پارکها قرار میگیرد تا کار فضای سبز پارک را شروع کند.

به عبارتی دیگر واحد فضای سبز در مقابل خود یک فضای از پیش تعیین شده دارد که لاجرم باید آن را سبز کند.در اغلب موارد نتیجه کار رضایت بخش نیست.دلیل این گفته آن است که بر خلاف آنچه که تا کنون رایج بوده است مهندسی فضای سبز با مهندسی عمران (که تنها با آیتم های بجان سروکار دارد)متفاوت است.

کار احداث پارک از همان قدم اول باید در اختیار مهندسی فضای سبز باشد تا در ابتدای کار به آیتم های زنده مجموعه که همان گیاهان(درختان-درختچه ها-گلهای دایمی و فصلی وچمن)توجه کند.

گیاهان و پوشش گیاهی سبز باید بر سازه های عمرانی طرح غالب باشند به طوریکه بیننده در نگاه اول این غلبه را به وضوح ببیند.

در سالهای اخیر مهندسی فضای سبز آنقدر قوی شده است که برای احداث یک پارک عملیات عمرانی کار را خود انجام دهد.این گفته نه به معنی نادیده گرفتن ارزش کار این گروه است بلکه توجه به اهمیت کار فضای سبز و جدا بودن محدوده کاری این دو گروه است:یکی با آیتم های بیجان سرو کار دارد و دیگری باید ترکیبی از دو آیتم جاندار وبیجان را با غالبیت آیتم های جاندار بر بیجان ایجاد کند.

برای یک مهندس عمران تنها نحوه ساخت سرویس های بهداشتی مورد توجه است ولی در مهندسی فضای سبز موارد دیگر ی مانند محل قرار گرفتن سرویسها-فاصله با نشیمنگاهها-دسترسی آسان و ....مورد نظر میباشد.

در مهندسی فضای سبز محل بازی کودکان تنها با مشخص کردن یک فضا و جدول گذاری و چیدن وسایل بازی تکمیل نمیشود بلکه جانمایی دقیق محل بازی-امنیت کودکان در حین بازی-در دید والدین بودن و..........در نظر گرفته میشود.

خوشبختانه در سالهای اخیر ساخت یک پارک یا هر مجموعه فضای سبز به طور کامل در اختیار طراح فضای سبز قرار دارد بر خلاف گذشته که فضایی ایجاد میشد و مجریان فضای سبز فقط در این فضا توان انجام کار با کمترین مانور بودند.

خلاصه مطلب آنکه در احداث فضاهای سبز شهری باید غالبیت آیتم های زنده بر آیتم های بیجان دیده شود که این امر در حیطه وظایف مهندسی فضای سبز است.

مهندسی فضای سبز تلفیقی از هنر و علم میباشد:گیاه شناسی-هوا و اقلیم شناسی-شناخت رنگها-روانشناسی-خاکشناسی-حجم شناسی و............
 

مرد تنهای شب

عضو جدید
نشا های فصلی
سلام!

فضای سبز شهر ها با کاشت گلهای فصلی و دایمی زیباتر میشود.گلهای فصلی بر حسب زمان کاشت به دو گروه بهاره و پاییزه تقسیم میشوند.بذر گلهای بهاره تقریبا در اواخر اسفند و اوایل بهار کاشته میشوند.بسته به شرایط آب و هوایی منطقه و عبور از سرمای زمستان و گرم شدن هوا بذر این گلها در هوای آزاد کاشته میشوند.پریوش-جعفری-آهار-ناز آفتابی-فندقی(تکمه ای)-رعنا زیبا-همیشه بهار-کوکب -اطلسی .......نمونه ای از این گروهند.

شب بو-بنفشه-مینا-گل کلم-همیشه بهار-قرنفل-کریپسوس-میمون.........از گروه نشاهای پاییزه هستند.

این گلها به سه دسته یکساله-دوساله و چند ساله(دایمی) هم تقسیم میشوند.در گلهای یکساله سبز شدن بذر -رشد نشا-گلدهی و در نهایت تولید بذر در طول یکسال کامل میشود .

میمون یک گل دو ساله است ولی عموما به عنوان گلی یکساله کشت میشود.

ریشه گلهای دایمی در زمین باقی میماند و در طول چند سال قادر به گلدهی میباشند.

در فضای سبز بعضی از شهرها به گلکاری توجه کمتری میشود شاید دلیل این امر کوتاه بودن طول دوره گلدهی باشد بویژه در شهرهای گرم و خشک با گرم شدن هوا این گلها به بذر میروند.برای رونق بخشیدن به فضای سبز شهری میتوان با رعایت نکات زیر از شادابی و طراوت گلها بهره مند شد:

-شرایط آب و هوایی منطقه در نظر گرفته شود و گلهای با دوام و سازگار انتخاب شوند.

-در انتخاب نوع بذر به منبع تولید آن توجه شود و حتی المقدور از مکان تولید بذر اگاه باشیم.

-بذر های قوی و سالم انتخاب شوند و از قوه نامیه انها با تست کاشت اطمینان داشته باشیم.

-بستر کاشت بذر خاک مناسب داشته باشد.کود حیوانی پوسیده شده که علف هرز کمی داشته باشد استفاده شود.چون هدف از کاشت این گروه از بذور داشتن گل میباشد از کود های مناسب استفاده شود:کود ازت زیاد باعث رشد علفی نشاها میشود ولی کود های فسفره در گلدهی تاثیر گذارند.

آبیاری تا زمان سبز شدن بذور هر روز لازم است:بستر کاشت باید همیشه مرطوب باشد.پس از سبز شدن بذرها دوره آبیاری را میتوان تنظیم کرد.

تا سبز شدن کامل بذور علف های هرز کنترل شوند تا بر نشاها غلبه نکنند.استفاده از علف کش ها قبل از کاشت بذر طبق دستور العمل لازم موثر است ولی عموما به صورت مکانیکی انجام میشود.

-نشاها معمولا پس از چهار برگی شدن به مکان اصلی در سطح شهر منتقل میشودند:محل کاشت اصلی قبلا آماده شود و تا حد امکان انتقال نشا ها اوایل روز (صبح) یا هنگام غروب آفتاب انجام شود.

-آبیاری بلافاصله پس از کاشت انجام شود.

-با در نظر گرفتن اندازه و شکل نهایی گلها ترتیب قرار گرفتن آنها نسبت به هم معلوم میشود:گل آهار ارتفاع بیشتری نسبت به گل مینا دارد لذا آهار در پس زمینه کاشته میشود و مینا در جلو آنها کاشته میشود.
 

مرد تنهای شب

عضو جدید
طراحی شهری
در ربع اول قرن بیستم رشد و توسعه
شهرهای آمریکا در قالب محلات فشرده و
مختلط در حال شکل گیری بود. مدتی بعد با
ظهور مدرنیسم و تغییر الگو و نگرش در شهر
و برنامه ریزی شهری شکل و توسعه شهرها
صورت تازه ای به خود گرفت. ظهور معماری
مدرن و شیوه زندگی جدید، استفاده گسترده
از ماشین و فناوری در زندگی به شکل دهی و
برنامه ریزی برای شهرها جهت تازه ای می
داد. منطقه بندی (Zoning) به شیوه غالب در
برنامه ریزی بدل شد و درست بعد از جنگ
جهانی دوم بود که توسعه افقی (Sprawl) ویژگی
بارز شهرها شده بود. پس از هویدا شدن
مسائل و مشکلات ناشی از رشد افقی، گرایشی
اساسی در میان معماران و برنامه ریزان و
طراحان شهری به ایجاد شهرها و
سکونتگاهها با مقیاسی انسانی پدیدار شد.
جنبش نیواوربانیسم. (New Urbanism) در ابتدا
این جنبش بیشتر به جنبشی در طراحی شهری
مشهور بود. اما مدتی بعد روشن شد که مقیاس
کار در این جنبش حتی منطقه شهری را نیز در
بر می گیرد و لاجرم پای برنامه ریزی شهری
به این مقوله باز می شود. در این مقاله
سعی بر این است که جایگاه برنامه ریزی
شهری در حرکت نیواوربانیستی تبیین شود.
با توجه به اینکه نیواوربانیسم نگرش نو
ظهوری در زمان خود می باشد بررسی جایگاه
برنامه ریزی شهری در آن می تواند بسیار
مفید و حائز اهمیت باشد.

واژگان کلیدی: نیواوربانیسم، برنامه
ریزی شهری، طراحی شهری، مدرنیسم.



در ابتدای قرن بیستم، علی الخصوص در ربع
اول قرن، الگوی خاصی بر شکل محلات و
شهرهای امریکا حاکم بود که ناشی از دیدی
غیر مدرن و کمابیش خالص بود. هنوز شهرها
در قالب محلات متراکم و دارای کاربریهای
مختلط برنامه ریزی می شدند. اغلب محله
های شهری برای استفاده عابران پیاده
مناسب (walkable) و دارای مقیاسی انسانی
بودند. هنوز ماشین محور توسعه و مبنای
شکل دهی به محیط نبود. مدتی پس از آن با
ظهور مدرنیسم و بوجود آمدن تغییر در الگو
ها و نگرشها، تمامی ابعاد شهر و شهرنشینی
دستخوش تحول شدند. این تحول شامل شکل کلی
شهر ( توسعه افقی به جای توسعه متمرکز و
متراکم )، سیمای شهر ( رواج معماری مدرن )،
عملکرد شهرها و ... می شد. معماری مدرن با
تکیه بر فناوری قصد بر آوردن تمام
نیازهای ساکنان و شهروندان را داشت.
مدرنیسم خود را حلال تمام مشکلات زندگی
شهری می دانست. این نوع نگرش در بعضی
موارد از پاسخگویی به نیازها و مسائل
شهروندان بازماند یا در پاره ای موارد
خود مشکلات جدیدی خلق کرد.
مدرنیسم شهر را دارای چهار عملکرد
میدانست. سکونت، کار، تفریح و راه.
مدرنیسم در پی اعتقادش به جدایی
عملکردها از هم و منطقه بندی شهر، ساختار
محلات را تضعیف و محلات ریشه دار شهرها
را در بناهای مسکونی بلند مرتبه و حجیم
مستقر در فضای سبز جای داد. رشد استفاده
از اتومبیل نیز موجب گسترش معابر عریض و
تقاطعهای غیر همسطح و اتوبانهای شهری شد
به طوریکه فضاهای هویت دار و با معنی
شهری به محلهایی برای گذر سریع خودروها
تبدیل شدند. با ادامه این روند و گسترش
جدایی کاربریها و توسعه در حومه های شهر،
شهرها به سرعت رشد و زمینهای طبیعی بکر
اطراف خود را بلعیدند. اکثریت شهرهای
آمریکا در پنجاه سال اخیر بدین صورت
گسترش یافتند. نقدهایی که به این شیوه از
توسعه و ساماندهی شهر وارد می شود، عدم
وجود مرکز شهر و عدم رعایت مقیاس انسانی
در شهرسازی آن است.
لس آنجلس کم تراکم و گسترده، و فرهنگ
استفاده از ماشین شخصی برای تردد نمونه
ای از این نوع برنامه ریزی و نگرش به
برنامه ریزی است. این شهر حتی با وجود رشد
نسبتا آرام جمعیت، نواحی زیادی از حومه
را مصرف می کند. در اغلب شهرهایی که
برنامه ریزی در آنها با این رویکرد صورت
می گرفت، مناظر طبیعی به وسیله
ساختمانها و معابر ماشین محور و بی هویت
تخریب می شدند.

جنبش نیواوربانیسم:

در اوایل سال 1960 جین ژاکوب (Jane jacobs)
کتابی تحت عنوان "مرگ و زندگی شهرهای
بزرگ آمریکا" نوشت. در این کتاب وی به شرح
وضعیت شهرهای آمریکا پرداخت. همچنین
لوئیس مامفورد (Lewis Mumford) فیلسوف تمدن
بشری و مورخ سرشناس به نقد شهرهای آمریکا
پرداخت. وی مسئله شهرسازی را با همه
ابعاد فرهنگی و تاریخی اش منظور می داشت
و از اینکه مسئله را تنها در چارچوب فنی
ببیند اجتناب می ورزید. این نقدها و
گرایش ها سرانجام به شکست Conventional suburban
development ختم شد. برنامه ریزان شهری به این
نتیجه رسیدند که رشد و توسعه افقی برای
شهر، چیزی جز گام برداشتن بسوی شکست
نیست. در طی سالهای 1970 تا 1980 این نظریات و
گرایشات گسترش و هر روز بیشتر قوام می
یافت و بالاخره در ابتدای دهه آخر قرن
بیست این گرایشات در یک گروه ائتلافی
متمرکز شد. این جریان ابتدا بیشتر اثر
محتوایی در برنامه ریزی و طراحی شهر داشت
و موجب تغییر نگرش برنامه ریزان و طراحان
به مقوله شهرسازی شد. اما دیری نگذشت که
در عمل نیز این جنبش به شکل دادن شهرهای
آمریکا پرداخت این جنبش، به
نیواوربانیسم مشهور شد. برای
نیواوربانیسم هنوز واژه مشخص فارسی وجود
ندارد ولی " شهرگرایی جدید " به آن بسیار
نزدیک است. جنبش نیواوربانیسم که همه
گیری آن در دهه 80 و 90 رو به افزایش گذاشت،
هم اکنون مبنای طراحی و برنامه ریزی بیش
از 600 شهر جدید و محله است که بسیاری از
آنها نیز در حال انجام است. این گرایش
امروزه بیشتر در کار معماران، برنامه
ریزان و نظریه پردازان مستقل دیده میشود.
شهرها و محلات شهری نیواوربانیستی بر
پایه کاربری مختلط (Mixed Use) و تنوع در مسکن
و اشتغال بنا شده است. همچنین مناسب بودن
برای پیاده روی نیز یکی دیگر از
ویژگیهاست.(Walkability) کم و بیش میتوان گفت
این جنبش گرایش بسیاری به گذشته
شهرنشینی دارد. به همین علت است که گهگاه
از نیواوربانیسم تحت عنوان طراحی
نئوترادیشنال یا طراحی نوسنتی یاد
میشود.
البته باید دانست که مقیاس کار
نیواوربانیستها تنها به محله و شهر ختم
نمیشود، چراکه بدنبال نظریات آنها
درباره طراحی و برنامه ریزی محلی و شهر
نظریات دیگری مطرح میکنند که در مقیاسی
بالاتر قرار دارد. توسعه برپایه حمل و
نقل عبوری (Transit Oriented Development) یکی از همین
نظریات است. بطور کلی میتوان گفت
نیواوربانیست نقطه تلاقی سنت و مدرنیته
است. حساسیت مدرنیستی و معماری سنتی با
هم تلفیق میشوند تا جوامع شهری
نیواوربانیستی را شکل دهند.
نیواوربانیستها به توان و قدرت محلات
سنتی برای زنده ساختن جوامع بصورت
پایدار و عملکردگرا ایمان دارند:Traditional
Neighbourhood Design. هم اکنون این جنبش که در
واقع عکس العملی به رشد افقی شهر (Urban Sprawl)
است، در مقیاس منطقه نیز تأثیری عمیق بر
چگونگی گسترش کلانشهرها میگذارد. حداقل
14 مورد برنامه ریزی در مقیاس بزرگ بر
پایه اصول حمل و نقل ارتباطی و سیاستهای
کاربری شهری و استفاده از محلات بعنوان
زیربنای ساختار یک منطقه بنا شده اند. در
مریلند و تعدادی دیگر از ایالتها اصول
نیواوربانیستی جزء لاینفک توسعه هوشمند
(Smart Groth) شناخته می شود. نتیجه اجرای این
اصول در شهرها و مراکز شهری، کاربریهای
مختلط و محیطهای مناسب برای پیاده روی
(Walkable) است. در واقع محصول اجرائیات
نیواوربانیستی که در مقیاس انسانی مطرح
است چیزی جز سکونت و اشتغال مدرن آمیخته
با سنت نیست. باید گفت که نیواوربانیسم
در بعضی موارد با عناوین دیگری نیز معرفی
میشود. مانند توسعه بر پایه حمل و نقل
عبوری (Transit Oriented Development) ، طراحی محلات
سنتی (Traditional Neighborhood Design)
 

nino

مدیر بازنشسته
به نظر شما واسه یه پارک 6000 متری زمین بازی بچه ها باید چند متر باشه؟؟؟
پیست اسکیت و دوچرخه چی؟؟و....پارکینگ باید واسه چند تا ماشین طراحی بشه؟؟
نمی دونم این استاندارو از کجا باید بیارم!
توی نویفرت و سایر کتابا که چیز زیادی پیدا نکردم....:w20:

من حدود يك سال كه با استادم كه داره پايان نامه دكتراشو مينويسه همكاري ميكنم اتفاقا موضوعش هم پارك و مخصوصا زمين بازيه ، راستش از اون موقع كه به تعداد زيادي پارك براي كاراي ميداني سر زدم فهميدم كه اوضاع زمين بازي پارك ها فوق العاده افتضاح ، البته استاندار نداره نمونش پارك گفتگو تهران كه خيلي زيبا طراحي شده با اون وسعت يه زمين بازي داره با مساحت يك دايره به قطر 15 متر !!!
اين سايتهاي سازمان پارك هاست

تهران
http://www.tehranparks.org/
مشهد
http://park.mashhadnet.com/
رشت
http://www.rashtparks.org/
 

akha25

عضو جدید
سلام
برای شروع طراحی یک بوستان سه فاز وجود دارد.فاز صفر که همان فاز مطالعات می باشد که جهت گیری و ایده پردازی از آن نشات می گیرد.فاز صفر به گزینه های پیشنهادی ختم می شود و در آخر فاز دو یا فاز اجرایی
با توجه به مساحتی که گفتید این بوستان در جزء بوستان های محله قرار می گیرد.(مراجعه به کتاب ظوابط طراحی فضاهای سبز شهری-انتشارات سازمان مدیریت، می توانید از انتشارات دانشجو واقع در خیابان دانشگاه تهیه کنید)
در بوستان های محله پیست دوچرخا سواری به دلیل مساحت کم جانمایی نمی شود به جای آن از یک رینگ ورزشی (دو) جهت ورزش صبحگاهی در پیرامون بوستان کمک بگیرید.جنس کف آن از نوعی آسفالت نرم( تارتان)می تواند باشد.موجودیت پیست اسکی بستگی به استفاده کنندکان ار آن دارد.در صورتی که تعداد افرادی که از ساکنان محله علاقمند به اسکیت باشند این فضا در بوستان قرار داده میشود. که مساحت /ان با توجه به میزان تحرک بالا باید نسبتا بزرگ باشد.در خصوص زمین اسکیت و یا زمین بازی ابعاد استانداردی وجود ندارد.اما مکانیابی آن در بوستان از ظوابط خاصی پیروی میکند.
 
  • Like
واکنش ها: nino

کلروفیل

عضو جدید
کاربر ممتاز
تنها چیزی که الان به ذهنم میرسه اینه که تو کتاب ظوابط طراحی گفته شده که نسبت قسمتهای ساخته شده به قسمتهای زیر پوشش گیاهی باید 30 به 70 باشه. پارک بازی کودک هم چون دارای تجهیزات هست جزو این 30 درصد قرار میگیره . و با در نظر گرفتن احتیاج مردمی که از اون پارک استفاده میکنن باید مساحت رو تخمین زد . در واقع قانون نوشته شده ای برای اینکه چه مساحتی از پارک برای قسمت بازی کودکان باشه در نظر گرفته نشده.

یه چند تا نکته در رابطه با مکان استقرار محل بازی کودک از همین کتاب یادم مونده که براتون میگم:

1. محل نباید مرطوب باشه
2. پر شیب نباشه
3. در معرض شدید نور آفتاب نباشه
4. دور از راه های ترافیکی باشه
5. باید بوسیله ی دیواره ی درختان یا دیوار مشبک با اختلاف سطح از سر و صدای محیط اطراف جدا بشه یا از کانون سرو صدا به اندازه ی کافی دور باشه .
6. اتاقک نگهبان مشرف به همین محل باشه
7. تلفن عمومی در فاصله ی حداکثر 200متری محل بازی کودکان باشه.
;)
 

vahid_pakrou

عضو جدید
کاربر ممتاز
سهم قطعه سبز (محوطه سازی)

سهم قطعه سبز (محوطه سازی)

سهم قطعه سبز محوطه سازی

مدل سازی اتلاف گرمای سیستم گرمایش کف با استفاده از یک مدل دو بعدی متصل به زمین

گزارش حاضر، یک مدل شبیه سازی دوبعدی از اتلاف گرما و حرارت را توسط یک ورقه روی پایه، برای سیستم حرارتی کفی، معرفی می کند. وظیفه این سیستم مدل سازی تأثیر آرایش و شکل کف پی ساختمان در کارایی سیستم گرمایش است. این مدل می تواند برای طراحی خانه های دارای پتانسیل مناسب برای سیستم حرارتی کف با توجه به اتلاف گرما از طریق شکل و ترکیب کف و پی ساختمان، استفاده شود.
بررسی ها نشان می دهد که برای یافتن میزان دقیق اتلاف گرما به زمین، مدل متحرک سیستم کف مهم است اما مهمتر از آن، تأثیر بسزایی است که پی ساختمان در اتلاف انرژی ساختمان ها که توسط سیستم حرارت کفی گرم می شوند، دارد. نتیجه این مدل سازی می تواند در طراحی خانه هایی با سیستم حرارتی کفی لحاظ گردد.

مدل شبیه سازی انرژی ساختمان
مدل سازی اتلاف گرمای سیستم گرمایش کف می تواند در یک مدل شبیه سازی شرایط حرارتی یک اتاق با گرمایش کف استفاده شود. بدین منظور مدل انتقال گرما را با خصوصیات مواد ثابت و پایدار مد نظر می گیرند. دیوارها، سقف، کف و پنجره ها با استفاده از یک متر حجمی کنترل محدود با یک طرح تهویه مجازی، مدل سازی می شوند. در این مدل، سیستم تهویه یک سیستم متعادل ساده است که دارای بازیافت گرما می باشد. اطلاعات آب و هوای ساعت به ساعت (اندازه گیری شده یا از یک طرح منبع سالانه) نیز به عنوان ورودی استفاده می شود.
بدین ترتیب، مدل در یک برنامه شبیه سازی با مدل هایی برای دیوارها،( شامل توضیح داخلی تشعشعات خورشیدی)، سقف، کف، تهویه، اتاق و اطلاعات آب و هوا با نام FHSim برای شبیه سازی گرمکن کف، بکار گرفته می شود. با استفاده از این برنامه، گرمکن کف، می تواند جزئیات به مصرف انرژی و اتلاف گرما به زمین را مشخص سازد.
پیش بینی دقیق جریان گرما و حرارت نشان دهندۀ این مطلب است که ساختمان های بزرگ می توانند به خوبی بعنوان مدل قرار داده شوند که این کار بر پایه ویژگی بعد آنها استوار می باشد. علاوه بر این بهتر است که شبیه سازی دینامیکی حرارت در لوله های گرمکن کف برای محاسبۀ دقیق اتلاف گرما به زمین، در صورتیکه هم میانگین دقیق و هم ماکزیمم جریان گرما نیاز باشد، استفاده گردد. معمولاً مقدار متوسط حرارت کف گرم شده نیاز است. اما تخمین این مقدار دشوار می باشد زیرا این مقدار به لیست طویلی از فاکتورها وابسته است که شامل میزان مصرف انرژی خانه و مقاومت حرارتی بین سیستم گرمایی کف واتاق می باشد که حتی اشتباهات کوچک در این تخمین باعث ایجاد تفاوت های بزرگ در اتلاف گرمای پیش بینی شده به زمین می گردد. مدل استفاده شده در این مقاله می تواند برای مدل سازی تأثیر پی و ساختمان کف در مصرف انرژی و اتلاف گرما به زمین توسط اتصال مدل کف به یک اتاق سنجیده و استفاده شود. با استفاده از این مدل جامع، شبیه سازی دینامیکی اتاق و سیستم گرمایی کف قابل اجرا می باشد. در این مدل تأثیر عایق در ساختمان کف و پی در مصرف انرژی خانه مهم نشان داده شده است. اما اِشکال مدل این است که کند بوده و به تعداد داده های زیادی نیازمند است. در هر حال این مدل می تواند به عنوان گامی به طرف اجرای سیستم های گرمکن کف قلمداد گردد

معماري منظر در باغ نظر محوطه سازی

معماري منظر در ايران با چند دهه تاخير نسبت به كشورهاي توسعه‌يافته بنيانگذاري شد. مجله باغ نظر با درك اهميت اين رشته در شرايط تاسيس آن و با هدف نگاه جامع به موضوع و در چارچوب انتشار موضوعي مجله، شماره دو خود را به مقالات مربوط به معماري منظر اختصاص داده است.
«باغ و باغ‌سازي در فرهنگ ايراني و زبان فارسي» از دكتر «ناصر براتي» در اين مقاله ضمن اشاره به اهميت زبان در توليد، حفظ فضا و تداوم فرهنگ و هويت در جامعه،‌ به يكي از دستاوردهاي زبان فارسي در انتقال يك حوزه معنايي و مفهومي مي‌پردازيم. اين حوزه معنايي همانا بيان فرهنگي - مفهومي فضاهاي سبزطراحي شده وساخته شده توسط جامعه ايراني درطول تاريخ است. تداوم حيات فرهنگي جوامع پديده‌اي است كه بامولفه‌هاي تجربه آن، شناخت مجدد وتكميل تجربه عجين است واين‌ها همه‌برزمينه‌جهان‌بيني ونظام ارزشي شكل‌مي‌گيرندوجريان مي‌يابند. همين امرحيات اجتماعي- فرهنگي جوامع بشري رادرطول تاريخ جاري ساخته؛ ضمن آن كه شرايط اصلاح وتغيير وتكميل آن رافراهم‌آورده است. براي همين فرآينداصلاح وتكميل ازخودمفهوم جداومنفك نيست.
«عناصر منظر در هنر ساساني» از دكتر «شهره جوادي» و «عفت بستار» هنر ساساني هنر «ايراني نو» است كه سنت‌هاي هخامنشي و پارتي را در خود جاي مي‌دهد. معماري ساساني با گنبدهاي عظيم آجري خودنمايي مي‌كند. درحالي كه همواره درارتباط با طبيعت ومنظر بوده است. آنچه امروز از اين بهشت ساساني برجاست، يك نقش برجسته و دو طاق مزين به نقش و نگارهاست. نقش برجسته‌هاي ساساني اسناد مهم و معتبري از اوضاع سياسي- مذهبي و اجتماعي در اين عصر است.
«روند طراحي وچگونگي بهره‌گيري از پوشش گياهي درمعماري منظر» از «مهدي خاك‌زند» مقاله ديگري است كه به طراحي منظر مربوط به طراحي مناطقي سرسبز مي پردازد .
«بررسي سليقه‌هاي زيباشناسانه كاربران در انتخاب نوع گياه و خصوصيات مربوط به آن به عنوان عنصري مهم در منظر» از «محسن كافي» و «مرتضي عسگرزاده» مطلب ديگري است كه در بخشي از آن مي خوانيم :" عناصر گياهان زينتي در محيط و منظر جنبه كاربردي بيش از زيبايي دارند. در اين گونه فضا بايد در كنار مسايل زيبايي به جنبه‌هاي عملكردي گياهان نيز توجه كرد. برخي گياهان كه داراي كيفيت‌هاي خاص زيباشناسانه و محرك حواس آدمي هستند، نقش كليدي در اين ميان بازي مي‌كنند. در تحقيقي سعي در برآورد نوع نگرش زيباشناسانه 450 نفر از كاربران فضاي سبز به

شكل آزمون‌سنجي شد. به گونه‌اي كه فضاي طراحي شده در نهايت مطابق سليقه كاربران است.
دكتر «علي‌اكبر سرفراز و زينب آزمون» در مطلبي با عنوان «چشمه عمارت عباس‌آباد» مي نويسد :" گرايش به آب و نوازش و ستايش آن و حتي به نوعي بازي با آب در دوره‌هاي مختلف به شكل‌هاي گوناگون وجود داشته است. اما اين امر در دوره صفويه با ساختن بناها،‌ كاخ‌ها و باغ‌هاي باشكوه بسيار چشمگير است. ميان بناهاي مختلفي كه به نام چشمه عمارت بنايي است كه در جوشش و جريان آب نقش داشته است. در ميان بناهاي مختلفي كه به نام چشمه عمارت در ايران و كشورهاي ديگر ساخته شده، چشمه عمارت عباس‌آباد بهشهر را مي‌توان چشمه عمارت واقعي دانست."
در اين شماره از بغ نظر همچنين «جايگاه طبيعت در اشعار سهراب سپهري» توسط «سيده ندا قاضي‌زاده» بررسي شده است .
قاضي زاده در بخش هايي از مقاله خود نوشته است :" «سپهري» هر چه در كشف و شهود پيش مي‌رود، طبيعت براي وي بزرگ‌تر مي‌شود. چنانچه منظومه‌هاي پاياني وي پر است از تصويرهاي تازه، گرايش، ستايش، احترام و پر شدن از طبيعت."
«روند شكل‌گيري مجموعه باغ‌هاي تاريخي بهشهر» از «سولماز مصباح نميني» همچنين عنوان مقاله ديگري از آخرين شماره باغ نظر است .
اين مقاله باغ‌هاي تاريخي بهشهر را از نظر تاريخي مورد مطالعه قرار مي دهد و سپس به طور اجمالي تغييراتي كه در هر دوره روي اين باغ‌ها به وجود آمده را بررسي مي كند.
«درآمدي بر شناخت معماري منظر» از «سيدامير منصوري» معماري منظر هنر و دانش جديدي است كه از هم‌نشيني رشته‌هاي مختلف علم و هنر پديده آمده است. موفقيت آن در سامان‌دهي فضاهاي بيروني و توجه خاص به زيبايي فضا و ابعاد خاطره‌انگيز آن موفقيت ويژه‌اي براي آن در ميان هنرهاي رايج جهان كسب كرده است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

free4cad

عضو جدید
اينم كمك

اينم كمك

بچه ها این تاپیک رو باز کردم چون یه پروژه طراحی پارک دارم...یه پارک 6000متری تو یه بافت تجاری مسکونی در غرب مشهد....فعلا در مرحله مطالعاتی هستم...ولی خیلی گیجم چون اولین بارمه!
بچه های معماری و عمران!
مدیرای تالار!
بزرگ ترای سایت!
ترم بالایی های عزیزم!
کمکم کنید.... :w27:


سلام .. ببين .. من تو مسكن و شهرسازي مشهد هستم .. خواستي بيا يا با 09352600194 تماس بگيز .. شايد بتونم كمكت كنم .. نقشه اينجا هست .. خودمم يه نمونه دارم تو فايل كد .. اما خيلي سنگينه حجمش .. اين پاركه مشهد ساخته شده توسط 2 تا استاد رشته معماري ..

اما كلا به مسيرهاي عبوري .. ميزان ترافيك انساني و ماشيني ..
مسيريابي تابش خورشيد در فصول مختلف كه در نتيجه ميتوني براي جايگيري نيكمت ها و مكانهاي استراحت ازش استفاده كني .. يعني درختارو جايي بذاري كه با توجه با تابش خورشيد سايه به وجود آمده جاي نيكت بيفته .. يا آبنما بايد از درختا دور باشه چون برگ درخت اگه بيفته توش كثيف ميشه به مرور زمان

امكانات تفريحي حتالمقدور نزديك ديد آپارتماني باشه و درخت اطرافش نباشه كه امنيت حفظ بشه .

جنس كف زمين بازي از خاك و شنگ نباشه .

از كنده چوب مصنوعي به عنوان جنسيت حفاظها استفاده بشه .. موقعيت نگهباني نزديك ورودي باشه .. راه هاي اصلب ورود و خروجت از 2 تا بشيتر نباشه به خاطر امنيت ..

براي حرفه اي شدن طرحت به يه سايت گل و گياه سر بزن و از توش گياهان تزئيني و ببين و حتي از عكساش در پرو‍‍ژت استفاده كن و از گونه هاي مختلف استفاده بشه حتما .. مسير براي دوچرخا جدا از عابر پياده باشه ..

در نزديكي آبنما ميتوني كافه سنتي با فضاي باز استفاده كني ... استفاده از المان يا همئن نمادهاي معماري هم به سليقه خودت ميتون خوب باشه .. كاري داشتي بگو حتما
 
بالا