زنها ، مردها ، فضاها

hadi1525

عضو جدید
کاربر ممتاز
زنها ، مردها ، فضاها


طراحی فضا و مکان متأثر از خواست‌ها و اعمال قدرت گروه‌های مختلف اجتماعی است. آیا این بدان معناست که شهرسازی و طراحی محلات، مکانهای عمومی، امکانات حمل و نقل، خرید و دسترسی به خدمات، آموزش و کار، به نوعی زنانه-مردانه است؟

کارشناسان پاسخ می‌دهند: آری! و بیش از آنکه تصور شود.
طراحان شهرسازی در آلمان این موضوع را از جنبه های مختلف پژوهیده‌‌اند. آنان برای پژوهشی دقیق، از همه آمارها و داده های ثبت شده برمبنای منطقه و جنسیت کمک گرفته‌اند، تا تفاوت در نحوه تحرک، امکان تحرک و نیازهای دو جنس به فضاهای آموزشی، امکانات کارآموزی، شغلی و تلفیق خانواده و کار را بررسی کنند موضوع بررسی تفاوتهایی است که به عقیده طراحان شهرسازی مدرن باید از این پس بیشتر به آنها توجه شود.

بررسی‌های زنانه
پژوهش‌های زنان در معماری و شهرسازی در آلمان تاریخی تقریبا سی ساله دارد. با فعال شدن زنان در معماری شهری، به نیازهای گروه های مختلف اجتماعی و ایجاد "فضاهایی" که به این نیازها پاسخ دهند نیز رفته،رفته توجه بیشتری شد.
در دهه نود دامنه این پژوهشها گسترش یافت، پژوهشهایی که توسط زنان و برای زنان انجام شد. زنان در این بررسی ها فقط به مشکلات شهری در ارتباط با نیازهای زنان توجه نکرده‌اند، بلکه نیازهای کودکان، جوانان،افراد مسن و یا معلول را نیز در طراحی شهری دخالت داده‌اند. این پژوهش ها در سطح محلی، منطقه‌ای و هم چنین سراسری انجام گرفتند. از جمله نیاز به فضاهای عمومی، فضای سبز، خدمات، مسکن، چگونگی طراحی مجموعه های مسکونی و غیره.
شهرسازی تا این زمان هنوز توجه لازم را به مشکلات زنان نظیر پیوند کار و خانواده و یا امنیت آنها نکرده بود. البته هنوزهم نمی‌توان از همه‌گیر شدن یا کافی بودن تلاشهایی که در این زمینه شده سخن گفت. در حقیقت همه کوششها برای به عمل درآوردن ایده های نو درشهرسازی در عمده کشورهای صنعتی در میانه راه است، و در کشورهای درحال توسعه شاید تنها در آغاز راه!


پیوند کار و خانواده، یک نیاز طراحی شهری
حتی در کشورهای صنعتی، اگرچه دائما بر تعداد مردانی که در سرپرستی کودکان شرکت فعال تری می‌کنند افزوده می‌شود، اما هنوز بار اصلی بردوش زنان است. یکی از گروه های اجتماعی در اروپا را زنانی را تشکیل می‌دهند که به تنهایی سرپرست خانواده هستند. این گروه به خدمات شهری ویژه نیاز دارد.
نتیجه پژوهش ها این را نیز نشان داده که هنوز هم این بیشتر مردها هستند که از اتوموبیل برای رسیدن به محل کار یا انجام کارهای روزانه استفاده می‌کنند. زنان چه برای رسیدگی به امور خانه و کودکان و چه برای رسیدن به محل کار، هم چنان مشتریان اصلی وسایل نقلیه عمومی هستند.
با درنظر گرفتن این مجموعه طراحان شهری به الزام‌های زیر برای شهر ایده‌آل رسیدند:
- راه های کوتاه برای دسترسی به خدمات،
- گسترش وسایل حمل و نقل عمومی، برای پاسخگویی به نیازهای فردی که مسئولیت اصلی کار خانه یا بیرون از آن را بدوش می‌کشد.
.- ایجاد امکانات آموزشی، فرهنگی و تفریحی و بویژه کاری قابل دسترس

مدل ایده‌آل مردانه
در مورد آخر یعنی دردسترس بودن امکانات کاری، باید به این نکته اشاره کنیم که تا قبل از پژوهشهای زنان در این زمینه، همواره مدل ایده‌آل برای شهرسازی به شدت مردانه بوده است. ایده‌آل مردانه جدایی کامل فضاها و به عبارتی جدایی مکان ها براساس عملکرد آنها بود. طبق این مدل مناطق کاری بکلی از مناطق مسکونی جدا طراحی می‌شدند، مدلی که بسیار مردانه بود وهنوز هم هست؛ مردانه است به این معنا که مرد صبح خانه را ترک می‌کند، به محل کارش می‌رود و هنگامی که به خانه بازمی‌گردد، می‌خواهد فقط به فضایی برای تفریح و استراحت بیندیشد. اما آن "دیگری"، یعنی زن، که مسئولیت خانه و کودکان را برعهده دارد، هیچ امکانی برای دسترسی سریع و ساده به فعالیت های اجتماعی، محل کار ویا آموزش را ندارد.

مدل زنانه
طراحان زن به تلفیقی از این دو اندیشیده اند، به راه‌هایی که باید میان خانه و کار، خانه و آموزش، و خانه و امکانات فرهنگی پیوند زنند. مدل آنان ایجاد پلی میان این دو و ایجاد فضاهایی زنده و با تحرک است، یا بنوعی بازگشت به هسته شهرسازی قدیمی اروپایی.
اما در شهرهای بزرگ امروزی ایجاد این تغییرات چگونه ممکن است؟ "آنکه شرودر" از انستیتوی شهرسازی دانشگاه هانوفر در این باره به دویچه وله می‌گوید:
"با تمهیدات معینی می‌توان این پل های ارتباطی را میان محلات مسکونی با فضاهای کاری و آموزشی ایجاد کرد. یک مثال بزنم. در نقشه حمل و نقل عمومی همه گره‌گاه های وسایل نقیله همگانی در مرکز شهرهاست. هیچ امکان ارتباطی مستقیمی میان یک منطقه با منطقه دیگر بدون عبور از این گرهگاه وجود ندارد. یا به عنوان نمونه رسیدن از یک منطقه به شهر یا روستای مجاوری با استفاده از وسایل نقلیه عمومی بدون عبور از مرکز شهر بسیار محدود است. به هنگام برنامه ریزی باید به این مسایل و بسیار عوامل دیگر دقت شود. باید به جزییات و محله ها توجه کرد. به اینکه چه کسانی در این محل ها زندگی می‌کنند و چه نیازهایی دارند، نه اینکه معیار را تنها اقتصادی بودن طرح قرار داد."

امنیت، مسئله ای حیاتی اما در حاشیه
موضوع امنیت نیز از مسایل عمده در شهرسازی است که به همه ارتباط پیدا می‌کند، قبل از همه اما به گروه های اجتماعی که مورد تهدید بیشتری قرار دارند: زنان و کودکان. جالب است که در این زمینه نیز ابتدا زنان بودند که دست به بررسی پروژه هایی زدند که محور آنها امنیت فضاهای عمومی برای شهروندان بود: آنکه شرودر، می‌گوید: "بایستی از ایجاد فضاهایی که دید ندارند، تاریک هستند، محل اختفا هستند و نظارت اجتماعی بر آنها محدود است، خودداری شود. تأمین امنیت برای همه است، اما طبیعی است که در این مورد هم زنان بیشتر از مردها از در خطر هستند."

نیازهای شهرسازی از زبان شهرسازان ایرانی
اگرچه نیازهای گروه های اجتماعی مختلف در کشورهای مختلف شباهت های زیادی به هم دارند، اما موانع پیش روی طراحی شهری با هم متفاوت‌اند. برای روشن شدن مشکلات شهرسازی ایران و نیازهای زنان نظر سه نسل از شهرسازان زن ایرانی را پرسیدیم. دکتر گیتی اعتماد استاد سابق شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی یا همان دانشگاه ملی قدیم می‌گوید، با مشکلات حادی که ما با آنها سروکار داریم، از ترافیک گرفته تا آلودگی هوا و کمبود فضاهای عمومی شاید سخن از نگاه جنسیتی و طرح تفاوت شهرسازی مردانه و زنانه کمی "لوس" به نظر بیاید:
"ولی مسلما در این فضاها به زنان مشکلات بیشتری تحمیل می‌شود. مثلا نمی‌توانند آزادانه به هر فضایی وارد بشوند و یا از هر فضایی استفاده بکنند، چه پارکها و چه مکانهای ورزشی. همانطور که می‌بینید بخاطر مسئله‌ی حجاب و غیره ما از فضاهای عمومی ورزشی نمی‌توانیم استفاده کنیم و حتما باید فضاهای سرپوشیده باشد. البته صحبت‌اش هست که در بعضی جاها انجام شده، مثلا پارکهای اختصاصی برای زنان انجام داده‌اند. ولی خب ما دلمان می‌خواهد با خانواده برویم پارک و از فضا استفاده کنیم. نمی‌شود که زنان به صورت تنها بروند. اینها مسایلی‌ست که واقعا پیش روی زنان هست."
در این مورد دکتر لادن اعتضادی معمار و استاد رشته شهرسازی این دانشگاه نیز با خانم اعتماد هم نظر است:
"برای اینکه نظریه‌ای ارائه بشود باید در وهله‌ی اول یک مفهوم کلی داشته باشد برای جامعه در مفهوم امروزی که یک مفهوم جهانی هست و بعد فکر کنیم روی مسایل محلی و منطقه‌ای و در آنجا به خرده فرهنگها توجه کنیم که مسلما آنوقت نیازها ممکن است اولویت‌‌بندی بشود که در کجاها به مسایل بچه‌ها باید بیشتر توجه شود و در کجا باید به مسایل سالمندان و در کجا به مسایل زنان و جوانان و غیره و غیره."
لادن اعتضادی مشکل را فقط در زمینه زنان نمی‌بیند. او معقتد است شهرها و فضاهای شهری برای همه مشکل سازند:
"مثلا مسئله‌ی پیاده‌‌ها در شهر واقعا مشکلی هست که دیده نشده، یعنی ما یک مسیر راحت پیاده نداریم در شهر، حالا چه برای زنها، چه برای مردها، چه برای بچه و چه برای گروههای آسیب‌پذیر. فعالا ما از نظر شهرسازی واقعا مشکل داریم. مسئله‌ی سیمای شهری‌مان، مسئله‌ی فضاهای شهری و همه اینها با وجود اینکه خب سالهاست داریم طرح جامعه تهیه می‌کنیم، طرحهای مختلف شهرسازی می‌دهیم، ولی در اجرا بخاطر مسئله‌ی اقتصادی و اجتماعی و همینطور مسئله‌ی مالکیت و غیره و غیره ما توی اجرا مشکل داریم. یعنی آن ایده‌های شهرسازی به آن صورت پیاده نمی‌شوند. و من مشکل را فقط در زمینه‌ی زنان نمی‌بینم."
 

mpb

مدیر تالار مهندسی معماری
مدیر تالار
فضای مردانه

فضای مردانه



فضاهایی که محیط ساخته شده ما در آن ها جنس بندی می شوند فضاهای مردانه نام دارند (به مدخل فضای زنانه نگاه کنید). مکان هایی که می توانند به عنوان “فضای مردانه” مشخص شوند، بروز فعالیت های با تاثیر مردانه و قدرت را تسهیل می کنند. فضاهای جنس بندی شده که توسط جنبه های مادی و غیرمادی جامعه تولید می شوند، تاثیرات بر خود و جنس دیگر را به نمایش می گذارند. جنبه های محیط مادی مانند حال و هوای مردانه در یک بار ورزشی، به تعریف فضا بر اساس استفاده جنس غالب کمک می کند. رفتارهایی که از دیدگاه اجتماعی در فضای مشابه قابل پذیرش هستند یا رفتار هایی که بسته به جنسیت به راحتی قابل تایید نیستند، شامل عملکردهای اجتماعی غیرمادی می شوند که به تعریف استفاده جنس غالب نیز کمک می کنند. این دو بعد به همراه هم عملکردهای اجتماعی را هماهنگ می کنند که “فضای جنس بندی شده” را خلق می کند.
فضاهای مردانه فضاهایی هستند که از لحاظ تاریخی مردان بیشتر از زنان در آن ها اجتماع می کرده اند، فضاهایی که مردان از نظر قدرت آرایی در آن ها برتری متمایزی دارند. بارها و استادیوم های ورزشی نمونه های بسیار خوبی برای این فضاها هستند، گواینکه مکان هایی مانند رستوران هایی که مردان و زنان در آن ها به ارائه نقش های اجتماعی سنتی غالب/مغلوب می پردازند نیز واجد چنین شرایطی هستند. شرکت هایی با کارگران یقه سفید مدت های مدیدی است که با تسلط جنس مردانه عجین هستند و می توان به عنوان فضاهای مردانه به آن ها نگریست. در واقع در بیشتر بخش های دنیای شرکت های بزرگ – اگر نگوییم از نظر مجازی تمامی آن ها- مردان در برابر “زنانه شدن” دکور شرکت و طراحی داخلی آن مقاومت می کنند. آخرین نمونه بارز “فضای مردانه” می تواند هر گونه تسهیلات عمومی برای مخاطب انبوه را شامل شود که در آن شمار برابر حمام ها برای هر دو جنس به گونه ای دردناک این واقعیت را نادیده می گیرد که زنان هنگام تجمع خود به تعداد بسیار بیشتری حمام نیاز دارند تا مردان. خطوط دراز آسیب شناختی زنان بیرون از دستشویی های زنانه در سالن های بزرگ کنسرت کلاسیک تراز بالا، این تعصب را به گونه ای عالی روشن می سازد.
توافقی ضمنی وجود دارد مبنی براینکه حوزه خانگی، فضایی زنانه به شمار می رود و حال آنکه مکان هایی کنش و دیدارهای عمومی فضاهایی مردانه هستند (به مدخل فضای زنانه نگاه کنید). بااینهمه فضاهایی که به طور سنتی مردانه تلقی می شوند اخیرا با حضور و دگرگونی زنان مورد هجوم قرار گرفته اند (پتی، ۲۰۰۳):
“جنس مذکر غربی تا اندازه زیادی به بیرون از فضاهایی رانده شده که پیشتر فضاهایی مطلقا مردانه به شمار می رفت. محل کار، میخانه و کلوپ ورزشی همگی فضاهایی هستند که با میزان فزاینده ای از شرکت و ورود زنان روبرو شده اند.”
با اینهمه براساس این گزارش، “دوجنسی شدن” فزاینده فضاهایی که پیشتر مردانه بود، به بازتعریف مردانگی بازمی گردد که به گونه ای مفرط ویژگی های مردانه را تقویت می کند.
“فرسایش فضای منحصرا مردانه گذشته و شکست بازتعریف فضاهای جدید و سلامت برای مردان، به بازتعریف مردانگی انجامیده که آشکار تعریفی جنسی، تهاجمی و همزمان خشن است… مرد آرمانی، دیگر snag (مرد احساسی عصر جدید) میانه دهه نود نیست، بلکه حالا “پسرجدید” تهاجمی است که توسط مجلاتی مانند ماکسیم و اف اچ ام مردمی می شود و با فرهنگ ورزش، مدارس، تلویزیون و موسیقی تقویت می شود.” (پتی، ۲۰۰۳)
اکنون، که فضاهای واقعا مردانه زیر فشار اجتماعی عقب نشینی کرده و به جای دادن هر دو جنس در خود سازگار می شوند، فضاهای مجازی مردانه که نوعی قطعی و اغراق آمیز هستند، در فیلم ها، مجلات، بازی های ویدیویی، ورزش های “سخت” و تلویزیون (برای نمونه به کمدی شوی مردانه، و نیز بازی های فوق خشن یا افراطی ویدیویی موجود در بازار نگاه کنید که در ست های خانگی با آن ها بازی می کنند) گسترش می یابند. انسان نمی تواند به طور فیزیکی در این فضاهای مجازی حضور پیدا کند، اما آن ها بحث منحصرا مردانه را بازتولید می کنند، البته به گونه ای اغراق آمیز و بی تردید بیگانه. پتی از ارزیابی از میان رفتن فضاهای مردانه در جامعه ما این طور نتیجه می گیرد:
“این یک ندا از سوی کلوپ های منحصرا مردانه، تفکیک پسران و دختران در کلاس، یا ایجاد یک سلسله مراتب جدید جنسیتی نیست. بلکه فریادی در جستجوی تعریف های سودمند از هویت مردانه است و تدارک محل های دادرسی (فرهنگی، ادبی، سیاسی) است در آن مردان به آزمایش مردانگی خود در واژگان صادق و بی پیرایه تشویق می شوند. مرد در حال از میان رفتن به سرعت توسط موجودی جایگزین می شود که از یک آلت مردانه در حال راه رفتن و دو مشت تشکیل شده. به راستی مکانی نگران کننده است.” (پتی، ۲۰۰۳)
ملاحظات فوق دقیقا جالب است، زیرا به معرفی این مفهوم مهم می پردازد که فضاها در فرهنگ ما هم حقیقی و هم مجازی هستند (به مداخل زندگی شبانه و فرارهای شبانه شهری؛ رویکرد اجتماعی-فضایی نگاه کنید). با اینهمه این ادعا که در حال حاضر محیط های موجود به طرز فزاینده ای دارای کنترل دوجنسیتی هستند، ممکن است نوعی اغراق باشد. هنوز جوامع به مردان قدرتمند برای تسلط اطمینان می کنند. این واقعیت به تنهایی متضمن این مفهوم است که در اکثر فضاها، فعالیت ها با تعصب مردانه صورت می گیرد و تاثیر آن نیز غالب است. از این رو، در جامعه، خلق فضاهایی منحصرا زنانه یا فضایی که برای نمونه پاسخگوی حساسیت ها و نیازهای کودکان باشد، به عنوان ملاحظه ای مهم در طرح ریزی اجتماعی باقی می ماند.

منبع:anthropology
 

mpb

مدیر تالار مهندسی معماری
مدیر تالار
فضای زنانه

فضای زنانه




بیشتر روابط اجتماعی در جامعه، روابط مردانه هستند. این مردانه و زنانه بودن به مثابه خصوصیات فرهنگی، به شکل روابط فرمانروا/فرمانبردار با یکدیگر مربوط هستند. مردان در جامعه ما قدرت را در دست دارند، این قدرت به صورت قابلیت تعریف موقعیت ها و کنترل برآمدهای اجتماعی ظاهر می شود. مردان در جایگاه هدایت و کنترل در سازمان های قدرتمند اقتصادی و ساختار سیاسی ما جای دارند. این نظام سلسله مراتبی با تسلط جنسیتی در فضای مردانه به صورتی مطلوب نمود می کند (به مدخل فضای مردانه نگاه کنید). در مقابل، جایگاه اجتماعی فرمانبردار که به زنان تعلق دارد، نیز محیط هایی می آفریند که زنان در آن قدرت را به دست دارند. این ها نمونه هایی از "فضای زنانه" هستند (اسپین، 1992).
به ملاحظات زیر که توسط لارا زادور(Lara Zador) (2001:1) به رشته تحریر درآمده نگاه کنید:
"تصور من از زنانگی به فضا پیوند خورده، من از اشغال بیش از اندازه فضا به نوعی می ترسم، به هرجهت فضا امری مردانه است و من هرقدر زنانه تر باشم، فضای کمتری اشغال کنم ... دوستم یک یادداشت برایم فرستاد و ضمن اینکه در آن بابت اندازه کاغذ نامه ای که استفاده کرده بود، عذرخواهی می کرد، اظهار کرده بود نگران است فضای بیش از اندازه ای را با کلماتش اشغال کرده باشد. زنان تنها وقتی فریاد می کشند که می خواهند بگویند "نه"، و این به معنای زمانی است که فضایی کاملا خصوصی در معرض تجاوز قرار دارد- یکی از تنها فضاهایی که زنان می توانند فضای مخصوص خود بخوانند."
کاوش فضای زنانه مانند فضای مردانه، فضاهای فلسفی فکری یا مجازی را شامل می شود. ممکن است در ادبیات، فیلم ها و تبلیغات از "فضای زنانه" صحبت شود. الن مک کراکن (Ellen McCracken)(1999) بر سر این موضوع بحث می کند که چطور نویسندگان لاتین از فضای دینی کلیسای کاتولیک تفسیری دوباره ارائه داده اند و از این مفهوم در عملکرد تلفیق عقایدی دین سانتریا (Santeria){غرب آفریقا} سلب مالکیت شده است. این موضوع رایجی است که در پاسخ های زنان به تسلط مردانه بر فضاها دیده می شود. محیط ها تغییر نکرده اند؛ تنها نمادگرایی و اهمیت آن هاست که با خوانش های مختلف و واژگون بحث فمینیسم دگرگون شده است. ارزش چنین نوشته هایی در اینست که اهمیت دگرگونی فضا را به خوبی خوانش های مکرر نمادین در عملکرد حساس فمینیسم تصدیق می کنند.
صدای زنان شنیده می شود اما در طرح ریزی های شهری و معماری به سختی تشخیص داده می شود و به ندرت به تایید می رسد. دالرز هایدن (Dolores Hayden)(1981) در اثر نوآورانه خود به شرح کامل سهم زنان در طراحی منزل، شهرها و حومه های شهر می پردازد. نقش زنان پیشتر در سال های دهه 1920 در ماندن در خانه و خانه داری و سپس شرکت فعال در صنعت خلاصه می شد. این امر آشپزخانه منزل را به معمول طبقه متوسط تبدیل کرد و خانه مجردی حومه شهری را به محیط جدید زنان. فرهنگ امروز حومه شهری به خصوص مدل های خودرو، بازتاب نقش مادرانه بسیاری از زنان طبقه متوسط هستند که می بایست در فعالیت های روزمره حومه شهری در محیط هایی نسبتا خالی از شبکه حمل و نقل عمومی، کودکان خود را با خودرو به مقصد برسانند. بنابراین هنوز ممکن است اظهار شود سوپرمارکت های بزرگ، مراکز خرید و طبقه متوسط و خانه های مجردی، نمونه هایی از "فضاهای زنانه" هستند.
بر اساس نظریه قالب جمعی (Matrix Collective)(1984) کنترل زنان بر دکوراسیون خانه های مجردی آنان را قادر به ابراز خویشتن و تاثیر بر دیگران از طریق انتخاب های محیطی شان نموده. این محیط با فضای بیرونی که توسط مردان کنترل شده و می شود، در تقابل باقی خواهد ماند. همین طور برنارد و شلافر (1993: 338) درباره خیابان این طور می گویند:
"شما چه دامن چاک دار بپوشید و چه لباسی تماما پوشیده ، این پیام را انتقال نمی دهید که شما به قدری جذاب هستید که یک مرد را از خود بیخود خواهید کرد، بلکه پیامتان این است که قلمرو عمومی به آن مرد تعلق دارد و شما با اجازه او و تا زمانی آنجا هستید که از قوانین او تبعیت کنید و تا زمانی که جایگاه خود را به خاطر داشته باشید."
این تمایز فضایی نقشی مهم در اجتماعی سازی مداوم نسل جوان و هدایت آنان به تقسیم جنسیتی نقش ها ایفا می کند، امری که تعصب جنسیتی جامعه آن را بازتولید می کند. ایرادهای دیگری در مورد تحلیل فضایی حساس به جنسیت نیز به جامعه وارد است.
"طرح ریزی اجتماعی به گونه ای تغییرناپذیر این طور حکم می کند که سهم عمده فضای باز به فعالیت هایی تعلق داشته باشد که به طور سنتی تحت کنترل مردان بوده است، مانند ورزش. فضاهای مادرانه اصلا به ندرت ملاحظه می شوند و اغلب به زمین های بازی محدود می شوند. ایجاد محیط های امن برای کودکان و مادران به کمی طرح ریزی نیاز دارد. در کلمبیا، مریلند، یکی از شهرهای کاملا طراحی شده در ایالات متحده، فضای مخصوص عابران پیاده و ترافیک با جداسازی فضاها از یکدیگر متمایز شده اند. این چهره کلمبیا، حفاظت از کودکان در هنگام بازی را برای مادران آسان تر می سازد." (گوتدینر و هاچیزون، 2000:167)
دیگر کشورها از جمله کشورهای اسکاندیناوی، قوانین صریحی در مورد فضاهای عمومی و حمل و نقل عمومی مادران دارای کودک دارند. این شهرها نسبت به شهرهای ما برای آنان امن تر هستند.


منبع:anthropology
 
بالا