[گیاه شناسی منظر] نقش گياه در ساختار فضاكيفيت فضاي

H.SHafiee

عضو جدید
کاربر ممتاز
نقش گياه در ساختار فضاكيفيت فضاي

مقدمه
فضاي شهر از عرصه‌هاي متعلق‌به كاربري‌هاي شهري مختلف و سازماندهي آنها تشكيل‌يافته‌است. هر عرصه كاربري، خود داراي فضاهاي پر و خالي است كه با استقرار ساختمان‌ها، ديوار يا حصارهاي سخت يا نرم و لبه‌هاي آنها سازمان يافته‌است. لبه‌هايي كه استقرار عرصه‌هاي شهر را از يكديگر جدا مي‌كنند.
بدين‌ترتيب عرصه‌هاي شهري فارغ‌از وجود گياه و مبلمان فضاي‌باز خود داراي ساختار و سازماندهي ويژه‌اي است كه به‌وسيله عناصر معماري به‌صورت نماها و ديوارها سازمان يافته‌‌است. اين فضاي پرو خالي، كالبد خشك و بي‌روحي را شكل‌داده‌است كه عملاً لطافت و تنوعي در آن نيست.

با ورود عناصر شكل‌دهنده منظر ازقبيل گياه و مبلمان شهري و كف‌سازي‌ها فضاي بي‌جان شهر روح و هواي ديگر به‌خود مي‌‌گيرد كه اين تغيير كيفيت و ويژگي‌هاي خاصي به‌فضاي شهر مي‌بخشد، گويي روحي است كه به كالبد فضا دميده مي‌شود. عناصر فضاي باز شامل دو بخش است: عناصر سخت و عناصر نرم، استقرار هريك‌از عناصر فضاي باز در سازماندهي فضا نقش بسيار مؤثري دارد.
مناسبات فضا، مقياس، معني و هويت فضاي شهري تحت‌تأثير سازماندهي عناصر فضاي‌بازاز ويژگي‌ خاصي برخوردارمي‌گردد. مهمترين عناصر شكل‌دهنده و سازمانده فضاي‌باز گياهان و پوشش گياهي است. نوع و شكل گايه، محل استقرار و تقسيمات فضايي ايجادشده از اين‌طريق مناسبات پرو خالي و معني‌دار ديگري را در فضاي باز سازمان و سامان مي‌دهد كه خود شكل‌دهنده و توجيه‌كننده كاركرد، نقش، كميت و كيفيت فضا است. ازاين‌رو پرداختن به نقش گياه در ساختار فضاي‌باز به‌عنوان عنصر اصلي سازماندهي فضا امر بسيار مهم و قابل‌توجهي‌ است.
در معماري اگرچه يك معمار از مصالح و عناصر در ساختار فضاي مصنوع بهره‌برده و همواره ديواره‌ها، سقف، بدنه و كف در طرح‌هاي او ظاهر مي‌شود ـ ولي هنر معمار به تنهایی در به‌كارگيري عناصر ساختاري معماري نيست بلكه كيفيت فضا حاصل‌از نحوه به كارگيري عناصر و رابطه و تركيب آنها نهايتاً خلق کیفیت فضایی و مكان است.

در معماري منظر و طراحي فضاي‌باز نيز به كارگيري گياهان و استفاده‌از آنها در فضا خود به تنهايي ارزش و اهميت خاصي ندارد. ارزش اصلي طراحي معمار منظر موقعي جلوه‌‌گر مي‌شود كه تركيبي از عناصر ساختاري را هنرمندانه در فضاي‌باز سازماندهي كند و نهايتاً اين‌كه عناصر نرم در ساختار فضاي‌باز و پوشش گياهي كه مهمترين عنصر طراحي فضاي‌باز است به تنهايي كارساز نبوده بلكه استفاده هنرمندانه در شكل‌دهي فضا و استفاده‌از عناصر سخت و نرم كيفيت فضايي را به‌وجود مي‌آورد.

قسمت اول ـ نقش گايه در ارتقاء كيفيت محيط
گياهان نقش مؤثري در ارتقاء كيفيت محيط و تنظيم شرايط محيطي دارند.در اين‌زمينه گياه مي‌تواند به اشكال زير در تنظيم و پايدارنمودن محيط مشاركت نموده و يا مؤثر باشد.

كاهش آلودگي هوا
كاهش آلودگي صدا
توليد اكسيژن و جذب دي‌اكسيدكربن
كنترل تشعشعات و بازتاب نور
كنترل باد
ايجاد تفرجگاه
ذخيره‌سازي انرژي
كنترل سيلاب
كاهش دما و افزايش رطوبت نسبي
تغيير و ايجاد ميكروكليما
مقابله با جزاير گرما
كاهش ميزان سرب
كنترل ترافيك
زيبايي‌آفريني
ارتقاء كيفيت محيط، معماري و شهرها
جذب فون و ايجاد محيط‌هاي مطلوب
ايجاد تأثير رواني مطلوب

( ماخذ : مباحثی پیرامون پارکها، فضای سبز و تفرجگاهها )
( هنریک مجنونیان 1374 )

قسمت دوم ـ نقش گياه در ايجاد، ساماندهي و كيفيت بخشيدن به فضا

فضا چيست؟
ارسطو فضا را در برگيرنده چيزهاي گوناگون تعريف مي‌كند، گويي فضا مجموعه‌اي از غلاف‌هاي جهان شمول است كه از آنچه در زير گنبد آسمان مي‌گنجد تا ريزترين چيزها را دربرمي‌گيرد؛ چيزي شبيه به عروسك‌هاي تودرتوي روسي. پس فضا الزاماً از برون محدود و خالي و از درون انباشته‌است. فضاي خالي وجود ندارد؛ هرچيزي جاي خود، مكان خود و وضع‌خود را داراست.
در واقع‌ براي معمار فضا يا فاصله بين زمين، ديوارها و سقف‌، هيچ و پوچي نيست، بلكه برعكس، كاراصلي او ايجاد جاي خالي است تا چيزي را دربربگيرد. معمار به‌فضا شكلي قطعي مي‌دهد تا آسايش و آزادي براي حركت نسبي موردنياز مردم حاصل شود.
(عناصر معماری از صورت تا مکان-فرزین فردانش)

عناصر تعريف فضا

فضاي معماري از رابطه بين اشيا يا مرزها و از صفحاتي كه خودشان شخصيت شي ندارند، اما حدود را تعريف مي‌كنند، متولد مي‌شود. ممكن است اين حدود كم‌وبيش آشكار باشند، سطوح پيوسته‌اي را تشكيل‌دهند و مرزي بدون وقفه‌ را بسازند يا برعكس، تنها چند كنايه (مثلاً چهار ستون) باشند كه ناظر بين آنها روابطي را برقرار مي‌كند و مي‌تواند به تعبيري از يك مرز نهان دست‌يابد.
معمار مي‌داند كه تمام نقاط واقع‌بر يك سطح محدودكننده، نقش يكساني ندارند. لبه‌هاي سطوح منفرد و تقاطع‌ دو يا چند سطح محدودكننده (كنج يا گوشه)، از كنايه‌هاي اصلي براي درك جهت و فضا به‌شمار مي‌‌آيند.
ژرفاي فضا
چگالي فضا
بازشوهاي فضا
همجواري و نفوذ فضاها
هندسه برش‌هاي افقي و عمودي و فضاها
(عناصر معماری از صورت تا مکان-فرزین فردانش)

كيفيت فضايي

عناصر و كميت‌ها و پديده‌هاي حاضر در فضا و روابط آنها ويژگي‌هايي را به فضا مي‌دهد كه مجموعه و كليت آن كيفيت فضا را به‌وجود مي‌آرود. بدين‌ترتيب كيفيت فضا را ويژگي‌هاي اصلي آن تشكيل‌مي‌دهد كه هر ويژگي‌ را مي‌توان به‌عنوان يك عامل و يا لايه تصور نمود كه مجموع اين ارزش‌ها و يا لايه‌ها كيفيت را به‌وجودمي‌آرود.
عناصر تأثيرگذار بركيفيت‌هاي فضايي

تجربه يك فضا شامل كليه اطلاعات موجود از فضاست كه توسط ادارك‌كننده دريافت و پردازش مي‌شود. شامل اطلاعاتي از فرم، عملكرد و معني فضا. بنابراين عناصر و اطلاعات حاصل‌از آنها در سطوح مختلف (از سطحي تا بنيادي) بر ادراك انسان اثر مي‌گذارند.
همانگونه كه قبلاً اشاره‌شده عناصر و اطلاعات دريافتي از فضا توسط استفاده كننده به‌دو دسته عناصر «فيزيكي ـ كالبدي» و «انساني ـ روانشناختي» تقسيم‌مي‌شوند. ولي به‌هرحال برداشت انسان از فضا در راستاي شناسايي فرم، عملكرد و معناي موجود انجام مي‌پذيرد. ( مبانی نظری معماری منظر -کیفیت فضایی- نقمه ترکزاده )

عناصر تأثيرگذار بركيفيت‌هاي فضايي
تجربه يك فضا شامل كليه اطلاعات موجود از فضاست كه توسط ادارك‌كننده دريافت و پردازش مي‌شود. شامل اطلاعاتي از فرم، عملكرد و معني فضا. بنابراين عناصر و اطلاعات حاصل‌از آنها در سطوح مختلف (از سطحي تا بنيادي) بر ادراك انسان اثر مي‌گذارند.
همانگونه كه قبلاً اشاره‌شده عناصر و اطلاعات دريافتي از فضا توسط استفاده كننده به‌دو دسته عناصر «فيزيكي ـ كالبدي» و «انساني ـ روانشناختي» تقسيم‌مي‌شوند. ولي به‌هرحال برداشت انسان از فضا در راستاي شناسايي فرم، عملكرد و معناي موجود انجام مي‌پذيرد. ( مبانی نظری معماری منظر -کیفیت فضایی- نقمه ترکزاده )
كيفيت
- رابطه ی عناصر
ـ تعادل
-تعادل قرينه
-تعادل غيرقرينه
ـ تناسب
ـ تفوق
ـ وضوح
ـ تراكم

كيفيت رابطه عنصر خاص با ديگر عناصر (نقش و زمينه)
ـ تجانس
ـ تضاد
ـ تقابل
ـ مزيت
ـ انسداد
ـ تأكيد
ـ تنگي
ـ گشادگي
ـ توالي
ـ تمركز
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بالا