معماری منظر

کیانا احمدی

عضو جدید
معماری فضای باز(سبز)

معماری فضای باز(سبز)

بهترين طراحی فضای سبز آمريکا در سال 2003
مطالبی که در زير می خوانيد؛
فعاليتهای موسسات معروف طراحی فضای سبز در آمريکا می باشد
که موفق به در يافت جايزه
ASLA 2003 گرديده اند.
طرح اول متعلق به موسسه ای بنام
SWA می باشد که در پی اقدامات خود در زيباسازی محيط کار
در يکی از نقاط دور افتاده ايالت تگزاس، موفق به کسب
جايزه بهترين معماری فضای سبز در سال 2003 شده است.
طراحی شرکت سهامی وست ليک (
West lake) در محوطه سازی و فضای سبز برگرفته از مزارع ايالت تگزاس می باشد. اين شرکت با وسعت 650000 فوت مربع زيربنا و پارکينگی با ظرفيت 2700 خودرو، به همراه جنگل، چمنزار و درياچه های کوچک در نزديکی سولانا، بين دالاس و فورت ورث قرار دارد. اين منطقه دارای مزارع فعال و دو درياچه، چمنزاری با گلهای وحشی و زمينی با تپه زارهای کوچک می باشد. اينجا اولين سرزمينی بود که در پيشرفت سريع بزرگراه 114 در شهر وست ليک تحت تاثير قرار گرفت و مزارع آن تحت فشار گسترش شهری آسيب ديدند.
طی توافقات وهمکاريهای نزديکی که بين موسسه طراحی
SWA و نماينده خريداران پديد آمد؛ اين موسسه تاکيد کرد که محوطه سازی اين ناحيه بايد از مدل خانه های روستايی تبعيت کند وشامل ساختمان، جاده و پارکينگ در دل طبيعت بکر و فضای بومی باشد. خودروها بايد در پارکينگهای پنج طبقه نگهداری شوند تا از اين راه درختان حفظ گردند و انعطاف لازم برای بوجود آوردن سبزه و چمنزار در خاک بدست آيد. برای جداسازی پارکينگ خودروها از ساختمان اداری، طراحان آندو را دور از هم قرار دادند وبا يک راهرو سرپوشيده (بعنوان سايه بان) آنها را به هم متصل نمودند. گذر از اين راهرو همانند سفری از درون گلها، چمنزارها و درختان اين ايالت است.
بدليل تقاضای خريدار، چمنها و گياهان بومی موجود در اين محوطه، تداعی کننده مرغزارهای شمال تگزاس می باشد. فضای عمومی خارجی متشکل از قلوه سنگ، آبهای چشمه مانند و شمه ای از گياهان سرزمينهای خشک همچون کاکتوس است. کاربرد ماسه سنگ تگزاس، فولاد وشيشه در ساخت محوطه و ساختمان، صحنه ای را بوجود آورده است که در هم آوايی کامل با رنگ و بافت ظريف منطقه است. خيابانها باريک و بدون جدول ساخته شده اند تا يادآور جاده های ايالت باشند و آب را به فضای سبز اطراف خود بازگردانند. چراغهای کنار خيابان بجای پايه بر روی درختان نصب شده اند و از بکار بردن اشيای فلزی تا حد امکان کاسته شده است. هر يک از اجزاء اين طراحی به حفاظت از درختان و گياهان موجود در اين ناحيه تا سر حد امکان کمک می کنند و در بازسازی آب بند، تشکيل مجدد درياچه ها، لايروبی و بازگرداندن ساکنين اطراف به اين محل نقش بسزايی را بازی می کنند. در کنار تمام اينها، حدود 1000 اصله درخت نيز برای نسل آينده جنگل کاشته شده است.

* * * * * * * * * * * *



باغ درختان بلوطی که کاملا رشد يافته اند؛ اطراف راهروی مسقفی که پارکينگ را به ساختمان اداری پيوند می زند؛ جلوه خاصی دارد. گذر از اين راهرو همانند سفری از ميان دشت پر از گل و سبزه و درخت است.

* * * * * * * * * * * *



با استفاده از جنگل، چمنزار و درياچه؛ اين مکان بگونه ای طراحی شده است که نمادی از خصوصيات يک مزرعه روستايی بوجود آيد. اين موفقيت با چيدن 650000 فوت مربع ساختمان اداری ويک پارکينگ با 2700 خودرو ظرفيت در کنار جنگل، چمنزار و درياچه ها به دست آمده است.

* * * * * * * * * * * *



ماسه سنگ، ماده غالب تشکيل دهنده ساختمان و سواحل آبی پيرامون راهرو اصلی است. چنين ترکيبی، اين تصور را در ذهن بيننده بوجود می آورد که ساختمان و درياچه هر دو بخشی از ماسه سنگهای محيط اطراف می باشند.

* * * * * * * * * * * *



رودی که وظيفه زه کشی محوطه را برعهده دارد؛ لذت بصری ناظرين را نيز فراهم می آورد. زير ساخت رودخانه متشکل از قلوه سنگهايی است که بر روی تورهای فلزی در سراسر رود قرار گرفته اند و هنگامی که آب از آنها می گذرد؛ کف می کند و حباب بوجود می آورد وبصورت موجهای کوچک لغزان سطح رود را می پوشانند و بگونه ای تداعی گر چشمه های جوشان محلی است.

* * * * * * * * * * * *



مرغزاری که ساختمان اصلی را باگلهای وحشی در آغوش گرفته است؛ از خاک همين محل پوشيده شده است و در خود فضای سبزی را پرورانيده است که نمايانگر پيشرفت طبيعی دنيای بيرون خود در آينده است.

* * * * * * * * * * * *



گياهان "چند سال زی" آميخته با چمنهای سرسبز، نمونه ای از گلهای وحشی محبوب تگزاس را در برابر چشمهایمان به تصوير می کشند.

* * * * * * * * * * * *



پانزده نوع چمن مختلف، شامل چمنهای بومی و تزئينی، فضای سبز طبيعی را به فضای مصنوعی ساخته انسان پيوند زده اند.

* * * * * * * * * * * *



در مکانی دور از ساختمان اصلی، سايبانی خنک بازديد کنندگان را به گشت وگذار دراين فضا فرا می خواند. لبه درياچه نشانگر سه همخوانی با محيط زيست طبيعی است: اولين آنها ساحلی ساخته شده از سنگهای رسوبی است؛ نمونه دوم ساحلی پوشيده از گياهان آبزی بومی است و آخرين آنها هم ساحلی است پوشيده از نيلوفر آبی که در کنار درياچه های آمريکا می رويد.

 

fariba.sh70

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
رازهای معماری باغ ایرانی

رازهای معماری باغ ایرانی

رازهای معماری باغ ایرانی



معماری ایرانی دارای ویژگی هایی است که در مقایسه با معماری کشور های جهان از ارزش و رمز و رازی مختص به خود برخوردار است. این ویژگی چون طرحی متناسب ،هندسه ای بدیع ،تناسباتی موزون، سازه ای دقیق و خلاقیت هایی نو و بالاخره تزییناتی گوناگون که هر یک در عین سادگی معرف شکوه معماری این سرزمین است.

هنر باغ سازی یکی از کهن ترین هنر های ایرانیان است که دارای سنت های ارزشمند و قدرتی معنوی است و به بهترین وجه به سمت شمال –جنوبی جهت گیری می شود. شکل باغ در ایران از دیرباز تا کنون با طبیعت و میزان آب تناسبی کامل داشته ،بنابراین از دیرباز باغ ها به شیوه های گوناگون ساخته شده است.
با روی آوردن ایرانیان به دین اسلام، جها ن بینی اسلامی باعث ترویج باغ سازی ایرانی در تمام نقاط ایران شد، لذا ایرانیان بهشتی را در این عالم طرح کردند که با خصوصیات این دنیا مطابقت دارد اما تصویری از آخرت را تداعی می کندو بالا خره می توان اذعان داشت که باغ ایرانی مزین به نظم و تناسب، برخوردار از حرمت و محرمیت، منزه از بیهودگی و افراط و تفریط، مساعد با قناعت و صرفه جویی و مجهز به پایداری است.
فرهنگ ایرانی انسان را جدا از طبیعت نمی داند بلکه او را همراه با سیر عناصر طبیعت و جز لاینفک آن و دل سپردن به طبیعت و استفاده از مناظر طبیعی را علاوه بر اینکه پی بردن به آیات و نشانه ها ی خدا می بیند، موجب حظ بصر و نشاط روان آدمی می داند. از این رو معماری وهنر ایران به شدت طبیعت گرا است. این اصل در باغ ایرانی سبب به وجود آمدن فضاهای نیمه باز مانند ایوان و کوشک شده است پیوند دهنده فضای طبیعت و بخش ساخته شده است.
مهم ترین مشخصه باغ ایرانی که آن را در یک نگاه از باغ های دیگر ملل متمایز می سازد، هندسه حاکم بر آن است، چراکه طرح کالبدی آن بر اساس ساختار هندسی بسیار دقیق ،حساب شده و منحصر به فرد شکل یافته است که در آن به طور عمده از اشکال مربع و مستطیل استفاده می شود.
باغ ایرانی در عین وحدت در خطوط کلی، هندسه و مصالح اجرایی ،دارای تنوع فضایی بی نظیری است. تنوع فضایی باغ با تعریف فضاهای مستقل از هم از طریق محدود سازی، تنظیم فاصله دید ،بهره گیری از اشکال هندسی، طرح کاشت، ترکیب بندی های متفاوت از گونه های گیاهی، کارکرد های فضایی آب، بهره گیری از مصالح و امثال آن نمود پیدا می کند. محور های اصلی، محور های فرعی، کرت ها، انواع حوض ها و فضاهای ساخته شده نشان از یک نظم و وحدت سازی در کلیت باغ می دهند.


هندسه حاکم بر باغ سازی ایرانی


عناصر اصلی شکل دهنده هندسه باغ های ایرانی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
گستردگی دید


محوری در باغ ایرانی وجود دارد که در طول بزرگتر آن کشیده شده است. این محور ستون فقرات باغ و مکان استقرار عناصر مهم کارکردی و شکل دهنده منظره اصلی آن است . پدید آوردن فضای تأمل از طریق مواجهه انسان با فضای بی انتها و ساخت و پرداخت منظره بی کران و لایتناهی در عرصه محدود تفرج، طلب نشاط ،سر خوشی و رهایی از قید های روزمره است. ساماندهی محور اصلی از طریق ایجاد پرسپکتیو های تشدید شونده و تکیه بر ایجاد عمق در فضا صورت می گیرد: خیابانی کشیده تا افق، بدنه ای از درختان که عمق دید را فراهم می آورد، جوی آب که تا انتها امتداد یافته ،باغچه های پای درختان و هر عنصر دیگر در جهت تشدید پرسپکتیو ساماندهی می شود. همچنین شیب طبیعی زمین ،موقعیت مناسبی را برای قرار گیری کوشک در نقطه مرتفع فراهم می سازد که تأثیر از معنای فردوس در بهشت شداد می باشد. تفاوت زاویه دید انسان در جهت بالاتر و پایین تر از خط افقی باعث می شود که نزدیک به نظر آید و ناظر را به ادامه مسیر ترغیب کند. برعکس هنگامی که فرد از کوشک نگاه می کند، فاصله طولانی تر به نظر می آید و به باغ وسعت بیشتری می دهد. همینطور که یکی از اصول معماری ایران درونگرایی بوده است، باغ ها نیز از این امر تبعیت کرده و دور تا دور آن با دیوار محصور بوده است. علاوه بر عمارت یا کوشک اصلی، بنای سردر هم وجود داشته است که در راستای محور اصلی قرار داشته است و محل پذیرایی محسوب می شده است.
محورهای آب


هنرمند باغ ساز ایرانی در تفسیر خود از باغ به مثابه مکان مقدس، پیش از همه به سراغ گرد آوری نماد های قدسی می رود که آب در میان آن ها نقش مهم تری دارد. مهم ترین مسأله برای حیات بخشیدن به باغ ،رساندن آب از نقاط دور دست به آنجا بوده که با حفر چاهها و قنات ها این مشکل حل شده است. آب قنات در جوی ها و جدول های منظم قرار گرفته ،با گذر از رگ و شریان اصلی باغ به نحوی به نهر ها و جدول های فرعی جریان پیدا می کند . این روش آبیاری در طراحی باغ تأثیر گذار بوده است یا به عبارت دیگر طراحی باغ بر اساس گذر آب و تقسیم بندی باغچه ها و به وجود آوردن محور های اصلی و فرعی شکل گرفته است.
هندسه مستطیلی


توجه به اشکال هندسی و ایجاد اشکال مربع برای ساده نشان دادن اجزا باغ و تعیین محل دقیق کاشت درختان به گونه ای که ردیف درختان از هر طرف دیده شود، دارای اهمیت خاصی بوده است .مداخله انسان در طبیعت در باغ ایرانی به صورت تحمیل هندسه ویژه هنر ایرانی، که منشأ آن شناخته نشده به ساختار محیط است . در واقع باغ ایرانی در هر جا که مقدور بوده ،مستطیلی از زمین را به خود اختصاص داده است.


تقارن


اصل تقارن کامل ترین شکل تعادل به شمار می رود. در باغ ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است. کوشک های ساخته شده ،متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرینه سازی را می توان در محورهای اصلی دید. در محور اصلی، حتی درختان، درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند. باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک ،یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.
مرکزیت


اصل مرکزیت بیشتر در کوشک ها دیده می شود. خصوصاً کوشک هایی با طرح هشت بهشت. این اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها در اوج خود است.

باغ سازی پلکانی ایرانی


در بعضی از موارد که موقعیت طبیعی مناسبی برای ساختن باغ به نحوی وجود داشت که امکان بهره برداری از یک تپه یا دامنه ای با شیب زیاد برای ساختن بخشی از عمارت ها و فضاهای باغ پدید می آمد. باغ را به گونه ای سازماندهی می کردندکه حداکثر بهره برداری از عرصه های مرتفع و سطوح شیب دار صورت می پذیرد. در باغ های طراحی شده در چنین موقعیتی در بالای تپه یادر بخشی از دامنه کوه که عرصه و سطحی نسبتاً هموار وجود داشت. برخی از عمارت ها و فضاهای مورد نیاز طراحی و ساخته می شوند و در سطح و عرصه ای دیگر که در پایین تپه و عرصه مزبور قرار داشت. عناصر و فضاهایی که چشم اندازی مناسب فراهم می کردند ساخته می شدند. سطح شیب دار نیز غالباً به عنوان فضای سبز مورد استفاده قرار می گرفت. باغ تخت شیراز و قصر قاجار در تهران، باغ شازده ماهان از این گونه باغ ها به شمار می آیند.


باغ پلکانی شیراز


باغ تخت شیراز یکی از چهار باغ مشهوری است که بنا به نوشته ابن عربشاه در عجایب المقدور و شرف الدین یزدی در ظفر نامه پیش ازدوره گورکانیان وجود داشته است. اساس عمارت اولیه توسط اتابک قراچه گذارده شده و به همین مناسبت به نام باغ تخت قراچه مرسوم گشته است.
 

raziarchitect

عضو جدید

معماری باغ های ایرانی
مقدمه :

ساخت باغ در کشور ما سابقه ای طولانی داشته و در تمام دورانها بخصوص دوره اسلامی مورد توجه بوده است . باغها در کل عملکردهای مختلفی داشته اند و در بعضی دورانهای باغهای عمومی برای گردش و تفریح اهالی ساخته می شوند . در دوره اسلامی نیز ایجاد باغها و درخت زارها همچنان مورد علاقه ساکنان این سرزمین کهنسال بوده و علاوه بر باغهای بزرگ و با شکوه بیرون شهرها ، چندین سده پدیده باغسازی در درون و پیرامون شهرها ، خاص این سرزمین بوده است . در دین اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بیمورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایت فراوانی در دست است . از طرفی به دلیل اختلاف آب و هوایی مناطق مختلف ایران ، بخصوص در مناطق گرمسیری باغ اهمیت ویژه ای پیدا می کند . این دو موضوع و مسایل دیگر باعث شدند که در این سرزمین درخت به عنوان عامل گیاهی و حیاتی مورد احترام اهالی قرار گیرد
باغهای ایرانی :

باغ ایرانی از قدیمی ترین و مهمترین باغ های جهان به شمار می روند . باغ ایرانی بیشتر حاکی از نیازهای روحی و کمتر متناسب با نیازهای آب قابل سنجش است . از زمان های قدیم بخش اساسی از زندگی ایران و معماری آن بوده در موجودیت آتشکده های بزرگ و تقویت نمادین آنها ، سهم داشته است از زمان سومریان باغ ، معبد و قصر سلطنتی را احاطه می کرد. زندگی در ایران به آب وابسته و در واقع آب عامل اصلی زندگی است . ایرانیان درخت را همراه با آب روان ترسمی کرده اند که مطلوبترین منظره در یک سرزمین خشک است . پس از آب درختان مهمترین نقش را در شکل گیری باغ ایرانی دارند . ایرانیان قدیم معتقد به فرشته مقدسی بودند به نام ( اوروزا ) که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم او می شد . ایرانیان بسیار پیشتر از سایر اقوام و ملل پی بردند که باغ سازی اساس کشاورزی است و نیکوترین شیوه های باغ سازی را هم از زمانهایی د یرین به دست آورده بودند . در دوران اسلامی ، باغ های انبوهی کاخ را احاطه می کردند و از لحاظ معماری به صورت بخشی از آن در نظر گرفته می شد. به صورتی که باغ تمامی جوانب اصلی بنا را به صور قرینه فرا می گرفت . سراسر محوطه به قطعات مستطیلی تقسیم می شد که از میان آنها جوی های کوچکی می گذشت . این باغ ها به پیروی از پیشینیان ایرانی ساخته می شوند از همان سده های نخستین هجری ، باغ سازی به شیوه ایرانی به فراسوی مرزهای می رود و به مرور زمان گستره خود را وسیع تر می کند . شیوه باغ سازی در کشورهای شرقی از باغ سازی ایران الهام گرفته است ، در این اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بی مورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایات فراوانی در دست است .
مقدمه ای بر پیشینه تاریخی باغ ایرانی :

شعر و ادب هنرهایی تزئینی ایرانی خواه از زمان هخامنشیان و خواه از زمان سامانیان و دوره اسلامی ، همیشه سرشار از احترام و علاقه به طبیعت است . در باغ – این طبیعت از پیش اندیشیده – راه به انسان و طبیعت در نهایت هماهنگی است . باغ به کمک اشکال منظم هندسی رابطه میان طبیعت و دنیای درونی تصور می شود . باغ مفهوم عرفانی و مذهبی طبیعت و نظم جهان را منعکس و مفاهیم فضاها را مطرح می کند . قرآن کریم در آیه های متعددی ، خوشی های بهشت را توصیف می کند و شادی و لذت عمیق کسانی را که به خدای خویش ایمان آوردند و سرانجام آرامش ، برکت و آسایش یافتند و برای همیشه در باغهایی جای گرفتند که آب از زیرآنها جاری است . در سایه های خنک و برای همیشه ، اراسته به چشمه های سرشار، باغ ایرانی نه تنها جای امن و آرام که در عین حال جایی است برای تفکر آرام یا مذاکرات فلسفی . جایی است برای تأمل و تحقیق ، جایی که روح خسته آدمی می تواند تازه شود و آرامش یابد و منظره هایی تازه بر او مشکوف گردد . نیلوفر آبی در سراسر اعصار و در تمامی آسیا یک نماد مقدس آسمانی بود . آرایش معماری در سراسر اعصار ، منحصر به گل و گیاه بوده و می باشد .

تعریف و واژه شناسی : باغ ایرانی آن گونه که از ایده و تعریف آن بر می آید گذشته از فضایی عملکردی که مردمان در آن دمی بیاسایند و تفرج کنند ، خود مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است . باغهایمان در گذشته از اندیشه های شکل گیریشان ، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند ، چه به آنگاه که با حفظ تقدیس آب را چنان در باغ میگرداندند تا باغشان نیز نماد تفکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند. واژه باغ معادل پردیس است که از کلمه « پایری د آزا » ( به معنی محوطه محصور و مدور باغ ) از بوستان ریشه گرفته است که معرب آن« فردوس است . باغ ایرانی به عنوان گونه ای از معماری برون گرای ایرانی در منطق و اصول شکل گیری فضا ارتباطی نزدیک با معناری درون گرا ( حیاط دار ) دارد . اصول باغ ایرانی از عقاید اسلامی نیز متأثر است . واژه پردیس به همان باغهای پیرامون خانه ها گفته می شده است . علامه دهخدا درباره معنی واژه پردیس می نویسد : پردیس لغتی است ماخوذ از زبان مادی به معنی باغ و بوسان که این واژه در پهلوی ، پالیز شده و در فارسی دری هم به کار رفته است . باغ هم واژه ای فارسی که در پهلوی هم به همین شکل به کار رفته است .

در وصف بهشت ، آیات و احادیث زیادی وجود دارد به طوری که در آن تصویر باغهایی زیبا و بس بزرگ با درختان تنومند و آبشارهایی دلپذیر و کاخهای شکوهمند با ستونها و سقف هایی بلند به دست می دهد و این بهشت دارای حوض بزرگی است و نهرهای زیادی در آن جاری است . آیات دیگری نیز در وصف بهشت آمده که گاهی آن را فردوس یا جنت نامیده اند در یک مورد نیز بهشت ، ارم نامیده شده و آن بهشتی است که روی زمین ایجاد شده بود . به همین جهت همواره باغهای زیادی در ایران با نامهای باغ ارم – باغ رضوان – باغ فردوس – باغ مینو و باغ جنت وجود دارد که مفاهیم همگی آنها کنایه از بهشت است . مرحوم دکتر محمد کریم پرنیا ، باغ ایرانی را به پیوند فرخنده زیبائی و سودمندی می نامد . عناصر باغ ایرانی : عناصر اصلی که شامل چهار عنصر ( زمین ، آب ، گیاه و فضا ) هستند وقتی در منظومه فکری معماری ایرانی و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ در کنار هم قرار می گیرند ( باغ ) را شکل می بخشند . در رابطه با زمین که یکی از عناصر اصلی باغ است به جزء شکل موقعیت های کلی ، عوامل ویژگی های دیگری همچون جنس خاک شیب و اختلاق سطح ، قابلیت آبیاری و حاصلخیزی نیز اهمیت دارد . باغ ایرانی ممکن است در یک سطح با شیب ملایم و یا زیاد ساخته شود و در صورت قرارگیری در زمینی با شیب زیاد ، معمولاً شکل باغ تحت تأثیر شکل زمین قرار گرفته و در چند سطح ساخته می شود .

در این حالت امکان ایجاد آبشر ه آبشار میسر خواهد بود . آب نیز که از عناصر اصلی باغ ایرانی است دست کم از سه جنبه مفهومی ، کارکردی و زیباشناختی در باغ حضور دارد. در بیشتر موارد قناتها و یا چشمه ها منبع اصلی تأمین آب باغ بوده اند و در بسیاری از موارد میزان آب و نحوه مدیریت و تقسیم آن در گذشته که معمولاً نیز بسیار دقیق صورت می پذیرفته تعیین کننده مساحت باغ بوده است . علاقه وافر ایرانیان در به کارگیری آب در باغ باعث شده تا آنها آب را به شیوه های گوناگون در باغ به حرکت در آورده و بر زیبایی و لطافت آن بیفزایند . گیاهان در باغ ایرانی گذشته از جنس و گونه از نظر محل قرارگیری ، طرح کاشت زیبایی و سودمندی بسیار قابل ملاحظه است . گیاهان در باغ ایرانی با اهداف متفاوتی از جمله سایه اندازی ، محصول دهی و تزئین باغ و ... به کار می روند و از آنجا که سودمندی یکی از اصلی ترین ویژگی های باغ سازی ایرانی است با بیشترین حجم گیاهان باغ ، درختان میوه و پس از آن درختان سایه افکن تشکیل می دادند . به همین نسبت گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ به چشم می آیند و آخرین حلقه از عناصر چهار گانه باغ ایرانی فضا یا فضای معمارانه است .در باغ ایرانی بناها ( فضای بسته ) و فضای باز با هم تلفیق گردیده و جدای از یکدیگر نیستند و حتی شاهد آنیم که آب نیز حضور و جریان خود را در میانه بناها اعلام می نماید .

در میان عناصر چهارگانه ای که باغ را شکل می بخشد ( فضا) عنصری معمارانه است که وظیفه دراد تا محیطی انسانی را ایجاد کند . در تقسیم بندی و بر اساس مقیاس می توان فضاهای باغ را به گروه هایی همچون فضاهایی اصلی مانند سر درخانه ، کوشک ، شاه نشین و یا بالاخانه و فضاهای فرعی که مجموعه فضاهایی کم اهمیت تر باغ همچون حمام ، فضاهای جنبی ، خلوتها و ... را شامل می گردند تقسیم کرد. فضاهای اصلی در هماهنگی با ساختار هندسی همواره در نقاط مهمی که هندسه باغ مشخص می نماید قرار می گیرند . از نظر ویژگی های کالبدی نیز می توان فضاهای باغ را تقسیم بندی کرد . این تقسیم بندی مبتنی بر فضاهای باز ، نیمه باز و بسته بوده و بر اساس آن می توان ساختار فضایی و کالبدی باغ را باز شناخت و در عین حال به این دلیل که بسیاری از تغییرات که در طول زمان در فضا باغ حادث می گردد حاصل تغییرات جانبی و جداره های باغ است ، روند توسعه و سیر تکامل فضایی – کالبدی آن را مورد بررسی دقیق تر قرار داد .

هندسه ، ساختار و نظام : مهمترین ویژگی و شاخصه باغ ایرانی فضای به غایت هندسی ، منظم وار و از پیش طراحی آنهاست . این شالوده هندسی در انتزاع مفاهیم ، مبانی و عناصر شکل دهنده باغ و نحوه ترکیب این عناصر و اجزاء که در نهایت به ارائه شکل کلی آن می انجامد نقش دارد . از سوی دیگر مجموعه ای از نظامها را نیز می توان بازشناخت که در شکل گیری باغ مؤثرند . این نظامها اساس فکری ، آداب طراحی و نحوه زندگی و حیات مردمان تا رویش های نظم بخشی به فضاها را شامل می گردند .

هندسه و ساختار : طرح باغ ایرانی براساس توجه و کاربرد خاص مربع ترکیب کلی و اجزا آن استوار است و این خصیصه شخصیت متمایز باغ ایرانی را تشکیل می دهد . تأثیرگذاری هندسه در باغ ایرانی که در پیوند فضاهای بسته و باز شکل می گیرد در تمامی عرصه ها به چشم می خورد . ساختارهای هندسی در باغ و تناسبات کلی ، حصارها ، محورهای اصلی و فرعی ، ردیف درختکاری ، جویهای آب و نحوه حضور و عبور آب و به طور کلی به هندسه مسلط در باغ می پردازد . ساختار کالبدی باغ ایرانی : محیط بیرونی باغ عمدتاً به شکل مربع کامل یا مستطیل است و با دیوار نسبتاً مرتفعی محصور است . ارتفاع دیوراها با توجه به جنبه های ایمنی و عوامل اقلیمی در هر محل متفاوت است . دیوار فضای باغ را به طور کامل مشخص از محیط پیرامون جدا می کند . دیوار بر جدایی دو عرصه فضای بیرون فضای درون باغ تأکید میکند .

درختانی که در حاشیه دیوار باغ به تبع هندسه آن کاشته می شود نیز همگی همسو با هندسه دیوار باغ بوده و بر نقش آن به عنوان یک چارچوب می افزاید . فضای کلی درونی به ما تبعیت از ساختار هندسی و با خطوط عمود بر هم به فضاهای جزئی تر تقسیم می شود که این دو محور فضای باغ را به 4 قسمت تقسیم می کند . یکی از دلایلی که از مربع یا مسطیل در طرح باغ استفاده میی شود بحث جاری شدن آب در جاهای باغ و حرکت در چهارجهت است هر بخش از باغ که به شکل مربع یا مستطیل است به مربع های کوچک تقسیم می شود . در هر راس این شبکه مربعی یک درخت که عمر طولانی تری دارد کاشته می شود و در این شبکه هر مربع به مربعهای کوچکتر تقسیم و در هر راستا درختان با عمر متوسط و به همین ترتیب درختان با عمر کوتاه در رأس مربعهای میان آن ها کاشته می شود . این نظم هندسی به قدری دقیق است که با نگاه کردن به هر طرف ردیفهای منظم درختان دیده می شود و امکان نورگیری منظم همه درختان فراهم می شود ، تا ناگهان قسمت اعظمی از باغ خالی از درخت نشود .

جلوه باغ در فرهنگ ایران : باغ مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است . دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم که باغهایمان نیز گذشته ازاندیشه های شکل گیریشان ، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند . چنانچه با حفظ تقدیس ، آب را چنان در باغ می گرداندند تا باغشان نماد فکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه به زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند . باغ در حوزه فرهنگی بیش از هر چیز در ادبیات و شعر پارسی ، معماری و هنرهای ایرانی به چشم می خورد . از این روست که باغ در شعر فارسی از دیرباز اهمیت و جایگاه خاص خود را داشته است . نقش باغ در هنرهای وابسته به معماری همچون کاشیکاری و تزئینات دیگر به عیان می توان دید . چنانچه در صنایع و هنرهای دستی نیز این حضور همیشگی و جاودانه بوده است و تأثیر عمیق باغ بر مهمترین هنرها همچون مینیاتور باغ در فضاسازی این از نقاشی ها تأثیر عمیق خود را بر جای گذاشته است . در مبحث جلوه باغ در هنر و فرهنگ ایرانی نباید از اندیشه ها و منظومه های فکری ایرانیان و نیز شناخت جامعه ، مردمان، اقوام و عام و خاص ایرانی غافل شد و شایسته است تا آن جلوه و آن حضور را بیش از هر کجا در ساختارهای فکری ، فرهنگی و اجتماعی ایرانیان جستجو کرد .

کیفیت فضایی باغ ایرانی : ساختار هندسی دقیق کالبد باغ ایرانی را تعریف می کند و این ساختار هندسی موجب پیدایش کیفیتهای فضایی خاص در باغ می شود از سویی وجود چشم انداز اصلی به شکل مستقیم و کشیده در محور طولی باغ و کاشتن درختان بلند در دو طرف آن نقش اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی تر جلوه گر می سازد .

از سوی دیگر شیب طبیعی که در اکثر باغهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته موقعیت مناسبی را برای قرارگیری کوشک در نقطه مرتفع باغ فراهم ساخته است . از نظر بینایی انسان وقتی در نقطه کم ارتفاع قرار گیرد فاصله خود را تا نقطه مرتفع کمتر و احساس می کند تا زمانی که همان فاصله از نقطه بلند می نگرد همین تفاوت زاویه دید انسان در جهت بالاتر و یا پیین تر از خط افق باعث می شود که کوشک از سوی سر در ورودی باغ نزدیک به نظر آید و بیننده را به حرکت به سوی آن و طی این مسافت به ظاهر کوتاه ترغیب کندو هنگامی که ازکوشک به باغ می نگرد این فاصله طولانی تر به نظر آمده و وسعت بیشتری به باغ می بخشد مانند باغ شاهزاده در ماهان كرمان . یکی از ویژگی های معماری در باغ ایرانی تلفیق بنا و باغ است و آن گاه آنچنان به هم آمیخته اند که نمی توان احساس کرد که کجا باغ سازی خاتمه یافته و کجا آغاز شده است. عنصر مهمی مانند آب که در جویها جریان دارد مسیر خود وارد کوشک شده و به طور نمایانی در معرض مشاهده قرار می گیرد و سپس از آن خارج می شود عبور مسیر جریان آب از داخل بنای کوشک و امتداد یافتن آن در فضای باغ چنان هنرمندانه فضای بیرون و درون را به هم وصل میکند که هیچ انفصالی میان این دو حس نمی شود و انتقال صدا از فضای خارج به داخل نیز این حس را تشدید می کند .

در احداث باغهای ایرانی که غالباً در دامنه تپه ها قرار دارند اصول مستقیم هندسی و ردیفها و زاویه های منظم رعایت می شود. در محوطه سازی آنها تقسیمات متقاطع و صلیب وار انجام گرفته و جویها و حوضها در وسط آنها ساخته می شود . وجود جویهایی متقاطعی که باغ را به چهار قسمت تقسیم می کند به صورت یک کیفیت عرفانی در آمده بر اساس افکار بسیار قدیمی آسیا در تصور عالم موجود و تقسیم آن بر چهار منطقه که معمولاً چهار رودخانه بزرگ آنها را از هم جدا می کند . اصلی ترین عاملی که همواره به باغهای ایرانی حیات بخشیده آب جاری بوده که در چهار باغ ها و جوبیارها و جویهای کم شیب و مارپیچ به حرکت در آمده و منظره و هوای باغ را دلپذیر می کرده اند است براساس ویژ گی های اکولوژیکی در کشور ما که بیشتر مناطق آن خشک و کم آب است برای ایجاد محیطی آرام و خنک چاره ای جز احداث جویهای آب در طول تمام باغ نمی باشد که معمولاً در تقاطعها این جویها به حوضچه ها تبدیل می گردند . این جویها غالباً از حوض خانه عمارت باغ آغاز و در فاصله های منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تکرار آبشارها به داخل حوضچه ها روان می گردد .

آبنماها بیشتر در مقابل عمارت باغ احداث می گردد و معمولاً بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به شکل های مستطیل و مربع – چند ضلعی و بیضی است . گاهی در داخل عمارتهای باغهای قدیمی هم آبنما ساخته می شود .كه اصطلاحاً به آن حوض خانه می گویند .باغهای ایرانی را می توان در یک تقسیم بندی کلی از لحاظ طرح به 2 دسته تقسیم کرد : باغهایی که دو محور موازی اصلی دارند و کوچه باغهای فرعی این دو محور با زاویه 90 درجه قطع می کنند مانند باغ دلگشا در شیراز . باغهایی که دو ، سه ، یا چهار محور مضاعف و موازی دارند و در مرکز باغ از یکدیگر می گذرند مانند باغ جهان نما و باغ سلطان آباد در شیراز .

جایگاه باغ در شهر ایرانی : شهرهای ایرانی همواره پذیرای حضور باغ در اشکال گوناگون خود بوده اند و در هر کجا بسته به محیط اقلیم و فرهنگ شکل خاصی را پذیرفته است . شکل گیری شهرهای تاریخی ایران و رشد و توسعه آنها با توجه به ژرف به بحث باغ و باغ سازی چه در رابطه ساختاری میان باغ و شهر و چه در استفاده از باغ و عناصر مهم باغ سازی در پیکره شهر صورت پذیرفته است . باغهای ایرانی اکثراً در مناطق گرم و خشک و کم آب ساخته شده و دلیل احداث آنها در چنین مناطقی وجود چشمه های طبیعی و یا کاریز است . برای ایجاد باغ در صورت وجود آب که اصل اساسی می باشد دو اصل دیگر هم در همه نواحی ایران مورد توجه بوده است: زمین شیب دار برای تسهیل آبیاری باغ 2. خاک حاصلخیز و بارور شکل باغ در ایران از دیرباز تا کنون با چگونگی طبیعت و هوا و میزان آب تناسب کامل داشته است .گاه برای احداث باغی در زمین مناسب از نقاط دور دست آبی را که با ایجاد کاریزی به دست می آورده اند در جدولها و جویهای منظم به آن باغها می رسانده اند . در نتیجه همواره کوشش می شود که از آب بیشترین بهره به دست آید و در واقع اهمیت آب در باغهای ایرانی بیش از هر عامل دیگری است و طرح باغها به صورت تقریباً یکنواخت و همانند در بیشتر شهرهای ایران دیده می شود که تابع و متناسب با همین نیاز است جدول بندی و جوی سازی منظم باغهای ما خود دلیل جلوگیری از هدر رفتن آب است و می توان گفت چگونگی آبیاری و لزوم جلوگیری از هدر رفتن آب طرح باغها را تعیین می کند و این طرحها اکثراً به شکل مستطیل و دارای دو خیابان اصلی به صورت صلیب و برای آبیاری سایر قسمتهای جوی های آب در وسط و یا طرفین این خیابانها ساخته می شود .

یکی از شیوه های باغی ، باغ در زمینهای مسطح و بیشتر در پیرامون مظهر قنات احداث می شود و انگیزه آن کار این است که جریان دائمی کاریز در مسیر خود برای رسیدن به زمینهای زراعتی درختان را نیز سیراب سازند و نوع دیگر باغی که در دامنه کوه احداث می گردد و ساختمان آن در بالاترین نقطه باغ و زمین آن به صورت همه پلکانی است و آبشارهای از هر طبقه دیگر سرازیر است . باغ ایرانی همواره با دیواری محصور است که هم خلوت گاهی برای آرامش و گوشه نشینی و هم حفاظتی برای تأمین امنیت باشد . در باغهای ایرانی ، فاصله میان محورها موازی معمولاً تخته زمینی است که در بعضی جاها برای کاشت گیاهان چهار فصل استفاده می شود و به آن کرت می گویند و در بعضی دیگر در صورتی که زمین شیب دار باشد مانند باغ شاهزاده در ماهان به ایجاد آب نما و آبشار اختصاص می یابد . در میان کرت ، بوته های بلند که چشم انداز ساختمان باغ را بپوشاند کاشته نمی شده است . کرتهای دو سوی خیابانهای باغ را که بیشتر به صورت چهارتخته آرایش می شود ، با نهال های میوه پر می کردند و در چند باغچه آن ، سبزیکاری و گاهی سیفی کاری می کردند .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

raziarchitect

عضو جدید
آب در باغ هاي ايراني

آب در باغ هاي ايراني

آب در باغ هاي ايراني


نقش آب در معماري

نقش آب در شكل گيري نخستين زيستگاه هاي انساني پاسخي است به يك نياز زيستي. اما وقتي فراتر از يك نياز، خانه سازي و بناي مجموعه هاي مسكوني بار فرهنگي مي گيرد، معماري پديد مي آيد و آب در زندگي انسان جايگاه هنري پيدا مي كند و از خلاقيت هنرمندان و معماران مايه مي گيرد. درك مفهوم آب در معماري همان درك معماري آب است. درك قوانين فيزيكي رفتار آب، احساسات ما در مقابل كنش و واكنش آب و مهمتر از همه نقش و تمثيل و ارتباط آن با زندگي انسان ها است. آب استعاره اي متناقض است و به همراه خاك، آتش و هوا، عناصر چهارگانه تشكيل دهنده جهان هستي به شمار رفته است.
آب يكي از عناصر طبيعي به شمار مي رود كه ماهيتي تغيير ناپذير دارد. هرجاكه ظاهر مي شود، كاربرد آن بايد منعكس كننده برداشت طراحان و سازندگان از طبيعت باشد. دسترسي به منابع آب از ديرباز به عنوان يكي از مهم ترين عوامل موثر در مكان يابي شهري مورد توجه بوده است. بررسي كلي جغرافيايي شهرهاي ايران به خوبي وابستگي ميان زندگي شهري و دسترسي به منابع آب را نشان مي دهد. فلات ايران به دليل تنوع اقليمي و چشم انداز محيط طبيعي درهمه جا از منابع آب سطحي مطمئن برخوردار نيست، زيرا همان طور كه آب هاي سطحي زمين، چون دريا و رودخانه و درياچه در معماري و به وجود آمدن آن نقش دارد، دربسياري از مناطق كه از اين منابع سطحي به دورهستند، نياز مردم از راه منابع زيرزميني، چون قنات و چاه ها حاصل مي شود. .
ساحل رودخانه ها بستر پيدايش و رشد بيشتر فرهنگ هاي كهن جهان است. در ايران نيز هرجا رودخانه اي جاري بوده، به سرعت و شتاب فرهنگي افزوده است وخود نيز در درون فرهنگ جا باز كرده است. و بايد گفت آب در گذشته هاي بسيار دور باعث به وجود آمدن مراكز حياتي و روش اقتصادي وشهرنشيني بوده است.

پيش از ظهور اسلام، در ايران، معماري در كنار آب و دردامن طبيعت بدون آنكه آن را مخدوش سازد، حضور خودرا اعلام مي كند ونقش آب بيشتر نقش تجردي است. نيايش گاه ها و معابد وآتشكده ها دركنار آب و درنهايت احترام به وجود آب شكل گرفت. گويي آب گذزگاه انسان براي ورود به دنياي ديگر بود. آب نقش معنوي خود را در معماري ايران نشان داد، به گونه اي كه گردش آب نمايش تجردي آب درطبيعت است وتمام جوهر وخواص آب به صورت مجرد كه ظاهرا جنبه نمايشي پيداكرده و در نيايش آب منظور بوده است.
پس رودخانه ها وچشمه ها و درياچه ها داراي جايگاه آييني و اعتقادي بودند. اين جايگاه به خودي خود شكل نمي گرفت. ساخت و وجود بناي مكان ها بود كه باورها و افسانه ها و آداب و رسومات را متجلي مي ساخت. آب هايي كه از دهانه سراب هاي بزرگ از دل كوه و درون غار و ازميان سنگ وخاك بيرون مي زند و روي زمين جاري مي شوند، چشمه هاي كوچك و بزرگي هستند كه ازميان سنگ وصخره مي جوشند و درساخت بناهايي كه در اطراف آنها ساخته مي شود نقش مهمي دارند. و در اينجا مي بينيم كه دو عامل آب وصخره در امر احداث بناهاي بوجود آمده نيز مدخليت دارند. پس همانطور كه آب در ساخت باغ نقش دارد، باغ نيز در به وجود آمدن شهر نقش خود را ايفا مي كند. تحولات مربوط به شهرها و رابطه ساختار ميان باغ وشهر آن چنان است كه مي توان از سويي باغ را شهر و شهر را باغ ناميد و از سوي ديگر باغ را به مثابه كارگاه طرح اندازي شهز تلقي كرد كه نمونه اين مطلب را مي توان درگفتار <كلاريخد>، سياح دوره تيموري بيان كرد كه رابطه ساختاري ميان باغ شهر در آن شهر موقت كه درازاي سراپرده ها وخرگاه ها وخيمه هارا به روشني بازسازي كرده است.

نمونه ديگر اين باغ شهر را در اصفهان مي توان ديد و چهارباغ و كو چه هايي كه در جهات مختلف آن امتداد داشت و اين يكي از اصول طرح اندازي شهري بود.
در ايران باستان، معماري به سوي آب حركت مي كند و دركنار آن آرام مي گيرد. ولي در دوره اسلامي آب در معماري حالت كاربردي پيدا مي كند و معماران آگاهانه سعي مي كنند تا به طبيعت تسلط يافته و آن را به نظم بكشانند و باشناخت قوانين فيزيكي و رفتار آب و درك نقش و تمثيل و ارتباط آن با انسان آب را به درون معماري بكشانند. آب در شكل هاي هندسي در اكثر بناها متجلي مي شود و به نوعي مركزيت وحدت معماري در آب شكل مي گيرد. حركت پرموج آن در مفاهيم مذهبي و ادبي هنري در فرهنگ ما جاري مي شود. به اين ترتيب آن چنان در ساخت و تركيب بناهاي ما وارد مي شود كه عملانمي توان آن را ازشكل ساخته شده جدا دانست. آب در مركز كوشك ها وباغها و غيره ظاهر مي شود. در مناطق كويري، آب كمياب و زندگي بخش سبب شكل گيري معماري آب انبار ها و پاياب ها و رباط ها و يخچال ها مي شود. و به گونه اي ديگر خودرا نشان مي دهد.
آب در باغ و كوشك، نهر ها و آب نماها و جويبار و حوض و استخر و فواره ها را به وجود مي آورد و هركلام از اينها نمايانگر تسلط انسان به طبيعت است. تا تمام اينها را دركنار خود به نمايش بگذارد. آب در معماري حوض ها به عنوان سمبل آب راكد استفاده مي شود و به اشكال هندسي منظم، عامل تكميل كننده بنا مي شود.
حوض هاي جلو بناها مكمل معماري شده و مانند آيينه آنها را در خود منعكس مي كند. حوض هايي كه در معماري مساجد شاهد هستيم نيز غير از نقش تطهير، جنبه نمادين پيدا كرده و آب هم نماد زندگي و هم نماد مرگ را به وجود آورده است. و انسان را هم از نظر جسمي پاك مي كند و هم از نظر روحي و به طور كلي اينجاست كه درك مفهوم آب در معماري همان درك معماري آب است.

نقش آب در معماري ايران باستان

در ايران باستان آب پيام‌آور روشنايي و پاكي به شمار مي‌رفت و از ارزش زيادي برخوردار بود. شايد به علت اينكه ايران كشوري كم‌آب بوده، اين مايع حياتي بين ايشان قدر و منزلتي والا داشته است. آب در نزد ايرانيان نه تنها براي رفع نيازها مورد استفاده قرار مي‌گرفته، بلكه از لحاظ معنوي و روحي نيز تاثير بسياري داشته است. آب با قابليت‌هاي مختلف خود مانند حيات، تازگي، درخشندگي، پاكيزگي، رونق و رواج روشنايي، سكون و آرامش و تحرك، احساس‌هاي متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همين دليل همواره در مكان‌هايي كه ساخته دست بشر هستند، به صورت‌هاي مختلف براي خود جا باز كرده است.
اين مساله در رابطه با مكان‌هايي مانند پارك يا باغ بيشتر چشمگير است. زيرا عنصر آب به عنوان يكي از زيباترين زمينه‌هاي ديد و يكي از موارد تكميلي فضاي سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته در اين مكان‌ها وجود آب براي پاكيزگي محل و آبياري درختان و گل‌ها يا استفاده براي سرويس‌هاي بهداشتي، ضروري و پراهميت است.
در سده‌هاي گذشته ايرانيان باغ‌ها را بيشتر در زمين‌هاي شيب‌دار احداث مي‌كردند و با ايجاد پلكان در مسير آب، جريان ملايم آب، تند و پر سر و صدا مي‌شد.اصلي‌ترين عاملي كه همواره به باغ‌هاي ايراني حيات مي‌بخشيد، آب جاري بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جويبارها و جوي‌هاي كم‌شيب و مارپيچي به حركت در مي‌آمد و هواي باغ را مطبوع و دلپذير مي‌ساخت. در باغ‌هاي تزييني كه به حوض‌ها مي‌پيوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته مي‌شد. در كف آب‌نماها و بيشتر جاهايي كه آب در جريان بود، اغلب تخته سنگي با تراش سفيدرنگ يا با طرح‌هاي مختلف كار مي‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زيبايي دهد.باغ‌هاي قديمي ايران اغلب در مناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دليل احداث آنها در چنين مناطقي، وجود چشمه‌هاي طبيعي و يا كاريز است.


وسعت هر باغ بستگي به حجم و مقدار آب موجود براي آبياري آن دارد. باغ‌هاي شهرهاي خشك و كويري به علت گرمي هوا در تابستان، همواره اهميت خاصي داشته‌اند كه از آن جمله باغ‌هاي كاشان را مي‌توان نام برد. باغ فين كاشان كه از باغ‌هاي معروف دوره صفويه، زنديه، قاجاريه و هم‌چنين زمان ما است به علت وفور آب چشمه سليماني و حوض و استخر و فواره‌هاي فراوان و درختان كهنسال و عمارت‌هاي تاريخي، همواره جزو معرف ترين و پرجاذبه ترين باغ‌هاي كشور ما بوده است.
در باغ‌هاي ايراني، براي ايجاد محيطي آرام، خنك و پرسايه، چاره‌اي جز احداث جوي‌هاي آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا اين جوي‌ها در تقاطع‌ها به حوضچه تبديل مي‌شدند. آب از جوي‌ها كه اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و در فاصله‌هاي منظم با استفاده از شيب طبيعي زمين با تكرار آبشارها به داخل حوضچه‌ها روان مي‌شد.
آب‌نما كه از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ محسوب مي‌شد، بيشتر در مقابل عمارت باغ احداث مي‌شد و بعد اصلي آن در جهت طول ساختمان و به شكل‌هاي مستطيل، مربع، چند ضلعي و دايره بود. گاهي در داخل عمارت‌هاي باغ‌هاي قديمي نيز آب‌نما ساخته مي‌شد كه در اصطلاح به آن محل، حوضخانه مي‌گفتند. ساكنان باغ در روزهاي گرم تابستان، به ويژه هنگام نيمروز، در كنار آب‌نما به آسايش مي‌پرداختند.


آب و روانشناسي
انسان مجموعه‌اي است پيچيده از روح و ذهن و جسم. همان‌گونه كه جسم آدمي به غذا نيازمند است، ذهن و روح او نيز طالب عناصري است كه به او آرامش ببخشد. در جامعه شهري كه ساختمان‌هاي بلند و خيابان‌ها و زندگي ماشيني همه جا را احاطه كرده است، جلوه‌هاي زيبايي و هنر، بهترين پناه براي روح خسته و آرامش‌طلب آدمي است.امروزه در شهرها شاهد عناصري با بافت سخت مثل بتن و ... به جاي عناصر طبيعي (پوشش گياهي) هستيم. لذا بايد با به‌كارگيري عناصري كه بافت نرم دارند، گوشه عزلت و زيبايي فراهم كرد تا به روان انسان آرامش بخشيد. اين مكان‌ها مي‌توانند پارك‌ها و باغ‌هاي شهري باشند. آب يكي از اين عناصر به شمار مي‌رود و چه در حالت سكون و چه در حالت حركت نوازش‌دهنده روح انسان است. حركت و موسيقي آب، در جلوه‌گري بيشتر فضاي سبز نقشي در خور توجه دارد. مي‌توان آب را به صورت جويبار و چشمه براي نقاط آرام و بي سر و صدا و به صورت آبشار و فواره‌هاي بزرگ براي نقاط پرازدحام و شلوغ طراحي كرد.

آب و انعكاس سطح آب ساكن
با انعكاس نور مانند آينه عمل مي‌كند و پديده هاي اطراف خود را با چرخش 180 درجه نمايش مي‌دهد،‌ هم‌چنين انعكاس پوشش گياهي در آب و تابش نور خورشيد روي گياهان آبزي موجود روي آب، تصوير زيبايي براي بيننده به وجود مي‌آورد. آب در حال حركت نيز منعكس‌كننده امواج نور در فضاست؛ مانند نوري كه از يك جويبار روان روي برگ درختان منعكس مي‌شود.
آب و تاثير آن در كاهش درجه حرارت و افزايش رطوبت:آب در پارك‌ها و باغ‌ها به هر يك از صور مختلف، خود به نحوي در متعادل كردن درجه حرارت هوا،‌ تامين رطوبت نسبي براي گياهان و ايجاد طراوت، موثر است. مجموعه اين عوامل از يكنواختي و خشكي محيط مي‌كاهد.

طراحي آب در سبك‌هاي مختلف:

جذابيت آب از ديگر عناصر موجود در پارك بيشتر است. آب‌نما عنصري است كه اگر در پارك‌ها خوب و كامل طراحي شود. تركيب مناسبي ايجاد مي‌نمايد و اگر به طور صحيح مورد استفاده قرار نگيرد. باعث ضايع شدن شيوه طراحي خواهد شد. براي احتراز از بروز چنين مشكلاتي بايد با احتياط عمل كرد.آب‌نماها را مي‌توان به دو صورت منظم يا غيرمنظم طراحي كرد.
منظم (Formal) _ منظور از طراحي منظم، دادن شكل كاملا هندسي به آب‌نماها و آبراهه‌هاست. اين نوع آب‌نماها وقتي در يك چشم‌انداز كه به شيوه منظم طراحي شده است، قرار گيرند، بهترين نماي خود را نشان مي‌دهند. اشكال به حالت قرينه و كلاسيك به كار مي‌روند. چشمه‌ها و مجسمه‌ها شكل مشخصي دارند و مواد به كار رفته، سنگ و بتن‌هاي صاف و منظم است. البته از فايبرگلاس هم در اندازه‌هاي دلخواه و به فرم منظم مي‌توان استفاده كرد. آب‌نماهاي منظم وقتي كه داراي لبه برجسته باشند، جذابيت بيشتري دارند. چرا كه نشستن روي لبه برجسته استخر جالب است و از طرفي براي كودكان امنيت دارد. در باغ‌ها و پارك‌هاي كوچك شهري، بهتر است كه آب‌نما به شيوه منظم طراحي شود
.غيرمنظم (Informal) - آب‌نماهاي غيرمنظم مي‌تواند از اجسام قالب‌ريزي شده و ظروف با اشكال غيرهندسي و خيالي و يا سنتي ساخته يا به فرم آزاد با پيروي از آبگيرهاي طبيعي طراحي شود. در اين صورت آب‌نماها داراي گوشه‌هاي راست و ديوارهاي عمودي و حاشيه‌هاي منظم و دست‌ساز نيستند. يا دست كم در ظاهر اين طور به نظر مي‌آيند. براي ساخت آنها، بيشتر از سنگ و خاك و گياهان بومي استفاده مي‌شود. براي ايجاد آب‌نماهاي طبيعي بايد فضاي كافي وجود داشته باشد. پس از مشخص شدن سبك طراحي پارك، مساحت و فرم استفاده از آب (جاري - ساكن) تعيين مي‌شود. وسعت كل آب بستگي به مساحت پارك و شرايط اقليمي منطقه دارد.در مناطقي كه آب و هواي خشك دارند، بايد پرش آب (فواره، آبشار) بيشتر باشد. در صورتي كه براي آب و هواي مرطوب، ريزش و پرش آب حتي‌الامكان بايد كمتر شود. در مناطقي مثل تهران بهتر است حدود 25درصد از مساحت كل پارك به آب و آب‌نماها اختصاص داده شود.برحسب شرايط، توپوگرافي زمين و هدف‌هايي كه از ايجاد آب‌نما وجود دارد، اشكال مختلفي از آن ساخته مي‌شود. شكل و تعيين محل آب‌نما خود بستگي به موقعيت زمين و هماهنگي با ديگر عوامل باغ‌، هم‌چنين سليقه و ابتكار طراح دارد.

استخر
استخر شنا در باغ‌هاي خصوصي احداث مي‌شود و در پارك‌هاي عمومي، استخرها نقش آب‌نما را دارند و در بعضي موارد، براي بازي از آنها استفاده مي‌شود. مانند استفاده از قايق‌هاي موتوري و پايي. اين‌گونه استخرها در اوايل قرن بيستم به شكل مستطيل، بيضي يا به اشكال هندسي منظم ساخته مي‌شدند. در قرن حاضر، در طرح اين‌گونه استخرها تجديدنظرهايي شده و اشكال هندسي نامنظم با خصوصيات بهاشتي بيشتر، تزيينات نوري و توليد امواج در آب‌، تفنن خاصي را به همراه آورده است. به طوركلي عمق استخرها برحسب موارد استفاده و سن استفاده‌كنندگان، متغير است. براي احداث استخر ابتدا مكان مناسبي در نظر گرفته مي‌شود. اين مكان بايد از هر نظر براي بازديدكنندگان جاذبه داشته باشد. علاوه بر آن روباز و آفتابگير و حتي‌المقدور كم‌شيب باشد.

آب‌نما
حوضچه‌ها يا حوض‌هاي كم‌عمق كه اغلب در آنها فواره‌هاي متعدد و چراغ‌هاي رنگين تعبيه مي‌شود به آب‌نما معروف هستند. عمق آنها تا 60 سانتي‌متر است و برحسب شكل و فرم طراحي شده، با مصالح ساختماني مختلف ساخته مي‌شوند. گاهي در كناره آنها از لكه‌هاي گل‌كاري يا جعبه‌هاي گل استفاده مي‌كنند. مي‌توان در داخل يا كنار آلاچيق‌ها آب نماهاي كوچكي احداث كرد.

چشمه
با استفاده از خصوصيات طبيعي، چشمه‌هايي را در پارك‌ها و باغ‌هايي كه به شيوه طبيعي و كلاسيك احداث شده‌اند، طراحي مي‌كنند. ايجاد چشمه‌هاي كوچك به طور مصنوعي به نحوي به لطافت و زيبايي فضاي پارك مي‌افزايد. در صورت امكان مسير و حركت آب را به صورت كانال‌هاي زيرزميني درمي‌آورند تا از يك نقطه به صورت مظهر ظاهر شود. حوضچه كوچكي نيز در كنار مظهر ايجاد مي‌كنند تا حالت طبيعي به چشمه بدهند. چشمه‌ها را بايد با توجه به انواع طبيعي آن، با جريان تند يا ملايم، با در نظر گرفتن وضع توپوگرافي زمين با سرعت كم يا زياد آب طراحي كرد.

بركه
بركه‌ها يا باغچه‌هاي آبي احداث بركه بر تلطيف هواي پارك و زيبايي آن بسيار موثر است.به اشكال منظم و غيرمنظم با اعماق مختلف در نزديكي منطقه جنگل‌كاري،‌ در وسط پارك يا در كنار سطوح گل‌كاري وسيع ساخته مي‌شود. براي اين منظور در قطعه موردنظر خاك‌برداري‌هايي با اعماق مختلف و اشكال نزديك به حالت طبيعي انجام مي‌دهند. براي تامين آب بركه از كانال‌هايي آب را به آن وارد مي‌كنند كه اين كانال‌ها مي‌توانند جنبه تزييني داشته باشند و به صورت آبشار و جويبار طراحي شوند. در بركه‌ها ضمن اينكه آب راكد است متحرك هم هست تا گياهان از موهبت طبيعي ساخته شده به دست بشر برخوردار شوند. گياهاني كه در داخل يا نزديك بركه كاشته مي‌شوند بايد با خطوط و گل‌هاي تزييني منطقه هماهنگي داشته باشند.گياهان آبزي، با اشكال متنوع و رنگ سبز برگ‌هاي خود، مناظر زنده‌اي به باغچه‌هاي آبي داده و به آن حالت طبيعي مي‌دهند. مهم‌ترين خاصيتي كه گياهان آبزي در باغچه‌هاي آبي دارند، توليد اكسيژن و افزايش رطوبت هواست كه در خنك كردن هواي منطقه نقش مهمي دارد. گياهاني نظير آلاله آبي و نيلوفر آبي با برگ‌هاي خود سطح آب را مي‌پوشانند و ايجاد سايه مي‌كنند كه به خودي خود باعث مي‌شود آب در فصل تابستان زود گرم نشود.

آبشار و جويبار
آبشارها و جويبارهاي طبيعي هميشه براي مردم جذابيت خاصي داشته‌اند. امروز طراحان توانسته‌اند با الهام از زيبايي‌هاي طبيعي و از جمله آبشارها و جويبارها، در پارك‌ها و باغ‌ها گوشه‌هايي از طبيعت را تا حد امكان بيافرينند. ارزش وجودي آنها به جنبه‌هاي زيبايي‌شناسي آنها محدود نمي‌شود، بلكه در تلطيف هوا و مطبوع ساختن فضا موثرند. جويبار را مي‌توان طوري طراحي كرد كه دو عمل آبياري و حركت آب هم‌زمان انجام شود.

فواره‌ها
فواره تنها نمايشي از زيبايي آب نيست، بلكه در روزهاي خشك و گرم تابستان، رطوبت هوا را افزايش مي‌دهد و فضاي دلپذيري فراهم مي‌سازد. خلاف تصور همگان،‌ فواره‌ها الزاما مصرف‌كننده آب نيستند.

مي‌توان به وسيله يك پمپ شناور، آب استخر يا حوضچه را به گردش درآورد. فواره‌ها به سه گروه اصلي تقسيم مي‌شوند:
1-فواره‌هاي پرتابي (Spray)
2-فواره‌هاي ريزشي (Spill)
3- فواره‌هاي جهنده (Splash).

در مناطقي كه در معرض وزش باد قرار دارند، استفاده از فواره‌هاي كوتاه و نيرومند مناسب‌تر است. ارتفاع فواره‌ها نبايد بيش از فاصله منبع فواره تا لبه استخر باشد. بر پايه يك قانون تجربي، قطر استخر يا حوضچه آب، بايد دست كم دو برابر ارتفاع آب فواره باشد. اگر سر فواره‌ها پايين‌تر از سطح آب تعبيه شود، زيبايي بيشتري دارد. مگر اينكه از اشكال و مجسمه‌هاي خاصي براي ايجاد فواره استفاده شود.براي نمايش فواره‌ها در شب از چراغ‌هايي در زير محل ريزش آب استفاده مي‌كنند كه بايستي با اصول نورپردازي در آب مطابقت داشته باشد. تابش نور از پايين به بالا و تنظيم ميزان آن، باعث انعكاس حركات آب در محوطه اطراف و روي شاخ و برگ گياهان مي‌شود و زيبايي خاصي به محيط مي‌بخشد. در صورت وجود گياهان آبزي يا ماهي در استخر، بايد در نصب فواره‌ها دقت شود. براي نيلوفرهاي آبي تلاطم سنگين آب مضر خواهد بود. اما اكسيژن فراوان حاصل از آب فواره‌هاي بلند براي ماهي‌ها مفيد و مطلوب است.
استفاده از آب در طراحي معماري امروز ايران

باغ موزه آب

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اصول طراحی باغ ایرانی

اصول طراحی باغ ایرانی

طراحی باغ ایزانی را می توان در اصول زیر خلاصه نمود.

الف ) سلسله مراتب

بر اساس این اصل فضاها و عناصر مختلف بر اساس اهمیت، ارزش کارکردی و بسیاری از عوامل دیگر در کنار هم قرار می گیرند. در طراحی اغلب باغ های ایرانی این اصل به خوبی دیده می شود. سلسه مراتب در باغ ها از سردرورودی یا گاهی میدان و آبنمایی در بیرون باغ (جلوخان) شروع و با گذشتن از هشتی و محور اصلی به کوشک باغ می رسد. این اصل را در ارتفاع، رنگ و اندازه عناصر باغ هم میتوان جستجو کرد.

ب)تقارن

تقارن یکی از اصول طراحی به شمار می رود که در دوران باستان در بسیاری از بناهای عمومی و مذهبی به کار رفته است. اصل تقارن را می توان کامل ترین شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه های زیبا شناسی از لحاظ ایستایی نیز همواره مورد توجه بوده است. در باغ های ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است. کوشک های ساخته شده متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرینه سازی را می توان در محورهای اصلی دید. در محور اصلی حتی درختان، درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند. باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک، یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.

ج ) مرکزیت
یکی از امور مهم در ترکیب و سازمان دهی عناصر در بسیاری از فضاهای معماری مرکزیت است و غالبا برای تاکید به مهم ترین قسمت مجموعه مورد استفاده قرارمی گیرد. اصل مرکزیت بیشتر در کوشک ها دیده می‌شود. خصوصا کوشک هایی با طرح هشت بهشت. این اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها، در اوج خود می باشد.

د) ریتم

به معنی تکرار موزون ساده یا پیچیده یک عنصر یا پدیده در یک اثر هنری است. منظور از تکرار موزون پیچیده، تکرار چند عنصر یا مجموعه به نحوی است که درک روابط و قانونمندی های حاکم بر آنها به مشاهده دقیق و عمیق نیاز دارد.
این اصل در مواردی جوابگوی نیاز عملکردی می باشد همچون حجره های یک مدرسه یا کاروانسرا ، وگاهی بر آورده کننده نیاز زیبایی شناختی است از لحاظ بصری منظری ظریف و خوشایند پدید آورد. (سلطان زاده 1378)

در باغ ایرانی این اصل را می توان در دیواره های حاشیه باغ، دیواره های صفحه بندی حاصل از زمینهای شیب دار و حتی در کفسازی ها مشاهده می شود.

ه) استقلال و تشخیص فضاها
در معماری ایرانی همه فضاها دارای استقلال و متشخص اند و هیچ فضایی منفی یا مانده از فضای دیگر نیست.

این ویژگی که به نظر می رسد گاهی با واقعیت های کارکردی در تعارض باشد از اصول مراعات شده در نمونه‌های ارزشمند معماری ایران است. درباغ ایرانی نیز همه فضاها اعم از ساخته و ساخته نشده ، از خود هویتی به نمایش می گذارند.بطوریکه حتی فاصله میان دو فضای مستقل، خود عرصه ای کامل به شمار می‌آیدکه واجد تعریف ، هویت و عملکرد مستقل می باشد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
باغ ایرانی در شعر حافظ و ادبیات

باغ ایرانی در شعر حافظ و ادبیات

باغ ایرانی در شعر حافظ


در بخش اول این نوشتار با ویژگیهای شعر حافظ به صورت کلی و شیوه های مختلفی که او کلمه باغ را مورد استفاده قرار داده (از نظر لغوی) آشنا شدیم. در این بخش سایر فضاهای بیرونی از دیدگاه حافظ، عناصر سازنده باغ و رابطه آنها با حواس انسان و تغییر فصول مورد بررسی قرار می گیرد. در پایان فهرست کامل ابیاتی که در آنها موضوعات مورد بحث بیان شده، به پیوست ارائه می شود.

ساير فضاهاي بيروني در شعر حافظبوستان (بستان) بوستان مرکب است از بو + ستان (پسوند مکان) و به معناي مکاني است پر از بوي خوش. بوستان يکي از واژه هايي است که در ادبيات فارسي به معناي باغ به کار مي رود.

ز روي ساقي مهوش گلي بچين امروز / که گرد عارض بستان خط بنفشه دميد
رونق عهد شباب است دگر بستان را / مي رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
طرف چمن و طواف بستان / بي لاله عذار خوش نباشد
صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوشست / وقت گل خوش باد کز وي وقت ميخواران خوشست
مرا در خانه سروي هست کاندر سايه قدش / فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم
سبزه خط تو ديديم و ز بستان بهشت / به طلب کاري اين مهر گياه آمده ايم
شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت / بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
در بوستان حريفان مانند لاله و گل / هر يک گرفته جامي بر ياد روي ياري
به خلدم دعوت اي زاهد مفرما / که اين سيب زنخ زان بوستان به



چمن

چمن در ادبيات فارسي در دو معنا به کار مي رود: يکي راه ساخته شده در ميان بوستان و باغ (در ميان صف درختان ) و ديگري در معناي مطلق باغ. به نظر مي رسد حافظ چمن را در معناي دوم به کار برده است.

نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است / فداي قد تو هر سرو بن که بر لب جوست
اي صبا گر به جوانان چمن بازرسي / خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را
تخت زمرد زده است گل به چمن / راح چون لعل آتشين درياب
جان فداي دهنش باد که در باغ نظر / چمن آراي جهان خوشتر از اين غنچه نبست
مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند / زمانه تا قصب نرگس قباي تو بست
دلت به وصل گل اي بلبل صبا خوش باد / که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
در اين چمن چو درآيد خزان به يغمايي / رهش به سرو سهي قامت بلند مباد
سايه تا بازگرفتي ز چمن مرغ سحر / آشيان در شکن طره شمشاد نکرد
شکر آنرا که تو در عشرتي اي مرغ چمن / به اسيران قفس مژده گلزار بيار
گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس / زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود / بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

مـصطفی

عضو جدید
کوشک ها و باغ ها

کوشک ها و باغ ها

ویژگی باغها :


- در باغها ۴ عنصر مرتبط با آب داریم :

۱- جوی ها ۲- آب نماها ( در مقاطع جوی ها ) ۳- آبفشان یا فواره ۴ - آبشار یا آبشره



- همه کوشک های دو طبقه هستند


- باغ ایرانی ، باغ پرسپکتیو یک نقطه ای است


- باغ ماهان کرمان شاهکار بازی با آب است ، شیب آن از باغ فین و دولت آباد بیشتر است


- آب و حرکت عناصر اصلی باغسازی هستند


- تَریشه : گذرگاه های باغها


- کهن ترین باغ ایرانی باغ پاسارگاد ( باغ کوروش ) می باشد

ویژگیهای کلی باغ:




۱- دیوار محصور دورشان دارند => درونگرا بودن


۲- هندسی بودن ساماندهی فضایی آن => باغها همه هندسی هستند – باغ ایرانی هندسی است ، حتی درختهای آن ، برخلاف باغهای ژاپنی و چینی که الگوی باغ را از خود باغ گرفته اند.


۳- وجود سر در بصورت ساختمان => المانهای ورودی : پیش خان – پیش طاق – آستانه یا پای در – پِلَنگ ( درگاه میان یک دیوار ستبر ، از آستانه تا پایان پهنای دیوار ) –دالان درون باغ – در اغلب باغها ساختمانهای ورودی ۲ طبقه هستند


۴- دارای برج


۵- شبکه خیابان بندی راست


۶- شبکه آب نماها و آبیاری راست


۷- ساختمان کانونی ( کاخ ، کوشک ، کلاه فرنگی و … )


۸- باغچه های چهارپهلو پر از درختان و گلها

نقشه های باغهای ایرانی :




۱- باغهای تخت و کم شیب => باغ فین کاشان ، باغ دولت آباد یزد




۲- باغهای شیبدار و سکوبندی شده =>باغ تخت شیراز




۳- باغهای ساخته شده بر روی زمینهای دارای پستی و بلندی و کمتر دست خورده => باغ عباس آباد بهشهر




الگوی ۱ : کوشک ( باغ فین کاشان )


- ساختمان کوشک دارای الگوی فضای میانی می باشد.


- ورودی باغ بر روی محور اصلی مقابل کوشک قرار می گیرد




الگوی ۲ : کوشک باغ ( باغ شاهزاده کرمان )


- کوشک در یک سوم میانی قرار می گیرد ، به این صورت که اگر طول مستطیل را به سه قسمت تقسیم کنیم ، کوشک در تقاطع یکی از یک سوم قرار می گیرد

تقسیم بندی باغها در جهان:




۱- باغ هندسی : آمیختگی اندامها ، بخش بندی و آراستگی کالبد آن ، چهار چوبی هندسی دارد و برگرفته از سازمان هندسی می باشد => خطوط راست ، گوشه های راست ، اندازه های پیراسته ، راسته راهنما ، دیدهای ویژه ، شبکه بسامان آب و آبیاری => باغهای ایرانی و هندی




۲- باغ دورنمایی ( ضد هندسی ) : آمیخته ای از اندامهای چشم نواز با کالبدی آزاد => نرمش خطوط ، راه های اریب ، گوناگونی رویه ها ( گوناگونی سطوح ) ، پرهیز از راسته سازی => باغهای ژاپنی و چینی




۳- باغ هندسی – دورنمایی : آمیخته ای از نوع اول و دوم =>باغهای فرانسه و انگلیس
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

maedea

اخراجی موقت
تصاویری از باغ گیاه شناسی کیو

تصاویری از باغ گیاه شناسی کیو

تصاویری از باغ گیاه شناسی کیو

1024px-Kew_Gardens_Palm_House,_London_-_July_2009.jpg

335377_632.jpg
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بالا