معماری با مصالحی از جنس دل

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
پیچک غصه به دلم تابیده
و هر لحظه بیشتر مرا به خود می پیچاند.
 

Elham*92

کاربر بیش فعال
دوس دارم . . .

دوس دارم از تو بشنوم هر آنجه را كه ديگري نشنيد

دوس دارم احساست كنم هر آنچه را كه ديگري حس نكرد

دوس دارم . . . اما مجال نمي دهي

دوس دارم با تو باشم هر لحظه كه ديگري مي خواست و نتوانست

دوس دارم . . . اما امان از فاصله ها

اي كاش . . .

اي كاش احساسم را مي فهميدي حتي براي لحظه اي

اي كاش كمي مرا درك مي كردي حتي براي ثانيه اي

اي كاش همراهم مي شدي

اي كاش . . .

ولي . . .
 

Elham*92

کاربر بیش فعال
آدمها باعث میشن .....
از یه سری رفتارهای قشنگت دست بکشی
از داشتن یه سری رفتارهایقشنگ ناراحت باشی
با یه سری از احساسات قشنگت بجنگی از یه سری از فکرهای قشنگت پشیمون بشی...
آدمها باعث میشن که خودتو مجبور کنی
دنبال حس های قشنگ نری
اونقدر از حس های قشنگت ناراحت بشی که بخوای نباشن
که از بین ببریشون...
اونوقت همون آدمها یهو میان میگن :
پس کو اون حس ها و فکر ها و حرفهای قشنگ ؟
امان از دست این آدمــها.....
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
دلتنگم خدا
برای باران..
دلتنگ روزهای آمدنش
........

 
آخرین ویرایش:

fahimeh89

عضو جدید
کاربر ممتاز
سازم هم کوک است ...

اما همچنان با آمدن پایـــیز دلم "شــــور" میزند
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
....

....

בلت تنگ یڪ نفر ڪہ باشـב
تمام تلاشت را ہم ڪہ بڪنے تا خوش بگذرב ؛
،و لحظہ اے فراموشش ڪنے
،فایـבه نـבارב ….. تو בلت تنگ است
!בلت براے هماטּ یڪ نفر تنگ است
…تا نیایـב….. تا نباشـב
هیچ چیز בرست نمیشوב . . .
:cry::cry::cry:

 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
می خوام این تیکه از زندگیمو بزنم بره جلو!
اونقدر جلو بره تا
یه دخترخوشحال و خندون ببینم که
دستاشو بازکرده و داره لبخند می زنه...​
به اینجا که رسید یهو بگم:
خوبه!نگهش دار,همینجارو می خوام...
:w04::w04::w04::w04::w04::w04:

 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
دخترک...
تو تنهایی...
ولی غصه نخور...
گاهی اوقات ، تنهایی یعنی:
خیلی ها ، در "حد و اندازه ات" نیستند....
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
دیـــــ ـر بــــ ــاریـــــدی بــــــاران دیـــ ــ ــر...
من مــــــدت هاســـ ـــت در حجم نبودن کسی خشکیدم

 
  • Like
واکنش ها: imah

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
هنوز بچگانه نقاشی می کشم!
آدمک های من گردن های باریک؛
دستانی خالی ودهانی بسته دارند ..!
یک روز تصمیم می گیرم نقاش بزرگی شوم
چوپانی می کشم که بوی گرگ می دهد!
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
مردم شهر سیاه
خنده هاشان همه از روی ریاست
دلشان سنگ سیاست
ما در این شهر دویدیم ، دویدیم
چه سود !
خبر از عشق نبود
و تو ای مرغ مهاجر
که از این شهر گذر خواهی کرد
نکند از هوس دانه گندم
به زمین بنشینی !
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
....

....

مَست از تــــو

مـے رَقـصـم تـا سَرگیــجــہ ،

تـا تـار شـدن اتـاق !

تـا سیـاه تـر شـدن چَـشـمـم

تـا نـبـیـنـم ،

نـبـودن بـے دَلـیـلـت را...
:cry:
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
گاهی دلم میخواهد وقتی بغض میکنم

خدا از آسمان به زمین بیاید

اشک هایم را پاک کند، دستم را بگیرد

و بگوید: اینجا آدمها اذیتت میکنند؟

بــیـــا

بــــــرویــــــــم
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
از من نرنج ...


نه مغرورم نه بي احساس


فقط خسته ام.....


خسته از اعتمادي بيجا !


براي همين قفلي محکم بر
دلــ❤ـــــم زده ام




 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

تورا گم کرده ام امروز
و حالا لحظه هاي من

گرفتار سكوتي سرد و سنگينند
و چشمانم
كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند
نمي داني چه غمگينند
چراغ روشن شب بود
برايم چشمهاي تو
نمي دانم چه خواهد شد...
پر از دلشوره ام
بي تاب و دلگيرم
كجا ماندي كه من بي تو
هزاران بار در هر لحظه مي ميرم
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلم اندازه یه عمر گرفته...
دیگه نه تنها روحم جسمم هم خستست...
چقدر زود روزهای قشنگ تموم شد و چقدر این روزای تاریک و دلگیر طولانی شده....
میدونم هیچ وقت ایجا سر نمیزنی...
امشب حس میکنم تا ته قلبم میسوزه...
چقدر داغونم...
خدا کمکم کن..
خدایا صدامو میشنوی؟
خدایا
خدا میبینی حالمو...
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
بــــازار سنـگ فروش ها کـجـــاسـت؟


به دنبال ســـنــگی کـمـیـابـم! آیــا ســـنـگ صــبـور هــم مــی فــروشنـد؟

 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
و از این غربت تلخ
که به اجبار به پایم بستند
می گریزم از شب
می گریزم از عشق
و تو ای پاک ترین خاطره ها
همه جا در پی تو می گردم...
 
بالا