اشعار و نوشته هاي عاشقانه

بوکانی

کاربر فعال
[FONT=times new roman, times, serif]ای سرا پایت سبز
[/FONT]​
[FONT=times new roman, times, serif] دستهایت را چون خاطره ای سوزان
[/FONT]​
[FONT=times new roman, times, serif]در دستان عاشق من بگذار
[/FONT]​
[FONT=times new roman, times, serif]ولبانت را چون حسی گرم از هستی
[/FONT]​
[FONT=times new roman, times, serif]به نوازش لبهای عاشق من بسپار
[/FONT]​
[FONT=times new roman, times, serif]باد ما را با خود خواهد برد
[/FONT]​
[FONT=times new roman, times, serif]باد ما را با خود خواهد برد
[/FONT]​
 

بوکانی

کاربر فعال
روزگار بر خلاف آرزوهایم... سال ها تکراری تر از همیشه
و لحظه هایی که
که می گذرد
اما به سختی
بهار پائیز گونه ام مبارک
 

بوکانی

کاربر فعال
دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هات
...

نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان.
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟
 

بوکانی

کاربر فعال
[FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]می دانی؟[/FONT]

[FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]یک وقت هایی باید[/FONT]
[FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

...[/FONT]
[FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif] ... باید به خودت استراحت بدهی[/FONT]
[FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]
دراز بکشی
[/FONT]
[FONT=Georgia, Times New Roman, Times, Serif]
دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.

[/FONT]
 

بوکانی

کاربر فعال
عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب

از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب

ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای

ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب

شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی

شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب

از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟

جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟

جــز فکـرهـای منفـی و تصمیـم هـای بـد

جـز قـرصهـای صـورتـی ضـد اضطـراب؟

اصـلا تـو بـهترین بشـری!!مـن بـدم بـدم!

بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب
 

بوکانی

کاربر فعال
از خانه که می آیی
یک دست مال سفید
پاکتی سیگار

گزیده شعر فروغ
و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است ....
 

بوکانی

کاربر فعال
بچه که بودم از جریمه های نانوشته که بگذریم
سلمانی و ساعت و سیب
سکه و سلام و سکوت
و سبزی صدای بهار
هفت سین سفره ی من بود
بچه که بودم
دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت
که آخر هیچ قصه ای به خانه نمی رسید
بچه که بودم
تنها ترس ساده ام این بود
که سه شنبه شب آخر سال
باران بیاید
بچه که بودم
آسمان آرزو آبی
و کوچه ی کوتاهمان
پر از عبور چتر و چلچراغ و چلچله بود
ی. گلرویی
 

بوکانی

کاربر فعال
باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
 

یارانراد

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
کنار عکس تو پر از حال و هوای گریه ام
شکفه نمیکنم ولی پر از صدای گریه ام
شکفه نمیکنم ولی حریف دنیا نمیشم
مثل یه بغض کهنه ام جون میکنم وا نمیشم…
برق کدوم ستاره زد تو چشمایی که یادمه
تو دل سپردی از ازل تو پر کشیدی از همه
حس کدوم فاصله بود که از رگ تو کنده شد
بین کدوم دقیقه بود که قلب تو پرنده شد
شکفه نمیکنم ولی دنیا فقط یه منظره است
تو این طرف من اون طرف فاصله مون یک پنجره است
تو قصه موندی همه شب تو ریشه بستی همه جا
اسم تموم کوچه ها سهم تموم آدما
من از هجوم خستگی حریف دنیا نشدم
کنار سفره ی زمین نشستم و پا نشدم
شکفه نمیکنم ولی دوزخ دنیا مال من
تو پر کشیدی از زمین به شوق پروانه شدن

بوسیدن روی ماه
 

noom

عضو جدید
[FONT=&quot]در مترو
همه یا ایستاده بودند
یا نشسته
تنها من بودم ؛
که داشتم به تو فکر می کردم[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]
حافظ ایمانی[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]
 

noom

عضو جدید
[FONT=&quot]تنهایی
ذره
ذره
خودی نشان می دهد
وقتی تو آنقدر کم پیدایی[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]که سنگینی ِ روزگارم را مورچه ها به کول می کِشند
و من
مات
مات
نگاهشان می کنم
.
.
.
مهدیه لطیفی[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]
 

F@tima s332

عضو جدید
کاربر ممتاز

ايـن تــو نيستي که مرا از يـاد برده اي
ايـن منـــم که به يـادم اجـازه نمي دهم
حتـــي از نزديکي ذهـن تــو عبور کند
صحبـــت از فـرامـوشي نيســــت ....
صحبــــت از ليـاقـــت اســـت !!!
 

F@tima s332

عضو جدید
کاربر ممتاز
تا روزي كــه بــود، دســت هــايــش بــوي گــل ســرخ مــي داد! از روزي كــه رفــت گــل هــاي ســرخ بــوي دســت هــاي او را مــي دهنــد . .
 

F@tima s332

عضو جدید
کاربر ممتاز
می گــــم : خداحــافظ
که تُــو،
چشم تـَــر کـنی که بـگــی: کـجـا؟
مَگـه دَست خُودتـه این اومَــدنو رَفتـَــنا ؟

.

.
بعدش سفت بغلم کُـنی بـگــــی:
که هیچ رفتَــنی تـُـو کار نیست اینـو توو مُخت فرو کُـن !

.

.
هَمیـن جـا ، بـه دلت اشاره کُنی ، جاتـه تا هَمیشـه!
آخــــر سَرش هم مُحکـم بگی: شـیر فـَهم شــد؟

.

.
که مَــن ، دل ضَعفـه بگیرم از این همـه عاشقانـه های مَردونـه و مُحـکَمت ..!
 

naghmeirani

مدیر ارشد
عضو کادر مدیریت
مدیر ارشد
بی چتر بیا
حتی اگر خیال می کنی
دست‌های ِ کوچک ِ من
سرپناه ِ مطمئنی نیست!






 

just mechanic

عضو جدید
کاربر ممتاز
حس تاریک

حس تاریک

تو....من....
تو شدی بارون عشقم
روی گونه های خشکم
من
شدم غم غروبت
توی لحظه های کشتم
تو مثه نم نم بارون
عاشقانه تو خیابون

من
مثه خش خش برگی
که می ره زیر پاهامون
تو مثه رویای خیسی
واسه قلب بی قرارم

من
مثه کویری بی آب
مثه لوت بی بهارم
تو مثه دلهره عشق
زیر قطره های بارون
من
مثه کلاغ خیسی
روی شاخه تو خیابون
تو مثه وسوسه عشقت
وی گرمای تابستون

مثه سردی غروبم

توی روزای زمستون
تو مثه شبنم عشقی
واسه قلب بی نشاطم
من مثه روزای آخر
مثه شمعی رو به بادم
تو مثه هوای عشقی
تو خود یه سرنوشتی
توی این دنیای تیره
واسه من مثه بهشتی
من
مثه هوای سردم
توی بارونا می گردم

مثه اون لحظه دل گیر
که دیگه گیجم و پرتم
تو
مثه هوا می مونی
تو خود زندگی هستی
من
مثه شراب کهنه
که کنارم تو نشستی
تو مثه قصه عشقی
که توی کتاب نوشته
من
م اون کلاغ مشکی
که توی قصه نوشته
تو مثه آسمون هستی
پاک و صاف و پر ستاره

من
مثه شبای دل گیر
که واسه تو بی قراره
تو مثه شبای عشقی
خط مشق سرنوشتی

من
مثه شبای تاریک
تو
جائی که نیست بهشتی....

مرز
14/01/91
دوشنبه
02:33....
سعید رحمتی ازغندی....
منبع : حس تاریک

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

Similar threads

بالا