صفحه 3 از 11 نخستنخست 1234567 ... آخرينآخرين
نمايش نتايج 21 تا 30 از 104

تاپیک: اشعار عاشورایی و انتظار

  1. #21
    عضو فعال آواتار noosh_l
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    لیسانس
    تاريخ عضويت
    2008/9
    امتیاز
    510
    پست ها
    441

    پيش فرض

    آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
    شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
    آقا بیا تا با ظهور چشم‌هایت
    این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد
    آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
    آرام راه ساحل دریا بگیرد
    اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
    شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد
    پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
    تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
    اقا خلاصه یک نفر باید بیاید
    تا انتقام دست زهرا را بگیرد

  2. تشكرها از اين پست


  3. #22
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    شن بود و باد، قافله بود و غبار بود
    آن سوی دشت، حادثه چشم انتظار بود
    فرصت نداشت جامه نیلی به تن کند
    خورشید سر برهنه لب کوهسار بود
    گویی به پیشواز نزول فرشته ها
    صحرا پر از ستاره دنباله دار بود
    می سوخت در کویر، عطشناک و روزه دار
    نخلی که از رسول خدا یادگار بود
    نخلی که از میان هزاران هزار فصل
    شیواترین مقدمه نوبهار بود
    شن بود و باد، نخل شقایق تبار عشق
    تندیس واژگون شده ای در غبار بود
    می آمد از غبار، غم آلود و شرمسار
    آشفته یال و شیهه زن و بی قرار بود

    سعید بیابانکی
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  4. تشكر از اين پست


  5. #23
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    کارم از جنون گذشته مست مست بوی سیب

    دل من تنگه برا شش گوشه و قبر حبیب

    از حسین و کربلا تپش تپش دل میخونه

    برای زیارتش همش میگیره بهونه

    شوق پابوسی او افتاده باز توی سرم

    میزنم به هر دری جور بشه کار سفرم

    حالا که دورم از او میخونم از ناز نگاش

    میشینم زل می زنم به عکس گنبد طلاش

    با خودم میگم میشه که شامل کرم بشم

    آقا دعوتم کنه مسافر حرم بشم

    یاد بین الحرمین چشم منو تر می کنه

    دل من با خاطرات کربلا سر می کنه

    زیارت خوندنای با اشک و آه یادش بخیر

    به سر و سینه زدن تو قتلگاه یادش بخیر

    یاد اون شبها بخیر مست بوی یار می شدیم

    دخیل ضریح خوشگل علمدار می شدیم

    اما عیبی نداره اگر به قصه مبتلام

    توی روضه هاش میام انگاری توی کربلا

    اگه پا نده بیام تو روضه هاش هم بشینم

    برام این بسه که عکس کربلاتو ببینم
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  6. تشكر از اين پست


  7. #24
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    کودکی هایت شریک سجده پیغمبری که
    اوج معراجت شده از شانه اش، از منبری که
    آیه آیه عشق را تفسیر می کردی تو بر آن
    سوره سوره نور بودی، جرعه جرعه کوثری که ...
    کودکی های تو بود و بوسه شوق پیمبر
    در نگاهش اشک بود و بوسه های دیگری که
    بر تنت باغ شکوه لاله هایی سرخ می شد
    لاله های زخم تیغ دشمنت بر حنجری که
    بارها تکبیر را لبریز می کردی تو از آن
    بارها تکبیر تو برپا نموده محشری که
    یک به یک از پاره های جان خود در آن گذشتی
    تا بماند بعد از این هم مکتب پیغمبری که
    هر که بر دیدار او دلتنگ می شد در مدینه
    خیره می شد بر رخ ماه علی اکبری که ...
    کفر در جنگ علی اکبر مردّد بود و در میدان
    اشبه الناس پیمبر مانده بود و لشکری که
    زخم تیغ و نیزه هاشان بر تنش از حد گذشت و
    بوسه شمشیر بود و زخم بود و پیکری که . . .
    * *
    کربلاخون گریه می کرد از عبایت قطره قطره
    خیمه خیمه اشک بود و ماتم پیغمبری که . . .
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  8. تشكر از اين پست


  9. #25
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    تو کیستی که جهان تشنة زلالی توست
    بهار عاطفه مرهون خشکسالی توست
    شب زمانه که مقهور بامدادان باد
    شکیب خاطرش از خون لایزالی توست
    ز قصّه عطشت چشم عالمی گریان
    هزار چشمه جوشنده در حوالی توست
    تو ماه من به کدامین ظلامه ات کشتند
    که پشت پیر فلک تا ابد هلالی توست
    ندید نقش تو را کس به حجم آینه‌ها
    حکایت همه از صورت خیالی توست
    چه عاشقی تو که در دفتر قصاید سرخ
    هرآنچه خواند دلم، شاه بیت عالی توست
    سزد که رایحه درد، سازدم مدهوش
    که باغ عشق، به داغ شکسته‌بالی توست
    فغان که وارث بانوی آبهای جهان
    تویی و تشنه یک قطره، مشک خالی توست
    تو شهر عشقی و دروازه ات به باغ بهشت
    دل شکسته من یک تن از اهالی توست
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  10. تشكر از اين پست


  11. #26
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    بادها
    نوحه‌خوان
    بیدها
    دسته زنجیرزن
    لاله‌ها
    سینه‌زنانِ حرمِ باغچه
    *
    بادها
    در جنون
    بیدها
    واژگون
    لاله‌ها
    غرق خون
    *
    خیمه خورشید سوخت
    برگ‌ها
    گریه‌کنان ریختند
    آسمان
    کرده به تن پیرهن تعزیه
    طبل عزا را بنواز ای فلک...
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  12. تشكر از اين پست


  13. #27
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    داغِ که داری امشب؟ ای آسمان خاموش!
    داغ کدام خورشید؟ ای مادرِ سیه‌پوش!
    این سرخیِ شفق نیست، خون شقیقه کیست
    که می‌چکد به رویت از گوش و از بناگوش؟
    طشت زری‌ست خورشید، گلگون، لبالب از خون
    تیغِ که باز کرده‌ست خون از رگ سیاووش؟
    این کشته کیست دیگر؟ ترکیب دُبّ ‌اصغر
    تابوت کوچک کیست که می‌برند بر دوش؟
    تا هر ستاره زخمی‌ست از عشق بر تن تو
    از زخم‌های عشقت خونِ که می‌زند جوش؟
    نامی که چون کتیبه‌ست بر سنگِ روزگاران
    یادش اگرچه خاموش، کی می‌شود فراموش؟
    ماه مرا فرو برد، چاه محاق هشدار
    ای قافله! که افتاد بیرق ز دست چاووش
    در قلعه که افتاد آتش؟ که در افق‌ها
    از پشت شعله و دود، پیداست برج و باروش
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  14. تشكر از اين پست


  15. #28
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    توان واژه کجا و مدیح گفتن او
    قلم قناری گنگی‌ست در سرودن او
    کشاندنش به صحاریِ شعر ممکن نیست
    کمیت معجزه لنگ است پیش توسن او
    چه دختری، که پدر پشت بوسه‌ها می‌دید
    کلید گلشن فردوس را به گردن او
    چه همسری، که برای علی به حظّ حضور
    طلوع باور معراج داشت دیدن او
    چه مادری، که به تفسیر درس عاشورا
    حریم مدرسه کربلاست دامن او
    بمیرم آن همه احساس بی‌تعلق را
    که بار پیرهنی را نمی‌کشد تن او
    دمی که فاطمه تسبیح گریه بردارد
    پیام می‌چکد از چلچراغ شیون او
    از آن ز دیده ما در حجاب خواهد ماند
    که چشم را نزند آفتابِ مدفن او
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  16. تشكر از اين پست


  17. #29
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    رفتی و نقش روی تو بر لوح دیده ماند
    رفتی وداع تو به دل غم کشیده ماند
    چون خم شدم که پای تو بوسم پی وداع
    رفتی و قامت من غمگین خمیده ماند
    در این سفر که نیمه ره از من جدا شدی
    بار غمت به دوش دل داغ‌دیده ماند
    آغوش من تهی شد و خار جدائی‌ات
    در چشم انتظار من ای گل خلیده ماند
    تا کی شب فراق سیاهت رسد بروز
    چشمم به جلوه‌گاه سحر تا سپیده ماند
    بس روز و شب که گَشتم و آوخ نجُستمت
    باز این دلم، شکسته و در خون طپیده ماند
    از شوق توست کز بدن ناتوان من
    جانم برون نیامد و بر لب رسیده ماند
    شد زرد چهره من و خشکید اشک چشم
    گلهای انتظار من آخر نچیده ماند
    بس گریه کردم و اثری در عدو نکرد
    بس ناز کودکانه من ناخریده ماند
    کو دست مِهر تو که نوازش کند مرا
    خارم به پای و اشک به رویم چکیده ماند
    در گوشه خرابه چو می‌رفت جان من
    داغت نرفت از دل و اشکم به دیده ماند
    بر چهره‌ام نشانه رفتار دشمنان
    جای کبود سیلی و رنگ پریده ماند
    هر لاله‌ای دمید حسانا ز خاک او
    پیوسته داغدار و گریبان‌دریده ماند
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  18. تشكر از اين پست


  19. #30
    عضو فعال آواتار mahdi271
    رشته
    مهندسی عمران
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2009/11
    محل سكونت
    رشت
    امتیاز
    572
    پست ها
    1,404

    پيش فرض

    ای گردش چشمان تو سرچشمه هستی
    ما محو تو هستیم، تو حیران که هستی؟
    خورشید که سرچشمه زیبایی و نور است
    از میکده چشم تو آموخته مستی
    تا جرعه‌ای از عشق تو ریزند به جامش
    هر لاله کند دعوی پیمانه به دستی
    از چار طرف محو تماشای تو هستند
    هفتاد و دو آیینه توحیدپرستی
    وا کرد در مسجدالاقصای یقین را
    تکبیره‌الاحرام نمازی که تو بستی
    تا وا شدن پنجره هرگز نزدی پلک
    تا خون شدن حنجره از پا ننشستی
    ای کاش که گل‌های عطشناک نبینند
    در دیده خود خار غمی را که شکستی
    یک گوشه چشم تو مرا از دو جهان بس
    ای گردش چشمان تو سرچشمه هستی
    دم ها فقط در یک چیز مشترکند

    "متفاوت بودن"


  20. تشكر از اين پست


صفحه 3 از 11 نخستنخست 1234567 ... آخرينآخرين

تاپیک های مشابه

  1. اشعار و نوشته هاي عاشقانه
    توسط PATRIOT در تالار اشعار و صنايع شعری
    پاسخ ها: 10200
    آخرین ارسال: يك ساعت پيش, 02:30 PM
  2. اشعار شیمیایی
    توسط پیرجو در تالار تازه ها ،معرفی و آشنايی با رشته و سايت ها
    پاسخ ها: 8
    آخرین ارسال: 2015/4/26, 12:22 PM
  3. اشعار تركي
    توسط rindoghlu در تالار ادبیات
    پاسخ ها: 126
    آخرین ارسال: 2013/11/28, 07:30 PM
  4. پاسخ ها: 39
    آخرین ارسال: 2009/9/24, 10:26 PM

عبارت‌های مرتبط

شعر در سوگ امام حسین

شعری در سوگ امام حسین

بحر طويل عاشورايي

برچسب های اين تاپیک

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •