صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرينآخرين
نمايش نتايج 21 تا 30 از 45

تاپیک: توهّم توهین

  1. #21
    عضو فعال آواتار mansourblogfa
    رشته
    مهندسی صنایع
    مقطع
    لیسانس
    دانشگاه
    در حال ویرایش....
    تاريخ عضويت
    2010/11
    محل سكونت
    اصفهان-فولادشهر
    امتیاز
    2030
    پست ها
    5,715

    پيش فرض

    ممنون ازاستارتر تاپیک

    موافقم ،البته داشتن سواد آکادمیک و یا حتی خوندن نوشتن معمولی هم کمکی نمیکنه ، چون متاسفانه ملت انگار یه جورایی رفتن تو خلسه ،یا ب تعبیر من قفلن!!!
    وقتی به یه نظر یا عقیده ای میرسن حالا میتونه اعتقادی، اجتماعی ،روابط شخصی وووو باشه
    دیگه ول کنش نیستن ،وقتی هم بهشون میگی این کارت،برخوردت،رفتارت ،و.... تو مناسب نیست به خودش میگیره و مسأله و قضیه رو شخصیش می‌کنه ،این توهم بهش دست میده که حتما با من مشکل داره ،لابد از من خوشش نمیاد ،میخواد منو تو جمع ضایع کنه ،میخواد سوادش رو به رخم بکشه و از این دست توهمات

    خب حالا چاره چیه ،من به شخصه زمان زیادیه ک از این دست توصیه ها و به تعبیر خودم مشاوره ها رو گذاشتم کنار ،حتی دیگه کتاب و فیلم به کسی معرفی نمیکنم ، چون چندین بار پیگیری کردم و فهمیدم ک اصلا دنبالش نرفتن و یه جورایی تشنه نبودن ،میخوام تشنه بودن رو بازش کنم ،داشتم با یکی از دوستام تو تلگرام چت میکردم ،یه عکس از کتاب ادبیات دبیرستانش فرستاد،گفت همه کتاب هام رو دارم و این درس از کتاب رو خیلی دوست دارم ،خوندم ،نثر عالی ای بود ،یه قسمتی از کتاب هبوط در کویر از علی شریعتی بود ،وقتی خوندمش حالم عوض شد، رفتم کل کتاب حدود900 صفحه ایشو دانلود کردم ،این میشه تشنه بودن،اینجا قضیه کتاب بود ،حرفم اینه تشنه یادگرفتن باشیم
    تا حالا بار ها این اتفاق افتاده ک توی ی سریال خارجی یا یه مستند یه اسم ،کلمه ،یه آیین بومی ،یه کشور و ... رو دیدم و گوگلش کردم و مقاله و فیلم دربارش خوندم ،بیشتر اطلاعاتی ک دارم هم به این خاطره
    مثلاً یه بار داشتم یه فیلم هندی می‌دیدم ،توش ی دختر هندی می‌ره تو پاکستان و ...،اونجا تو فیلم من دیدم عه دختره همینجور رفته تو خیابون با تیپ هندی ،پیش خودم گفتم مگه پاکستان مسلمون نیستن،چرا ملت گیر بهش ندادم ک ححابت کو و ....خخخخ ،خلاصه این شد موضوع گوگل من،بعد فهمیدم حجاب اجباری نیست ،تو همین حین ،کاشف ب عمل اومد پاکستان دیوار مرزی با افغانستان کشیده ،منم پیش خودم گفتم ایرانم باید یه دیوار یا خندق خفنی بکشه تو مرزش تا اینقدر راحت میان و ....،بعد تو همین بحث امنیت و اینا بودم ک موضع گوگلم رفت تو جریان و تاریخچه هسته ای شدن پاکستان و،بعدشم یادم افتاد تو ی فیلمی پاکستانی ها مدل خیلی باحالی واسه تولد پیامبر شادی میکنن،پیگیر شدم فهمیدم اسمش قوالیه ،بعد تو اهنگاشون دیدم هی میگن شهباز قلندر ،امارشو در آوردم دیدم یارو اونجا مقبره و حرم بزرگ داره ،و شیعیان تو سال روز مرگش سینه میزنند ،سنی ها می‌رقصند و ....
    همش از اون دختر مو باز هندی شروع شد

    نمیخوام تو این توهم برید ک دارم خودستایی میکنم ،اکه دوست دارید برید هم مشکلی نیست ،فقط زیاد توش نمونید واسه پوستتون خوب نیست :دی
    چه جالب الان مادرم انگاری بهش الهام شده گفت چرا تو دوروبرمون یه آدم خیلی دانا نیست و قدیما خیلی بیشتر بودن اینجور آدم ها !!(البته فکر کنم چون داشت تو رادیو درباره موفقیت صحبت میکرد این به ذهنش رسید )
    بهش گفتم ،مادر من ،شما فکر کن خودت یه آدم خیلی خیلی دانایی بودی ،خب دوست داشتی همه رو راهنمایی و کمک کنی درسته،خب وقتی به آدم های سطح پایین ترس از خودت مشاوره بدی ،اکثرا گوش نمیدن و یا به چشم اینکه داری سوادت رو به رخشون می‌کشی میبیننت، خب تو هم بیخیال شون میشی و سعی میکنی کمتر باهاشون در ارتباط باشی و یا کمتر وارد بحث بشی باهاشون ،و بیشتر با کسایی ک از خودت بالاتر و داناتر هستی همنشینی می‌کنی ک خودت رو ارتقا بدی
    گفتم این جور آدم ها کم نشدن ،خوشبختانه هنوز منقرض نشدن ،ولی گوش شنوایی چون برای حرفاشون نیست ،اونا هم سکوت رو ترجیح میدن

    میخواستم چاره کار رو بگم ،مثل همیشه رفتم تو حاشیه
    من این کارو میکنم ،همیشه یه راه در رو واسه خودم می‌زارم ،یعنی تو هر عقیده ای ک دارم ،اکه یه نظر متفاوتی می‌شنوم و میبینم ،همون ابتدا ردش نمیکنم ،یکم دربارش فکر میکنم ،اگه منطقی بود ،واسش وقت می‌زارم و دربارش تحقیق میکنم ،اگه دیدم آره من تو اشتباه بودم ،بیشتر تحقیق میکنم و فقط با شنیدن اون نظر متفاوت و حتی به خاطر کسی ک اون رو ازش شنیدم این کارو نمیکنم ،
    بعدش اون نظر جدید میشه ،نظر من و عقیده من ،به نظرم نباید روی مسائل اعتقادی و اخلاقی و تقریبا بیشتر(نه همه) مسائل تعصب بی جا داشت ،تعصب چشم آدم رو می‌بنده به روی حقایق و عقیده های متفاوت و باعث میشه قفل بمونی
    یه توصیه دیگه ،رادیو گوش بدید
    ويرايش شده توسط mansourblogfa در 4 هفته پيش در ساعت 09:41 PM

    به باطن نفس ما چون هست کافر
    مشو راضی بدین اسلام ظاهر

    برو هر لحظه ایمان تازه گردان
    مسلمان شو مسلمان شو مسلمان


  2. #22
    عضو فعال
    رشته
    غیر مهندسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2010/5
    امتیاز
    5718
    پست ها
    6,350

    پيش فرض

    این متن بالا رو چندین بار خوندم و هربار بیشتر لذت بردم. نهایت سپاس و تشکر
    زمین خشک سنبل برنیارد.



  3. تشكر از اين پست


  4. #23
    عضو فعال
    تاريخ عضويت
    2010/7
    امتیاز
    17117
    پست ها
    7,288

    پيش فرض

    در دوره ای هستیم که ملت ایران بیشتر از مشکلات اقتصادی و مشکلاتی که همه میدونیم چی هستن از کمبود خرد و اندیشه رنج میبرد من نوعی شما همه
    باید تعصبات و افکار بیخود رو کنار گذاشت و به خرد و اندیشه روی اورد تا نجات پیدا کنیم
    closed for ever

  5. تشكرها از اين پست


  6. #24
    عضو فعال
    رشته
    غیر مهندسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2010/5
    امتیاز
    5718
    پست ها
    6,350

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله *Tik.TAAk* نمايش پست
    در دوره ای هستیم که ملت ایران بیشتر از مشکلات اقتصادی و مشکلاتی که همه میدونیم چی هستن از کمبود خرد و اندیشه رنج میبرد من نوعی شما همه
    باید تعصبات و افکار بیخود رو کنار گذاشت و به خرد و اندیشه روی اورد تا نجات پیدا کنیم
    چطوری میشه به خرد و اندیشه روی آورد؟
    راهکارشم بگو..
    زمین خشک سنبل برنیارد.



  7. تشكر از اين پست


  8. #25
    عضو فعال
    تاريخ عضويت
    2010/7
    امتیاز
    17117
    پست ها
    7,288

    پيش فرض

    خب ببینید این بحث خیلی زیاد هست و دریک پست نمیشه توضیحش داد
    اما به طور خلاصه بخوام بگم
    خرد و اندیشه شامل همه ی ابعاد زندگی میشه حتی ریز ترین جزئیات زندگی و اگر این قانون رو رعایت کنیم قطعا در دنیا سعادت مند زندگی خواهیم کرد وقتی که مدرسه میرفتیم واضح ترین مفهومی که از کلمه ی جاهل داشتیم این بود که کسی به خدا اعتقاد نداره یا به تعبیری افراد کفار رو جاهل میدونستیم یا کسانی که سواد خوندن نوشتن ندارن (برای خود من اینطوری بود ) در صورتی که الان فهمیدم اینطور نیست کسانی درجات بالای تحصیلی دارن یا کسانی که خیلی اعمال دینی انجام میدن یا به تعبیری مذهبی هم میتونن جاهل باشن چرا؟ چون ممکنه سعی نکنن واقعیت های اطرافشونو ببینن اینکه هر کسی رو خدا ازاد افریده هرکسی حق زندگی داره هرکس هرجور که میخاد رفتار کنه لباس بپوشه و کسی حق نداره به دیگری زور بگه حتی تو خانواده روابط بین فرزندان و والدین تربیت درست حق هر فرزندی هست و والدین باید اداب معاشرت به بچشون یاد بدن بچه حق داره وقتی بزرگ شد خودش مسیر زندگیشو انتخاب کنه با کسی دوست داره ازدواج کنه البته اگه بر پایه ی انتخاب درست باشه و والدین اونو نباید منع کنن به خاطر تفکرات و سنت های پوسیده ... یا اینکه به سلایق دیگران احترام بذاریم از همه مهمتر دل کسی و بیخودی نشکنیم چون بالخره روزی باید جوابشو بدیم یا به وسیله ی کائنات خداوند نتیجه شو خواهیم دید خود سازی و مطالعه کنیم خودمون و دیگران رو همونطوری که هست بپذیریم اطلاعات خودمون رو از اطرافمون رو بالا ببریم بدونیم در چه دنیای شگفت انگیز و جذابی داریم زندگی میکنیم حق و باطل رو به خوبی بشناسیم و به درستی قضاوت کنیم از خدا و دین برای رسیدن به اهداف شخصی بهره برداری نکنیم و... خیلی موارد دیگه .... به نسل اینده تا میتونیم اموزش بدیم قطعا راه نجات نسل بشر اموزش و خرد هست ؛ نمیدونم تا حالا شنیدید یا نه میگن اگه در کهکشان تمدنی غیر از بشر وجود داشته باشه ( که به اعتقاد من وجود داره میتونید برای اثبات حرفم درباره یوفوها و تمدن های فرا زمینی رو مطالعه کنید انواع مستند ها داخل یوتیوب اپارات هست نگاه کنید) خیلی خیلی متمدن تر از ما هستن دلیلشم اینه اونها چندین هزار سال از ما سبقت گرفتن ینی ما از دید اونها انسان های نخستین هستیم
    اونوقت وارد کره ی زمین که بشیم هر کس فکر میکنه خودش عقل کل هست راحت دروغ میگیم تهمت میزنیم فخر فروشی میکنیم خرافات به خورد مردم میدیم و انتظار هم داریم باور کنن
    یک کلیپ رو دیدم اخوندی نشسته بود رو منبر میگفت فردی یک روز گوسفندی میبینه اون گوسفند زبون باز میکنه به اون اقا میگه لطف کن منو بخر دوست دارم روز تاسوعا منو قربانی ابو الفضل کن اون مرد هم این کارو میکنه ..! ینی تا این حد خالی بندی ما داریم تو همچین جامعه ای زندگی میکنیم دیگه چه انتظاری از افراد عادی جامعه هست یک عده هم نشستن زیرش داد و بیداد راه انداختن خب این چه رفتاریه ملت رو عوام و بیسواد فرض کردن کو خرد کو اندیشه؟ والا بخدا منم اعتقاد دارم ولی دیگه نه اینطوری (کلیپشم دارم هر کسی فکر کرد دروغ میگم ایدی تلگراممو میدم بیاد نشونش میدم )
    در ضمن اشتباه برداشت نشه نمیخام فاز روشن فکری بردارم و ی سری چیزا رو نفی کنم
    خرد ینی عقل خدا به انسان عقل و قلب داده احساس داده هروقت تونستیم با احساس و عقل بهترین تصمیم رو بگیریم قطعا نتایجش خوب خواهد بود اینم که عقل یا احساس رو به طور کلی نادیده بگیریم اینم درست نیست انسانی که فقط عقلانی تصمیم بگیره با ی تخته سنگ فرقی نداره یا برعکس فقط احساسی تصمیم بگیریم
    امیدوارم منظورمو رسونده باشم
    این دنیا یک زمین مسابقه ست همه باید برای برنده شدن تلاش کنند و بجنگن
    با تشکر.
    ويرايش شده توسط *Tik.TAAk* در 3 هفته پيش در ساعت 09:39 PM
    closed for ever

  9. تشكرها از اين پست


  10. #26
    عضو فعال
    رشته
    غیر مهندسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2010/5
    امتیاز
    5718
    پست ها
    6,350

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله *Tik.TAAk* نمايش پست
    خب ببینید این بحث خیلی زیاد هست و دریک پست نمیشه توضیحش داد
    اما به طور خلاصه بخوام بگم
    خرد و اندیشه شامل همه ی ابعاد زندگی میشه حتی ریز ترین جزئیات زندگی و اگر این قانون رو رعایت کنیم قطعا در دنیا سعادت مند زندگی خواهیم کرد وقتی که مدرسه میرفتیم واضح ترین مفهومی که از کلمه ی جاهل داشتیم این بود که کسی به خدا اعتقاد نداره یا به تعبیری افراد کفار رو جاهل میدونستیم یا کسانی که سواد خوندن نوشتن ندارن (برای خود من اینطوری بود ) در صورتی که الان فهمیدم اینطور نیست کسانی درجات بالای تحصیلی دارن یا کسانی که خیلی اعمال دینی انجام میدن یا به تعبیری مذهبی هم میتونن جاهل باشن چرا؟ چون ممکنه سعی نکنن واقعیت های اطرافشونو ببینن اینکه هر کسی رو خدا ازاد افریده هرکسی حق زندگی داره هرکس هرجور که میخاد رفتار کنه لباس بپوشه و کسی حق نداره به دیگری زور بگه حتی تو خانواده روابط بین فرزندان و والدین تربیت درست حق هر فرزندی هست و والدین باید اداب معاشرت به بچشون یاد بدن بچه حق داره وقتی بزرگ شد خودش مسیر زندگیشو انتخاب کنه با کسی دوست داره ازدواج کنه البته اگه بر پایه ی انتخاب درست باشه و والدین اونو نباید منع کنن به خاطر تفکرات و سنت های پوسیده ... یا اینکه به سلایق دیگران احترام بذاریم از همه مهمتر دل کسی و بیخودی نشکنیم چون بالخره روزی باید جوابشو بدیم یا به وسیله ی کائنات خداوند نتیجه شو خواهیم دید خود سازی و مطالعه کنیم خودمون و دیگران رو همونطوری که هست بپذیریم اطلاعات خودمون رو از اطرافمون رو بالا ببریم بدونیم در چه دنیای شگفت انگیز و جذابی داریم زندگی میکنیم حق و باطل رو به خوبی بشناسیم و به درستی قضاوت کنیم از خدا و دین برای رسیدن به اهداف شخصی بهره برداری نکنیم و... خیلی موارد دیگه .... به نسل اینده تا میتونیم اموزش بدیم قطعا راه نجات نسل بشر اموزش و خرد هست ؛ نمیدونم تا حالا شنیدید یا نه میگن اگه در کهکشان تمدنی غیر از بشر وجود داشته باشه ( که به اعتقاد من وجود داره میتونید برای اثبات حرفم درباره یوفوها و تمدن های فرا زمینی رو مطالعه کنید انواع مستند ها داخل یوتیوب اپارات هست نگاه کنید) خیلی خیلی متمدن تر از ما هستن دلیلشم اینه اونها چندین هزار سال از ما سبقت گرفتن ینی ما از دید اونها انسان های نخستین هستیم
    اونوقت وارد کره ی زمین که بشیم هر کس فکر میکنه خودش عقل کل هست راحت دروغ میگیم تهمت میزنیم فخر فروشی میکنیم خرافات به خورد مردم میدیم و انتظار هم داریم باور کنن
    یک کلیپ رو دیدم اخوندی نشسته بود رو منبر میگفت فردی یک روز گوسفندی میبینه اون گوسفند زبون باز میکنه به اون اقا میگه لطف کن منو بخر دوست دارم روز تاسوعا منو قربانی ابو الفضل کن اون مرد هم این کارو میکنه ..! ینی تا این حد خالی بندی ما داریم تو همچین جامعه ای زندگی میکنیم دیگه چه انتظاری از افراد عادی جامعه هست یک عده هم نشستن زیرش داد و بیداد راه انداختن خب این چه رفتاریه ملت رو عوام و بیسواد فرض کردن کو خرد کو اندیشه؟ والا بخدا منم اعتقاد دارم ولی دیگه نه اینطوری (کلیپشم دارم هر کسی فکر کرد دروغ میگم ایدی تلگراممو میدم بیاد نشونش میدم )
    در ضمن اشتباه برداشت نشه نمیخام فاز روشن فکری بردارم و ی سری چیزا رو نفی کنم
    خرد ینی عقل خدا به انسان عقل و قلب داده احساس داده هروقت تونستیم با احساس و عقل بهترین تصمیم رو بگیریم قطعا نتایجش خوب خواهد بود اینم که عقل یا احساس رو به طور کلی نادیده بگیریم اینم درست نیست انسانی که فقط عقلانی تصمیم بگیره با ی تخته سنگ فرقی نداره یا برعکس فقط احساسی تصمیم بگیریم
    امیدوارم منظورمو رسونده باشم
    این دنیا یک زمین مسابقه ست همه باید برای برنده شدن تلاش کنند و بجنگن
    با تشکر.
    مرسی. خردمندانه و کامل بود. و قابل استفاده و آموختنی هم هست.
    زمین خشک سنبل برنیارد.



  11. تشكر از اين پست


  12. #27
    عضو فعال
    تاريخ عضويت
    2010/7
    امتیاز
    17117
    پست ها
    7,288

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله ayja نمايش پست
    مرسی. خردمندانه و کامل بود. و قابل استفاده و آموختنی هم هست.
    خواهش میکنم البته خیلی از مباحث رو فراموش کردم و فقط مطالبی که در ذهن بود رو نوشتم.
    closed for ever

  13. تشكر از اين پست


  14. #28
    عضو فعال
    رشته
    غیر مهندسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2010/5
    امتیاز
    5718
    پست ها
    6,350

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله ros21 نمايش پست
    من ی جمله میگم معنی کن برام؟ موافقی خانم دانشمند باسواد؟
    تا زمانی که نسلی از زنان آزادهبه وجود نیایند،هرگــــز نسلی از مردان بزرگ را نخواهیم دید... رابرت اینگرسل
    زمین خشک سنبل برنیارد.



  15. تشكر از اين پست


  16. #29
    عضو فعال آواتار ₪آمیتریس₪
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2012/7
    امتیاز
    12084
    پست ها
    4,710

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله ayja نمايش پست
    نسل حاضر ظاهرا نمیخواد فرق بین نقد محکم و بی شیله پیله با توهین رو بدونه. هر جا حرف اساسی و بدون حاشیه و بدون چاپلوسی ببینه ،میگه این توهینه. اگر هم مطلب یکم عمیق تر بیان بشه ،میگه ربطی به موضوع نداره و بیربطه و از این نوع واکنشها که خودشونم متوجه نیستند که این چنین اند.
    همین مطلب که من نوشتم رو شما بمحض خوندن همانطوری میبینید که بهش اشاره کردم.
    از این طرف این شکلی برداشت میکنند بعد به خودشون هم حق میدن که به زمین و زمان مرگ بر و لعن و نفرین میفرستن و ........
    میتونم بپرسم چرا ؟
    قول میدید بلافاصله بدون تامل کردن رو موضوع جواب ندین ؟
    اگه قول میدین ،بفرمائید اول بصورت بیطرف به موضوع فکر کنید و جواب بدید.
    به نظر من قبل از پاسخ دادن و بحث در رابطه با این موضوع، باید مسائل پیش زمینه ای بررسی بشه!

    اول باید دید اصلا طرف مقابل دچار "توهم توهین" شده یا واقعا بهش توهین شده؟!

    توهین، صرفا فحش و ناسزا نیست!
    گاهی اوقات با مثبت ترین و مودبانه ترین کلمات میشه به طرف مقابل توهین کرد. پیام هایی که انسان ها با هم رد و بدل میکنن انواع مختلفی دارن .. یه سری از پیام ها کلامی هستند و یکسری غیر کلامی . غالبا پیام های غیر کلامی قابل اعتمادتر هستن! نوع برخورد، حرکات بدن ، نوع نگاه و خیلی موارد دیگه، پیام های غیر کلامی رو منتقل میکنن و ممکنه با پیام های کلامی کاملا متفاوت باشن ( به طور مثال: شما اخم کنید و چشم غره برید و سرد برخورد کنید و در عین حال به طرف مقابل بگید از دیدنش خوشحال شدید! قطعا طرف مقابل با دیدن رفتار شما، حرفتون رو باور نمیکنه!)

    حالا شاید بگید اصلا این حرفت چه ربطی داشت! ربطش اینه که ممکنه شما در حین انتقاد از طرف مقابل(با الفاظ و عبارات مناسب) نگاه یا زبان بدن نامناسبی داشته باشید، این امر باعث میشه که طرف مقابل احساس کنه که داره بهش توهین میشه و کاملا هم حق داره ! (مثلا لم دادن روی صندلی و دور شدن از گوینده پیام غیر کلامیی هست که نشون میده برای طرف مقابل ارزشی قائل نیستید و همین باعث میشه مخاطب بدون توجه به کُنه مطلب موضع پرخاشگرانه بگیره !)

    در فضای مجازی که لحن و زبان بدن و سایر ابزارهای ارتباط غیر کلامی محیا نیست، کار به مراتب سخت تره ! چون کلام ما باید به گونه ای باشه که هیچ سوتفاهمی رو برای افراد ایجاد نکنه!

    مورد
    دوم این هست که آیا ما واقعا داریم انتقاد میکنیم یا فقط داریم سلیقه و نظرات شخصی خودمون رو تحمیل میکتیم! قطعا هر اعتراض و مخالفتی، انتقاد نیست . اینکه من به یه نفر بگم : "اه اه لباس نارنجی پوشیدی؟ آدم باسلیقه که اینجوری لباس نمیپوشه ! باید مشکی میپوشیدی." این انتقاد نیست ! سلیقه شخصی منه و اتفاقا از غرور و خودبزرگ بینی من نشأت گرفته که فکر میکنم باید همه مثل من باشن در غیر اینصورت اشتباه میکنن!

    در همین مثال، فحش و ناسزایی نیست اما توهین هست! اون "اه اه" لحن توهین آمیزی به همراه داره و جمله ی "آدم باسلیقه که اینجوری لباس نمیپوشه !" یعنی "تو بی سلیقه ای" و این خودش توهین آمیزه ! ضمن اینکه تلویحا داره بیان میشه که طرف شعورِ چطور لباس پوشیدن رو نداره!
    پیام های تلویحی نهفته در جملات ما میتونه خیلی توهین آمیزتر از فحش و ناسزا باشه !

    حالا اگر فرد مورد نظر این لباس رو در یک مراسم رسمی پوشیده و رنگ یا مدل لباس مناسب نبوده و علت بیان این جمله هم مراسم مذکور هست، این جمله تبدیل میشه به یک انتقاد البته با عبارات و لحن بد!
    میشه این جمله رو با لحنی دوستانه به این شکل بیان کرد : "برای این مراسم، لباسی رسمی تر با رنگی سنگین تر و تیره تر مناسب تره!" (البته شاید بهتر از این هم بشه گفت!)

    در کنار اینها،
    زمان و مکان و شرایط هم در توهین آمیز بودن با نبودن تاثیر داره ! مثلا توی یک مهمانی جلوی کلی فامیل و غریبه که شاید مخاطب با اونها رودربایستی داشته باشه ، بیان این جملات باعث تحقیر شخصیت و توهین به شعور فرد مقابل میشه ! ضمن اینکه دیگه کار از کار گذشته و فرد نمیتونه اون وسط لباسشو عوض کنه و گفتن این نقد هیچ کمکی نمیکنه و فقط باعث ناراحتی میشه ! زمان مناسب برای این نقد قبل از مراسم بوده که فرد امکان تغییر داشته باشه و اگر در اون زمان امکان بیانش نبوده، بعد از مراسم و در موقعیت مناسب (نبود اغیار) باید بیان بشه که برای دفعات بعدی تغییر رویه بده!

    نقد انواع داره و همه انواعش سازنده نیست!


    برخی از انواع انتقاد عبارتند از:
    انتقاد سازنده:
    این روش در بسیاری موارد می تواند جنبه ای سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد کننده دوستانه باشد بیشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می شود.

    بی تردید برای هیچکس خوشایند نیست که بشنود" بد غذا میخورید" و یا "در لباس پوشیدن بد سلیقه هستید". برای آنکه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد باید مواردی را رعایت کرده و پرسشهایی را مطرح کند که هر یک از آنها در رساندن وی به هدف خود نقش مثبتی ایفا کند. این سئوالات می بایست محتوای اطلاعاتی را که لازم است مبادله شوند در برگیرد. همانگونه که گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزدیکی با هم دارند، محتوا و شیوه انتقاد نیز بر هم تاثیر گذارند. در تعیین محتوای یک انتقاد باید ابتدا از خود پرسید که از چه رفتاری می خواهیم انتقاد کنیم؟

    این روش می تواند بسیار مفید واقع شود، زیرا از به کاربردن جملات کلی و کلمات پوچ و آزاردهنده ای چون «همیشه همین کار را می کنی»، «هیچ وقت به موقع نمی آیی» و جملاتی از این قبیل جلوگیری می شود.

    هنگامی که انتقاد از رفتار خاصی را با قاطعیت و به طور دقیق مطرح می کنیم برای انتقاد شونده این امکان را فراهم می سازیم که منظور ما را بدرستی درک کند. انتقادی که متوجه رفتار خاصی باشد می تواند منجر به گفتگویی دوجانبه شود تا اینکه به بحثی مبدل شود که حدود آن مشخص نیست.

    انتقاد غيرمستقيم: انتقاد مي تواند به صورت غيرمستقيم بيان شود. براي مثال اگر طرف مقابل شما خصوصيت بدي داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگوييد «به نظر شما آدمهايي كه داراي اين خصوصيت اخلاقي هستند، غيرقابل تحمل نيستند؟» اين شيوه انتقاد باعث مي شود كه يك حس هوشياري در وي بيدار شود و وي متوجه شود كه داراي چنين مشكلي است. حتماً اين مثل را شنيده ايد كه مي گويد «به در مي گويند تا ديوار بشنود». اين يك مثال متداول در فرهنگ ما براي ابراز همين موضوع است.

    انتقاد تهاجمی و صریح:
    رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوش آیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود.

    انتقاد همراه با تعريف و تمجيد: در اين روش ابتدا مي توان به تعريف و تمجيد ويژگي هاي ارزشمند فردي كه مورد انتقاد است پرداخت.براي مثال «تو دختر خيلي باهوشي هستي». پس از كاربرد يك مقدمه مناسب نظر انتقادي خود را بيان و سعي كنيد آن را در پوششي از سخنان خوب و دلپذير قرار دهيد. البته منظور شما اصلاً تملق نيست بلكه نخست خصوصيات خوب او را گوشزد كرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته ايد.

    محکوم کردن:
    گاهی بجای انتقاد همراه با راهنمایی، انتقاد کننده مخاطب را در یک دادگاه یک طرفه محاکمه و محکوم می کند. او به خود این حق را می دهد که در مورد دیگران اظهار نظر کرده و الگوی فکری خود را به وی تحمیل کند. اینگونه برخوردها نه تنها سازنده نیست، بلکه بسیار نامناسب است.

    انتقاد ديرتر از موعد: اين گونه انتقادات، زماني صورت مي گيرد كه هيچ كمكي به رفع مشكل نمي كند. به عبارت ديگر زمان براي جلوگيري از خطا وجود ندارد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه انتقاد در چنين زماني براي جلوگيري از تكرار اشتباه بوده و اگر تشخيص داده شود كه تاثيري در آينده نخواهد داشت، بهتر است هيچگاه ابراز نشود.
    سوم: شما از "نقد محکم و بی شیله پیله" گفتید. باید دید منظور از این عبارت چیه ؟ معنای درستِ "محکم بودن نقدثبات روی حرف حق هست نه لحن تحکمی و خشن ! و "بی شیله پیله بودن" دربی غرض بودن منتقد معنی میشه نه کلام بی پروا و بی ملاحظه!

    ضمن اینکه باید دید که آیا هدف، نقد هست یا عیب جویی؟!


    علی رغم اینکه انتقاد در ردّیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب، مشابه با عیب جویی است، اما منشأ عیب جویی، حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی خاستگاه انتقاد، نوع دوستی و عواطف انسانی و تعهّد ایمانی است. (انگیزه فاعلی) و همچنین هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب می کند، آزاردهی و تخریب شخصیت و در هم شکستن طرف مقابل خویش است، در حالی که غرضِ انتقادگر، اصلاح و زدودن عیوب و رو به کمال بردن شخص مورد انتقاد است.(انگیزه غایی)
    حالا اگر هدف، نقد باشه پس باید از کانال درستش اتفاق بیوفته!

    "
    سخن ِ درست گفتن" با "درست، سخن گفتن" متفاوت هست و لازمه ی کلام تاثیر گذار و نافذ، در کنار هم بودن این دو عنصره! اولی به مفهوم کلام که درست و حق باشه اشاره داره و دومی به نوع بیان که منطبق بر آداب سخن گفتن هست اشاره میکنه !

    نقد آداب داره ! نقد درست، لحن درست میطلبه و این "
    حاشیه و چاپلوسی" نیست!


    آداب و اصول اخلاقی در باب انتقاد



    ۱- شروع از خود، گام اول انتقاد: بسیاری از ما در دیدن عیب و نقص دیگران ریز بین و دقیق هستیم، با این که ناقد ابتدا باید از خود شروع کند و در گام نخست، در جستجوی زدودن عیب‏های خویش باشد. امیرالمؤمنین(ع) می‏فرمایند:
    "خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیب گویی دیگران باز داشته است."
    و همچنین فرمودند:
    "بزرگ ترین عیب آن است که چیزی را زشت انگاری که خود به همانند آن گرفتاری."
    بنابراین اگر ما واقعا، به قصد اصلاح و رفع نقایص، به نقد اندیشه ها یا رفتار های دیگران می پردازیم، بهتر است از خود شروع کنیم و پیش از هر کس دیگری به اصلاح و نقد خود بپردازیم.

    ۲- انتقاد با نیت خیر خواهی و به قصد اصلاح و ارشاد انجام شود. نقد نباید برخاسته از حسد و غرض ورزی باشد. امام صادق(ع) فرمودند: "خیرخواهی و ارشاد از حسود محال است.


    ۳- لحن انتقاد کننده مشفقانه باشد. امام سجاد(ع) فرمودند: "انتقادگری را با مهربانی و ملایمت انجام دهید"

    ۴- انتقاد در خلوت و بدون آبرو ریزی انجام شود. امام علی(ع) فرمودند: "انتقادکردن تو در جماعت، سرزنش کردن است."

    ۵- فقط از رفتار و کار خطا انتقاد شود. یعنی بر ناقد لازم است که میان حساب اشخاص و کار و رفتار آنها تفکیک نماید و با سر زدن خطاهای موردی از اشخاص خوب نباید قضاوت ناصحیح (حکم به بد بودن شخص) داشته باشد؛ زیرا همانطور که قبلا اشاره شد انسان جایزالخطاست و از افراد خوب نیز کارهای بد سر می­زند.

    ۶- انتقاد بدون توهین و تحریک عصبی انجام شود.

    ۷- انتقادگر، فرصتی برای جبران به انتقادشونده بدهد.

    ۸- انتقاد همراه با ذکر کارها و اوصاف مثبت انتقادشونده باشد.

    ۹- انتقادگر در حین انتقاد بر احساسات خود تسلط داشته باشد.

    ۱۰- روش انتقادگر عیب پوشی و راز داری باشد نه افشاگری.
    پس لحنِ مناسب و سخن ِ سنجیده، لازمه یک نقد درسته! و به منتقدی که بلد نباشه چجوری باید انتقاد کنه ، نقد وارده!

    یه بحثی هست در رابطه با شخصیت های درونی (کودک، بالغ، والد). منتقد باید با شخصیت
    بالغ به انتقاد بپردازه نه کودک یا والد! لحن و بیان بهانه جو و یا نگاه بالا به پایین ، بالغانه نیست و متعاقبا نمیشه از "نقد شونده" رفتار بالغ گونه انتظار داشت!


    و
    آخر اینکه : خیلی از افراد دچار "توهم ِ دانایی" هستن! یعنی فکر میکنن که مرکز عالم هستن، از همه بیشتر میفهمند و بقیه از دم بیشعورند! در همه ی موارد (چه درست و چه نادرست) اظهار نظر میکنن، از موضع بالا (و نه مقابل) و با دید "عاقل اندر سفیه و دانای کل" به دیگران و مسائل نگاه میکنن!

    به نظر من این افراد بسیار آزار دهنده تر از افرادیند که دچار "توهم توهین" شدن! کسی که دچار توهم توهین شده، فردی زود رنج و اصلاح ناپذیره! امـــا کسی که دچار توهم ِ دانایی شده هم اصلاح پذیر نیست (چون فکر میکنه که نیازی به اصلاح نداره و بقیه اشتباه میکنن) هم رنج میکشه ( چون به زعم او خودش دانا و عاقل و منطقی و همه بی شعور و نادانن) و هم دیگران رو رنج میده (چون نمیفهمه که کسی که در اشتباهه اوست نه طرف مقابل)! اگر هم جایی حرف ِ درست بزنه، به دلیل اینکه همیشه بر حرف نادرستش اصرار کرده و شخصیتی بی منطق و خودشیفته از خودش در ذهن ها به جای گذاشته ، افراد رو شرطی میکنه تا در مقابلش جبهه بگیرن! (یه جورایی میشه مثل داستان چوپان دروغگو که یکبار هم که راست گفت کسی باور نکرد!)

    اکثر ما شاید در برهه ای دچار توهم دانایی شده باشیم که در حد کم طبیعیه! اما اگر این توهم دانایی به مرحله افراط برسه و همیشگی بشه قطعا یک بیماریست و نیاز به درمان داره!

    اگر همه موارد بالا بررسی شد و مشخص شد که نقد صورت گرفته درست و به جا بوده و به شیوه مناسبی بیان شده و همه ی اصول نقد کردن صورت گرفته و علی رغم همه ی اینها ، مخاطب واکنش نشون داده و منتقد رو به توهین متهم کرده باشه ،اونوقت میشه گفت که نقد شونده دچار " توهم توهین" شده و بعد باید عللش رو بررسی کرد!

    پ.ن: این بحث ها اگر به صورت مصداقی و با بیان نمونه های قابل بررسی ( که هم نقد باشه و جوابش) صورت بگیره قطعا مفیدتره! (درواقع میشه یک پروسه نقد رو مورد نقد قرار داد)

  17. تشكرها از اين پست


  18. #30
    عضو فعال
    رشته
    غیر مهندسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2010/5
    امتیاز
    5718
    پست ها
    6,350

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله ₪آمیتریس₪ نمايش پست
    به نظر من قبل از پاسخ دادن و بحث در رابطه با این موضوع، باید مسائل پیش زمینه ای بررسی بشه!

    اول باید دید اصلا طرف مقابل دچار "توهم توهین" شده یا واقعا بهش توهین شده؟!

    توهین، صرفا فحش و ناسزا نیست!
    گاهی اوقات با مثبت ترین و مودبانه ترین کلمات میشه به طرف مقابل توهین کرد. پیام هایی که انسان ها با هم رد و بدل میکنن انواع مختلفی دارن .. یه سری از پیام ها کلامی هستند و یکسری غیر کلامی . غالبا پیام های غیر کلامی قابل اعتمادتر هستن! نوع برخورد، حرکات بدن ، نوع نگاه و خیلی موارد دیگه، پیام های غیر کلامی رو منتقل میکنن و ممکنه با پیام های کلامی کاملا متفاوت باشن ( به طور مثال: شما اخم کنید و چشم غره برید و سرد برخورد کنید و در عین حال به طرف مقابل بگید از دیدنش خوشحال شدید! قطعا طرف مقابل با دیدن رفتار شما، حرفتون رو باور نمیکنه!)

    حالا شاید بگید اصلا این حرفت چه ربطی داشت! ربطش اینه که ممکنه شما در حین انتقاد از طرف مقابل(با الفاظ و عبارات مناسب) نگاه یا زبان بدن نامناسبی داشته باشید، این امر باعث میشه که طرف مقابل احساس کنه که داره بهش توهین میشه و کاملا هم حق داره ! (مثلا لم دادن روی صندلی و دور شدن از گوینده پیام غیر کلامیی هست که نشون میده برای طرف مقابل ارزشی قائل نیستید و همین باعث میشه مخاطب بدون توجه به کُنه مطلب موضع پرخاشگرانه بگیره !)

    در فضای مجازی که لحن و زبان بدن و سایر ابزارهای ارتباط غیر کلامی محیا نیست، کار به مراتب سخت تره ! چون کلام ما باید به گونه ای باشه که هیچ سوتفاهمی رو برای افراد ایجاد نکنه!

    مورد
    دوم این هست که آیا ما واقعا داریم انتقاد میکنیم یا فقط داریم سلیقه و نظرات شخصی خودمون رو تحمیل میکتیم! قطعا هر اعتراض و مخالفتی، انتقاد نیست . اینکه من به یه نفر بگم : "اه اه لباس نارنجی پوشیدی؟ آدم باسلیقه که اینجوری لباس نمیپوشه ! باید مشکی میپوشیدی." این انتقاد نیست ! سلیقه شخصی منه و اتفاقا از غرور و خودبزرگ بینی من نشأت گرفته که فکر میکنم باید همه مثل من باشن در غیر اینصورت اشتباه میکنن!

    در همین مثال، فحش و ناسزایی نیست اما توهین هست! اون "اه اه" لحن توهین آمیزی به همراه داره و جمله ی "آدم باسلیقه که اینجوری لباس نمیپوشه !" یعنی "تو بی سلیقه ای" و این خودش توهین آمیزه ! ضمن اینکه تلویحا داره بیان میشه که طرف شعورِ چطور لباس پوشیدن رو نداره!
    پیام های تلویحی نهفته در جملات ما میتونه خیلی توهین آمیزتر از فحش و ناسزا باشه !

    حالا اگر فرد مورد نظر این لباس رو در یک مراسم رسمی پوشیده و رنگ یا مدل لباس مناسب نبوده و علت بیان این جمله هم مراسم مذکور هست، این جمله تبدیل میشه به یک انتقاد البته با عبارات و لحن بد!
    میشه این جمله رو با لحنی دوستانه به این شکل بیان کرد : "برای این مراسم، لباسی رسمی تر با رنگی سنگین تر و تیره تر مناسب تره!" (البته شاید بهتر از این هم بشه گفت!)

    در کنار اینها،
    زمان و مکان و شرایط هم در توهین آمیز بودن با نبودن تاثیر داره ! مثلا توی یک مهمانی جلوی کلی فامیل و غریبه که شاید مخاطب با اونها رودربایستی داشته باشه ، بیان این جملات باعث تحقیر شخصیت و توهین به شعور فرد مقابل میشه ! ضمن اینکه دیگه کار از کار گذشته و فرد نمیتونه اون وسط لباسشو عوض کنه و گفتن این نقد هیچ کمکی نمیکنه و فقط باعث ناراحتی میشه ! زمان مناسب برای این نقد قبل از مراسم بوده که فرد امکان تغییر داشته باشه و اگر در اون زمان امکان بیانش نبوده، بعد از مراسم و در موقعیت مناسب (نبود اغیار) باید بیان بشه که برای دفعات بعدی تغییر رویه بده!

    نقد انواع داره و همه انواعش سازنده نیست!




    سوم: شما از "نقد محکم و بی شیله پیله" گفتید. باید دید منظور از این عبارت چیه ؟ معنای درستِ "محکم بودن نقدثبات روی حرف حق هست نه لحن تحکمی و خشن ! و "بی شیله پیله بودن" دربی غرض بودن منتقد معنی میشه نه کلام بی پروا و بی ملاحظه!

    ضمن اینکه باید دید که آیا هدف، نقد هست یا عیب جویی؟!




    حالا اگر هدف، نقد باشه پس باید از کانال درستش اتفاق بیوفته!

    "
    سخن ِ درست گفتن" با "درست، سخن گفتن" متفاوت هست و لازمه ی کلام تاثیر گذار و نافذ، در کنار هم بودن این دو عنصره! اولی به مفهوم کلام که درست و حق باشه اشاره داره و دومی به نوع بیان که منطبق بر آداب سخن گفتن هست اشاره میکنه !

    نقد آداب داره ! نقد درست، لحن درست میطلبه و این "
    حاشیه و چاپلوسی" نیست!




    پس لحنِ مناسب و سخن ِ سنجیده، لازمه یک نقد درسته! و به منتقدی که بلد نباشه چجوری باید انتقاد کنه ، نقد وارده!

    یه بحثی هست در رابطه با شخصیت های درونی (کودک، بالغ، والد). منتقد باید با شخصیت
    بالغ به انتقاد بپردازه نه کودک یا والد! لحن و بیان بهانه جو و یا نگاه بالا به پایین ، بالغانه نیست و متعاقبا نمیشه از "نقد شونده" رفتار بالغ گونه انتظار داشت!


    و
    آخر اینکه : خیلی از افراد دچار "توهم ِ دانایی" هستن! یعنی فکر میکنن که مرکز عالم هستن، از همه بیشتر میفهمند و بقیه از دم بیشعورند! در همه ی موارد (چه درست و چه نادرست) اظهار نظر میکنن، از موضع بالا (و نه مقابل) و با دید "عاقل اندر سفیه و دانای کل" به دیگران و مسائل نگاه میکنن!

    به نظر من این افراد بسیار آزار دهنده تر از افرادیند که دچار "توهم توهین" شدن! کسی که دچار توهم توهین شده، فردی زود رنج و اصلاح ناپذیره! امـــا کسی که دچار توهم ِ دانایی شده هم اصلاح پذیر نیست (چون فکر میکنه که نیازی به اصلاح نداره و بقیه اشتباه میکنن) هم رنج میکشه ( چون به زعم او خودش دانا و عاقل و منطقی و همه بی شعور و نادانن) و هم دیگران رو رنج میده (چون نمیفهمه که کسی که در اشتباهه اوست نه طرف مقابل)! اگر هم جایی حرف ِ درست بزنه، به دلیل اینکه همیشه بر حرف نادرستش اصرار کرده و شخصیتی بی منطق و خودشیفته از خودش در ذهن ها به جای گذاشته ، افراد رو شرطی میکنه تا در مقابلش جبهه بگیرن! (یه جورایی میشه مثل داستان چوپان دروغگو که یکبار هم که راست گفت کسی باور نکرد!)

    اکثر ما شاید در برهه ای دچار توهم دانایی شده باشیم که در حد کم طبیعیه! اما اگر این توهم دانایی به مرحله افراط برسه و همیشگی بشه قطعا یک بیماریست و نیاز به درمان داره!

    اگر همه موارد بالا بررسی شد و مشخص شد که نقد صورت گرفته درست و به جا بوده و به شیوه مناسبی بیان شده و همه ی اصول نقد کردن صورت گرفته و علی رغم همه ی اینها ، مخاطب واکنش نشون داده و منتقد رو به توهین متهم کرده باشه ،اونوقت میشه گفت که نقد شونده دچار " توهم توهین" شده و بعد باید عللش رو بررسی کرد!

    پ.ن: این بحث ها اگر به صورت مصداقی و با بیان نمونه های قابل بررسی ( که هم نقد باشه و جوابش) صورت بگیره قطعا مفیدتره! (درواقع میشه یک پروسه نقد رو مورد نقد قرار داد)
    از حضور و مشارکت شما تشکر میکنم.
    مطالب جامع و ظریفی رو بهش اشاره داشتید که بسیار ارزشمنده.
    ایکاش به زاویه نگاه انسان و علل اونم اشاره ای میداشتید. شبیه اول مثال لیوان که یه عده ای همیشه بخش پر و جماعتی هم بخش خالی اونو میبینن.
    همه این متون نظرات شما در حالتی معنی اصیل و مناسب خود رو میده که مخاطب از نگاه نوع اول رو داشته باشه و بخش پر لیوان رو ببینه.
    برای کسانی که پیش فرض های ذهنی اونا با کد های منفی آداپته شده ، این قواعد کارساز و قابل اتکاء نیست که امیوارم در این مورد هم از نظرات شما بهره مند شویم.
    زمین خشک سنبل برنیارد.



  19. تشكر از اين پست


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرينآخرين

عبارت‌های مرتبط

دانلود مقاله کتاب آموزش

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •