[مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]گاهی باید جور دیگر دید. تشخیص، صنعتی در ادبیات است که با استفاده از آن به اجسام بی جان حالات، صفات و یا احساس های انسانی نسبت داده و به آن جلوه ای انسانی می بخشند. به عنوان مثال این بیت شعر: طعنه بر طوفان مزن، ایراد بر دریا مگیر، بوسه بگرفتن ز ساحل، موج را دیوانه کرد. در این بیت عمل بوسیدن و صفت دیوانگی به موج نسبت داده شده است که مختص انسان می باشد. در این مطلب لنزک مجید صفری سخاوت در مورد وارد کردن این صنعت به عکاسی صحبت می کند.
این صنعت را می توان به گونه ای در رشته عکاسی نیز وارد نمود. یعنی از طریق عکاسی از اشیا، صفات و احساس های انسانی را به مخاطب منتقل نمود. استفاده از زاویه درست دوربین، صحنه آرایی و استفاده درست از اشیا لازمه این نوع عکاسی می باشد. برای بیشتر روشن شدن موضوع چند نمونه عکس در ذیل آورده شده است.
۱
عکس اول

روایت میخی است که سال ها در زیر ظلم و ضربه های چکش بوده در خلوت خویش در پی نقشه ای برای انتقام و هلاکت چکش می باشد.
۲
عکس دوم

آدما قدر داشته های خودشان را نمیدانند و آن موقع قدر می دانند که از دستشان رفته. تراش و مداد عمری باهام بوده اند، اما مداد روزی در نهایت کوچیک شده و لاجرم از بین می رود و تراش در این لحطه تازه به عمق فاجعه پی می برد.
۳
عکس سوم

گاهی خود عکس الهام گرفته از یک شعر می شود به عنوان مثال: آتش بگیر تا بدانی چه می کشم، احساس سوختن به تماشا نمی شود.
۴
عکس چهارم

ترس یکی از حس های انسانی است که در عکس فوق سعی شده نشان داده شود. کبریت های نسوخته از ترس سوخته شدن در پشت دیواری پنهان شده اند و با نگاهی مضطرب در انتظار رفتن جعبه کبریت هستند که مبادا به سرنوشتی مشابه دچار شوند.
استفاده از میخ، کبریت، سنجاق قفلی و یا مداد و تراش نمونه کوچکی از این نوع عکاسی بود، امیدوارم شما عزیزان بتوانید عکس های خلاقانه ای در این زمینه بگیرید. موفق و پیروز باشید.