فانتزی های من

*sefid barfi

عضو جدید

یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود …



یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم، بچه دار شیم، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره . بهش بگم: هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر !!!



یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن، من هنوز دوستت دارمممم … بعد فامیلای عروس جنازمو ببرن سمت افق!!!



یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه …



یکی از فانتزیام اینه که توی یک مهمونی یهو وارد بشم و پسرا که دارن میوه پوست می کنن همه دستاشون رو ببرن !!!
و بعد از اینکه یِکَم نشستم ، پاشم حرکت کنم به سمت افق …



یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم …



یکی دیگه از فانتزیام اینه :
سوار یه پیکان تاکسی بشم ، یه تراول ۵۰تومنی تا نخورده رو بدم به راننده…
راننده بگه خانم یه نفرید ؟؟؟
منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …
بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !
راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون !!!
منم بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشم …


یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم :
داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره”


بعد یه فانتزی دیگه دارم : یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش”
 

ساحل9027

عضو جدید
فانتزی من اینه ک واسه ی بارم ک شده فقط یکبار ب مامانم بگم حوصلم سر رفته اونم بگه"دخترم خب برو اینترنت" آرزوش ب دلم مونده
:D

یکی از فانتزیام اینه که :
تو خیابون وقتی یه پورشه دیدم سریع برم سوار شم و بگم چرا انقد دیر کردی؟
بعد یه نگاه به راننده بندازم و بگم : إإإإإ.. ببخشید فکر کردم بابامه...
و بعد خیلی شیک پیاده شم..
بعلههههه.. همچین آدمی هستم من..
خخخخخخخخ
:biggrin:
 

Similar threads

بالا