صفحه 1 از 5 1234 ... آخرينآخرين
نمايش نتايج 1 تا 10 از 42

تاپیک: بچه ها کدوم یکی از این هفت روز براتون تو دوران دانشجویی پیش اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  1. #1
    عضو فعال آواتار پلیسا
    رشته
    مهندسی پزشکی
    مقطع
    دانشجوی فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2014/1
    محل سكونت
    یاشاسین اورمیه
    امتیاز
    285
    پست ها
    1,206

    پيش فرض بچه ها کدوم یکی از این هفت روز براتون تو دوران دانشجویی پیش اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    روز اول:

    اتاق شماره پنج، خونه جدید ما! جارو برقی رو از انبار می گیریم.علی خیلی بهداشتیه. همه جا رو برق میندازه حتی می خواد پنکه سقفی رو هم دستمال بکشه! حیف که سرعتش زیاده وگرنه می کشید! اتاق شده یه دسته گل. اینم یه جور زندگیه!

    « الو مامان! یه هم اتاقی خوب پیدا کردم! چی؟! .... نه! پسره!»
    « وای خداجون من دانشجو شدم!»


    روز دوم:
    « زندگی مستقل آدم رو مرد میکنه»
    علی میگه. موافقم. احساس می کنم واقعاً دارم مرد می شم!
    باز دمپائیم گم شد.
    اشکالی نداره یکی دیگه می خرم.
    « الو بابا! پول شهریه رو کی می فرستی؟ میشه هشتصد هزار! چی؟!......
    به تومن دیگه!... الو بابا! خوبی؟! ......»
    امشب رو استثناً- مثل دیشب- کالباس می خوریم.
    از فردا دیگه غذای درست و حسابی می خوریم.
    اَه ساعت سه نصف شبه. چرا این اتاق بغلی ها نمی خوابن؟
    « آقای محترم من فردا صبح کلاس دارم. صدای اون ضبط رو کم کنید. عشقته؟! غلط کردی!
    یقه رو ول کن.....آخ چشمم! »

    روز سوم:
    وای دیر شد! جنازم رو می کشم سر کلاس با چشمای پف کرده! « چی استاد نمی آد؟»
    خدا لعنت کنه...... خدا لعنت کنه...... یزید رو!
    کباب کوبیده سلف هم که سرد می شه مثل لاستیک میشه. اگه حلقه ای درستش می کردن می شد به جای تسمه پروانه ازش استفاده کرد! دمپایی رو هم اگه پشت در پارک کنی وقتی برگردی دیگه نیست « حتماً کار این اتاق بغلی های از خدا بی خبره» علی میگه.

    روز چهارم:
    « روزها طولانیه! مگسی برای کشتن نیست چه باید کرد!»
    گاهی توی بیکاری شعر می گم!
    علی یه ساعته که جلوی آیینه داره تیپ می زنه« بسه دیگه ...... شدی!»
    گوش نمی کنه.
    استثناً چهارمین شبی هست که کالباس می خوریم، احساس می کنم کالباسهای شب اولی هنوز توی معدم مونده! دو تا تاریخ روی بسته کالباس بود الان که دقت می کنم
    هردوش مال پارسال بود!

    روز پنجم:
    علی میگه فکر میکنه عاشق شده، نمی دونه به مامانش بگه یا نه.
    از اثرات بیکاریه دیگه ,شاید هم کار اون کالباسهاست که زده به مغزش! شام نداریم.
    کالباسها رو علی انداخته توی سطل آشغال. اگه نمی انداخت مجبور نبودیم امشب نون و رب بخوریم! هوا یک کم سرد شده شوفاژ ها هم سرد شدن! شب با کاپشن می خوابیم.
    یک« دم کنی» داریم، روی سرم می پیچم. تا صبح حتماً مخم خوب دم می کشه!
    وای چرا مرد شدن اینقدر سخته!

    روز ششم:
    بوی دود توی راهرو پیچیده « میری به این اتاق بغلی ها بگی رعایت کنن؟»علی میگه .
    سیاهی دور چشمم رو نشون میدم« نه بیا با هم بریم» در رو که باز میکنیم یه دود غلیظ تر می زنه بیرون. حلقه زدن دارن قلیون می کشن« آقایون محترم میشه داخل ساختمون قلیون نکشین؟»

    « نه! هرهرهر........»

    همه ی لباسهام چرک شده. ظرف ها کثیفه. ای خدا چی میشد شهر خودم قبول میشدم!

    روز هفتم:
    « خدایا چرا این دنیا رو آفریدی» علی دچار یأس فلسفی شده، نمی دونم مربوط به اون شکست عشقیه یا اثرات کالباس ها!
    یک هفته است اتاق رو جارو نکردیم.کف اتاق مورچه ها دارن تظاهرات می کنند!
    حوصله ام از این اتاق سر رفته، حوصله ی بیرون رفتن هم ندارم، دو ساعته که روی تخت دراز کشیدم، دو ساعته دارم به سقف نگاه می کنم. آفتاب افتاده توی اتاق، گرد و خاکها دارن توی نور معلق می زنند، پشتم عرق کرده، حوصله ی غلت زدن هم ندارم.
    « خدایا چرا این دنیا رو آفریدی»
    « الو مامان!........ دوستت دارم........ نه گریه نمی کنم فقط صدام گرفته!»

    دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …
    دلتنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد باز هم جایش خالیست ، باران که جای خود دارد !




  2. #2
    عضو فعال آواتار ini
    رشته
    مهندسی شیمی
    مقطع
    لیسانس
    تاريخ عضويت
    2014/2
    محل سكونت
    تبریز
    امتیاز
    220
    پست ها
    2,567

    پيش فرض

    من خابگاهی نبودم ولی شده که صب برم کلاس و استاد نیاد و بعضن نرم و استاد نیاد
    +یه بارم شنبه صبح ساعت 8تربیت بدن یداشتیم دور زمین فوتبال میدواوندمون :|
    من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم!

  3. تشكرها از اين پست


  4. #3
    عضو فعال آواتار پلیسا
    رشته
    مهندسی پزشکی
    مقطع
    دانشجوی فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2014/1
    محل سكونت
    یاشاسین اورمیه
    امتیاز
    285
    پست ها
    1,206

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله ini نمايش پست
    من خابگاهی نبودم ولی شده که صب برم کلاس و استاد نیاد و بعضن نرم و استاد نیاد
    +یه بارم شنبه صبح ساعت 8تربیت بدن یداشتیم دور زمین فوتبال میدواوندمون :|
    وایی مرسیی اینی جونم که اومدیییییی
    واای من اونقد دمپاییهامو میدزدیدن آخه
    دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …
    دلتنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد باز هم جایش خالیست ، باران که جای خود دارد !



  5. تشكر از اين پست

    ini

  6. #4
    عضو فعال آواتار s@ber
    رشته
    مهندسی برق
    مقطع
    لیسانس
    تاريخ عضويت
    2013/11
    محل سكونت
    محل سکونتم
    امتیاز
    199
    پست ها
    117

    پيش فرض

    سلام...
    من هم تو خوابگاه بودم، هم خونه داشتم شاید باورتون نشه ولی هر هفت روزی که نوشته بودینو تجربه کردم...
    البته دعوا اینا نداشتیما مثلا اگه میدیدیم اتاق بغلی دارن قلیون میکشن مام میرفتیم همه باهم میکشیدیم به خداااااااااااااا
    آها یادم رفت بگم سوسیس(دقت کنین کالباس نه ها فقط سوسیس) کپک زده ام خوردیم اونم چی به عنوان صبونه
    برای محبوب بودن کافیست که دروغ نگویی !
    آغاز محبوبیت همین است ، که نخواهی چیزی باشی که نیستی . . .

    .................................................. .................................................. .........
    پینوکیو کجایی؟ یادت بخیر!
    اینجا هر روز دماغها کوچکتر میشود و دروغ ها بزرگتر!


  7. #5
    عضو آواتار ghahar
    رشته
    مهندسی معماری
    مقطع
    دانشجوی لیسانس
    تاريخ عضويت
    2013/3
    محل سكونت
    تو جلدم
    امتیاز
    145
    پست ها
    51

    پيش فرض

    منم خوابگاه نرفتم ولی بابچه ها خونه گرفتیم.... وای چه حالی میداد شبای سگی و معشوق خیالی...شبا تا صب بیدار بودیم صبا هم تا شب خواب... واحد هارو هم که پاس نکردیم.... واین داستان ادامه دارد...الانم بچه ها دارن تدارک شام میدن

  8. تشكرها از اين پست


  9. #6
    عضو فعال آواتار پلیسا
    رشته
    مهندسی پزشکی
    مقطع
    دانشجوی فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2014/1
    محل سكونت
    یاشاسین اورمیه
    امتیاز
    285
    پست ها
    1,206

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله s@ber نمايش پست
    سلام...
    من هم تو خوابگاه بودم، هم خونه داشتم شاید باورتون نشه ولی هر هفت روزی که نوشته بودینو تجربه کردم...
    البته دعوا اینا نداشتیما مثلا اگه میدیدیم اتاق بغلی دارن قلیون میکشن مام میرفتیم همه باهم میکشیدیم به خداااااااااااااا
    آها یادم رفت بگم سوسیس(دقت کنین کالباس نه ها فقط سوسیس) کپک زده ام خوردیم اونم چی به عنوان صبونه
    سلام مرسی که سر زدین
    واایی خداا اره شما پسرا که حتما
    حالا ما بگیم دختریم ولی شما آره دیگه سوسیس کالباس
    دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …
    دلتنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد باز هم جایش خالیست ، باران که جای خود دارد !



  10. تشكر از اين پست


  11. #7
    عضو فعال آواتار پلیسا
    رشته
    مهندسی پزشکی
    مقطع
    دانشجوی فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2014/1
    محل سكونت
    یاشاسین اورمیه
    امتیاز
    285
    پست ها
    1,206

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله ghahar نمايش پست
    منم خوابگاه نرفتم ولی بابچه ها خونه گرفتیم.... وای چه حالی میداد شبای سگی و معشوق خیالی...شبا تا صب بیدار بودیم صبا هم تا شب خواب... واحد هارو هم که پاس نکردیم.... واین داستان ادامه دارد...الانم بچه ها دارن تدارک شام میدن
    ای جان ان شاء الله که زودتر تموم میشه ولی عامیه خدایی دانشجویی
    دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …
    دلتنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد باز هم جایش خالیست ، باران که جای خود دارد !



  12. #8
    عضو فعال آواتار negin jo0on
    رشته
    مهندسی معماری
    مقطع
    لیسانس
    تاريخ عضويت
    2010/4
    محل سكونت
    شیـــــــــــــرازو
    امتیاز
    6786
    پست ها
    11,260

    پيش فرض

    چشتون روز بد نبینه یبار واسه درس دیتیل ساختمانی رفتم خوابگاه با بچه ها بدرسیم
    خلاصه گیر کردیم و شبم موندیم
    یه دوساعت تا امتحان وقت داشتیم گفتم برم بخوابم..تو سیتینگ که خوابم نبرد
    پتو پیچیدم دورم از حیاط خوابگاه رد شدم رفتم واحد بغلی جای دوستم بخوابم..همی رسیدم بخوابم
    سرمو گذاشتم رو بالش..هم اتاقیش بیدار شد به نماز..ای هی بســــــــــ بســـــــــــــ میکرد..ینی دااغون شدم
    تازه قبلشم یه همستر تو اتاق داشتن صدای خوردن اون میومد..
    هیچی دیگه صورت شده بود رنگ گچ دیوار سر جلسه:دی
    خوشا فریاد زیر آب...

  13. تشكرها از اين پست


  14. #9
    عضو فعال آواتار پلیسا
    رشته
    مهندسی پزشکی
    مقطع
    دانشجوی فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2014/1
    محل سكونت
    یاشاسین اورمیه
    امتیاز
    285
    پست ها
    1,206

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله negin jo0on نمايش پست
    چشتون روز بد نبینه یبار واسه درس دیتیل ساختمانی رفتم خوابگاه با بچه ها بدرسیم
    خلاصه گیر کردیم و شبم موندیم
    یه دوساعت تا امتحان وقت داشتیم گفتم برم بخوابم..تو سیتینگ که خوابم نبرد
    پتو پیچیدم دورم از حیاط خوابگاه رد شدم رفتم واحد بغلی جای دوستم بخوابم..همی رسیدم بخوابم
    سرمو گذاشتم رو بالش..هم اتاقیش بیدار شد به نماز..ای هی بســــــــــ بســـــــــــــ میکرد..ینی دااغون شدم
    تازه قبلشم یه همستر تو اتاق داشتن صدای خوردن اون میومد..
    هیچی دیگه صورت شده بود رنگ گچ دیوار سر جلسه:دی
    ای جونمممممم اللهی وای خاطره انگیز شده پس هییییییییییییییییییی
    دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …
    دلتنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد باز هم جایش خالیست ، باران که جای خود دارد !



  15. #10
    عضو فعال آواتار s@ber
    رشته
    مهندسی برق
    مقطع
    لیسانس
    تاريخ عضويت
    2013/11
    محل سكونت
    محل سکونتم
    امتیاز
    199
    پست ها
    117

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله ghahar نمايش پست
    منم خوابگاه نرفتم ولی بابچه ها خونه گرفتیم.... وای چه حالی میداد شبای سگی و معشوق خیالی...شبا تا صب بیدار بودیم صبا هم تا شب خواب... واحد هارو هم که پاس نکردیم.... واین داستان ادامه دارد...الانم بچه ها دارن تدارک شام میدن
    آی گفتی آی گفتی
    یادش بخیر
    برای محبوب بودن کافیست که دروغ نگویی !
    آغاز محبوبیت همین است ، که نخواهی چیزی باشی که نیستی . . .

    .................................................. .................................................. .........
    پینوکیو کجایی؟ یادت بخیر!
    اینجا هر روز دماغها کوچکتر میشود و دروغ ها بزرگتر!


صفحه 1 از 5 1234 ... آخرينآخرين

تاپیک های مشابه

  1. کدوم یکی از این گوشیها رو انتخاب کنم؟
    توسط babak1000 در تالار بحث و گفتگو پیرامون موبایل
    پاسخ ها: 12
    آخرین ارسال: 2017/9/17, 12:47 PM
  2. پاسخ ها: 128
    آخرین ارسال: 2014/2/27, 03:21 PM
  3. یکی بگه کدوم یکی از این 5تا قشنگ تره؟؟؟؟؟؟؟
    توسط nastaran-20 در تالار تالار عکس
    پاسخ ها: 25
    آخرین ارسال: 2011/12/09, 03:32 PM
  4. پاسخ ها: 48
    آخرین ارسال: 2011/3/19, 06:50 AM

عبارت‌های مرتبط

دانلود مقاله کتاب آموزش

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •