صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرينآخرين
نمايش نتايج 21 تا 30 از 31

تاپیک: اشعار روانشناختــی..!

  1. #21
    کاربر فعال مهندسی کشاورزی
    آواتار *محیا*
    رشته
    مهندسی کشاورزی
    مقطع
    فوق لیسانس
    دانشگاه
    شهید چمران اهواز
    تاريخ عضويت
    2009/3
    امتیاز
    9355
    پست ها
    3,869

    پيش فرض

    جاده ي بدي است جاده ترديد
    مه آلود و تاريك
    سردو خاموش
    پراز غبارو دود
    پايم مي لغزد
    سقوط تا انتهاي مرگ
    پناهي ! ياوري!دست آويزي؟
    كسي صدايم را نمي شنود
    سقوط تا خود سياهي مرگ
    چرا نمي بارند ابرهاي سياه ترديد؟
    چرا خورشيد نمي تابد بر اين جاده تاريك؟
    جايي را نمي بينم
    صدايي نمي شنوم
    دوباره مي لغزم
    دستگيري ندارم
    تمام زیبایی های هستی نشان از مهربانی تو دارند اعجاز مهربانی ،زیبایی و زیباآفرینی است
    سپاس خالق زیبایی ها!
    سپاس بی کران از تمام مهربانی هایت !

  2. تشكرها از اين پست


  3. #22
    مدیر تالار روانشناسی آواتار Sogol1681
    رشته
    روانشناسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2008/9
    محل سكونت
    Shiraz- Andimeshk
    امتیاز
    10256
    پست ها
    3,168

    Google Is my team ploughing


    شعر Is my team ploughing مکالمه ی یک مرد مرده است با دوستش.. مرد مرده که اندیشه ای مشابه بسیاری از ما دارد، خودش را مرکز زندگی می داند و فکر می کند اکنون که نیست، نظام زندگی به هم خورده است و دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. ولی از جوابهای دوستش متوجه می شود که این طور نیست و زندگی بدون او همچنان جریان دارد.
    در واقع نیز چنین است.. زندگی با ما یا بدون ما، همچنان در جریان است..


    آیا گاوآهن من که با آن زمین را شخم می زدم،
    هنوز هم کار می کند؟
    و یراقش مثل زمانی که من زنده بودم،
    صدا می دهد؟


    آه، اسبها می دوند،
    و یراقها همچنان جیر جیر می کنند.
    از زمانی که تو مرده ای،
    زمینی که در آن کار می کردی هیچ تغییری نکرده است.


    آیا اکنون که من نیستم تا دروازه بانی کنم،
    پسرها هنوز هم کنار ساحل دنبال توپ می دوند؟
    و فوتبال بازی می کنند؟


    آه، توپ در هوا می چرخد،
    پسرها با دل و جان بازی می کنند،
    دروازه همچنان سر جایش هست،
    و دروازه بان ایستاده تا از آن مراقبت کند.


    دخترم چه؟
    که فکر میکنم ترک گفتن من برایش سخت بود.
    آیا از اینکه شبها موقع خواب گریه کند،
    خسته نشده است؟


    آه، دخترت بسیار آرام می خوابد.
    دیگر موقع خواب گریه نمی کند.
    او از زندگی بسیار راضی است.
    آسوده باش مرد و آرام بخواب.


    دوست صمیمی من چطور است؟
    آیا اکنون که من لاغر و رنجور شده ام،
    او نسبت به من
    در مکان بهتری می خوابد؟



    بله مرد،
    من آسوده می خوابم.
    آن گونه می خوابم که هر مردی دوست دارد.
    من با معشوقه ی یک مرد مرده خوش هستم.
    و هرگز نپرس چه کسی!



    شعر: A-E.Housman

    ترجمه: سمیرا نکوئیان


    امام على عليه السلام فرمودند:
     
    هرگاه از كارى هراس و بيم داشتى، خود را در آغوش همان كار بيفكن، چرا كه سختى پرهيز و هراس، بزرگتر از خود آن چيزى است كه از آن مى ترسى..
    _________________________

    پرسپولیس گلستان عشق است... خدایا باغبانش باش
    --------------------
    .
    .
    .


  4. تشكرها از اين پست


  5. #23
    مدیر تالار روانشناسی آواتار Sogol1681
    رشته
    روانشناسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2008/9
    محل سكونت
    Shiraz- Andimeshk
    امتیاز
    10256
    پست ها
    3,168

    Flower شعر از رابرت فراست..

    The road not taken
    Two roads diverged in a yellow wood
    And sorry I could not travel both
    And be one traveler, long I stood
    And looked down one as far as I could

    دو راه در جنگلی زرد از هم جدا می شدند
    اماحیف كه نتوانستم از هردو بروم
    فقط یك رهرو بودم
    ایستادم و تا آنجا كه چشم كارمی كرد،
    تاآنجا كه جاده در میان بوته ها گم می شد
    نگاه كردم

    Then took the other, as just as fair,
    And giving perhaps the better claim,
    Because it was grassy and wanted wear,
    Though as for that the passing there
    Had worn them really about the same,

    بی طرفانه سعی كردم یكی را انتخاب كنم
    به این دلیل كه علف پوش بود و كمتر از آن گذشته بودند
    اگر چه، انگار، هردو به یك اندازه
    مورد استفاده قرار گرفته بورند.

    And both that morning equally lay
    In leaves no step had trodden black
    Oh, I kept the first for another day !
    Yet knowing how way leads on to way,
    I doubted if I should ever come back.
    آن روز صبح، هردو یك جور به نظر می آمدند
    پر از برگ،جوری كه گویی هیچ كس بر آنها قدم نگذاشته است
    آه، روز بعد اولی را انتخاب كردم
    كه به راه ها ی دیگری ختم می شد اما نمی دانستم كه با گام نهادن
    در آن دیگر هرگز قادر به بازگشت نخواهم بود

    I shall be telling this with a sigh
    Somewhere ages and ages hence:
    Two roads diverged in a wood, and I -
    I took the one less traveled by,
    And that has made all the difference.

    سالهای سال بعد، یك روز با آه و حسرت به خودم می گویم:
    دو راه درجنگلی از هم جدا می شدند ومن -
    آن راهی را در پیش گرفتم كه كمتر كسی از آن رفته بود
    وهمه ی تفاوت در همین است

    امام على عليه السلام فرمودند:
     
    هرگاه از كارى هراس و بيم داشتى، خود را در آغوش همان كار بيفكن، چرا كه سختى پرهيز و هراس، بزرگتر از خود آن چيزى است كه از آن مى ترسى..
    _________________________

    پرسپولیس گلستان عشق است... خدایا باغبانش باش
    --------------------
    .
    .
    .


  6. تشكر از اين پست


  7. #24
    مدیر تالار روانشناسی آواتار Sogol1681
    رشته
    روانشناسی
    مقطع
    فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2008/9
    محل سكونت
    Shiraz- Andimeshk
    امتیاز
    10256
    پست ها
    3,168

    Flower

    از طمع پرهيز كن و ز ديگران چيزى مخواه
    نكته اى بشنو كه تابان همچو درّ و گوهر است آز،
    مردان را زبون و خوار سازد در جهان
    مرگ از ننگ گدايى مرد را آسانتر است


    "قاسم رسا"
    امام على عليه السلام فرمودند:
     
    هرگاه از كارى هراس و بيم داشتى، خود را در آغوش همان كار بيفكن، چرا كه سختى پرهيز و هراس، بزرگتر از خود آن چيزى است كه از آن مى ترسى..
    _________________________

    پرسپولیس گلستان عشق است... خدایا باغبانش باش
    --------------------
    .
    .
    .


  8. تشكر از اين پست


  9. #25
    تازه وارد آواتار Yelenaa
    رشته
    روانشناسی
    مقطع
    دانشجوی فوق لیسانس
    تاريخ عضويت
    2019/3
    محل سكونت
    تهران
    امتیاز
    32
    پست ها
    6

    Graduated چند سال پیش شنیدمش، جالبه

    خوش خیال كاغذی

    دستمال كاغذی به اشك گفت:
    قطره قطره‌ات طلاست
    یك كم از طلای خود حراج می‌كنی؟
    عاشقم
    با من ازدواج می‌كنی؟
    اشك گفت:
    ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!
    تو چقدر ساده‌ای
    خوش خیال كاغذی!
    توی ازدواج ما
    تو مچاله می‌شوی
    چرك می‌شوی و تكه‌ای زباله می‌شوی
    پس برو و بی‌خیال باش
    عاشقی كجاست!
    تو فقط
    دستمال باش!
    دستمال كاغذی، دلش شكست
    گوشه‌ای كنار جعبه‌اش نشست
    گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
    در تن سفید و نازكش دوید
    خونِ درد
    آخرش، دستمال كاغذی مچاله شد
    مثل تكه‌ای زباله شد
    او ولی شبیه دیگران نشد
    چرك و زشت مثل این و آن نشد
    رفت اگرچه توی سطل آشغال
    پاك بود و عاشق و زلال
    او
    با تمام دستمال‌های كاغذی
    فرق داشت
    چون كه در میان قلب خود
    دانه‌های اشك كاشت.
    گمان می کنم هر آدمی
    باید پشت پنجره ی اتاقش
    یک گلدان گل شمعدانی داشته باشد
    که هر بار گلهایش خشک می شود و دوباره گل می دهد
    یادش بیفتد که روزهای غم هم به پایان می رسند!

  10. تشكر از اين پست


  11. #26

    پيش فرض

    اشعار از بزرگان که درونمایه ی روانشناسی دارند :



    و تو هم روزي پير مي شوي
    اما من
    پيرتر از اين نخواهم شد
    در لحظه اي از عمرم متوقف شدم
    منتظرم بيايي
    و از برابر من بگذري
    زيبا ، پير شده
    آراسته به نوري
    که از تاريکي من دريغ کرده اي
    شمس لنگرودي
    دلم آرامش وارانه میخواهد.. یعنی : ش م ا ر ا ....

    بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی...
    ويکتور هوگو

    ... تجربه ی لحظات خوش بدون خانواده ...

  12. تشكرها از اين پست


  13. #27

    پيش فرض



    ما در هيچ حال
    قلب هايمان خالي از غم نخواهد شد
    چرا که غم
    وديعه يي ست طبيعي که ما را پاک نگه مي دارد
    انسان هاي بي اندوه
    به معناي متعالي کلمه
    هرگز " انسان " نبوده اند و نخواهند بود
    از اين صافي انسان ساز نترس
    نادر ابراهيمي
    دلم آرامش وارانه میخواهد.. یعنی : ش م ا ر ا ....

    بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی...
    ويکتور هوگو

    ... تجربه ی لحظات خوش بدون خانواده ...

  14. تشكرها از اين پست


  15. #28

    پيش فرض




    آرام باش عزيز من ، آرام باش

    حکايت درياست زندگي

    گاهي درخشش آفتاب ، برق و بوي نمک ، ترشح شادماني

    گاهي هم فرو مي‌رويم ، چشم‌هاي مان را مي‌بنديم ، همه جا تاريکي است

    آرام باش عزيز من

    آرام باش

    دوباره سر از آب بيرون مي آوريم

    و تلالو آفتاب را مي بينيم

    زير بوته اي از برف

    که اين دفعه

    درست از جايي که تو دوست داري ، طالع مي شود


    شمس لنگرودي

    دلم آرامش وارانه میخواهد.. یعنی : ش م ا ر ا ....

    بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی...
    ويکتور هوگو

    ... تجربه ی لحظات خوش بدون خانواده ...

  16. تشكرها از اين پست


  17. #29

    پيش فرض



    همه عالم


    همه عالم خروش و جوش از آن است
    که معشوقی چنین پیدا ، نهان است
    ز هر یک ذره خورشیدی مهیاست
    ز هر یک قطره‌ای بحری روان است
    اگر یک ذره را دل برشکافی
    ببینی تا که اندر وی چه جان است
    از آن اجسام پیوسته است درهم
    که هر ذره به دیگر مهربان است
    نه توحید است اینجا و نه تشبیه
    نه کفر است و نه دین نه هر دوان است
    اگر جمله بدانی هیچ دانی
    که این جمله نشان از بی نشان است
    دلی را کش از آنجا نیست قوتی
    میان اهل دل دستار خوان است
    دل عطار تا شد غرق این راه
    همه پنهانیش عین عیان است .



    شیخ فریدالدین عطار نیشابوری



    دلم آرامش وارانه میخواهد.. یعنی : ش م ا ر ا ....

    بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی...
    ويکتور هوگو

    ... تجربه ی لحظات خوش بدون خانواده ...

  18. تشكرها از اين پست


  19. #30

    پيش فرض





    مردن امر ساده اي ست

    و از زندگي کردن بسيار آسان تر است

    تمام خفقان مرگ

    در مقابل يک شک

    در مقابل يک حرص

    در مقابل يک ترس

    در مقابل يک کينه

    در مقابل يک عشق

    هيچ است

    مردن امر ساده اي ست

    و در مقابل خستگي زندگي

    چون سفري است که در يک روز تعطيل مي کنيم

    و

    و ديگر هرگز باز نمي گرديم



    نادر ابراهيمی



    دلم آرامش وارانه میخواهد.. یعنی : ش م ا ر ا ....

    بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی...
    ويکتور هوگو

    ... تجربه ی لحظات خوش بدون خانواده ...

  20. تشكرها از اين پست


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرينآخرين

تاپیک های مشابه

  1. اشعار و نوشته هاي عاشقانه
    توسط PATRIOT در تالار اشعار و صنايع شعری
    پاسخ ها: 10209
    آخرین ارسال: يك روز پيش, 01:04 AM
  2. اشعار شیمیایی
    توسط پیرجو در تالار تازه ها ،معرفی و آشنايی با رشته و سايت ها
    پاسخ ها: 8
    آخرین ارسال: 2015/4/26, 01:22 PM
  3. اشعار تركي
    توسط rindoghlu در تالار ادبیات
    پاسخ ها: 126
    آخرین ارسال: 2013/11/28, 08:30 PM
  4. پاسخ ها: 39
    آخرین ارسال: 2009/9/24, 11:26 PM

عبارت‌های مرتبط

اشعاری ساده وروان از حافظ

روان شناختی اشعار فریدون مشیری

برچسب های اين تاپیک

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •