یارانراد
پسندها
3,815

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام مجدد.
    ممنون .خوبم شــکر.
    اوهوم یکم درگیر زندگی شدم.
    کم تر فرصت می کنم بیام اینورا.
    کارم که فعلا بد نیست.تا ببینم بعدش چی میشه.
    دیگه دارم سعی میکنم کمتر نسبت به بعضی آدم ها و برخوردها حساسیت به خرج بدم.
    شما چه خبرا؟ چه می کنی؟
    اوهوم هوا خیلی خوب شده.در واقع عالیه به نظرم.
    حس زندگی و تازگی به آدم دست میده.
    عالیههه. خیلی قشنگ.
    بهت تبریک میگم بابت این حس قشنگی که داری.
    روزی زخم های قلبم سبز می شوند
    و
    از میانشان
    در ختی تا اسمان
    بالا می رود
    و شاخه هایش هم نوا با باد
    نام تو را
    در گوش ذرات هستی
    نجوا می کند
    چشم هایم را بسته ام
    پلک های کودکانه ام را گشوده ام
    و با ذهن اب و افتاب
    تو را می نگرم
    کفش هایم را کنار گداشته ام
    من بدون کفش
    با پاهای برهنه
    بسوی تو بال هایم را باز کرده ام
    و از اهالی باران سراغت را گرفته ام
    نزدیک های صبح بود
    بعد از اخرین بوسه و سجود اسمانی ام
    هاتفی گفت
    اگر قصد وصال داری
    خودت را جا بگذار
    این روزها می خواهم خودم را جایی دست به سر کنم و تنها بگذارم

    تا
    شاید.............
    کیستی؟
    کیستی تو؟
    که در این بی کران بی مرز
    لحظه لحظه هایم عادت با تو بودن را می طلبد
    کیستی؟
    کیستی تو؟
    که جزیی از تو مرا ویران می کند
    کیستی ؟
    کیستی تو؟
    سبزینه نهالی یا غرش اسمان؟
    من را از این حیرانی ازاد کن
    ببین چگونه در بهت حضورت سرگردانم

    چشم هایم را بسته ام
    پلک های کودکانه ام را گشوده ام
    و با ذهن اب و افتاب
    تو را می نگرم
    به من بگو
    بگو
    چگونه در این خاموشی بی مرز فریاد میزنی؟

    زخم های قلبم سبز شده اند
    روزی درختی می شوند محکم
    و
    هم نوا با باد نام تو را می برند
    ان روز
    بهشت به زمین امده

    کیستی ؟
    کیستی تو؟
    که در سیاهی شب
    و کدورت خاک
    اینچنین سخت نشسته ایی
    ودر قاب برگ و سپیدی صبح لبخند میزنی

    من
    را به خواستن
    انچه
    که
    تو خواهی
    خوش کن

    کیستی ؟
    کیستی تو؟
    سلااااااام خوبی؟
    چه خبرا؟
    چه می کنی؟
    مرسی از محبت همیشگی ت مهربون.
    این دو متن رو خودت نوشتی؟ً
    salam dadash joonam
    ye alame bebakhshiddddd
    kheili waghte sar nazadam
    delam koli tang shode wase inja
    #اعتراض خودمان را نسبت به مجوز گرفتن خواننده زن از طریق برنامه سمت خدا به گوش مسؤلین برسانیم...

    پیامک برنامه20000303

    ⛔عبورازخط قرمز ها گذشتن ازخون سرخ شهداست⛔
    شیطان حکومت خود را بر ضعف ها و ترس ها و عادات ما بنا کرده است و اگر تو نترسی و از عادات مزموم خویش دست برداری و ضعف خویش را با کمال خلیفه الهی جبران کنی دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست.
    تنها دلخوشی این روز هایم صدای مردی است که از قلبم سخن می گوید
    و ارامم می کند
    که اگر او هم نبود
    نمی دانم
    چه فاجعه ایی رخ می داد
    گله از نان ندارم
    حتی گله از جان
    این ها در برابر تو بی ارزش است
    و حتی از این چرا های امروزی که در ذهنهای خام گیر افتاده هم هیچ گله ندارم
    من تنها از تو یک نشانی می خواهم
    یک نشانی
    سر راست هم که نبود
    عیبی ندارد
    اگر مابین مبدا و مقصد مسیر های سرد و سخت و پر فراز و نشیب هم باشد
    باز هم عیبی ندارد
    می ایم
    اگر کفش هایم پاره شوند و پا هایم تاول بزند
    اگر سرما در استخوان هایم رخنه کنند
    باز هم می ایم
    دیگر توان ماندن در این دو رنگی ها
    توان ماندن در این لج بازی ها و بی مهری ها
    توان ماندن در این جهالت مدرن توان ماندن در این خود خواهی های عظیم و ارباب قرار دان من ها و پول ها

    را ندارم
    کارم به جاهای سختی رسیده

    من با نشانی تو
    با دستان تو
    با نفس گرمت
    بیشتر خو دارم
    تا این زمانه یی هزار نقش و هزار فریب
    بگو به من
    بگو
    ببین چگونه جانم را به ارزانی می اورم
    هر گوشه کنار اسمان که هستی
    همانجا برای من کافی ست
    اگر قرار باشد با طنابی خودم را بالا بکشم
    بازهم ترسی ندارم
    به قیمت از بین رفتن انگشتان و دستانم
    باز هم می ایم
    اینجا
    اینجا را نمی خواهم
    از پشت دروازه های شهر
    صدای مسافری را می شنوم
    صدایی اشنایی
    دلم ارام می گیرد
    انگار بازگشته
    می دانم فقظ باید دروازه ها را بگشایند
    نگهبانان خوابیده اند
    من هم تنها نمی توانم این در عظیم را باز کنم
    به دیگران هم که می گویم
    دستم می اندازند
    مردم حواسشان پرت شده
    در دکان و باز هایشان پی پول اند
    صدای زر و برق ها در گوشهایشان نشسته
    نمی توانند بشنوند
    من هم روزی در این بازار می چرخیدم
    می خریدم و می فروختم
    جیب هایم که پر می شد
    قلبم ارام می گرفت
    چندی صدایی می شنوم صدا بسیار قریب است
    از ان به بعد سکه ها ارامم نمی کنند
    تنها
    همین صداست که قلبم را ارام می کند
    کاش کسی بود
    کاش کسی بود
    که با هم در وازه را باز می کردیم
    ﻫﻤﻴﺸﻪ بر آنم ﺗﺎ ﺩِﻝ ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﻧﺸﻜﻨﻢ ،
    ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ، ﺗﻜﻪ ﺗﻜﻪ ﺍﻡ ...
    ﺍﻳﻠﻬﺎﻥ ﺑﺮﻙ
    از
    جایی که نباید بایستم
    و جایی که نباید بمانم و جایی که نباید زمانم را بگذرانم
    وخلاف اش را
    انجام می دهم
    ناراحتم
    گاهی اوقات برای این که بدانم کدام درست است
    شاخصی می خواهم
    شاخصی دقیق
    تا تمییز دهد
    خدایا
    به من بفهمان
    دلهره ها را بگیر و خودت جایشان بنشین
    من خانه را اماده می کنم
    سلام
    سلام اقای من
    امده ام برایتان بگویم
    که در این روزگار عجیب
    دو چیز بیشتر از همه حالم را خوبه خوب می کند
    اول
    لحظاتی هست که مادر در خانه حضور دارد انگار موجی از ارامش تمام خانه و وجودم را فرا می گیرد
    دوم
    که بسیار بیشتر و بی نهایت تر از اولی خوبتر است. شمایید اقا. هروقت سینه ام در این روزگار تنگ می شود و در گلویم بغضی سنگین می نشید و چشم هایم را نم بر می گیرد
    یاد شما
    نام شما
    ناگهان
    تمام این حال را دگرگون می کند
    انوقت حتی اگر چشم هایم که ببارد برای شما ست
    بغض گلویم که ترک بخورد و بشکند ان هم مسببش شمایید
    و سینه ام از تمام ناملایمات زمانه تنگ اید بازهم شمایید که ارامش می کنید
    اقا
    اقای من
    مرا به حساب غفلت هایم مگذار
    می خواهم برای من همیشگی شوید
    می خواهم نگاهم جز شما را نبیند زبانم جز شما را نگوید دلم جز شما را نخواهد
    اینها یعنی هر انچه که شما می پسندی همان را بخواهم
    برایم باوری شوید عمیق
    دنیا شما را کم دارد
    وما
    این مهم را فراموش می کنیم
    اقا
    اقای من
    ......................
    ...............................
    ..........................................
    هر دانه ی برف
    و
    قطره ی باران
    فرشته ای از اسمان است
    که برای پاکی و برکت
    به سرزمینی فرستاده می شود

    به اسمانها که دقیق نگاه کنی
    با چشم دل که بنگری
    حاشیه های کناره های دلت را که کنار بگذاری
    انوقت بارش و قدم گزاردن این فرشته هار ا بر سر و شانه هایت می فهمی
    انچنان سبک
    و انچنان مهربان می ایند
    که گویی پلک کودکی گشوده شده

    خدایا انچنان که شایسه است خودت را به ما بنمایان
    تااین بی کرانگی که درما و در حوالی ما موج میزند را دریابیم
    هرگز از یاد نبریم

    خدایا مسیر رسیدن به محبتت را برای ما اسان کن
    نکند سخت بگیری
    که طاقتی برای کشیدن این سختی ها نیست
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا