• آواتار جعفر طاهری
    يك هفته پيش
    پا گشا دختر برادرم را پا گشا کردم، او و همسرش از شهرستان صبح زود رسیدند، ایام عید بود ، برای نهار ،مرغ و سیب زمینی سرخ کرده با کشمش همراه با قورمه سبزی همراه با دو نمونه پلو میخواستم درست کنم ، از...
    0 replies | 49 view(s)
  • آواتار جعفر طاهری
    يك هفته پيش
    مستم نه نمستم نهار را همراه مادر و دو فرزندم خوردیم، سفره را که جمع کردم کمی نان دست خورده مانده بود، به پسرم گفتم یک کیسه پلاستیکی برای نانها بیاورد ، تا نانها را بیرون بگذارم ، مادرم گفت نه ،...
    0 replies | 26 view(s)
  • آواتار جعفر طاهری
    يك هفته پيش
    خاطرات مدیر مدرسه شماره۱۸۱ عبدالله در دفتر مدرسه مشغول کار بودم که شاگردی آمد و گفت خانم ‌، پسری با شما کار دارد، وقتی رفتم دیدم پسری حدود شانزده ساله ای بود ،سلام کرد و گفت: خانم مدیر ، من از...
    0 replies | 13 view(s)
  • آواتار جعفر طاهری
    3 هفته پيش
    شهری در روستای دوچ ،شهری بهمراه دو برادر بزرگتر از خودش،تحت تعلیمات و حمایت پدر و مادر تا هفده سالگی بخوبی و خوشی و خرمی زندگی میکرد. شهری چون زیبایی و جذابیت خاصی داشت ،مانند نگینی در آن روستا...
    0 replies | 92 view(s)
No More Results

1 پیام‌های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های بازدیدکنندگان از 1 تا 1 از مجموع 1
درباره جعفر طاهری

Basic Information

درباره جعفر طاهری
رشته:
اقتصاد

آمار


مجموع پستها
مجموع پستها
24
Posts Per Day
0.02
پیام‌های بازدیدکنندگان
Total Messages
1
Most Recent Message
2015/6/02
General Information
آخرين فعاليت
يك هفته پيش
تاريخ عضويت
2015/6/01
كاربران دعوت شده
0
Post Areas

Top Areas Of Posting