No Recent Activity

286 پیام‌های بازدیدکنندگان

  1. بس کن ای زاهد بی مایه، که بس خدا خدا بکردی
    همه را سیر از این خدای بیچاره بی نوا بکردی

    بس کن ای زاهد بی مایه، که بس خدا خدا بکردی
    تو پریشانی و بیمار و به درد غم دچاری
    همه را به درد خود زخمی و مبتلا بکردی
    چه حکایتیست با تو که به صد رنگ درآیی
    همه را به راه کعبه بنمودی و خود ریا بکردی


    چه دعایی!!، من از این حنای بی رنگ تو حاصلی ندیدم
    من از حنای بی رنگ تو حاصلی ندیدم
    که تو بیش از همه محتاج دعایی و مرا دعا بکردی
    مدهم پند و نصیحتم مفرما
    کل اگر طبیب بودی سر خود دوا بکردی
  2. از کتاب کویر:
    آدم ها همه در یک سطح نیستند و از هم فاصله دارند اما همه از یک جنس اند ؛ هر که در این حیات ، در زیر این آسمان از چیزی به شعف آید از بلاهت جانوری و گیاهی برخوردار است ؛ نمی دانم چرا در هر شعفی ، هر خنده قاه قاهی ، هر بشکنی ، هر احساس خوشی ای موجی از حماقت غلیظ منفور و زشت پدیدار است ، نمی دانم قیافه های خوش و فربه چرا در چشم من ، تا حد استفراغ وقیح و قبیح و چندش آورند ؟
    ... واقعا هم خدا یک جو شانس بدهد ، چه شانسی ؟ خریت ! اوه که چه نعمتی است ، چه سرمایه ای است خوشبختی هر کس به میزان برخورداری او از این نعمت عظمی است و بس . این است تنها راز سعادت آدمی در حیات و بقیه اش همه حرف است و فلسفه بافی .
    ... چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد . چه تلخ است میوه درخت بینایی !!
    ... خودخواهی های بزرگ با «آوازه» و«عشق» سیراب می شوند اما دردمندی ها و اضطراب های بزرگ در انبوه نام و ننگ در گرمای مهر و عشق همچنان بی نصیب می مانند .
  3. سلام
    حال من خوب است
    ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
    که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند
    با این همه اگه عمری باقی بود طوری از کنار زندگی میگذرم
    که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمانم
    تا یادم نرفته بنویسم:
    دیشب در خوابم سال پر بارانی بود
    خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم
    دعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد
    اما دریغ که رفتن راز غریب زندگیست
    رفتی پیش از اینکه باران ببارد
    میدانم دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است
    انگار که تعبیر همه رفتن ها هرگز نیامدن است
    بی پرده بگویمت:
    میخواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند
    بی قرارم، میخواهم بروم، میخواهم بمانم؟
    هذیان میگویم!نمیدانم
    نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد
    ساده باشد، و بی کنایه ابهام
    پس از نو مینویسم:
    سلام
    حال من خوب است

    اما تو باور نکن!
  4. از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
    تا کاجِ جشن‌های زمستانی‌ات کنند
    پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار
    تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند
    یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
    این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند
    ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی
    شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند
    یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
    از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

    آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
    گاهی بهانه‌ای‌ست که قربانی‌ات کنند

    فاضل نظری
  5. نیما یوشیج چه زیبا گفت :
    "فکر را پر بدهید"
    و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
    "فکر باید بپرد"
    برسد تا سر کوه تردید
    و ببیند که میان افق باورها
    کفر و ایمان چه به هم نزدیکند


    "فکر اگر پربکشد"
    جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
    سینه ها دشت محبت گردد
    دستها مزرع گلهای قشنگ


    "فکر اگر پر بکشد"
    هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
    همه پاکیم و رها ...
  6. نیم ساعت پیش خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
    سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
    و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد...
    آواز که خواند تازه فهمیدم ... پدرم را با او اشتباه گرفته ام!

  7. یادت برایم
    همانند قصه سیگار پیرمردیست
    که سالهاست میگویدنخ آخر است...

  8. امشب كسی به سیب دلم ناخنك زده است!
    بر زخمهای كهنه قلبم نمك زده است!
    این غم نمی رود به خدا از دلم، مخواه!
    خون است اینکه بر جگر ِ من شتك زده است
    قصدم گلایه نیست، خودت جای من، ببین
    ما را فقط نه دوست، نه دشمن، فلك زده است!
    امروز هم گذشت و دلت میهمان نشد
    بر سفره ای كه نان دعایش كپك زده است!
    هرشب من -آن غریبه كه باور نمی كند
    نامرد روزگار، به او هم كلك زده است-
    دارد به باد می سپرد این پیام را:
    سیب دلم برای تو ای دوست، لك زده است!
  9. .....

  10. ....................
    دیشب که نمید‌انستم به کدامیک از دردهایم بگریم، کلی‌ خندیدم!
    --صادق هدایت
نمایش پیام های بازدیدکنندگان از 1 تا 10 از مجموع 286
درباره Alborz Rad

Basic Information

تاريخ تولد
19 February 1985 (33)
درباره Alborz Rad
رشته:
غیر مهندسی
علايق:
داشتن دوستان خوب و . . .
محل زندگی:
شاید در قلب لی...!
شغل:
سبزی فروش !!
زندگينامه:
دوستدار صادق هدایت
اگر انسان دیدی سلام منو بهش برسون !!

امضاء


سلام به آزادی!(بعد 2 سال بالا ، خره تموم شد!)
و دیگر هیچ..............
حسبناالله و نعم الوکیل


سلام بیکاری...
زندانی تردید! ( دربند خویشتن خویشم!!)

تماس


This Page
http://www.iran-eng.ir/member.php/242065-Alborz-Rad?s=a7b21bfb71df718d40f073f38121a2af
مشخصات مسنجرها

Send an Instant Message to Alborz Rad Using...

آمار


مجموع پستها
مجموع پستها
1,494
Posts Per Day
0.47
آلبوم ها
Total Albums
3
Total Photos
7
پیام‌های بازدیدکنندگان
Total Messages
286
Most Recent Message
2016/7/16
General Information
آخرين فعاليت
20 ساعت پيش
تاريخ عضويت
2010/3/11
كاربران دعوت شده
1

1 Friend

  1. HMC HMC آفلاین است

    اخراجی موقت

    • ارسال پيغام Yahoo به HMC
    HMC
نمایش دوستان 1 تا 1 از مجموع 1
Post Areas

Top Areas Of Posting