• آواتار مریم شکوری
    2 روز پيش
    مریم شکوری یک پیام در صفحه مشخصات مریم شکوری ارسال کرده است.
    گاهی تنها یک نسیم ملایم بهاری انقدر دلنشین میشود که تمام روز برایت سرخوشی هدیه دارد.... گاهی حرفی، نگاهی، سر زدنی حتی مجازی برایت انرژی وصف نشدنی دارد که آن سرش ناپیدا... گاهی....
  • آواتار مریم شکوری
    يك هفته پيش
    مریم شکوری یک پیام در صفحه مشخصات مریم شکوری ارسال کرده است.
    پر پرواز به چند؟؟؟؟
  • آواتار مریم شکوری
    يك هفته پيش
    مریم شکوری یک پیام در صفحه مشخصات مریم شکوری ارسال کرده است.
    حال خوب استمراری.....
  • آواتار مریم شکوری
    2 هفته پيش
    مریم شکوری یک پیام در صفحه مشخصات مریم شکوری ارسال کرده است.
    با گریه های یکریز یکریز مثل ثانیه های گریز با روزهای ریخته در پای باد با هفته های رفته
  • آواتار مریم شکوری
    2 هفته پيش
    مریم شکوری یک پیام در صفحه مشخصات مریم شکوری ارسال کرده است.
    همیشه سخت‌ترین جای کار اینه که تظاهر کنی هیچی نشده ! " گابریل گارسیا مارکز"
  • آواتار مریم شکوری
    3 هفته پيش
    مریم شکوری یک پیام در صفحه مشخصات مریم شکوری ارسال کرده است.
    همیشه بخشی از آدم جایی جا می‌ماند آدم می‌رود اما بخش مهمی از او جایی جا می‌ماند در اتاق کودکی زیر درختانی یا در چشم‌های عابری ..... آدم نمی‌داند چه گــم کرده است! همیشه بخشی از او نیست.......
No More Results

158 پیام‌های بازدیدکنندگان

  1. گاهی تنها یک نسیم ملایم بهاری انقدر دلنشین میشود که تمام روز برایت سرخوشی هدیه دارد....
    گاهی حرفی، نگاهی، سر زدنی حتی مجازی برایت انرژی وصف نشدنی دارد که آن سرش ناپیدا...
    گاهی....
  2. پر پرواز به چند؟؟؟؟
  3. حال خوب استمراری.....
  4. با گریه های یکریز
    یکریز
    مثل ثانیه های گریز

    با روزهای ریخته

    در پای باد

    با هفته های رفته

    با فصل های سوخته

    با سالهای سخت

    رفتیم و

    سوختیم و

    فروریختیم

    با اعتماد خاطره ای در یاد

    اما

    آن اتفاق ساده نیفتاد

    قیصر امین پور
  5. همیشه سخت‌ترین جای کار اینه که تظاهر کنی هیچی نشده !

    " گابریل گارسیا مارکز"
  6. همیشه بخشی از آدم جایی جا می‌ماند
    آدم می‌رود
    اما بخش مهمی از او جایی جا می‌ماند
    در اتاق کودکی
    زیر درختانی
    یا در چشم‌های عابری .....

    آدم نمی‌داند چه گــم کرده است!
    همیشه بخشی از او نیست.......
  7. به کجا چنین شتابان؟؟؟؟


    آنجا یک قهوه خانه بود......
    اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای، چرا؟
    دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا می نشستیم و نفری یک استکان چای می خوردیم؟

    عجله، همیشه عجله......
  8. همین عصرها که بنشینی یک گوشه
    زل بزنی برای چند دقیقه
    به دور دستهای خیالت
    یعنی همان لحظه......
    خاطره ای تمام تو را رنج می دهد....!
  9. کوچه جهنم است.....
    خیابان جهنم است.....
  10. خانه دل تنگ غروبی خفه بود
    مثل امروز که تنگ است دلم
    پدرم گفت چراغ
    و شب از شب پر شد
    من به خود گفتم یک روز گذشت
    مادرم آه کشید
    زود بر خواهد گشت
    ابری هست به چشمم لغزید
    و سپس خوابم برد
    که گمان داشت که هست این همه درد
    در کمین دل آن کودک خرد ؟
    آری آن روز چو می رفت کسی
    داشتم آمدنش را باور
    من نمی دانستم
    معنی هرگز را
    تو چرا بازنگشتی دیگر ؟
    آه ای واژه شوم
    خو نکرده ست دلم با تو هنوز
    من پس از این همه سال
    چشم دارم در راه
    که بیایند عزیزانم آه”
نمایش پیام های بازدیدکنندگان از 1 تا 10 از مجموع 158
درباره مریم شکوری

Basic Information

آمار


مجموع پستها
مجموع پستها
7
Posts Per Day
0.00
پیام‌های بازدیدکنندگان
Total Messages
158
Most Recent Message
2 روز پيش
General Information
تاريخ عضويت
2009/11/20
كاربران دعوت شده
0
Post Areas

Top Areas Of Posting