اطلاعيه

Collapse
No announcement yet.

[ گفتگوی معماری ] فرق بین معماری ایرانی(سنتی) با معماری اسلامی چیه ؟

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts

    #46

    بناهای سبک خراسانی:

    مسجد جامع فهرج
    مسجد تاریخانه‌ی دامغان
    مسجد جامع نیریز
    مسجد جامع ابرقو
    مسجد جامع ميید
    مسجد جامع اردستان
    مسجد جامع اصفهان
    ارگ بم در کرمان
    رباط ماهی یا چاهه در سرخس
    پل – سد امیر در شیراز
    مسجد جامع اردبیل
    لطفا" دوستانی که در رابطه با مشخصه های سبک خراسانی در هر کدام از این بناها اطلاعاتی دارند بگذارند تا همه استفاده کنیم
    تشنه چشمه طلب می کند و چشم نگاه-نگاه با کلام می آید وکلام با سلام.پس سلام
    من با تو که باشم ما می شویم.من میدانم که اگر ندانم و از تو بپرسم,جوابم را می دهی.من می دانم که تو مرا به خاطرت سپردها ی و این پیوند نه به خاطر همکار و هم رشته بودنمان است بلکه دوستی رشته های ناپیدایی دارد که هر کداممان در عمق جانمان انرا حس کرده ایم.من از توکمک می خواهم و می دانم که تو بدونه هیچ منفعت ومنتی برای من هستی ومن تنها لبخندم.را نثارت می کنم و میدانم که تو هم از من راضی خواهی بود.

    نظر


      #47
      ستاره حالا که اصرار داری:
      مسجد جامع فحرج:
      در واقع بیشترین اهمیت مسجد جامع فحرج اصالت معماری اونه که به علت قدمتش پدید اومده و از همین نظر هم بسیار زبانزد هست.
      مسجد جامع فحرج در قرن اول هجری بعد از فتح یزد به دست سپاهیان اسلام ساخته شده و همونظور که می دونید قدیمی ترین مسجد باقی مونده از صدر اسلام هست.
      الگوی صدر اسلامی و نیارش ایرانی در اینجا دست به دست هم دادن تا یک مسجد خلق بشه.
      طرح مسجد شبستانی و دارای حیاطی متناسب با شبستان که در دور خودش رواق هایی داره.
      پوشش سقف تاق اهنگ و تهداد دهانه های شبستان 2*5 است که 3 تای آنها به سمت حیاط مرکزی است.
      در خط اسمان آن گلدسته ای خودنمایی میکند که صاحب نظران آن را به سده 4 یا 5 هجری نصبت می دهند. به هر حال با اندک سواد معماری می توانید تفاوت معماری این عضو را تشخیص دهید.
      تزئیناتی این مسجد بسیار ساده است در حدی که می توان از آن صرف نطر کرد اما آنچه هست از این بابت مهم است که در واقع انعکاسی از دوره ساسانی نیز در خود دارد.
      و...

      اما در حین نوشتن برای عکس سرچ کردم:
      این کامل ترین مطلبیه که میشه در مورد مسجد جامع فهرج نوشت:
      http://www.ghoolabad.com/index2.asp?cat=d&id=71

      و من رو کلا پشیمون کرد. آقای دکتر زحمت کشیدن و من هم مطلب ایشون رو عینا در پست بعدی میارم.
      نمی دونم آیا لیاقت دوستی دوستانی شما رو دارم،
      اما مطمئنم لیقت دشمنی دشمناهام رو دارم.


      به اینجا هم سر بزنید دیر آپ دیت میشه اما همیشه حرفی برای گفتن داره

      http://khesht-e-yekom.persianblog.ir/

      نظر


        #48
        مسجد جامع فهرج قسمت اول

        محمدرضا اولياء
        دكتراي معماري و عضو هيئت هلمي دانشكده معماري دانشگاه يزد. فهرست:
        ۞ 1- مقدمه
        ۞ 2- زمينه
        ۞ 3- مروري بر كار هاي انجام شده
        ۞ 4- قدمت مسجد
        ۞ 5- عناصر متشكله مسجد
        ۞ 5-1- صحن
        ۞ 5-2- فرش انداز
        ۞ 5-3- ديوار قبله
        ۞ 5-4- صفه ها
        ۞ 5-5- منار، مأذنه
        ۞ 5-6- ورودي
        ۞ 5-7- در و پنجره
        ۞ 5-8- تزيينات
        ۞ 6- روش ساخت
        ۞ 7- نحوه اتصال صفوف
        ۞ 8- آنچه مي توان نتيجه گرفت


        مسجد جامع يا كهن فهرج، مربوط به قرن اول هجري، در فهرج يزد.

        1- مقدمه ۩

        شكل گيري تمدن، در بستر زمان يا تاريخ و گستره سرزمين يا جغرايا، متاثر از عوامل گونه گوني است كه به لحاظ زماني، هر قدر به عقب برويم، فهم آنها دشوارتر و بنابراين اضهار نظر قطعي و نهايي مشكل تر خواهد بود.
        مسجد جامع فهرج، واقع در سي كيلومتري شرق يزد، يكي از نادر نمونه هايي است كه معماري پيش از اسلام ايران را به معماري دوران اسلامي پيوند مي دهد. در نتيجه، مي توان آن را به عنوان اثر كم نظير دوران انتقال محسوب نمود.
        اهميت موضوع، زماني بيشتر معلوم خواهد شد كه فراموش نكنيم، اثر ياد شده نه تنها به ايران، كه به جهان اسلام نيز تعلق دارد و مي تواند به نوبه خود به سير تحول تاريخي معماري مسجد (1) ۞ در سرزمين هاي اسلامي، روشني و وضوح بيشتري بخشد.
        فهم عوامل موثر در شكل گيري مدنيت ايراني و كيفيت آميختگي آن با فرهنگ اسلامي كه تاريخ معماري و شهرسازي استان يزد، بخشي از آن را بازتاب مي كند، يك بحث صرفاً تاريخي و مسبوق به گذشته نيست؛ بلكه همزمان، به حال و آينده نيز تعلق دارد. اينگونه مطالعات، به توليد بصيرتي مي انجامد كه مي تواند در تداوم توليد تمدن و تشخيص ميزان و روند تكاملي آن به كار گرفته شود تا «گسست فرهنگي»، در اين ساحت بسيار مهم و حياتي رخ ندهد؛ پديده اي كه دست كم، در قرن حاضر، معماري و شهرسازي ايران به آن مبتلا شده است.
        فايده اينگونه بررسي ها، دستيابي به شاخص هايي است تا راه روشن توليد تمدن، از بيراهه پيروي از غرب، بازشناخته و متمايز شود و معلوم شود مدنيت معاصر ايران به كجا مي رود؟ (2) ۞ دغدغه اي «مجهول» در برنامه ريزي توسعه در ابعاد ملي و منطقه اي.
        نگارنده در طي سال ها مسيوليت خود در ميراث فرهنگي استان يزد، مفتخر گرديد تا سهم كوچكي در حفاظت و مرمت مسجد جامع فهرج داشته باشد. او خود را موظف مي داند از كوشش هاي بي دريغ همكاران ارجمند و سابق خود، مرحوم مهندس فتح نظريان، مهندس ايرج طلايي، مهندس رضا علايي و همچنين استادكاران و كارگراني كه در سازمان حفاظت آثار باستاني قديم (3) ۞ با دقت و امانت در صيانت از مسجد جامع فهرج كوشيده اند، سپاسگزاري نموده، ياد و نام آنها را گرامي بدارد.

        نماي عمومي دروني و صحن مسجد جامع يا جمعه فهرج، منار گلي اين مسجد از دور شاخص مسجد و آبادي است.

        عكاس: عبدالحميد بقاييان


        2- زمينه ۩

        «فهرج» نام آبادي كوچكي است در شرق يزد كه به لحاظ قدمت تاريخي واجد ارزش فراوان است. وجود منطقه اي در غرب آبادي به نام «شهداي فهرج» و روايت هاي كه درباره آن نقل مي شود، پيشينه آن را تا صدر اسلام محرز مي كند.
        مرحوم عنايت الله اميرلو، از اولين باستانشناسان ارجمندي بود كه حفاري هاي پژوهشي در منطقه را آغاز كرد؛ اما افسوس كه با فرا رسيدن مرگ آن عزيز، ناكام و ناتمام ماند. تا آنجا كه نگارنده از توضيحات مرحوم اميرلو در محل به خاطر دارد، تمامي نشانه هاي كشف شده توسط ايشان، به دوران اسلامي تعلق دارد. هرچند آثار معماري موجود در آن محل نيز، همان وضعيت را دارا هستند.
        رجوع به گزارش ها و احتمالاً يادداشت هاي منتشر نشده ايشان مي تواند در بازشناسي قدمت منطقه نقش مفيد و موثري را ايفا و تا حدود زيادي خط و خطوط فعاليت هاي پژوهشي را در آينده معلوم نمايد. در هر صورت، اهميت فرهنگي و تاريخي منطقه ايجاب مي كند تا معاونت پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، با همكاري دانشگاه يزد، پايگاه تحقيقاتي در منطقه تاسيس و برنامه اي سازمان يافته براي بازيابي هويت تاريخي منطقه تدارك ببيند.
        از آخرين اسناد مكتوب درباره آبادي فهرج، رساله كارشناسي ارشد معماري آقاي مهندس احمد علوي راد است كه مي تواند اطلاعات نسبتاً جامع و مفيدي را در اختيار علاقه مندان قرار دهد.

        3- مروري بر كار هاي انجام شده ۩

        خانم مهندس شهين لطفي زاده در مقاله اي تحت عنوان شيوه هاي معماري ايران و در بخش شيوه خراساني (4) ۞ به طور ضمني به معرفي مسجد جامع فهرج مي پردازد. واژگان و ادبيات به كار رفته در آن با واژگان و ادبيات مرحوم استاد پيرنيا قرابت فراواني دارد؛ هرچند كه نقل قول و نامي از ايشان در مقاله مذكور به ميان نيامده است. ضمناً منابع و مآخذ مقاله كامل نيست و دسترسي به آنها را دشوار مي كند. برخي از موارد مطروحه در مقاله ياد شده، بيشتر جنبه فرضيه را دارند كه اثبات آنها مستلزم تحقيقات آتي است.
        از مهمترين منابع دست اول، اظهار نظر هاي شادروان استاد پيرنيا است كه به صورت نوار هاي صوتي ضبط و در مركز اسناد سازمان ميراث فرهنگي كشور نگهداري مي شوند. در عين حال بخشي از آراء ايشان به صورت مقاله و كتاب نيز منتشر شده است. (5) ۞

        4- قدمت مسجد ۩

        هندسه به كار رفته در پوشش طاق هاي آهنگ مسجد جامع فهرج، از نوع بيز (6) ۞ است كه از شاخص هاي معماري پيش از اسلام ايران است كه در دوران اسلامي يعني اوايل قرن اول هجري، با تغييرات جزيي در تيزه آنها تداوم يافته است. اولين نشانه هاي خفيف تيزه دار شدن قوس ها كه در اين مسجد مشهود است، سرآغازي است قابل درنگ در شكل گيري قوس هاي جناغي در قرون بعدي. اين تحول تكاملي از منظر تاريخ مهندسي و معماري در ايران، درخور توجه فراوان است.
        ابعاد خشت ها و نيز وجود نقشي در اسپر (7) ۞ رو به قبله رواق غربي، كه مشابه آن در تخت جمشيد يافت مي شود، حساسيت تاريخي بنا را بيشتر مي كند. اينكه در محل فعلي مسجد چه بنايي وجود داشته و چه تغييراتي صورت گرفته، در گرو تحقيقات باستان شناسي بعدي است.
        نمی دونم آیا لیاقت دوستی دوستانی شما رو دارم،
        اما مطمئنم لیقت دشمنی دشمناهام رو دارم.


        به اینجا هم سر بزنید دیر آپ دیت میشه اما همیشه حرفی برای گفتن داره

        http://khesht-e-yekom.persianblog.ir/

        نظر


          #49
          مسجد جامع فهرج قسمت دوم

          .

          نمايي از شبستان و صحن مسجد كهن يا جامع فهرج؛ صحن فضاي خالي مياني مساجد است كه توسط فضاي پر تحديد مي شود.

          5- عناصر متشكله مسجد ۩


          5-1- صحن ۩

          صحن كوچكي در ميانه مسجد، اصلي ترين فضايي است كه در تشكيل كليت معماري مسجد نقش موثري را ايفا مي كند. همزمان خود توسط ديگر عناصر پيراموني، كه متعاقباً ذكر آنها خواهد رفت، تعيين مي شود.
          «صحن» در معماري مسجد به فضايي «خالي» (8) ۞ گفته مي شود كه به كمك فضا هاي «پُر» (9) ۞ تحديد و تعريف مي شود؛ كه تركيب آنها با هم، كل واحدي را به وجود مي آوردند كه عناصر متشكله آن در تعامل با همديگر تشخص مي يابند.
          سقف صحن، به بياني ديگر، «گنبد آسمان» است كه در آن فرد مومن، توجه و حركت رو به بالاي «استدراج» را مي تواند تجربه نمايد تا موقعيت خود را در نظام هستي، بازشناسد. در عين حال، معماري صحن بنابر نظر آقاي دكتر سيد حسن نصر (10) ۞ يادآور شرح صدري است كه خداوند به رسول گرامي اش محمد مصطفي (ص) عنايت فرمود. اين فضاي مذكور، از مسجد بسيار ساده حضرت پيامبر (ص) در مدينه الگو مي گيرد كه طراحي و ساخت اغلب مساجد در سرزمين اسلامي تداوم و تكامل يافته آن است. (11) ۞

          5-2- فرش انداز ۩

          مسجد جامع فهرج از پنج «فرش انداز» (12) ۞ در راستاي محوريت قبله تشكيل شده است؛ كه فرش انداز مياني به طرز محسوسي از فرش انداز هاي جانبي وسيع تر است. (13) ۞ همه فرش انداز ها در جنوب، توسط «ديوار قبله» كه محراب در آن جاي دارد تحديد مي شوند. سه فرش انداز مياني در تداوم حركت به سوي شمال، توسط صحن متوقف مي شوند، در حالي كه دو فرش انداز غربي و شرقي، تا شمالي ترين حد مسجد تداوم يافته، در ملاقات با صحن، رواقي را توليد مي كنند كه صحن به كمك آن دو در غرب و شرق، محدود و محصور مي شود (شكل پلان مسجد جامع فهرج).
          شيوه اجراي طاق فرش انداز ها، آهنگ يا گهواره اي است كه با خشت به صورت «پَر» اجرا شده است كه بعداً در اين باره توضيح بيشتري داده خواهد شد.

          5-3- ديوار قبله ۩

          در معماري مسجد، «ديوار قبله» به ديواري گفته مي شود كه عمود بر محور قبله است و ضلع جنوبي مسجد را تشكيل مي دهد. در اين ديوار، تنها محراب قرار دارد و از دادن دسترسي، ايجاد درگاه، نصب در يا پنجره، آگاهانه پرهيز شده است تا تمركز حواس نمازگزاران به نحو مطلوب تامين شود. به نظر نگارنده چنين روشي، يكي از اصول معماري مساجد است.
          لازم به يادآوري است تنها دري كه در ديوار قبله مسجد جامع فهرج وجود دارد، جزء معماري اصيل و اوليه مسجد نمي باشد و به قرار معلوم در دوران قاجار به آن اضافه شده است. اين درگاه، دسترسي به شبستان نيمه سازي را تامين مي كند كه به همان دوره تعلق دارد و در جنوب ديوار قبله احداث شده است.

          طرح ساخت صفه در مسجد جامع فهرج و كيفيت شكل گيري معماري گنبد از قرارگيري روبروي دو صفه.

          5-4- صفه ها ۩

          چهار صفه كوچك رو به قبله، حد شمالي صحن را تعريف مي كنند. در عين حال خود به كمك صحن تعين و تشخص مي يابند. كاربرد صفه ها براي نماز هاي انفرادي در بعدازظهر هاي زمستان است كه با تايش مستقيم خورشيد، گرم و مطبوع مي شوند.
          شيوه پوشش طاق صفه ها به لحاظ فني درخور توجه فراوان است؛ چراكه ابداع يكي از فنون مهندسي طاق و گنبد را در زمانه خود به نمايش مي گذارد.
          نحوه اجراي طاق صفه ها، علي الاصول، متفاوت از طاق فرش انداز ها و رواق هاي جانبي است. هرچند كه در نماي چهار طرف صحن، در نگاهي كلي، همانند به نظر مي رسند.
          فن به كار رفته در آنها به نحوي با اطاق فيلپوش خويشاوند است؛ هرچند نمي توان آن را فيلپوش به حساب آورد. اهميت موضوع به شيوه گوشه سازي صفه ها مربوط مي شود كه به طرز محسوسي با فن ساختمان و معماري گنبد در پيش از اسلام ايران قرابت دارد. به بياني ديگر، چنانچه دو صفه را روبروي هم قرار دهيم، مي توان تا حدود زيادي كيفيت تشكيل معماري گنبد را تصور نمود. (14) ۞
          جالب توجه است كه در چند قدمي جنوب مسجد جامع فهرج، مسجدي ديگر وجود دارد كه عليرغم آسيب فراوان، به لحاظ گوشه سازي قابل توجه است. اين مسجد به «مسجد علاقوندي» (15) ۞ معروف است و احتمالاً به قرن ششم يا هفتم هجري تعلق دارد. بناي ياد شده بر اساس نظر آقاي محمد رضا قرايي زاده (16) ۞ با مسجد كهن مهر آباد، مسجد جامع هك، مقبره پير حمزه سبزپوش كه هر سه در ابرقو واقع اند، قابل مقايسه اند. (17) ۞ همه بنا هاي ياد شده به انضمام بناي قبه دوازده امام (18) ۞ و ديگر بنا هاي مشابه، نظير مسجد جامع عقدا كه همگي به قرون بعدي تعلق دارند به خاطر نوع گوشه سازي به طور ضمني و به نوبه خود، كيفيت تداوم و تكامل معماري گنبد را در ايران روايت مي كنند.

          تك منار خشتي مسجد جمعه فهرج، اين منار احتمالاً قرن چهارم يا پنجم هجري به مجموعه اضافه شده است.

          عكاس: مرحوم عبالجبار قرايي


          5-5- منار، مأذنه ۩

          مسجد جامع فهرج، تك مناره است كه اين منار به عنوان نشانه آبادي نيز از دور نمايان است. اين عنصر معماري و نيز گرمخانه كوچك مجاور آن كه تماماً از خشت بنا شده اند به دليل كاهش ابعاد خشت ها در مقايسه با مسجد اوليه، جزء عناصر الحاقي به مسجد محسوب مي شوند كه احتمالاً در قرن چهارم و پنجم به بنا اضافه شده اند.

          5-6- ورودي ۩

          تنها ورودي فعلي مسجد، از گوشه بنا تامين مي شود كه در مورد اصالت آن مي توان ترديد نمود. پژوهش هاي آتي ميداني مي تواند موضوع را روشن نمايد. در شرايط فعلي، راهرويي بدون سقف، كوچه و ساباط مجاور مسجد را مستقيماً به اولين فرش انداز و رواق غربي ربط مي دهد.

          5-7- در و پنجره ۩

          مسجد جامع فهرج، به قرار معلوم، اصالتاً فاقد در و پنجره بوده است. تنها، نقش دو در به رنگ اخرايي به صورت فرورفته، بر ديوار شرقي مسجد باقي است كه ممكن است بياني رمزي داشته باشد. كليه در هاي چوبي مسجد كه از چوب چنار ساخته شده اند، ساخته كارگاه نجاري ميراث فرهنگي است كه در دهه هاي اخير در جريان مرمت به بنا اضافه شده است.

          نما و تزيينات مسجد ابن طولون قاهره در مصر مربوط به قرن سوم هجري.

          عكاس: Henri Stierlin


          5-8- تزيينات ۩

          معماري مسجد جامع فهرج، اساساً معماري بسيار ساده و بي تكلفي است و تزيينات آن متاثر از اولين مسجدي كه در مدينه ساخته شد كم يا بيش در مساجد صدر اسلام نيز ديده مي شود. در ديوار قبله، قاب بندي مختصري وجود دارد كه جهت قبله را مشخص مي كند. بعد ها در موضع ياد شده با ايجاد فرورفتگي بيشتر، محل مذكور به محراب تبديل شده است. وجود دو در تزييني در ديوار شرقي بنا نيز از تزيينات شاخص اثر مي باشد كه در بالا به آن اشاره شد.
          ستون هاي مسجد جامع فهرج، از آنجا كه با خشت ساخته شده اند، قطور و حجيم به نظر مي رسند. گوشه اغلب آنها به طرز هنرمندانه اي گرد شده تا به لحاظ بصري، تناسب ستون تعديل شود. هرچند كه چنين كاري به لحاظ كاربري نيز دلايل خود را دارند.
          فرورفتگي هايي تزييني در قسمت فوقاني ستون هاي مشرف به حياط وجود دارند كه ظاهراً آنها نيز جنبه بصري داشته، در تعديل تناسبات نماي داخلي مسجد موثر است. همين گونه تزيينات در معماري مسجد ابن طولون قاهره (19) ۞ نيز به چشم مي خورد كه احتمالاً پيوندي فرهنگي را در دو سرزمين اسلامي علامت مي دهد.
          مسجد عظيم ابن طولون، يكي از شاهكار هاي معماري اسلامي است كه به دوران فاطميان مصر تعلق دارد. در اين مسجد فرورفتگي هاي پيش گفته، گذشته از منطق بصري، منطق ساختماني نيز يافته اند. بررسي تطبيقي اين دو مسجد عليرغم تفاوت در ابعاد و اندازه و بُعد زماني و مكاني اي كه با هم دارند، مي تواند نكات تازه اي را آشكار و اهميت مسجد جامع فهرج را در پهنه سرزمين هاي اسلامي بيشتر نمايد.
          نمی دونم آیا لیاقت دوستی دوستانی شما رو دارم،
          اما مطمئنم لیقت دشمنی دشمناهام رو دارم.


          به اینجا هم سر بزنید دیر آپ دیت میشه اما همیشه حرفی برای گفتن داره

          http://khesht-e-yekom.persianblog.ir/

          نظر


            #50
            مسجد جامع فهرج قسمت سوم

            6- روش ساخت ۩

            ساختمان مسجد جامع فهرج تماماً از خشت و گل است كه به لحاظ ساختماني نيز جزء نوادر معماري گلين (20) ۞ محسوب مي شود. پوسته نازكي از گچ، قسمت هايي از معماري داخلي مسجد را پوشانيده است؛ هرچند كه به لحاظ حمله موريانه و آسيب هاي وارده از سوي انسان، آسيب فراوان ديده است. در جريان مرمت، با دقت فراوان كوشيده شد تا از اصالت آن صيانت شود و سنديت معماري داخلي مسجد مخدوش نشود. هرگونه اقدام ناشيانه و غير علمي در مرمت اين بخش از اثر مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به اين سند كم نظير معماري ايران و اسلام وارد سازد. در بخش هاي محدودي از بنا آجر به كار رفته است. آجر هاي هره كه فضاي مسقف را به ارتفاع يك پله از صحن متمايز مي كنند از آن جمله است. شرفي ها نيز آجري اند. هرچند كه وجه غالب آنها در جريان مرمت به بنا اضافه شده اند اما وجود برخي آجر هاي قديمي در مواضع ياد شده، كاربرد آجر را به صورت محدود در بنا علامت مي دهند. به هنگام مرمت راهروي ورودي مسجد، دو عدد آجر بزرگ به قطع تقريبي 70 × 70 سانتي متر از زير خاك كشف گرديد. يكي از آنها به صورت پكوفته بر ديوار قبله نصب گرديد و ديگري به موزه ميراث فرهنگي انتقال يافت. كف فرش انداز ها، رواق ها و صفه ها به احتمال زياد «لويي» يا «لويينه» (21) ۞ بوده است.

            گلدسته هاي گلي مسجد جامع فهرج.

            7- نحوه اتصال صفوف ۩

            همان طور كه پيشتر اشاره شد، طاق فرش انداز هاي مسجد جامع فهرج از نوع آهنگ يا گهواره اي است كه به صورت «پَر» (22) ۞ اجرا شده است. به لحاظ فني، مروري بر كيفيت توليد اينگونه طاق ها، از آن جهت كه گوشه اي از تاريخ معماري و مهندسي ايران را بازتاب مي كند خالي از فايده نيست.
            مي دانيم طاق آهنگ يا گهواره اي از كمان يا رج ها متحد الشكل و متحد المحور تشكيل مي شود كه در محور تراز، تكرار مي شوند. در اين مسجد محور تراز، همان محور قبله است و هندسه كمان، قوس (23) ۞. لزوماً پاكار اين كمان ها در صفحه تراز قرار دارد كه علي الاصول، توسط دو جرز موازي هم قابل تامين است.
            اين شيوه توليد فضاي معماري كه حكمت آن به آگاهي و وقوف معمار به «محدوديت» گِل و به تبع آن خشت باز مي گردد در واقع چاره اي است تا به كمك هندسه انواع قوس ها به «امكان» تبدل يابد. (24) ۞
            در عين حال، طاق آهنگ نمي تواند در جهت عمود بر محور قبله، در معماري مسجد به خدمت گرفته شود؛ چراكه فضاي مسجد را با محدوديت تعداد «صف»، مواجه خواهد ساخت. از طرفي استفاده از آن، همسو و منطبق با محور قبله نيز خالي از اشكال نيست؛ چراكه اتصال صفوف نماز رادر فرش انداز هاي متعدد با مشكل روبرو مي سازد و به نحوي تشكيل نماز جماعت را تحديد مي كند.
            فراموش نكنيم در مناطق كويري مصالح ديگري چون چوب، كمياب است و نمي توان با اينگونه مصالح، مساله را حل نمود. در مسجد جامع فهرج شاهديم كه معمار آن با هوشمندي تمام، بخش هايي از جرز هاي باربر طاق آهنگ را به لحاظ نظري حذف نموده تا حدي كه جرز به ستون تبديل شود. حاصل اين كوشش، كه از فهم صحيح مساله نشأت مي گيرد، برقراري ارتباط ميان فرش انداز ها و در نتيجه امكان اتصال صفوف به عنوان شرط اصلي صحت نماز جماعت، در كليت شبستان مسجد است.

            تئوري شكل گيري فضا در معماري مسجد جامع فهرج از طريق حذف بخش هايي از جرزهاي باربر و تبديل آنها به ستون كه اتصال صفوف را ممكن مي كند.
            تبديل جرز به ستون، ناگزير با ابداع تويزه همراه است تا بار سقف يا آهنگ به روشي صحيح و كاملاً فني از تيزه تويزه و شانه هاي آن به ستون ها و در نهايت به زمين منتقل شود. چنين روشي، مساله حياتي ايستايي بنا را ضمن پاسخگويي به عملكرد مسجد كه نماز جماعت است، كاملاً حل نموده است. گذشت نزديك به پانزده قرن از عمر مسجد، صحت راه حل فني مساله را اثبات مي كند. از اينگونه شواهد است كه نبوغ، آگاهي، شعور و توانمندي نظري و عملي معماران سنتي تا حدودي كه در بضاعت ماست، آشكار مي شود.
            چنين راه حلي البته داراي گرفتاري هايي نيز هست. افزايش بلندي پاكار سقف آهنگ، از آن جمله است. هرچند كه در تابستان گرم و توانفرساي منطقه كويري، امري مطلوب است. افزايش بلندي ياد شده به دلايل زير اجتناب ناپذير است:
            1- الزام در رعايت حداقل ارتفاع پاكار تويزه متناسب با قامت نمازگزار به منظور تامين امكان اتصال صفوف.
            2- الزام در رعايت حداقل ضخامت تيزه تويزه يعني يك و نيم خشت به نحوي كه توان تحمل بار طاق آهنگ را كه از دو جهت وارد مي شود، داشته باشد.

            تبديل جرز به ستون، يكي از شگرد هاي معماران سنتي، در توليد فضاي مسجد است كه نمونه هاي ديگري از آن را در يزد به شرح زير مي توان ملاحظه نمود:
            ◊ بقاياي ساختمان مسجد اوليه مسجد جامع يزد واقع در ضلع شمالي سردر اصلي.
            ◊ مسجد شيخي ها واقع در محله فهادان.


            طرح و برش معماري طاق آهنگ يا گهواره اي فرش انداز هاي مسجد جامع فهرج.
            يكي دو قرن به جلو مي آييم ....

            پرسپكتيو يكي از ستون هاي مسجد جامع فهرج در يزد.
            روند تكامل اينگونه معماري در مسجد تاريخانه دامغان (25) ۞ به خوبي هويدا است. هرچند كه به جاي خشت از آجر و به جاي ستون هاي مربع حجيم از ستون هاي مدور آجري استفاده شده است اما تجربه توليد فضا در مسجد جامع فهرج، به صورت نغزتر، در تاريخانه دامغان تداوم يافته است. گويا همان معمار فهرجي است كه قرن بعد، در دامغان مسجد مي سازد.
            تصحيح و تكميل اين روند كه با شكل گيري قوس هاي جناغي همراه است در مسجد جامع نايين (26) ۞ نيز ادامه مي يابد ....
            تداوم و تكامل اينگونه توليد فضا، در نهايت به شبستان هاي چهل ستوني مي انجامد كه يكي از فراگيرترين شيوه هاي توليد فضا در معماري مساجد است (27) ۞ كه در نوشتار حاضر مجال پرداختن به حكمت تشكيل آن وجود ندارد.
            در اين منظومه هاي معماري، ستون ها در يك نظام مشبك يا شبكه اي مكان يابي و تنظيم مي شوند؛ در حاليكه تويزه ها در دو جهت قبله و عمود بر محور قبله، بر بالاي هر ستون، همديگر را ملاقات كرده و در نهايت چشمه هايي را به وجود مي آورند كه با انواع طاق هاي مدور، به صورت «طاق و چشمه» پوشيده مي شوند. بهترين شاهد، مسجد جامع اصفهان است كه مجموعه بي نظيري از انواع طاق هاي آجري را در خود ذخيره ساخته است.

            پلان و برش مسجد كهن يا مسجد جامع فهرج در يزد.

            نقشه برداران: غلامرضا حسين زاده، علي بنا هنزايي؛ زير نظر: مهندس طلايي؛ ماخذ: مركز اسناد ميراث فرهنگي استان يزد

            اجمالاً مي توان اشاره كرد كه چنين الگويي، متاثر از معماري مسجد پيامبر اكرم (ص) در مدينه است كه در زمان آن حضرت، با استفاده از ستون هايي از تنه درخت خرما و به كمك ياران آن حضرت بر پا شده بود و توانست با تفاوت هايي در شكل ساخت، مبناي توليد فضاي مسجد، در گستره سرزمين اسلامي شود. اين الگو در تعبير جعلي و موذيانه فرنگي ها سبك عربي (28) ۞ ناميده شده تا به جاي انتساب به مذهب، به قوميت خاصي نسبت داده شود. (29) ۞
            انتساب تجارب معماري مسجد به قوميت هاي خاص، هرچند نبوغ آنها در فهم منظور معماري و چگونگي تحقق آن در عالم واقع را آشكار مي كند، در عين حال نبايد مانع آن شود كه تفكر واحد و روح توحيدي كه بر جريان شكل گيري اكثريت آنها حاكم است مغفول و ناشناخته بماند.

            نماي مناره مسجد جامع فهرج از درون تكيه يا حسينه فهرج از توابع شهرستان مهريز در استان يزد.

            8- آنچه مي توان نتيجه گرفت ۩

            ◊ مسجد جامع فهرج، هرچند كه در آبادي كوچكي در گوشه كوير واقع است ولي نه فقط به ايران كه به جهان اسلام نيز تعلق دارد. اين اثر منحصر به فرد، نزديك به پانزده قرن دوام و استواري را تجربه مي كند.
            ◊ ارزش و اعتبار مسجد مذكور، به صيانت از آن به همان شكل اوليه بستگي دارد. هرگونه مرمت آن بايد توسط كارشناساني خبره و ذيصلاح صورت گيرد و از هرگونه مداخله ناشيانه و غير علمي در اثر، جداً پرهيز شود.
            ◊ فهم تاريخ تحول معماري ايران، بدون فهم تاثير فرهنگ اسلامي بر معماري ايران ممكن نيست. در عين حال شناخت معماري اسلامي در سطح جهان، بدون شناخت معماري ايران، كامل نمي شود. نبوغ ايرانيان در فهم ارزش هاي ديني و برگرفته از مكتب اسلام و ترجمه آنها به زبان معماري و شهرسازي، در واقع جلوه هاي بارزي از توليد تمدن است كه در فرهنگ ايراني و جهان بيني اسلامي ريشه دارد.
            ◊ مسجد جامع فهرج از نادر نمونه هايي است كه مي تواند به عنوان حلقه اي واسط، معماري پيش از اسلام را به دوران اسلامي ربط دهد و به سهم خود كيفيت تحولات دوران انتقال را بازتاب نمايد. بازشناسي ارزش هاي مستتر در اين بناي خاص و در بستر تاريخي - جغرافيايي منطقه، مستلزم تاسيس پايگاهي پژوهشي است تا به صورتي نظام مند، با امكانات كافي، مجهولات فراوان پيش رو را بدون عجله، با تعمق و ژرف انديشي لازم معلوم نمايد.
            ◊ تجربه توليد تمدن در ايران، در زمانه بسيار حساسي كه قرار داريم و غرب با نحوه تفكر، ارزش ها و روش هاي خود از هر سو ما را محاصره كرده است، گرانبهاترين تجربه اي است كه مي تواند در صورت بهره برداري شايسته، مانع انقطاع فرهنگي شود.
            ◊ اينكه مدنيت معاصر ايران تا چه حد در تداوم مدنيت ديرپاي ايراني اسلامي است، مي تواند تا دير نشده مورد ترديد قرار گيرد. تنها خبرگاني بصير كه به چند و چون شكل گيري تمدن واقفند مي توانند در اين باره اظهار نظر نمايند. آيا به راستي مدنيت امروز ايران، در تداوم مدنيت ديروز است؟
            به ياد بياوريم كه "اگر ارزش هاي معماري گذشته سرزمينمان را ناديده بگيريم، ناچار خواهيم بود تا ابد به تقليد از الگو هاي معماري غربي بپردازيم و نسل جوان گمان خواهد برد كه هيچ تفكر و تكنيك و سنت معماري غير از آنچه كه در غرب به آن دسترسي دارد، وجود نداشته است." (30) ۞
            نمی دونم آیا لیاقت دوستی دوستانی شما رو دارم،
            اما مطمئنم لیقت دشمنی دشمناهام رو دارم.


            به اینجا هم سر بزنید دیر آپ دیت میشه اما همیشه حرفی برای گفتن داره

            http://khesht-e-yekom.persianblog.ir/

            نظر


              #51
              مسجد جامع فهرج قسمت چهارم و پایانی-پانوشت ها



              پاورقي:

              (1) ۩ رك به مركز اسناد دانشكده هنر هاي زيبا، دانشگاه تهران
              (2) ۩ با الهام از تعبير قرآني "فَاَينَ تَذهَبون؟"
              (3) ۩ سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي جديد
              (4) ۩ مجله اثر، ش1، بهار 1359، ص 108 تا 123
              (5) ۩ جهت آگاهي بيشتر، رك به مجله هنر هاي زيبا، ويژه نامه استاد پيرنيا، از انتشارات دانشكده هنر هاي زيباي دانشگاه تهران، بهمن 1373
              و نيز رك به مجموعه مقالات استاد محمد كريم پيرنيا (نشر محدود)، مركز اسناد و تحقيقات دانشكده معماري يزد، دانشگاه يزد، شهريور 1377
              (6) ۩ تلفظ: biz؛ = بيض، بيضوي
              (7) ۩ لغت نامه دهخدا: در اصطلاح بنايان، ديوار ميان دو مجردي از بيرون سو. بدنه ديوار درسته اي از آجر و غير آن كه زير طره باشد بر قسمت بيروني عمارت.
              (8) ۩ void
              (9) ۩ solid
              (10) ۩ جهت آشنايي بيشتر رك به نصر سيد حسين، هنر و معنويت اسلامي، ترجمه رحيم قاسميان
              (11) ۩ مساجد مناطق سردسير تا حدودي از اين قاعده مستثني مي شوند.
              (12) ۩ تعدا فرش انداز هاي بيشتر مساجد از اعداد فرد يعني 1، 3، 5، 7 و ... تبعيت مي كنند كه منطق خاص خود را دارد. مي توان مورد اشاره شده را به عنوان يكي از اصول و روش هاي طراحي مسجد به شمار آورد.
              (13) ۩ توسيع فرش انداز مياني، همانطور كه در معماري مسجد تاريخانه دامغان و نيز معماري مسجد جامع نايين مشاهده مي شود مقدمه اي براي تبديل و توليد «ايوان» است كه خود به لحاظ اهميت موضوع، بحث مستقل و مفصلي را مي طلبد.
              (14) ۩ نمونه معماري اين گنبد را كه با سنگ و ملات گچ اجرا شده است را مي توان در آتشكده فيروز آباد فارس مشاهده نمود. بنابر نظر استاد پير نيا، ايرانيان مخترع گنبد بوده اند؛ گنبدي كه فضاي چهارگوش (مربع) را پوشش مي دهد. چگونگي تبديل سطح مربع (فضاي مكعب) به دايره در حركت رو به بالا براي انطباق و استقرار گنبد، يكي از پراهميت ترين مباحث فني، فلسفي و هنري تاريخ معماري و مهندسي در ايران است.
              (15) ۩ با تلفظ يزدي علاقَوَندي يا نگارش علي قوندي
              (16) ۩ محمدرضا قرائي زاده، كارشناس ميراث فرهنگي استان يزد
              (17) ۩ جهت آگاهي بيشتر رك به قرايي زاده محمد رضا، مسجد علي قوندي (علاقوندي)، مجله اثر، ش 31 و 32، ص 300 تا 304
              (18) ۩ جهت آشنايي بيشتر رك به ابويي رضا، قبه دوازده امام، مجموعه مقالات كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران
              (19) ۩ جهت آگاهي بيشتر رك به Henri Stierlin، Islam early architecture from Baghdad to Cordoba، Taschen، Koln، 1996، p. 144 - 149
              (20) ۩ Earthen architecture
              (21) ۩ لطفي زاده شهين، اندودي از گل و ريگ و نخاله گچ و گرد آجر، مجله اثر، ش 1، ص 109
              (22) ۩ جهت آگاهي بيشتر رك به اولياء محمد رضا، اصطلاح شناسي معماري سنتي ايران، مطالعه موردي يزد، رساله دكتراي معماري، دانشكده هنر هاي زيبا، دانشگاه تهران، سال 1382، تهران
              (23) ۩ بيز يا بيضي
              (24) ۩ «هنر تبديل محدوديت به امكان» از ويژگي هاي بارز معماران سنتي اين ديار است. جهت آگاهي بيشتر رك به اولياء محمدرضا، هنر معماري در يزد، يزد نگين كوير، انجمن كتابخانه هاي عمومي يزد، سال 1374، يزد
              (25) ۩ مربوط به اواسط قرن دوم هجري
              (26) ۩ متعلق به قرن سوم و چهارم هجري
              (27) ۩ در بعضي ادبيات مكتوب، به مساجد ستوندار شهرت دارند.
              (28) ۩ Arabesque
              (29) ۩ نظير مورد بالا درباره نقش اسليمي نيز صورت گرفته است.
              (30) ۩ مجله اثر، ش 1، سال اول، بهار 1359، ص 129


              ممنون از کسی که یه همچین مطالعه ای رو مجانی و بدون هیچ چشم داشتی منتشر کرد.
              نمی دونم آیا لیاقت دوستی دوستانی شما رو دارم،
              اما مطمئنم لیقت دشمنی دشمناهام رو دارم.


              به اینجا هم سر بزنید دیر آپ دیت میشه اما همیشه حرفی برای گفتن داره

              http://khesht-e-yekom.persianblog.ir/

              نظر


                #52
                تاریخانه‌ی دامغان

                تاریخانه‌ی دامغان:
                تاری لغتی ترکی به معنی خداست. و خانه هم که قصه ای طولانی دارد اما بر سر مفهوم آن مشکلی نداریم. در مجموع از تاریخانه کلمه مسجد استنباط می شود.
                دامغان در سده های اول هجرت شهری مهم به شمار می رفته و در سفرنامه ها از این شهر به کرات یاد شده.
                تاریخانه دامغان در سده سوم با تهرنگی شبستانی بنا شده است. بیشتر اطلاعاتی که در دست دانشجویان معماری درباره این مسجد هست در دو کتاب:
                • سبک‌شناسی معماری ایرانی، محمد کریم پیرنیا
                • معماری ایران، ا. پوپ،

                خلاصه شده اما باید بگم این مسجد به عنوان یکی از مهترین مساجد اولیه اسلام بسیار مورد بحث در اکثر کتب معماری اسلامی قرار میگیره و به همین دلیل دارای یک پزوهش کده فعال به سرپرستی زرين‌تاج ‌شيباني هست. در حین مرمت هایی که در سال 1385 انجام شده اثار معماری جدیدی کشف شده که با آنچه در گذشته در مورد این مکان نقل می شد در تناقض است. مثل محل مناره قدیمی که آندره گدار در کتاب خود آنرا با پلانی مربع و در کنار مناره فعلی معرفی می کند این در حالی است که یافته های اخیر نشان دهنده وجود مناری در محل تقاطع دیوار شمال شرقی و شمال غربی است.
                تناقض دیگر بازسازی هایی است که بسیاری آنها را جزئی می دانستند اما در پی گمانه هایی که در سایت زده شده معلوم شده این ساختمان در سه دوره مرمت اساسی شده و بنای اصلی هم در قرون اولیه اسلام شکل گرفته پس از این جهت چهار مقطع زمانی برای این مسجد مطرح است:
                • صدر اسلام
                • دوره آل زیار
                • قرون هفتم و هشتم
                • قرن حاضر

                شیبانی در مصاحبه ای با خبرنگار جام جم گفته است:
                با ايجاد گمانه‌هايي در شمال غرب و شمال شرق مسجد مشخص شد که اين مسجد در دو دوره تاريخي، يک‌بار در اوايل حدود قرن پنجم هجري و بار ديگر در حدود سده‌هاي هفت و هشت هجري از دو محور شمال غربي و شمال شرقي به بيرون از محدوده اصلي گسترش يافته است. در اين دوره‌ها با شکافتن باروهاي مسجد، شبستان‌هايي در ادامه رواق مسجد و همچنين شمال شرق آن ساخته شد كه اين گزارش‌هاي به طور جامع و كامل براي باستان‌شناسان ارائه خواهد شد.
                در بخش شمال‌شرق مسجد بقاياي دو ستون چهارگوش خشتي و كف گچي اطراف آنها کشف شده است که بر اساس نشانه‌ها در زير خيابان روبه‌روي مسجد نيز ادامه دارد و بايد زير خيابان مقابل مسجد نيز مورد كاوش قرار گيرد که در حال حاضر اين اقدام امكان‌پذير نيست. منبع
                مسوول پروژه پژوهشي مسجد تاريخانه همچنين از کشف كف آجري در بخش شمال‌غرب مسجد و حاشيه مناره قديمي خبر داد. اين معبر متعلق به گذرگاه سرپوشيده‌اي است که يکي از محورهاي ارتباطي شهر با مسجد به شمار مي‌رفته است.


                به هر حال تا انتشار کامل این تحقیقات باید بگوییم این مسجد شبستانی با منار زیبایی که داد میزند من سلجوقیم! یکی از میراثهای با ارزش فرهنگی و معماری ماست.
                حلقه ای از روند شکل گیری ایوان ها . تبدیل مساجد شبستانی با ایوان دار. در این باب نظر شمار و جلب می کنم به ارتفاع و دهانه میانی در عکس زیر:


                مورد دیگری که در این مسجد وجود دارد شباهت معماری آن با معماری ساسانی است .به هر حال هرگز یک شیوه به یکباره از بین نرفته و نمی رود معماری ساسانیان هم بلا شک در معماری دوران بعد از خود تاثیر داشته است و دور از ذهن نیست که یکی از این معماری ها تاریخانه دانغان باشد. نحوه کنار هم قرار گرفتن ستون ها و تاق ها ما را به یاد طرح باز سازی شده کاخ سروستان می اندازد. هرچند که تجربه نشان داده نمی توان به اولین بازسازی ها خیلی اطمینان کرد.

                شباهت غیر قابل انکار دیگر شیوه نیارش است نحوه آجر چیتی ها بسیار شبیه آجرچینی های قبل از اسلام است.


                ارزش این بنا به خاطر قدمت و همان قضیه حلقه سیر تکامل بودن است. اما من این بنا را به خاطر منار سلجوقیش که آجر کاری های زیبایی دارد دوست دارم.

                Attached Files
                نمی دونم آیا لیاقت دوستی دوستانی شما رو دارم،
                اما مطمئنم لیقت دشمنی دشمناهام رو دارم.


                به اینجا هم سر بزنید دیر آپ دیت میشه اما همیشه حرفی برای گفتن داره

                http://khesht-e-yekom.persianblog.ir/

                نظر


                  #53
                  نوشته اصلي بوسيله king kurosh نمايش پست
                  ستاره حالا که اصرار داری:
                  مسجد جامع فحرج:
                  در واقع بیشترین اهمیت مسجد جامع فحرج اصالت معماری اونه که به علت قدمتش پدید اومده و از همین نظر هم بسیار زبانزد هست.
                  مسجد جامع فحرج در قرن اول هجری بعد از فتح یزد به دست سپاهیان اسلام ساخته شده و همونظور که می دونید قدیمی ترین مسجد باقی مونده از صدر اسلام هست.
                  الگوی صدر اسلامی و نیارش ایرانی در اینجا دست به دست هم دادن تا یک مسجد خلق بشه.
                  طرح مسجد شبستانی و دارای حیاطی متناسب با شبستان که در دور خودش رواق هایی داره.
                  پوشش سقف تاق اهنگ و تهداد دهانه های شبستان 2*5 است که 3 تای آنها به سمت حیاط مرکزی است.
                  در خط اسمان آن گلدسته ای خودنمایی میکند که صاحب نظران آن را به سده 4 یا 5 هجری نصبت می دهند. به هر حال با اندک سواد معماری می توانید تفاوت معماری این عضو را تشخیص دهید.
                  تزئیناتی این مسجد بسیار ساده است در حدی که می توان از آن صرف نطر کرد اما آنچه هست از این بابت مهم است که در واقع انعکاسی از دوره ساسانی نیز در خود دارد.
                  و...

                  اما در حین نوشتن برای عکس سرچ کردم:
                  این کامل ترین مطلبیه که میشه در مورد مسجد جامع فهرج نوشت:
                  http://www.ghoolabad.com/index2.asp?cat=d&id=71

                  و من رو کلا پشیمون کرد. آقای دکتر زحمت کشیدن و من هم مطلب ایشون رو عینا در پست بعدی میارم.
                  دوست عزیز اصراری نیست
                  فقط قراره ما به هدفی برسیم و به همین دلیل بهتره که یک مسیر رو دنبال کنیم و حاشیه نرویم دلیل پست تکراری هم برگشتن دوباره به مسیر اصلی بوده
                  در ضمن در پست قبلی اش نظر خواهی کرده بودم که بهتر نیست شیوه ی خراسانی و تک تک بناهای اون رو بررسی کنیم و بعد سراغ شیوهی بعدی برویم؟؟؟ اما کسی جز شما جواب نداد
                  و فکر می کنم نظرتون مثبت بوده که اون مطالب لطف کردید و گذاشتید
                  راجع به مطالب هم لطف کنید مطالب خلاصه و مفیدتو تاپیک قرار بدهید چون:
                  قرار به شناخت تک تک بناها نیست قرار به این بود که مشخصه های سبک خراسانی در تک تک بناها ی این دوره که نام برده شده آورده بشود
                  ممنون از مطالبی که گذاشتید
                  تشنه چشمه طلب می کند و چشم نگاه-نگاه با کلام می آید وکلام با سلام.پس سلام
                  من با تو که باشم ما می شویم.من میدانم که اگر ندانم و از تو بپرسم,جوابم را می دهی.من می دانم که تو مرا به خاطرت سپردها ی و این پیوند نه به خاطر همکار و هم رشته بودنمان است بلکه دوستی رشته های ناپیدایی دارد که هر کداممان در عمق جانمان انرا حس کرده ایم.من از توکمک می خواهم و می دانم که تو بدونه هیچ منفعت ومنتی برای من هستی ومن تنها لبخندم.را نثارت می کنم و میدانم که تو هم از من راضی خواهی بود.

                  نظر


                    #54
                    نوشته اصلي بوسيله vahid1900 نمايش پست
                    افرین ستاره اینا که گفتی درست بود در دوره قبل از اسلام چند تا بنای مشهور داریم که توی شیوه پارتی هستن که بیشتر تاثیر روی معماری اسلامی داشتن مثلااتشکده فیروز ابادو....ولی شیوه پارتی بعد از شیوه پارسی به وجود امد ولی با اون شیوه یکم فرق داشت پس اول شیوه پارسی می شناسیم بعدش می ریم شیوه پارتی................

                    عوامل مشترک بین معماری اسلامی و غیر اسلامی فقط محراب و حیاط مرکزی بود
                    تشنه چشمه طلب می کند و چشم نگاه-نگاه با کلام می آید وکلام با سلام.پس سلام
                    من با تو که باشم ما می شویم.من میدانم که اگر ندانم و از تو بپرسم,جوابم را می دهی.من می دانم که تو مرا به خاطرت سپردها ی و این پیوند نه به خاطر همکار و هم رشته بودنمان است بلکه دوستی رشته های ناپیدایی دارد که هر کداممان در عمق جانمان انرا حس کرده ایم.من از توکمک می خواهم و می دانم که تو بدونه هیچ منفعت ومنتی برای من هستی ومن تنها لبخندم.را نثارت می کنم و میدانم که تو هم از من راضی خواهی بود.

                    نظر


                      #55

                      بناهای سبک خراسانی:

                      مسجد جامع فهرج
                      مسجد تاریخانه‌ی دامغان
                      مسجد جامع نیریز
                      مسجد جامع ابرقو
                      مسجد جامع ميید
                      مسجد جامع اردستان
                      مسجد جامع اصفهان
                      ارگ بم در کرمان
                      رباط ماهی یا چاهه در سرخس
                      پل – سد امیر در شیراز
                      مسجد جامع اردبیل


                      لطفا" دوستانی که در رابطه با مشخصه های سبک خراسانی در هر کدام از این بناها اطلاعاتی دارند بگذارند تا همه استفاده کنیم
                      تشنه چشمه طلب می کند و چشم نگاه-نگاه با کلام می آید وکلام با سلام.پس سلام
                      من با تو که باشم ما می شویم.من میدانم که اگر ندانم و از تو بپرسم,جوابم را می دهی.من می دانم که تو مرا به خاطرت سپردها ی و این پیوند نه به خاطر همکار و هم رشته بودنمان است بلکه دوستی رشته های ناپیدایی دارد که هر کداممان در عمق جانمان انرا حس کرده ایم.من از توکمک می خواهم و می دانم که تو بدونه هیچ منفعت ومنتی برای من هستی ومن تنها لبخندم.را نثارت می کنم و میدانم که تو هم از من راضی خواهی بود.

                      نظر


                        #56
                        نوشته اصلي بوسيله king kurosh نمايش پست
                        من دذ مورد اینکه مسجد جامع اردبیل به شیوه خراسانی ساخته شده باشه شک دارم
                        تا اونجایی که من یادم می یاد تو حفاری های جدیدی که در سایت صورت گرفته گفته شده که در محل این مسجد و سایت اطرافش یه سری ساختمان با قدمتی که به پیش از اسلام برمیگرده یافت شده ولی خود مسجد رو به دوره سلجوقی نسبت میدن که به نظر من منطقی هست. اندک تزئینات کاشی کاری به جا مونده هم به شیوه آذری اشاره داره
                        این رو هم بگم که مسجد امروزی باقیمانده یه بنای بزرگتر(مسجد بزرگتر) بوده و اون بنا هم روی یک آتشکده بنا شده(که البته به خیلی هم دور ار انتطار نیست)

                        البته من سال 84 اردبیل رفتم و اون موقع که اخبار از این قرار بود
                        دوست عزیز ممکن در این رابطه جستجو کنید و نتیجه ایی که مطمئنید رو تو تاپیک قرار بدهید
                        تشنه چشمه طلب می کند و چشم نگاه-نگاه با کلام می آید وکلام با سلام.پس سلام
                        من با تو که باشم ما می شویم.من میدانم که اگر ندانم و از تو بپرسم,جوابم را می دهی.من می دانم که تو مرا به خاطرت سپردها ی و این پیوند نه به خاطر همکار و هم رشته بودنمان است بلکه دوستی رشته های ناپیدایی دارد که هر کداممان در عمق جانمان انرا حس کرده ایم.من از توکمک می خواهم و می دانم که تو بدونه هیچ منفعت ومنتی برای من هستی ومن تنها لبخندم.را نثارت می کنم و میدانم که تو هم از من راضی خواهی بود.

                        نظر


                          #57
                          سلام ...راجب به مسجد جامع اردبیل دوست خوبم کینگ دست گفته بعضی ها نظر دیگری نسبت به ان بنا دارن و بر این عقیده هستن که این بنا روی یک اتشکده بین شده وبعضی ها نظر دیگری دارن........
                          عوامل زیاد تری به غیر از محراب و حیاط مرکزی از قبل اسلام بوده که بر روی معماری بعد از اسلام تاثیر گذاشته.....توی عکس بالا نگاه کنید اگه اون طاق های تیزه دارو حذف کنیم خیلی سخت می شه تشخیص داد که یه بنای بعد از اسلام هست منظورم عکس نربوطه به مسجد تاری خانه دامغانه تاری به معنی خدا و خانه بعش که امده روی هم می شه خدای خانه یا خانه خدا که بعد از مسجد جامع فهرج قدیمی ترین مسجد ایرانی هست...
                          اشرف مخلوقات انسان ها هستند و اشرف انسان هامعماران........

                          نظر


                            #58
                            من در حال حاضر نمي تونم تحقيق كاملي در مورد مسجد جامع اردبيل بهتون بگم.
                            اما در اولين فرصت تحقيق مي كنم و بهتون خبر ميدم.
                            نمی دونم آیا لیاقت دوستی دوستانی شما رو دارم،
                            اما مطمئنم لیقت دشمنی دشمناهام رو دارم.


                            به اینجا هم سر بزنید دیر آپ دیت میشه اما همیشه حرفی برای گفتن داره

                            http://khesht-e-yekom.persianblog.ir/

                            نظر


                              #59
                              بناهای سبک خراسانی:

                              مسجد جامع فهرج
                              مسجد تاریخانه‌ی دامغان
                              مسجد جامع نیریز
                              مسجد جامع ابرقو
                              مسجد جامع ميید
                              مسجد جامع اردستان
                              مسجد جامع اصفهان
                              ارگ بم در کرمان
                              رباط ماهی یا چاهه در سرخس
                              پل – سد امیر در شیراز
                              مسجد جامع اردبیل


                              لطفا" دوستانی که در رابطه با مشخصه های سبک خراسانی در هر کدام از این بناها اطلاعاتی دارند بگذارند تا همه استفاده کنیم
                              تشنه چشمه طلب می کند و چشم نگاه-نگاه با کلام می آید وکلام با سلام.پس سلام
                              من با تو که باشم ما می شویم.من میدانم که اگر ندانم و از تو بپرسم,جوابم را می دهی.من می دانم که تو مرا به خاطرت سپردها ی و این پیوند نه به خاطر همکار و هم رشته بودنمان است بلکه دوستی رشته های ناپیدایی دارد که هر کداممان در عمق جانمان انرا حس کرده ایم.من از توکمک می خواهم و می دانم که تو بدونه هیچ منفعت ومنتی برای من هستی ومن تنها لبخندم.را نثارت می کنم و میدانم که تو هم از من راضی خواهی بود.

                              نظر


                                #60
                                سلام چرا توی لیست شما اسم مسجد جامع میبد نیست؟؟؟/
                                این اولین مسجدی بود که تاق مازه دار به تاق تیزه دار به طور کامل تبدیل شد....مسجدی که شبستان های اون دو اشکوبه یا دو طبقه هستن در قسمت خانم ها.....پل سد امیر اولین پل بعد از اسلام هست که بر روی یک پل قدیمی تر ساخته شده البته مورد شک هست.....مسجد جامع اصفهان و اردستان در این دوره پلانی شبستانی داشتن که در دوره بعد یعنی رازی به 4 ایوانی تبدیل شدن...مسجد جامع نیریز از تبدیل 4 طاقی یا اتشکده به مسجد تبدیل شد.......البته این مهمه که از تبدیل اتشکده بوده یا بر روی اتشکده و در بعضی موارد هم مهرابه داشتیم که تبدیل به مسجد شد..................
                                اشرف مخلوقات انسان ها هستند و اشرف انسان هامعماران........

                                نظر

                                Working...
                                X