اطلاعيه

Collapse
No announcement yet.

مشاعره با نام کاربر قبلی

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts

    نوشته اصلي بوسيله نازنین فاطیما نمايش پست
    مرحبا بر شعر پیران مرحبا
    می سراید دربی حد مرحبا
    مرحبا بر کاربرانی که در این جستار خوب
    بیت شعری همچو فاطیما و اینها گفته اند
    من مهندس گشته ام راه َت پیدا کنم
    ورنه با یک شغل ساده،میشود خورد و نمرد



    نظر


      نوشته اصلي بوسيله pearan نمايش پست
      مرحبا بر کاربرانی که در این جستار خوب
      بیت شعری همچو فاطیما و اینها گفته اند
      یادش بخیر اینجا چقدر شر می گفتیم! خب کجا بودیم، به به جناب پیران هنوز هم هست!:
      مرحبا بر تو، که پس از، این همه شعر
      پیر پیران گشتی و ننالیدی دمی
      بر من، کم سخن، تار نواز
      لطف کردی و خرده نگرفتی همی

      هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود
      كارِ من سودا زده ، دیوانه گری بود
      پرواز به مرغان چمن خوش كه درین دام
      فریاد من از حسرت بی بال و پری بود

      نظر


        نوشته اصلي بوسيله majid@bnd نمايش پست
        یادش بخیر اینجا چقدر شر می گفتیم! خب کجا بودیم، به به جناب پیران هنوز هم هست!:
        مرحبا بر تو، که پس از، این همه شعر
        پیر پیران گشتی و ننالیدی دمی
        بر من، کم سخن، تار نواز
        لطف کردی و خرده نگرفتی همی
        سلام

        سخن اینجا ز جنتلمن مجید است
        که اشعارش برای ما مفید است

        نگردد کهنه این تالار اشعار
        که در دلهای ما نور امید است

        ویرایش شده توسط pearan; 2019/8/23, 06:30 PM.
        من مهندس گشته ام راه َت پیدا کنم
        ورنه با یک شغل ساده،میشود خورد و نمرد



        نظر


          نوشته اصلي بوسيله pearan نمايش پست
          سلام

          سخن اینجا ز جنتلمن مجید است
          که اشعارش برای ما مفید است

          نگردد کهنه این تالار اشعار
          که در دلهای ما نور امید است

          به به سلام..

          پند پیر از قند قندان بهتر است
          شعر نو از شعر پیران کمتر است!

          هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود
          كارِ من سودا زده ، دیوانه گری بود
          پرواز به مرغان چمن خوش كه درین دام
          فریاد من از حسرت بی بال و پری بود

          نظر


            یاد دارم که در ایامی سعید
            تحفه ای دادم. آن یار مجید
            تحفه ای از برای این بنده خوار و ذلیل
            تا مرا باشد در این شبها دلیل
            خدایا مرا این عزت بس که بنده تو باشم
            و این فخر مرا بس که پروردگارم تو باشی
            تو آنچنانی که من می خواهم، پس مرا آنچنان گردان که تو می خواهی

            نظر

            Working...
            X