اطلاعيه

Collapse
No announcement yet.

مشاعرۀ سنّتی

Collapse
این یک تاپیک مهم است.
X
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts

    نوشته اصلي بوسيله naghmeirani نمايش پست

    تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
    پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو

    ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
    کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو

    وقت اذان گذشت و خورشيد خواب ماند!

    افسوس وعده هاي خدا در كتاب ماند!
    اشيا براي استفاده شدن و انسان ها براي دوست داشتن هستن،ولي افسوس امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشيا دوست داشته مي شوند!!!

    نظر


      یکسره راه عذاب است و رهی بس پر خطر
      شاهمار و گرگ می خوابد در این کوه و کمر

      برگرفته از مثنوی دوراهی سروده استاد داود احمدی متخلص به باقی
      ویرایش شده توسط naghmeirani; 2020/1/14, 05:33 PM. دليل: حذف لینک تبلیغاتی
      دانلود رایگان مجموعه سخنرانی های دکتر هلاکویی


      مجموعه آموزشی تربیت فرزند از تولد تا 20 سالگی دکتر هلاکویی

      نظر


        نوشته اصلي بوسيله hraha97 نمايش پست
        یکسره راه عذاب است و رهی بس پر خطر
        شاهمار و گرگ می خوابد در این کوه و کمر

        برگرفته از مثنوی دوراهی سروده استاد داود احمدی متخلص به باقی
        روزها در حسرت فردا به سر شد ای دریغ .......دیگر از عمرم همین امروز و فردا مانده است

        ابوالحسن ورزی


        ..
        ..
        هر چه باشم

        باغ یا صحرا
        هر چه بینم
        رنج یا رویا
        با تو هر ورزیدنی عشق است
        با تو هر وضعیتی زیبا
        ..
        ..


        نظر


          نوشته اصلي بوسيله naghmeirani نمايش پست

          روزها در حسرت فردا به سر شد ای دریغ .......دیگر از عمرم همین امروز و فردا مانده است

          ابوالحسن ورزی

          تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
          و اینسان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

          نظر


            نوشته اصلي بوسيله gold-fish نمايش پست

            تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
            و اینسان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب
            بر آستان جانان گر سر توان نهادن ... گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد

            حافظ

            ..
            ..
            هر چه باشم

            باغ یا صحرا
            هر چه بینم
            رنج یا رویا
            با تو هر ورزیدنی عشق است
            با تو هر وضعیتی زیبا
            ..
            ..


            نظر


              نوشته اصلي بوسيله naghmeirani نمايش پست

              بر آستان جانان گر سر توان نهادن ... گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد

              حافظ
              دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
              گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

              حافظ
              ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬ ▬▬▬▬
              الهی!
              در بسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم.
              -استاد علامه حسن زاده آملی-
              ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬ ▬▬▬▬

              نظر


                نوشته اصلي بوسيله Coronaa نمايش پست

                دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
                گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

                حافظ
                دردم از یار است و درمان نیز هم
                دل فدای او شد و جان نیز هم

                حافظ



                ..
                ..
                هر چه باشم

                باغ یا صحرا
                هر چه بینم
                رنج یا رویا
                با تو هر ورزیدنی عشق است
                با تو هر وضعیتی زیبا
                ..
                ..


                نظر


                  نوشته اصلي بوسيله naghmeirani نمايش پست

                  دردم از یار است و درمان نیز هم
                  دل فدای او شد و جان نیز هم

                  حافظ


                  معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
                  کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
                  ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬ ▬▬▬▬
                  الهی!
                  در بسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم.
                  -استاد علامه حسن زاده آملی-
                  ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬ ▬▬▬▬

                  نظر


                    نوشته اصلي بوسيله Coronaa نمايش پست

                    معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
                    کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
                    اگر تو زهر دهی چون عسل بیاشامم
                    به شرط آنکه به دست رقیب نسپاری
                    ..
                    ..
                    هر چه باشم

                    باغ یا صحرا
                    هر چه بینم
                    رنج یا رویا
                    با تو هر ورزیدنی عشق است
                    با تو هر وضعیتی زیبا
                    ..
                    ..


                    نظر


                      نوشته اصلي بوسيله naghmeirani نمايش پست

                      اگر تو زهر دهی چون عسل بیاشامم
                      به شرط آنکه به دست رقیب نسپاری
                      یاران وفادار جفــا را نپسندند
                      خوبان جفا کار وفا رانشناسند

                      آنها که ندارندنم چشم وغم دل
                      خاصیت این آب وهوارانشناسند


                      انسانها،هر چه بیرون شان ساکت تر باشد،فریاد درون شان بلندتر است .

                      نظر


                        نوشته اصلي بوسيله yas87 نمايش پست

                        یاران وفادار جفــا را نپسندند
                        خوبان جفا کار وفا رانشناسند

                        آنها که ندارندنم چشم وغم دل
                        خاصیت این آب وهوارانشناسند
                        دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
                        به از این است که در دام نگاه افتادن

                        سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟
                        تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن

                        حامد عسکری
                        ویرایش شده توسط Coronaa; 2020/1/29, 09:42 PM.
                        ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬ ▬▬▬▬
                        الهی!
                        در بسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم.
                        -استاد علامه حسن زاده آملی-
                        ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬ ▬▬▬▬

                        نظر


                          نوشته اصلي بوسيله Coronaa نمايش پست

                          دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
                          به از این است که در دام نگاه افتادن

                          سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟
                          تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن

                          حامد عسکری
                          نه شکوفه ای نه برگی ثمر درخت جان شد
                          که بجز فسوس حسرت به سرای باغبان شد

                          زتطاول زمستان و ز پایکوب مستان
                          عجب است گر به بستان اثری ز گل عیان شد

                          ..
                          ..
                          هر چه باشم

                          باغ یا صحرا
                          هر چه بینم
                          رنج یا رویا
                          با تو هر ورزیدنی عشق است
                          با تو هر وضعیتی زیبا
                          ..
                          ..


                          نظر



                            دیدی دلا که یار نیامد؟
                            گرد آمد و سوار نیامد

                            بگداخت شمع و سوخت سراپای
                            و آن صبح زرنگار نیامد

                            دل را و شوق را و توان را
                            غم خورد و غمگسار نیامد

                            آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
                            و آن کرده‌ها به کار نیامد

                            سوزد دلم به رنج و شکیبت
                            ای باغبان، بهار نیامد

                            بشکفت پس شکوفه و پژمرد
                            اما، گلی به بار نیامد

                            خوشید چشم چشمه و دیگر
                            آبی به جویبار نیامد

                            ای شیر پیر بسته به زنجیر
                            کزبندت ایچ عار نیامد

                            سودت حصار و پیک نجاتی
                            سوی تو و آن حصار نیامد

                            انسانها،هر چه بیرون شان ساکت تر باشد،فریاد درون شان بلندتر است .

                            نظر


                              نوشته اصلي بوسيله yas87 نمايش پست
                              دیدی دلا که یار نیامد؟
                              گرد آمد و سوار نیامد

                              بگداخت شمع و سوخت سراپای
                              و آن صبح زرنگار نیامد

                              دل را و شوق را و توان را
                              غم خورد و غمگسار نیامد

                              آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
                              و آن کرده‌ها به کار نیامد

                              سوزد دلم به رنج و شکیبت
                              ای باغبان، بهار نیامد

                              بشکفت پس شکوفه و پژمرد
                              اما، گلی به بار نیامد

                              خوشید چشم چشمه و دیگر
                              آبی به جویبار نیامد

                              ای شیر پیر بسته به زنجیر
                              کزبندت ایچ عار نیامد

                              سودت حصار و پیک نجاتی
                              سوی تو و آن حصار نیامد
                              در آسمان نه عجب گربه گفته حافظ

                              سرود زهره به رقص اورد مسیحارا

                              ..
                              ..
                              هر چه باشم

                              باغ یا صحرا
                              هر چه بینم
                              رنج یا رویا
                              با تو هر ورزیدنی عشق است
                              با تو هر وضعیتی زیبا
                              ..
                              ..


                              نظر


                                اگر داری تو عقل و دانش و هوش
                                به حرف صاحب خانه نده گوش
                                خدايا ، اگه تو دست منو بگيري
                                هيچ كس منو دست كم نميگيره

                                نظر

                                Working...
                                X