اطلاعيه

Collapse
No announcement yet.

رشتتون چقدر واستون مهمه؟

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts

    رشتتون چقدر واستون مهمه؟

    یادمه وقتی که می خواستم دوره دبیرستان انتخاب واحد کنم و سرنوشت بزرگ زندگیمو از نظر درسی بگیرم، خیلی دوست داشتم کامپیوتر بخونم. اون موقع کامپیوتر تو خونه کمتر کسی پیدا می شد و منم عاشق کامپیوتر بودم. وقتی پروندمو بردم تا هنرستان ثبت نام کنم، معاونمون بهم گفت رشته کامپیوتر ظرفیتش پر شده و تو می تونی حسابداری یا معماری بخونی! تمام برنامه ریزی هام پاک به هم خورد. هر چی اصرار کردم فایده نداشت و به ناچار رشته معماری رو انتخاب کردم!
    اوایل هیچی در موردش نمی فهمیدم و به یکباره وضعیت تحصیلیم به شدت تنزل کرد. سال دوم دبیرستان به همین منوال سپری شد و منم بی علاقه سر کلاسا می نشستم. ولی تصمیم گرفتم عزمم رو جزم کنم و به این رشته علاقه نشون بدم. تمام تلاشمو کردم. دروسی که افتاده بودم رو پاس کردم و وارد سال سوم شدم. وضعیتم روز به روز بهتر شد و تونستم دیپلمم رو بگیرم. از اون موقع سالها می گذره.
    پس از گرفتن دیپلمم بصورت حرفه ای وارد بازار کار شدم و چندین ساله که تو همین رشته مشغولم و درآمدی هم از این راه دارم.
    الان اینقدر عاشق رشته ام هستم که اگه دوباره بخوام به عقب برگردمو مجددا انتخاب رشته کنم همین معماری رو بر میدارم و کاستی هایی رو که اون موقع داشتم جبران کنم.
    من عاشق معماریم و اگه یه روز حتی یه صفحه از کتابای تخصصی معماری رو نخونم، انگار چیزی رو گم کردم.
    الان تو جایی وایسادم که هر ترم به عنوان رتبه اول کلاس معرفی میشم و رقابت شدیدی تو کلاسمون واسه درس خوندن وجود داره.

    شما چی دوستان من! آیا واقعا به رشته ای که می خونین علاقه دارین؟
    ویرایش شده توسط ho_b; 2012/3/27, 04:59 PM.

    #2
    منم عاشق کنترلم. بیش از حد بهش علاقه و تعصب دارم.
    کلا خیلی خیلی خیلی دوسش دارم.
    از خدا ممنونم که بهم اجازه داده کنترل بخونم.
    برای داشتن چیزی که تا حالا نداشتی.......
    کسی باش که تاحالا نبودی.

    نظر


      #3
      تاپیک نوستالژیکیهممنون دوست عزیز

      خوبه حالا مدرسه شما فقط ظرفیت نداشت مدرسه ما که رشته ریاضی فیزیکو از بیخ و بن نداشت
      من میخاستم فضانورد بشم و....!!

      اما چون نشد رفتم سراغ تجربی و دیدم درساش شیرینه

      خوشم اومد نشستم خوندم واس پزشکی

      روز قشنگی بود شنیدن خبر قبولیم

      اما یه مدت که گذشت حس کردم زندگی شخصیم اجازه نمیده جزئی از این رشته بشم

      و ازش انصراف دادم تا ارزشش همیشه برام پایدار باشه

      بعد هم خوندم برای یه رشته فنی

      ....

      قبولی تو صنایع قشنگ بود گرچه فک میکردم بیشتر به آچار و پیچ گوشتی ربط داره

      اما حالا میبینم یه رشته عمیقه و با دید اینکه

      همیشه راه کوتاهتر و بهتری هم هست

      نوین ترین روشها رو ارائه میکنه و رشته جذاب و هیجان انگیزه

      حالام میخام دکتراشو بگیرم
      ..........
      .







      مملکتی ک فاحشه خونه نداشته باشه عاشق زیاد داره


      نظر


        #4
        منم تا لیسانس بله عاشق رشتم بودم...... اما فوق لیسانس چون رفتم 1 رشته دیگه نه !
        افکار هر انسان میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها میگذراند خود را در محاصره افراد موفق قرار دهیم

        نظر


          #5
          من عاشق رشتمم.................وقتی میخواستم تو دبیرستان انتخاب رشته کنم بین هنر و ریاضی مونده بودم.... اخه عاشق کارای هنری بودم ولی از درس ریاضی خوشم نمیومد با اینکه میخوندمش و نمرم معمولا 20 بود ولی ازش لذت نمیبردم....خلاصه بعد از دیدن کلی مشاور و استادای هنر و همکارای مامان و بابام ودوست و فامیل و اشنا رشته ریاضی فیزیکو انتخاب کردم اونم فقط واسه اینکه بعدش برم معماری بخونم....تو انتخاب رشته ی دانشگام هم فقط معماری زدم تا اینکه خدا رو شکر ب ارزوم رسیدم....واقعا ازش لذت میبرم و دوستش دارم...

          تا در طلب گوهر کانی ، کانی
          تا در هــوس لــقمهٔ نانی ، نــانی

          این نــکــتهٔ رمــز اگر بـدانی ، دانی
          هــر چــیز که در جُـستن آنـی ، آنـی


          نظر


            #6
            از همون بچگی عاشق برق و سیم و باطری و اینجور چیزا بودم دو تا از دایی هام هم برق خوندن تابستون سال اول دبیرستان هم رفتم تو شرکت دایی بزرگترم کار کردم ، غیر از اونجا هم که همیشه از این کیت ها میبستم چنتا هم مدار خیل ساده خودم طراحی کردم با این وجود اصلا فکرشم نمیکردم که قدرت قبول بشم! یک سال که پشت کنکور موندم سال بعدش بعد کنکور رفتم آموزش خدمت سربازی آموزش که تموم شد برگشتم نتایجو دادن دیدم چون اول قدرت انتخاب کردم همون قدرت قبول شدم!اولاش یکم ناراحت بودم ولی بعدا که یکم روش کار کردم و فهمیدم چی به چیه دیگه واقعا دوستش دارم!
            انیشتین: اگر انسان ها در طول عمر خویش میزان کارکرد مغزشان یک میلیونیوم معده شان بود اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت...

            نظر


              #7
              من عاشق رشتم هستم .چون خییییییییییییییلی سخته و جذاب و بدرد بخور.(برق)اما از وقتی سریال فرار از زندان رو نگاه کردم از رشته ی سازه خیلی خوشم اومده .
              ارز دیجیتال کاردانو

              جزوات مورد نیاز رشته برق
              . تجهیزات برق ایران
              اموزش نرم افزارetap .. اموزش نرم افزارdigsilent
              هندبوک های برق قدرت
              جزوه تاسیسات جهاد شریف
              کاتالوگ تجهیزات برق قدرت
              تابلو برق

              نظر


                #8
                نوشته اصلي بوسيله "Pejman" نمايش پست
                منم تا لیسانس بله عاشق رشتم بودم...... اما فوق لیسانس چون رفتم 1 رشته دیگه نه !
                منم دقیقا مشکل شما رو دارم

                الان فکر میکنم میبینم روان شناسی و دندانپزشکی رو بیشتر دوست داشتم
                اشتباه من این بود....

                هرجا رنجیدم لبخند زدم....

                فکر کردند درد ندارد ..محکم تر زدند...

                نظر


                  #9
                  بلیییییییییییییی!!
                  من 70 تا از انتخاب رشتمو مهندسی برق زدم که خدارو شکر قبول شدم!!!!
                  خیلی هم از تحصیل در این رشته خوشحالممممممممممممم!!!

                  نظر


                    #10
                    نوشته اصلي بوسيله دکتر مهدیه نمايش پست


                    همیشه راه کوتاهتر و بهتری هم هست


                    ..........
                    .
                    این جمله برام خیلی جذابه !ممنون .
                    منم معماری رو خیلی دوست دارم . دوران کودکیمو یادم میاد که توی تلویزیون معماری بناهای تاریخیو رو نشون میداد و من میگفتم که دوست دارم معمار بشم وشدم والبته هنوز تا معمار واقعی شدن فاصله بسیار است.
                    برخی دختران بزرگترین خیانت را به خود می کنند و آن اینکه به راحتی در دسترس پسران هستند و با آنها رابطه برقرار می کنند...
                    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم. نه تو آنی که گدارا ننوازی به نگاهی
                    در اگر باز نگردد نروم باز به جایی . پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی.کس بغیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

                    نظر


                      #11
                      خیلی خیلی خیلی راضیم......من هیچ وقت بدون علاقه کاریو شروع نمیکنم.....از همون کوچیکیم به خاطر اینکه کارای بابامو میدیدم دوس داشتم تو یه رشته ای تو مایه های رشته بابام تحصیل کنم.......الانم که به عنوان دانشجوی رشته پرطرفدار مهندسی معماری در خدمت شمام.......
                      .. چـــ ه شبــــــآهتی !!به خــــدایت رفتــــ ه ای .. ندیــــده ... ، عاشقــ ــ ــ ــ ت شدم ..
                      نمیترسم از عشق مجـــــــازی ..
                      آخر همینطور عـــــاشق خدایم شدم
                      نه دیدمش .. نه لمسش کردم .. فقط با حـــــرف ها و نشــــانه هایش
                      عاشــــق شدم ..!!










                      نظر


                        #12
                        من خیلی رشتمو دوست دارم تو ارشدم همینو شرکت کردم

                        اینقدر دوسش دارم که زندگیم هم شده 0 و 1 حد وسط نداریم

                        یا رومی روم یا زنگی زنگگگگگگگگگگگ
                        خدا، خدای آدم های خلافكار هم هست/فقط خود خداست كه بین بندگانش فرقی نمیگذارد

                        او: اند لطافت / اند بخشش /اند بیخیال شدن /اند چشم پوشی و رفاقت است.

                        نظر


                          #13
                          هی هنرستان موسیقی عشق واقعی من . اول دبیرستان تموم شد می خواشتم برم هنرستان مامانم گفت چشمم روشن می خوای مطرب شی؟ گفتم مادر من می خوام ی چی تو مایه های بتون شم می تونم مامانم گفت دخترم شما با این معدل خوب اختراع می خوای کجا بری؟ بیا تجربی دکتر شو من می زارمت کلاس ویالون اگر پزشکی قبول شی واسط پیانو می خرم اقا دروغ بود کلاس وییالون که نزاشتن پزشکی هم قبول نشدیم می رسیم به انتخاب رشتی دانشگاه بزور منو می خواست بفرسته مامایی وای الانم وقتی می گن مامایی دیدی نرفتی اگه رفته بودی بعده 4 سال کار داشتی ولی من رشتمو با مامایی پرستاری 100 سال سیاه عوض نمی کنم
                          از سکوت پرسیدم برای دوستان خوبم چه بنویسم؟ گفت بنویس مارا چون روزگار فراموش نکن

                          نظر


                            #14
                            همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به ان عادت کرده ایم.

                            به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیرزد آنکه دلی را ز خود بیازاری

                            نظر


                              #15
                              من رشتمو دوست داشتم...
                              با علاقه انتخابش کردم...
                              اما الان دیگه نه...
                              چون زیست شناسی جایگاهی که باید رو نداره...
                              اما از اونجایی که از کار نیمه رها شده خوشم نمیاد
                              ارشد هم همین رو ادامه میدم...
                              امیدوارم حداقل در آینده کاری که انجام میدم رو دوست داشته باشم...
                              از سکوتت متنفرم هموطن...
                              تا کی سکوت؟!

                              ما دل خوش به سلامی هستیم ، که جوابش واجب است...
                              السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)



                              نظر

                              Working...
                              X