اطلاعيه

Collapse
No announcement yet.

یا حسین(ع)...

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts

    یا حسین(ع)...




    اصلا فکرش را هم نکن! دیگر وقت سرپیچی نیست، وقت ابراز چاکری و خوش خدمتی ست. این بار دیگر مجال تعلل نیست فطرس! تو که حکم امان ات را از پر قنداقه حسین برای پر پروازت گرفتی. محض بال و پرت، این بار تو کمی مواظب این قنداقه باش. آخر ما و روزگار با طفل این قنداقه، قصه ها خواهیم داشت. این طفل سر سنگین است، مبادا سر به سرش بگذاری...
    به خود ببال که میزبان ِ مهمانی همچون حسین هستی. ای دنیا! مسرور باش که زمین از امشب ستاره ای دارد که در آسمان و تمام کهکشان ها در درخشندگی و بخشندگی، نظیر و مانندی ندارد. سر از پا نشناس زمین. اما وای به حالت، اگر یک روز ساکنانت به او ظلم روا دارند. آنوقت از دنیایت فقط دنائت خواهد ماند. و آسمان سیاه روزی ات جهالت خاهد بارید. و آن هنگام دیگر برای بلعیدن اهل زمین دیر است. بگذار همین جا تکلیفمان را روشن کنیم.
    و تو ای درخت! به خود بناز، که از چوب های حاصل از شهادت تو، گهواره ای مهیا شود از برای حیات حسین. هم او که روزی می رسد که با شهادت و با خون سرخش، درخت اسلام را سبز تر خواهد کرد. هم او که هم اسم و هم جسمش، حروف مقطعه خاهد شد تا مردانگی را برای تاریخ، تقطیع کند. راستی به دوستان درختت بگو و بسپار که این بار، چوب خود را حرام ِ ساخت نیزه ها و تیر نکنند. آنوقت روزگارت سخت خاهد شد درخت. آنوقت بدبخت خواهی شد درخت! آنوقت هیزم جهنم خواهی شد درخت!
    بَه، که چه طفل شیرینی ست این پسر. وَه که چه گهواره ای باشد آن گهواره. الهی که خالی از طفل نماند هیچگاه. چه شانه ای باشد آن شانه، که متبرک است به طره گیسوان حسین. که لابلای زلف سیاه رنگ و مثل شهر فرنگش، شام... را تماشا کند... الهی که این گیسوان مشک افشان، روز و شبی نیاید که پریشان شوند. وای که چه کوچه ای باشد آن کوچه که میانه ی آن، میدانگاه بازی های حسین است. آه... که بازی های کودکی، تمرین بزرگسالی ست. و این قصه سر دراز دارد...
    از همین حالا باید فکر فردا را کرد یا علی. از همین جا باید غصه کربلا را خورد یا علی! این طفل نه از این کوچه خیری خواهد دید و نه از همبازیانش در این کوچه. این بار کمی بیشتر مواظب باش، مبادا حسینت در این کوچه ها، کوفیانه زمین بخورد. مبادا طفل بد طینتی سنگی از روی جهالت به پیشانی حسین بزند. خبری از خیزران نیست، ولی «روضه دندان کم نیست». مبادا زخمی به تن حسین برسد. مگر ندیده ای که با هر بار زمین خوردنش، زمین و زمان بهم می خورند. مگر ندیده ای رسول را که برای زمین افتادنش، آشفته از منبر پایین می آید و سراسیمه به سمتش می دود؟
    مهد این طفل، آغوش افلاکی فاطمه است، نه خاک و زمین و خارو خاشاکش. هیس...! بچه خوابیده! لطفا اسم گودال را پای گهواره نیاورید. شگون ندارد. برایش صدقه کنار بگذارید. برایش قربانی کنید و عقیقه بدهید؛ که طفلی که این سان خرامان آمده، با غمش خانه خراب نکند اهل خانه را.. به زهرا بگو در قنوت نمازش برای این نو رسیده دعا بخواند. به حسن سفارش کن که دست برادر کوچکش را در کوچه ها رها نکند. به زینب بگو دیگر وقت پرستاری است. روزگار غریبی ست، به عباس بگو یک وقت دیر نکند.
    برگرفته از وبلاگ: ای کاش میشد خدا را بوسید.نوشته سید رضی زاده


    درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

    #2
    در مسلخ عشق جز نکو را نکشند .
    ما " با تو که باشیم " نکو می گردیم ...


    صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
    آفتاب به گیاهی حرارت می دهد؛ که سر از خاک بیرون آورده باشد!...
    پابـلو نـرودا
    میگه:

    " اگر تمام گل ها را هم از شاخه بچینید، نمیـتوانید جلوی آمدن بــهـار را بگیرید "

    اگرچه باغچه ها را کسی لگد کرده، ولی بـــهار فقط در تصرف گل هاست...
    سهیل محمودی

    نظر


      #3







      قبله تا طاق دو ابروى تو را کم دارد
      چون نمازی است که انگار خدا کم دارد
      همۀ خلق سر سفرۀ تو مهمانند
      کرم سفرۀ تو باز گدا کم دارد
      سر ما را به دو تا کیسه زر گرم نکن
      سائل خانه‌ات این بار دعا کم دارد
      گریه‌کن‌هاى تو را قلب مصفا دادند
      هر کجا گریۀ تو نیست صفا کم دارد
      کاروانى پى‌ات افتاد و پى‌اش افتادم
      دیدم انگار سگ قافله را کم دارد
      من پى تربت بین الحرمینم، بفرست
      چون مریضى که مریض است و دوا کم دارد
      تا رسیدن به کمالات بلا باید دید
      هرکسى که نرسیده است، بلا کم دارد
      بین حج کرببلا رفتى و یعنى حج هم
      نیست مقبول اگر کرببلا کم دارد
      خانۀ ما دو سه ماه است حسینیه شده
      این وسط عکس تو را خانۀ ما کم دارد
      عاقل آن است که مسکین اباعبدالله ست
      هرکسى نیست در این خانه گدا، کم دارد
      گریه کم دارم و فریاد زدن، پس اى داد
      مانده حالا جگرم بین دو تا «کم دارد»




      درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

      نظر


        #4
        قيامت بي حسين غوغا ندارد
        شفاعت بي حسين معنا ندارد
        حسيني باش كه در محشر نگويند
        چرا پرونده ات امضاء ندارد
        درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

        نظر


          #5
          علت بوی سیب حرم امام حسین(ع)چیست؟




          به این روایت توجه کنید:

          در کتاب مناقب آمده است،« جبرئيل از آسمان سيب، به و اناري را از بهشت مي آورد که پيامبر و حضرت فاطمه(س) و اميرمؤمنان(ع) و امام حسن و امام حسين(ع) از آن مي خورند و آن ميوه ها به حالت اول خود باز مي گردد، تا وقتي حضرت فاطمه زهرا(س) از دنيا مي روند ميوه انار از بين مي رود و پس از فوت اميرمؤمنان(ع) ميوه به ناپديد مي شود و ميوه سيب موجود بوده است و امام حسين(ع) مي فرمايد: «ميوه سيب نزد بردارم بود تا هنگامي که بر اثر سم ازدنيا رفت، پس از آن نزد من بود تا هنگامي که در کربلا آب بر روي ما بسته شدو من هنگام عطش آن را مي بوئيدم و از شدت عطش من کاسته مي شد وهنگامي که عطش بر من شديد شد آن را خوردم و يقين به شهادت کردم، امام زين العابدين(ع) مي فرمايد من اين سخنان را ساعاتي قبل از شهادت آن حضرت شنيدم و هنگامي که آن حضرت شهيد شد بوي آن سيب را در محل شهادت آن حضرت استشمام نمودم. پس آن را جستجو نمودم و اثري از آن نيافتم و بوي آن همچنان پس از شهادت آن حضرت باقي بود و من قبر آن حضرت را زيارت مي نمودم و بوي‌ آن را مي يافتم، پس هر کس از شيعيان ما که زائر آن قبر است و مي خواهد بوي آن را استشمام کند، پس وقت سحر آن را جستجو کند، پس اگر از مخلصان باشد آن را وجدان خواهد نمود.(ابن شهرآشوب، المناقب، ج3، ص 391)
          التماس دعا دارم.یا حسین(ع)
          درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

          نظر


            #6

            خطیب نامی آیت الله حاج محمدباقر فشارکی فرمودند
            :نقل شده که سیدعلی می گوید:در ایام محرم در مشهد تعزیه بود و یاکی لز از اصحاب ما مقتل امام حسین(علیه اسلام)را می خواند چون به این حدیث رسید که حضرت امام محمد باقر (علیه اسلام) فرمودند(هرکس در عزا داری امام حسین(علیه السلام) قدر بال پشه ای آب از دیدگانمش بیرون آید حق تعالی جمیع گناهان اورا،اگر چه به قدر کف دریاها باشد،بیامرزد)).مردی که مدعی علم بود در آن مجلس گفت:این حدیث نیاید صحیح باشد،چگونه امکان پذیر است این قدر گریه این همه خواص داشته باشد؟!جمعی او را از این سخن منع نموده و با او به بحث پرداختند و ایشان قانع شد و توضیحات آنارا پذیرفت و از این فکر وسوسه شیطانی دست برداشت.


            فردا دیدن این مرد با گریه زاری آمد و گفت:ای برادران!من شب در خواب دیدم قیامت برپاشده و مردم را در صحرای جمع نموده اند و ترازوی اعمال را آویخته و نامه های اعمال مردم را گشوده و جهنم را افروختند،در این هنگام من به شدت تشنه بودم دیدم در سمت راست من حوض کوثر است و مردم به سوی آن می روند.من نیز به آنجا رفته و مشاهده کردم دو مرد و یک زن در کنار حوض ایستاد اند و مردم را سیراب می سازند و خودنیز گریان اند و جامه های سیاهی برتن دارند.من از شخصی پرسیدم این سه بزرگوار کیانن؟گفت:یکی فخر کائنات و یکی هم سرور اولیاست و آن زن هم فاطمه زهرا (سلام الله علیها)است!
            گفتم:چرا سیاه پوشیده اند؟گفت:مگرنمی دانی ایام عاشورا است؟!پس من نزد فاطمه(علیه السلام) رفتمو عرض کردم:ای دختر رسول خدا،من از شیعیان شما هستم و از تشنگی نزدیک به هلاکتم لطف کنید از آن آب به من هم ارزانی فرمایید.حضرت فاطمه(علیها السلام)خشمناک فرمودند:تو چگونه از شیعیان ما هستی در حالی که فضیلت گریه فرزندم حسین را انکار می کنی؟!هرگز تو را آب ندهم!
            من باز وحشت از خواب بیدار گشتم و نزد شما آمدم که عذر خواهی مرا بپذیر و از آن بحث ها دلگیر نباشد.
            درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

            نظر


              #7
              میلیون ها درخت در جهان به طور اتفاقی توسط موش ها و
              سنجاب هایی کاشته شدندکه دانه هایی را مدفون کردند و
              سپس جای مخفی آن را فراموش کردند.

              خوبی کن و فراموش کن...

              روزی رشد خواهد کرد.
              درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

              نظر


                #8
                جود و بخشش حضرت



                امام حسين (عليه السلام) در خانه اش مشغول نماز بود ، يك نفر اعرابي ( باديه نشين ) كه از فقر به تنگ آمده بود ، به مدينه وارد شد ويكراست به در خانه امام حسين (عليه السلام) آمد و در را زد و اين دو شعر را خواند :
                لم يخب اليوم من رجاك ومن
                حرك من خلف بابك الحلقه
                فانت ذوالجود انت معدنه
                ابوك قد كان قاتل الفسقه
                « امروز كسي كه اميد به تو داشته باشد و حلقه ي در خانه ي تو را حركت دهد نااميد نخواهد شد ، تو سخاوتمند ومعدن عطا وكرم هستي ، پدرت كشنده ي فاسقان بود » .
                امام حسين (عليه السلام) نماز خود را كوتاه كرد و پس از نماز به سوي آن اعرابي بيرون آمد آثار فقر وتهديستي را از چهره ي او مشاهده كرد آن گاه بازگشت و قنبر پيش دويد امام (عليه السلام) به او فرمود : از مخارج زندگي ما چقدر در نزد تو باقي مانده است ؟
                قنبر گفت : دويست درهم باقي مانده كه به من فرمودي آن را بين بستگانت تقسيم كنم .
                امام فرمود : آن را بياور ، كسي كه از آنها سزاوارتر است آمده ، قنبر رفت و آن را آورد ، امام حسين (عليه السلام) آن را گرفت وبه آن اعرابي داد ، و در جواب شعر او ، اين سه شعر را خواند :
                خذها فاني اليك معتذر
                واعلم باني عليك ذو شفقه
                لوكان في سيرنا الغداه عصا
                كانت سمانا عليك مندفقه
                لكن ريب الزمان ذونكد
                و الكف منا قليله النفقه
                « اين پول را از من بگير ، واز تو معذرت مي خواهم وبدان كه من به تو مهربانم وتو را دوست دارم ، اگر دست ما پر بود ، تو را همواره بهره مند مي كرديم ، ولي سختيهاي زمانه كم عطا شده ، و دستمان خالي است ».
                اعرابي آن را گرفت و با كمال خوشحالي ، اشعاري را به عنوان تشكر خواند و رفت .( پاورقي: اعيان الشيعه ، چاپ ارشاد ، ج 1 ، ص 579)
                طبق نقل بعضي از روايات ، وقتي كه اعرابي آن پولها را گرفت ، سخت گريه كرد حضرت فرمود :گويا عطاي ما را كم شمردي ؟ اعرابي گفت : نه ، بلكه گريه ام براي آن است كه دست با اين جود و سخا ، چگونه رواست كه زير خاك برود ؟ ( پاورقي:منتهي الامال ، ج 1 ، ص 209)
                ماخذ اصلي: داستانهاي شنيدني از امام مهدي عليه السلام / کد ماخذ1320
                نويسنده: اشتهاردي
                صفحه: 76-77
                درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                نظر


                  #9
                  عشق به كربلا........





                  به من ماهي نشان دادن آنجا
                  كه تا امروز مستم از تماشا
                  دلم پر مي زند هر شب به بامش
                  سلامم مي كند دارالسلامش
                  دل عاشق ز معشوقش جدا نيست
                  برايم هيچ جايي كربلا نيست
                  چه ميفهميد از حال دل من
                  شنيدن كي بود مانند ديدن
                  من مجنون جز اين ليلا ندارم
                  خدايا تاب تا فردا ندارم
                  سر عاشق نوازي داشت يارم
                  دو روزي پرده را برداشت يارم
                  قرق كرد او حرم را تا بمانم
                  كنار تربتش شعري بخوانم
                  نشانم داد مزد نوكري چيست
                  خريدار دل شيداي من كيست
                  تهيدستم ولي گنجينه دارم
                  حسين تازه اي در سينه دارم


                  شاعر: محمد فخارزاده
                  درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                  نظر


                    #10
                    مظلومیت امام حسین


                    الف: از دیدگاه قوانین و قواعد جنگی

                    در تمام جوامع بشری جنگها نیز آدابی دارد كه رعایت آن از سوی دوطرف ضروری است و تجاوز از آن امری غیرقانونی و غیر انسانی محسوب می شود. در واقعه كربـلا بسیاری از اعمال كـه بر امـام و اهـل بیت واصحابش روا داشته انـد در تمـام فرهنگ هاو جوامع انسانی ظلم و ستم شناخته می شود، از قبیل ـ شكستن عهد و پیمان
                    ـ كشتن مهمان
                    ـ منع آب حتی از اطفال
                    ـ كشتن بچه ها در مقابل دیدگان مادر
                    ـ آتش زدن خیمه های زن و بچه های بی پناه
                    ـ هجوم بر اطفال و شكنجه دادن آنها و كشتن زن
                    ـ برهنه كردن بدن شهداء و تاختن اسب بر بدن آنان
                    ـ به اسارت گرفتن زنان و بچه ها وسخت گیری بر آنان
                    ـ شكنجه و در غل و زنجیر كردن بیمار (امام سجاد علیه السلام ) وسخت گیری
                    ـ بریدن سرهای شهداء و آویختن آن به گردن اسبها و نیزه ها
                    ـ نان و غذای كافی ندادن به اسیران (مخصوصاً بچه ها) و اسكان در مكانهای نا مناسب
                    ـ شكنجه اسیران با عبور دادن آنها از كنار بدن های پاره پاره و بدون سر آنان
                    ب:از دیدگاه دین مبین اسلام

                    پاره ای از ظلم و ستمها در روز عاشورا علاوه بر تخلف از قوانین جنگی، نقض آشكار دستورات دین اسلام بوده است از قبیل
                    ـ جنگ در ماه حرام
                    ـ كشتن فرزند و سبط پیامبر(صلی الله علیه وآله) وبرترین امت
                    ـ كشتن و اسیر گرفتن زنان مسلمان و اطفال
                    ـ بی حرمتی به اجساد و مثله كردن و بریدن سر امام و شهداء
                    ـ حمله به امام در وقت اقامه نماز
                    ـ قتل صبر
                    امام سجاد (علیه السلام) فرمود : اَنَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْرَاً وَ كَفَی بِذَلِكَ فَخْرَاً
                    من فرزندكسی هستم كه به مرگ صبر او را به شهادت رسانده اند
                    قتل صبر: انسان یا جانداری را در حالی كه زنده است آن قدر به او ضربه و زخم وارد كنند تا بتدریج بمیرد كه در اسلام از این عمل نهی شده است
                    امام حسین (علیه السلام) با 33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر و... به شهادت رسید
                    عاشورا و انتظار

                    امام چهارم حضرت سید الساجدین زین العابدین علی بن الحسین از پدرش سید الشهداء حسین بن علی علیهما السلام نقل می كند كه پدرم فرمود : یا وَلَدی یا عَلیّ وَاللهِ لا یَسْكُنُ دَمی حَتّی یَبْعَثَ اللهُ الْمَهدیَّ فَیَقْتُلَ عَلی دَمی مِنَ الْمُنافِقینَ الْكَفَرَةِ الْفَسَقَةِ سَبْعینَ اَلْفاً ای فرزندم، ای علی، به خدا قسم خون من از جوشش نمی افتد تا اینكه خدای متعال حضرت مهدی عج را برانگیزاند تا انتقام خون مرا از هفتاد هزار نفر از منافقین و فاسقین بگیرد
                    موسوعه كلمات امام حسین ص 371
                    عاشورا و انقلاب اسلامی

                    نهضت عاشورا به لحاظ ماهیت اسلام خواهی، اصلاح طلبی و ظلم ستیزی اش، همواره الهام بخش انقلابیون و حركتهای اصلاحی بوده است، انقلاب اسلامی ایران نیز از آن سر چشمه سیراب شدو از محتوای عاشورا الهام گرفت، شرایط سیاسی و اجتماعی ایران قبل از انقلاب، شبیه دوران بنی امیه بود، فساد و ظلم حاكمیت داشت، اسلام در حال فراموشی و انزوا بود، ابتذال فرهنگی غربزدگی، معروف شدن منكر، منكر شدن معروف، زندان وشكنجه آزاد مردان وحیف و میل بیت المال و… ، همه شرایطی را به وجود آورده بود كه اصلاحی عمیق را می طلبید امام خمینی (ره) با الهام از عاشورا، روح حماسه و غیرت دینی را در مردم دمید و آنان را به حكومت اسلامی و حاكمیت ارزشهای قرآنی فرا خواند، همانند جدش سید الشهداء مفاسد رژیم منحط طاغوت را بر شمرد و از تبیین مفاسد معاویه، یزید، ابن زیـاد و … ذهنها بـه مفـاسد و مظـالم طاغوتیان منتقل می شد. ولـذا مـردم مبارزات خـود را بـر ضد یـزید زمـانـه می دانستند و شعارهای زمـان انقلاب، ایـن پیـونـد را تـائید می كند، مـردم می گفتند . نهضت ما حسینی رهبر ما خمینی

                    عاشورا محور بسیج مردم و عنصر شهادت، به مبارزه مردم روح و جان می بخشید. بهره های عاشورای حسینی به انقلاب اسلامی فراوان می باشد و به تعبیر امام خمینی ره اگـر قیـام حـضرت سیّد الشهداء نبـود، امـروز ما هم نمی توانستیم پیروز شویم غم عاشورا

                    قالَ الرضاعلیه السلام: مَنْ كانَ عاشورا یَوْم مُصیبَتِهِ و بُكائِهِ جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقیامَة، یَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرورِهِ امام رضا علیه السلام فرمود: هر كس عاشورا را روز مصیبت و اندوه و گریه خود قرار دهد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرور اوقرار می دهد بحار الانوار ج 44 ص 284
                    آیا می دانید كه
                    ـ در كربلا، پنج نفر از اطفال نابالغ به همراه امام حسین به شهادت رسیدند، طفل شیر خوار امام، علی اصغر، عبدالله بن حسن بن علی، قاسم بن حسن بن علی، محمد بن ابی سعید و عمر بن جناده انصاری
                    ـ در كربلا، یك زن بنام اُمّ وهب نمریه قاسطیه همسر عبدالله بن عمیر كلبی در دفاع و حمایت از امام به شهادت رسید
                    ـ در كربلا دو زن بنامهای اُمّ عبدالله بن عمیر و اُمّ عمر بن جناده در یاری امام حسین جنگیدند
                    ـ در كربلا اعضای بدن سه نفر از یاران و اصحاب امام حسین تكه تكه شده است، عباس بن علی، علی بن الحسین و عبدالرحمان بن عمیر
                    ـ در كربلا چند گروه از برادران به همراه امام به شهادت رسیدند
                    الف: عباس،عثمان،جعفر، ابوبكر،عبدالله، همگی از فرزندان مولا امیرالمؤمنین و برادران امام حسین بودند
                    ب: علی اكبر و علی اصغر از فرزندان امام حسین
                    ج: قاسم، ابوبكر،عبدالله از فرزندان امام حسن مجتبی
                    د: عون و جعفر از فرزندان حضرت زینب و عبدالله بن جعفر
                    ه: عبدالله و محمد از فرزندان مسلم بن عقیل
                    و: مسلم و عبد الرحمان و جعفر از فرزندان عقیل بن ابی طالب
                    ـ در كربلا سرهای سه نفر از یاران امام حسین به سوی آن حضرت پرتاب شد، عبدالله بن عمیر كلبی عمر بن جناده، عابس بن ابی شبیب شاكری
                    شیعه امام حسین

                    شیعه باید آبها را گل كند
                    خط سوم را به خون كامل كند
                    خط سوم خط سرخ اولیاست
                    كربلا بارزترین منظور ماست
                    شیعه یعنی تشنه جام بلا
                    شیعگی یعنی قیام كربلا
                    شیعه یعنی بازتاب آسمان
                    بر سر نی جلوه ی رنگین كمان
                    از لب نی بشنوم صوت تو را
                    صوت « انی لا اری الموت» تو را
                    شیعه یعنی امتزاج ناز و نور
                    شیعه یعنی رأس خونین در تنور
                    شیعه یعنی هفت وادی اضطراب
                    شیعه یعنی تشنگی در شط آب
                    درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                    نظر


                      #11
                      شور حسین(ع)

                      درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                      نظر


                        #12

                        هنگام روضه خواندن ذاکر درون ذهن
                        تصـویــر قـتلــگـاه مــجـسّـم بیــاوریـد
                        هر سینه نیست قبر حسین و مطاف او
                        در هـیـئـت غـمـش دل مَـحـرم بـیــاوریـد
                        «فَلتُلطَمُ الخُدود و تُشَقُّ الجُیوب» را
                        بـر گـونه ها و سـینه فـراهـم بـیـاوریـد
                        رخت سپید کنده و در گنجه افکنید
                        پـیـراهــن ســیـاه مـحـرّم بـیــاوریـد
                        درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                        نظر


                          #13
                          متن زیبا کربلا



                          در مدرسه ی کربلا ، کودکان به چشم خود دیدند که بابا دو بخــــش است:
                          بخشی در صحـــــرا ، بخشـــی بر بالایٍ نیــــزه ...
                          اما اینکـــه عمــــو چند بخش است را فقـط بــابـــا می دانــد ...

                          کربلا نشان داد که با شکیبایی در عطشی کوتاه؛

                          می توان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد ...
                          شیرازۀ عترت و کتاب است حسین

                          سرچشمۀ عشق و انقلاب است حسین

                          دیگر شهدا ستارۀ تابانند

                          عباس چو ماه و آفتاب است حسین



                          *************************

                          ایمان و وفا سایۀ بالای تو بود

                          ایثار علی ، نقش به سیمای تو بود

                          گر لب نزدی به آب دریا ، عباس

                          دریای ادب میان لبهای تو بود



                          ( شاعر:سید رضا مؤید خراسانی)
                          درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                          نظر


                            #14
                            صراط مستقیم

                            نــذر کـــرده ام

                            صــد دور تــســبــیــح

                            "" اهدنا صراط المستقیم ""

                            بــخـوانــم

                            شــایــد ایــن بــار مـسـیـــرم بــه کــربــلایت افــتــاد.

                            " السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین "
                            درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                            نظر


                              #15

                              همراه با کاروان عاشورا از مدینه تا کربلا + نقشه
                              درخت هنگام سوختن آواز می خواند ، پرنده ی کوچکی در قلبش جامانده بود... علیرضا عباسی

                              نظر

                              Working...
                              X