اطلاعيه

Collapse
No announcement yet.

دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها

Collapse
X
 
  • فیلتر
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts

    دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها

    با سلام و احترام....

    من تقریبا دو سه ماهی هست با یه دختر بابت ازدواج برای آشنایی در ارتباط هستم...البته خانواده هامون میدونن.

    تقریبا در تمامی موارد زندگی مشترک، دونفری به تفاهم رسیدیم و در مورد همه چیز صحبت کردیم..حتی تا مرحله مهریه..در واقع به یه نقطه اشتراک رسیدیم و از نظر فکری و شخصیتی و اهداف آینده خیلی بهم نزدیکیم....

    تا اینکه دیروز موضوع، دست دادن خودش با پسر عمو و پسر خالش و عموهایش رو گفت.....پسر عمو و پسر خاله هاش همشون سن بالا هستن و زن و بچه دارن و کمترینش 48 سالش هست....سالی یه بار تقریبا این اتفاق میفته.......و فقط هم با عمو ها(دو تا عمو داره) و پسرخاله و پسر عموهاش این دست دادن رو داره....

    (اینم بهتون بگم خانواده من اینطور نیستن که با این موضوع مخالفت کنن چون میگن زندگی خودته و به ما ربطی نداره و خودت باید دختر رو با این شرایطش قبول کنی البته راهنمای های خودشون رو میکنن)

    من و این دختر خانم هم هر دو 28 سالمون هست...هر دو فوق لیسانس هستیم..

    باهم خیلی محترمانه در این مورد حرف زدیم، و من گفتم توی خانواده من چنین چیزی وجود نداره و برام تازگی داره...و باید روی این موضوع فک کنم..البته به ایشون گفتم که باید این موضوع رو زودتر بهم میگفتن و ایشون گفتن که فکر میکردم برات عادی هست و فلان...

    ایشون هم در ادامه گفتن که من حریم و حد و مرز خودم رو دارم و برای همسر آیندم احترام قایل هستم وحرمتشو رو حفظ میکنم، اگر یک ذره فک کنم که اونها مردهایی هستن که ذهنشون مشکل داشته باشه، به هیچ وجه دست نمیدم و گفت این موضوع چیزی هست که از بچگی برام اتفاق افتاده و من خودم قلبا زیاد خوشم نمیاد و اگه بخوام ترک کنم یواش یواش باید ترک کنم و یه دفعه اتفاق نمیفته..همچنین گفتن به هیچ وجه نمیزارم که افراد نامحرم وارد حریم خصوصی زندگی خودش و من بشن و ازین حرفا....

    من به ایشون گفتم که این دست دادن تو برام یه دلواپسی مردونه ایجاد میکنه که از طرف بقیه (نه از طرف خودت) باعث این بشه که تو به مشکل بخوری یا زندگیمون به خطر بیفته ....

    ایشون هم میگفتن که اونها افراد تحصیل کرده و با شخصیت هستن و اینطور نیستن و فلان....و بهم گفتن که این رفتار رو ترک میکنن.... ولی میترسم عملی نشه...البته شایدم خودم بعدها بفهمم که واقعا مردهای مشکل داری نیستن، این موضوع برام طبیعی بشه ولی در حال حاضر چون برام تازگی داره، هضم این موضوع کمی برام سخته... و نیاز به فکر و مشورت با دیگران دارم....

    منم بهش گفتم باید بیشتر در این مورد صحبت کنیم و خودم هم فکر کنم....

    من خودم آدم مذهبی نیستم ولی خوب یه سری اصول خاص خودم رو دارم و یه جورایی خوشم نمیاد خانمم به شخص نامحرم و خصوصا فامیل که گاهی میبینمشون دست بدن....نمیدونم میتونین منو درک کنین یا نه...یه جورایی دوست دارم خانم بنده مال خودم باشه....(امیدوارم این حرفمو درک کنین...این جمله به این معنی نیست که من همسرمو محدود کنم)

    خواستم نظرتون رو در این مورد بدونم و منو راهنمایی کنین....

    آیا به نظرتون این کار دختر خانم خیلی مشکل داره؟
    آیا به نظرتون رفتارشون نرمال هست؟
    شاید من یکمی دارم سخت گیری میکنم و ریز شدم...نظرتون چیه؟

    میخوام نظرتون رو بدونم...باتشکر

    #2
    نوشته اید که : از نظر فکری و شخصیتی و اهداف آینده خیلی بهم نزدیکیم. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    نه عزیزم اتفاقا کاملا برعکس و صد در صد از هم دور هستید !!!
    (( متاسفانه یا خوشبختانه ))

    بیشتر اشنا بشوید و عجله ای برای ازدواج نکنید
    شما تقریبا هیچ شناختی از همدیگر ندارید .

    موردی که نوشته اید یعنی دست دادن ... که مورد پسند شما نیست را الان و تصادفا متوجه شده اید
    شاید موارد دیگر هم باشه

    متقابلا با این عمل شما به ان دختر خانم هم بر خورده و شاید دلگیر شده .. البته سعی نکنید با تظاهر از دل یکدیگر در بیارید ... همانی باشید که هستید ... هر دو طرفتان خودتان باشید تا شریک خوبی پیدا کنید

    به هر حال : عجله نکنید و با یکدیگر بیشتر اشنا بشوید
    ویرایش شده توسط mrsamankhan; 2018/4/16, 06:54 PM.

    نظر


      #3
      نوشته اصلي بوسيله mrsamankhan نمايش پست
      نوشته اید که : از نظر فکری و شخصیتی و اهداف آینده خیلی بهم نزدیکیم. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

      نه عزیزم اتفاقا کاملا برعکس و صد در صد از هم دور هستید !!!
      (( متاسفانه یا خوشبختانه ))

      بیشتر اشنا بشوید و عجله ای برای ازدواج نکنید
      شما تقریبا هیچ شناختی از همدیگر ندارید .

      موردی که نوشته اید یعنی دست دادن ... که مورد پسند شما نیست را الان و تصادفا متوجه شده اید
      شاید موارد دیگر هم باشه

      متقابلا با این عمل شما به ان دختر خانم هم بر خورده و شاید دلگیر شده .. البته سعی نکنید با تظاهر از دل یکدیگر در بیارید ... همانی باشید که هستید ... هر دو طرفتان خودتان باشید تا شریک خوبی پیدا کنید

      به هر حال : عجله نکنید و با یکدیگر بیشتر اشنا بشوید
      با کمال احترام من فک میکنم شما منظور منو به درستی متوجه نشدید...

      یعنی چی که هیچ شناختی از ایشون پیدا نکردم؟!

      ما خیلی باهم در مورد خیلی چیزها حرف زدیم و مطمئنم از خیلی جهات مثل هم فکر میکنیم....قرار نیست که دو تا آدم از همه لحاظ مثل هم باشن.بالاخره باید تفاوتی وجود داشته باشه...هیچکی هم کامل نیست..مهم اینه که من و ایشون، این تفاوت رو با هم کنار بیایم و حل کنیم...هر کسی یه معایبی داره و من دوست دارم با صبر و حوصله ایشون رو متقاعد کنم و صورت اجباری نداشته باشه و خودشون به این برسن که کارشون درست نیست(البته اینو بگم شاید هم من دارم اشتباه میگم و من زیادی حساسم و میخوام همین موضوع رو در این تاپیک متوجه بشم) .....این دختر خانم هم میگه چیزی بوده که از بچگی براش اتفاق افتاده..و البته خانواده بی حد و مرزی هم نیستن چون خودم به تنهایی هم با برادراش و هم با پدرش صحبت کردم.

      نظر


        #4
        شما قرار مدار برای مهریه و روز عروسیو و تفاهم در رنگ و غذا مورد علاقه رو میگید شناخت؟؟؟؟
        شما هنوز ب ایشون اعتماد ندارید ک سر حرفش بایسته و دیگه حالا ب گفته خودتون با پسر خالش دست نده. خب شما هنوز ایشون ب هیچ وجه نشناختید و نتونستین ب دنیای فکر و قلبش نفوذ کنید.
        حرفاتونو رودر رو بگید نه در تلگرام و ... اینطوری میتونید صداقت حرفاشو تشخیص بدید البته البته اگه این خانم از خانواده درستی باشند و ب خاطر رابطه های اشتباه و زیادی ک قبلا داشتن تبحر در دروغگویی نداشته باشند با ارتباط چشمی میتونید حرفای صادقانشو تشخیص بدید.
        البته خب اینم ی هشداره وارد همچین رابطه عمیقی شدن یک ریسک خیلی بزرگه چون ممکنه بعدها این رابطه بی سرانجام بمونه و شما تقریبا ی تیکه از قلبو روحتونو از دست بدید.
        پشت دریا شهریست
        ک در آن پنجره ها، رو به تجلی باز است!
        بام ها جای کبوترهاییست، که به فوّاره ی هوش بشری می نگرند
        دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتیست
        قایقی باید ساخت

        نظر


          #5
          نوشته اصلي بوسيله ریحانه سعادت نمايش پست
          شما قرار مدار برای مهریه و روز عروسیو و تفاهم در رنگ و غذا مورد علاقه رو میگید شناخت؟؟؟؟
          شما هنوز ب ایشون اعتماد ندارید ک سر حرفش بایسته و دیگه حالا ب گفته خودتون با پسر خالش دست نده. خب شما هنوز ایشون ب هیچ وجه نشناختید و نتونستین ب دنیای فکر و قلبش نفوذ کنید.
          حرفاتونو رودر رو بگید نه در تلگرام و ... اینطوری میتونید صداقت حرفاشو تشخیص بدید البته البته اگه این خانم از خانواده درستی باشند و ب خاطر رابطه های اشتباه و زیادی ک قبلا داشتن تبحر در دروغگویی نداشته باشند با ارتباط چشمی میتونید حرفای صادقانشو تشخیص بدید.
          البته خب اینم ی هشداره وارد همچین رابطه عمیقی شدن یک ریسک خیلی بزرگه چون ممکنه بعدها این رابطه بی سرانجام بمونه و شما تقریبا ی تیکه از قلبو روحتونو از دست بدید.

          ممنون...

          من کامل به شما توضیح ندادم...در مورد خیلی چیزها حرف زدیم...مهریه بخش آخر حرفامون بود...تفاهم قطعا اون چیزهایی که گفتین رو فقط شامل نمیشه....

          نه اینطورام نیست که به ایشون اعتماد نداشته باشم...یه دلواپسی فقط دارم و دوست دارم با استفاده از توضیحات و تجربیاتی که دوستان میگن این دلواپسی از بین بره...

          حالا یه سوال از شما که دختر هستین میکنم...

          من چطور میتونم با کلام خیلی گیرا و دلچسب این دختر خانم رو بهتر متقاعد کنم که این کار رو نکنن؟ اینو بقیه دوستان هم اگه تونستن جواب بدن...

          بازم میگم شاید من یه مشکل کوچیک رو خیلی بزرگ کردم ولی دوست دارم در این تاپیک خیلی صمیمانه و به دور از حاشیه و بحثی در موردش با هم حرف بزنیم.

          نظر


            #6
            نوشته اصلي بوسيله aLI8754 نمايش پست
            ممنون...

            من کامل به شما توضیح ندادم...در مورد خیلی چیزها حرف زدیم...مهریه بخش آخر حرفامون بود...تفاهم قطعا اون چیزهایی که گفتین رو فقط شامل نمیشه....

            نه اینطورام نیست که به ایشون اعتماد نداشته باشم...یه دلواپسی فقط دارم و دوست دارم با استفاده از توضیحات و تجربیاتی که دوستان میگن این دلواپسی از بین بره...

            حالا یه سوال از شما که دختر هستین میکنم...

            من چطور میتونم با کلام خیلی گیرا و دلچسب این دختر خانم رو بهتر متقاعد کنم که این کار رو نکنن؟ اینو بقیه دوستان هم اگه تونستن جواب بدن...

            بازم میگم شاید من یه مشکل کوچیک رو خیلی بزرگ کردم ولی دوست دارم در این تاپیک خیلی صمیمانه و به دور از حاشیه و بحثی در موردش با هم حرف بزنیم.
            دخترا کلا ذات لجبازی دارند هرچی بیشتر حساسیت نشون بدید کلا بدتر میشه . حالا بازم بستگی ب شخصیت اون خانوم داره. خب اگه شما رو دوست داشته باشه و آرامش شما براش مهم باشه، این کارو انجام نمیده. مگر اینکه شما از علاقه ایشون نسبت ب خودتون مطمئن نباشید اونجا باید ببینید ک چرا هنوز علاقه ایشونو ب خودتون جلب نکردید.
            پشت دریا شهریست
            ک در آن پنجره ها، رو به تجلی باز است!
            بام ها جای کبوترهاییست، که به فوّاره ی هوش بشری می نگرند
            دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتیست
            قایقی باید ساخت

            نظر


              #7
              رک باشید و در یک کلام و با حالت چهرتون ب صورت جدی ناراحتیتونو یکبار و برای همیشه بهش بگید. و دیگه ادامه ندید این بحثو و اگه جبهه نگرفت خب و شما بهش اعتماد دارید خب دیگه بحثی نمیمونه.
              دیگه تمام نبوغ فکری و تجربه شخصی بود
              پشت دریا شهریست
              ک در آن پنجره ها، رو به تجلی باز است!
              بام ها جای کبوترهاییست، که به فوّاره ی هوش بشری می نگرند
              دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتیست
              قایقی باید ساخت

              نظر


                #8
                به زور متوسل شین
                خدايا ، اگه تو دست منو بگيري
                هيچ كس منو دست كم نميگيره

                نظر


                  #9
                  این کتاب را تهیه و مطالعه فرمایید

                  خدايا ، اگه تو دست منو بگيري
                  هيچ كس منو دست كم نميگيره

                  نظر


                    #10
                    اینجور که به نظر میرسه اینطوریه که تفاهم دارید
                    ولی خب اون دختر توی محیط خانواده خودشون بزرگ شده که بعضی چیزا از قدیم بوده و برای اونا اهمیتی نداشته و حالا شما دیدید و دارید با اون فرهنگی که خودتون بزرگ شدید مقایسه میکنید.
                    ولی به هر حال بهش بگید موضوع رو و اینکه دوست ندارید که این کار انجام بشه. ولی خب نوع گفتنتون باید مناسب باشه که تاثیر داشته باشه. نه خیلی دستوری باشه و نه خیلی شل و ول.

                    نظر


                      #11
                      ببخشید من اون ساعت وقت نداشتم و یک نکته مهم موند ک بگم
                      اینکه شما میگید این موضوع کوچیکیه و من دارم بزرگش میکنم اینطور نیست ببینید این موضوع برمیگرده ب شخصیت شما ک این جور آداب معاشرتو نمیپسندید و این خانوم از اول این شخصیت شما رو پسندیده دیگه بلاخره میگید همو خوب میشناسیم. ( اصلا ب اینکه این شخصیت خوبه یا بد کار ندارم) . مثل اینه ک خانوم آدم با حجابی باشه و شما اولین سفر خارجه بخاین کلا حجابو بزاره کنار. یا خانم کلا آدم راحتی باشه و ب حجاب مقید نباشه و یهو شما بگید ک چادری بشه اینا همش مثاله میدونید یا هر چیزی ک بر میگرده ب شخصیت ایشون و شما بخاین عوضش کنید خب عوض کردن شخصیت خودش یه هزینه هایی داره ممکنه با فروپاشی ی بخش شخصیتی یک نفر خیلی چیزا تغییر کنه ک بعضی وقتها هم اصلا ب نفع طرف مقابل نیست. در کل شما و طرف مقابلتون این بعد از شخصیت همو قبول کردید با هم باشید و کسی حق اصرار بر تغییر طرف مقابل رو نداره مگر اینکه خودش با انعطافات و تفکر و تصمیم خودش بخاد ک تغییر کنه.
                      پشت دریا شهریست
                      ک در آن پنجره ها، رو به تجلی باز است!
                      بام ها جای کبوترهاییست، که به فوّاره ی هوش بشری می نگرند
                      دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتیست
                      قایقی باید ساخت

                      نظر


                        #12
                        سلام
                        به نظر منم انگار شما با هم توی این مسائل تفاهم دارید اگر همه حقیقت همینی باشه که شما میگی. وقتی دختر خانم برای شما این موضوع رو مطرح کرده پس یعنی برای خودش هم دغدغه بوده! یا البته شایدم میدونسته که برای شما یه دغدغه س! ولی کلا مطرح کردنش توسط ایشون نشون میده از پایه یکم اعتقاداتتون شبیه همه. ولی در ازدواج هیچ وقت عجله نکنید. ولی صبر بیش از حد هم فایده ای نداره. همونطور که شما الان خودت رو جلوی ایشون خیلی بهتر از واقعیتت نشون میدی ایشون هم همینکار رو میکنه. تا زندگی مشترک شروع نشه شما واقعیت های خودت و ایشون رو نمیبینی. اگر بتونید رابطه هاتون رو به خانواده ها بکشونید بهتره. توی حریم خانواده افراد بیشتر خود واقعیشون رو نشون میدن. خانواده ی خوب هم نشون دهنده فرزند خوبه در اکثر موارد!

                        ولی اگر نظر شخصی منو در مورد "دست دادن" بخواید بدونید اینه که این مسئله مال قرون وسطی ست. دست دادن یه عمل انسانیه و نشانه احترامه! کسی که با دست دادن بخواد منحرف بشه از پایه ذهنش منحرفه و دست دادن فقط یه بهونس. تو رو خدا از این حرف ها هم نزنید که دوست دارید زنتون مال خودتون باشه. میدونم نیت شما خیلی درسته. ولی این دیدگاه اشتباهه. اینطور ببینید که زنتون همراه شما در زندگیه. دیدگاه درست ازادی های انسانی و اجتماعی رو برای طرفین میاره. ولی اینم بگم ازادی منظورم بی بند و باری هم نیست.

                        امیدوارم خوشبخت بشید.

                        نظر


                          #13
                          نوشته اصلي بوسيله aLI8754 نمايش پست
                          با سلام و احترام....

                          من تقریبا دو سه ماهی هست با یه دختر بابت ازدواج برای آشنایی در ارتباط هستم...البته خانواده هامون میدونن.

                          تقریبا در تمامی موارد زندگی مشترک، دونفری به تفاهم رسیدیم و در مورد همه چیز صحبت کردیم..حتی تا مرحله مهریه..در واقع به یه نقطه اشتراک رسیدیم و از نظر فکری و شخصیتی و اهداف آینده خیلی بهم نزدیکیم....

                          تا اینکه دیروز موضوع، دست دادن خودش با پسر عمو و پسر خالش و عموهایش رو گفت.....پسر عمو و پسر خاله هاش همشون سن بالا هستن و زن و بچه دارن و کمترینش 48 سالش هست....سالی یه بار تقریبا این اتفاق میفته.......و فقط هم با عمو ها(دو تا عمو داره) و پسرخاله و پسر عموهاش این دست دادن رو داره....

                          (اینم بهتون بگم خانواده من اینطور نیستن که با این موضوع مخالفت کنن چون میگن زندگی خودته و به ما ربطی نداره و خودت باید دختر رو با این شرایطش قبول کنی البته راهنمای های خودشون رو میکنن)

                          من و این دختر خانم هم هر دو 28 سالمون هست...هر دو فوق لیسانس هستیم..

                          باهم خیلی محترمانه در این مورد حرف زدیم، و من گفتم توی خانواده من چنین چیزی وجود نداره و برام تازگی داره...و باید روی این موضوع فک کنم..البته به ایشون گفتم که باید این موضوع رو زودتر بهم میگفتن و ایشون گفتن که فکر میکردم برات عادی هست و فلان...

                          ایشون هم در ادامه گفتن که من حریم و حد و مرز خودم رو دارم و برای همسر آیندم احترام قایل هستم وحرمتشو رو حفظ میکنم، اگر یک ذره فک کنم که اونها مردهایی هستن که ذهنشون مشکل داشته باشه، به هیچ وجه دست نمیدم و گفت این موضوع چیزی هست که از بچگی برام اتفاق افتاده و من خودم قلبا زیاد خوشم نمیاد و اگه بخوام ترک کنم یواش یواش باید ترک کنم و یه دفعه اتفاق نمیفته..همچنین گفتن به هیچ وجه نمیزارم که افراد نامحرم وارد حریم خصوصی زندگی خودش و من بشن و ازین حرفا....

                          من به ایشون گفتم که این دست دادن تو برام یه دلواپسی مردونه ایجاد میکنه که از طرف بقیه (نه از طرف خودت) باعث این بشه که تو به مشکل بخوری یا زندگیمون به خطر بیفته ....

                          ایشون هم میگفتن که اونها افراد تحصیل کرده و با شخصیت هستن و اینطور نیستن و فلان....و بهم گفتن که این رفتار رو ترک میکنن.... ولی میترسم عملی نشه...البته شایدم خودم بعدها بفهمم که واقعا مردهای مشکل داری نیستن، این موضوع برام طبیعی بشه ولی در حال حاضر چون برام تازگی داره، هضم این موضوع کمی برام سخته... و نیاز به فکر و مشورت با دیگران دارم....

                          منم بهش گفتم باید بیشتر در این مورد صحبت کنیم و خودم هم فکر کنم....

                          من خودم آدم مذهبی نیستم ولی خوب یه سری اصول خاص خودم رو دارم و یه جورایی خوشم نمیاد خانمم به شخص نامحرم و خصوصا فامیل که گاهی میبینمشون دست بدن....نمیدونم میتونین منو درک کنین یا نه...یه جورایی دوست دارم خانم بنده مال خودم باشه....(امیدوارم این حرفمو درک کنین...این جمله به این معنی نیست که من همسرمو محدود کنم)

                          خواستم نظرتون رو در این مورد بدونم و منو راهنمایی کنین....

                          آیا به نظرتون این کار دختر خانم خیلی مشکل داره؟
                          آیا به نظرتون رفتارشون نرمال هست؟
                          شاید من یکمی دارم سخت گیری میکنم و ریز شدم...نظرتون چیه؟

                          میخوام نظرتون رو بدونم...باتشکر
                          با سلام
                          بنظر من اگر اعتماد و صداقت وجود داشته باشه هیچ چیزی نمی تونه باعث مشکل بشه..این موضوع هم اهمیت خاصی نداره ولی وقتی شما این موضوع رو مطرح می کنید یعنی براتون اهمیت داره.یا اینکه شما در خانواده ای بزرگ شدید که این موضوع براشون اهمیت داشته و به شما منتقل شده.
                          این نشون می ده که یا شما هنوز بصورت کامل به رشد فکری ایده ال نرسیدید یا اعتماد مناسبی به طرف مقابل ندارید که می تونه ریشه در ارتباطات قبلی شما با جنس مخالف داشته باشه.
                          در هر صورت این شما هستید که می تونید درون خودتون رو ببینید
                          اگر رضایت درونی دارید مشکلی نیست وگرنه احتمال داره بعدا دچار مشکل بشید
                          موفق باشید
                          جلوه باشگاه مهندسان ايراني، مديران و كاربراني هستند كه همچون نگين مي درخشند.
                          (دوستان اگر سوال یا مشکلی دارید بهتره به جای ارسال پیام خصوصی، در تاپیک مطرح کنید تا با همفکری دوستان حلش کنیم یادتون باشه سوال شما ممكنه سوال خیلی ها باشه)

                          نظر


                            #14
                            ببینید عزیزم
                            عشق علاقه تفاهم واقعی را اصلا نمیشه برروی ان اسم گزاشت
                            شما الان فقط خودتان را میبینید و شاید حرفهای دیگران برایتان بی اهمیت باشه
                            کاملا موقعیت شما را درک میکنم چون مسلما هر کسی در این شرایط قرار گرفته

                            کسی به شما نگفت که برای هم دیگر مناسب نیستید !!
                            اما شما میگویید : تقریبا دو سه ماه هست که اشنا شده اید ....

                            متاسفانه زوج هایی را دیدم که قبل از اشنایی برای مدت طولانی از یکدیگر شناخت داشتند ... همکلاس بودند ... فامیل بودند.. دوست صمیمی یا غیره //
                            ولی متاسفانه بعد ازدواج ... از همدیگر دور شدند

                            کلا منظور این حقیر اینه که کمی بیشتر با هم اشنا بشوید .. فکر کنم حداقل شش ماه مناسب باشه .. البته با توجه باینکه با هم در تماس باشید و یکدیگر را در مورد موضوعات مختلف محک بزنید
                            از صمیم قلب ارزو خوشبختی برای همه عزیزان دارم ... پیدا کردن نیمه حقیقی کار راحتی نیست
                            منکه پیداش کردم ولی قسمت نشد بهم برسیم ...
                            امیدوارم شما خوشبخت بشوید .

                            نظر


                              #15
                              سلام. ممنونم از دعوتتون.

                              به نظر من این موضوع اصلا مهم نیست و مشکلی در اینده ایجاد نخواهد کرد. در زندگی مشکلات بزرگتری روبروی شما خواهد بود که این چنین مسائلی رنگ خواهند باخت.
                              Who knows when stronger demons appear
                              Become faster in your approach to strenght
                              The bloody war of life never cares about persons

                              نظر

                              Working...
                              X